چکیده رویداد و جهتگیری خبری
در هفتههای اخیر، رویکرد برخی رسانهها به استفاده از احساسات در ورزش به بحثی جدی تبدیل شد؛ رویدادی که به تازگی در قالب مرثیهسرایی تلویزیونی برای بازیکنانی که در رقابتهای بینالمللی شرکت کردند، به وایرال شدن در اینستاگرام منجر شد. این موضوع با واکنشهای گسترده از سوی مخاطبان و کارشناسان رسانهای روبهرو شد و به نقد نحوهٔ ارائهٔ رویدادها از سوی برخی مجریان و رسانهها انجامید. در این گزارش تلاش میشود تا این رویداد با رویکرد تحلیلی و ساختار خبری بررسی شود تا هم واقعیتها حفظ شود و هم از منظر EAT به آن نگاه شود.
طبق گزارشهای منتشر شده، یکی از ورزشکاران ایران در رشتهٔ دواتلون در بازیهای همبستگی کشورهای اسلامی در معرض از دست دادن مدال قرار گرفت. در این میان، مرثیهای که بهطور زنده توسط مجری شبکهٔ ورزش ارائه شد، موجی از واکنشهای منفی و سوالبرانگیز دربارهٔ انگیزهٔ این رفتار و تأثیرِ آن بر رفتار مخاطبان پدید آورد. از منظر رسانهای، این رفتار به شکلی سریع در شبکههای اجتماعی انعکاس یافت و بسیاری از تحلیلگران به بررسیٔ چرایی و پیامدهای چنین اقداماتی پرداختند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این رخداد نشان میدهد که در فضای مجازی، استفاده از روایتهای عاطفی برای جلب توجه، میتواند به سرعت بازنویسی شود و در نهایت به شکلگیری بازخوردهای متنوعی منتهی گردد.
زمینهٔ رویداد و محورهای اصلی گزارش
در جریان رقابتهای همبستگی کشورهای اسلامی، تیمهای شرکتکننده در زمینهٔ دواتلون با وجود تلاشهای فراوان، نتوانستند به موفقیت در سطح مدالی دست یابند که این امر، در برخی گزارشها با ابراز احساسات از سوی تماشاگران و پوششهای رسانهای همراه شد. روایتی که به دنبال توضیح دلایل شکست و ناامیدی بود، با انتشار ویدئویی همراه شد که در آن میثم رضایی، ورزشکار تیم ملی، در اقدامی احساسی به همراه اشکهایش از دست دادن فرصتهای پر ارزیابی را روایت کرد. این ویدئو با مرثیهسرایی از سوی مجری شبکه ورزش همراه شد و با وجود نیت اولیهٔ بیان احساسات، به سرعت به موضوعِ بحث برانگیزی دربارهٔ هدف از این مرثیه تبدیل شد: آیا چنین روایتی برای جلب توجه و تولید محتوا در اینستاگرام سودمند است یا نه؟
منتشرکنندگان اصلی و مخاطبان، کمکاستیها و نکات مختلفی را مطرح کردند. برخی معتقدند که چنین رویدادی میتواند به تقویت ارتباط ورزش با مردم کمک کند و احساس همدردی را برانگیزد؛ در مقابل، عدهای دیگر از منظر اخلاق رسانهای و اعتبارِ پیامهای ورزشی نسبت به استفادهٔ افراطی از احساسات و انتشار محتوای احساسیِ غیرتحلیلی انتقاد دارند. این گفتوگوها نشان میدهد که هم در سطحِ ملی و هم در سطحِ رسانهای، میتوان از موضوعات ورزشی برای ایجاد بحثهای سازنده استفاده کرد، به شرط آن که روایتها از نظرِ منابع و صحتِ اطلاعات قابلِقبول باشند و سپس با تحلیلهای دقیق تبیین شوند. در این چارچوب، نه تنها مدالآوران ملی، بلکه تیمهای ورزشی در زمینهٔ استراتژیِ پیامرسانی و پوشش رسانهای نیز به عنوان محورهای اصلی توجه قرار میگیرند.
جزئیات و روایتهای رویداد از منظر رسانهای
براساس گزارشهای منتشرشده، چهارمین ورزشکار دواتلون ایران در بازیهای اسلامی بهدلیل نتایج کمتر از انتظار، دچار فشاری روانی شد و در لحظهٔ از دست دادن فرصت مدال، اشک ریخت. روایتِ این تصویرِ احساسی با واکنشهای مختلفی در فضای مجازی مواجه شد. برخی تحلیلگران اظهار داشتند که این تصاویر میتواند نشاندهندهٔ عزم و حضور ورزشکار در برابر فشارها باشد و به تقویت همبستگی ملی بینجامد؛ اما دستهای دیگر از منتقدان بر این باورند که انتشار چنین تصاویر احساسی به عنوان ابزار برای وایرال شدن، به استقلال قضاوت مخاطب آسیب میزند و سوالهای اخلاقیِ رسانهای را به میان میآورد. در کنار آن، انتشار یک رمزگذاریِ تصویریِ مرثیه توسط مجریِ شبکهٔ ورزش، از دید برخی کارشناسان، به نوعی تفسیرِ غیرقابلِ دفاع از متنِ کپشن و استفادهٔ خام از احساسات برای جلب توجه تبدیل شد. این نکته به طور گسترده در تحلیلهای رسانهای مطرح شد که بیاعتمادی به محتوای احساسیِ گاهبهگاه در رسانههای ورزشی، میتواند به کاهشِ اعتبارِ منابع منجر شود.
ایرادهای مطرحشده در این روند، به عوامل مختلفی مانند نحوهٔ ویرایش و انتشار و زمانبندی محتوا بستگی دارد. برخی معتقدند که انتشارِ پاسخهای عاطفی به رویدادهای ورزشی، میتواند به شکلِ قابلِ توجهی به علاقهٔ عمومی کمک کند و بازخوردهای سریع ایجاد کند؛ اما شرطِ اصلی این کار، صحتِ روایتها و کاهشِ سطحِ تعارضِ با اصولِ حرفهایِ خبررسانی است. این رویکرد نیازمندِ توجه به منابعِ معتبر، ارزیابیِ دقیقِ پیامهای رسانهای و پرهیز از تطویلِ غیرضروری است تا از خلطِ بینِ احساساتِ فردی و روایتِ حرفهای جلوگیری شود. در گزارشهای روزهای اخیر، موضوعِ «احساسات به جای تحلیل» به عنوان یک چالشِ جدی در توسعهٔ محتوای ورزشی مطرح شده و منجر به بحثهای گسترده در میان متخصصان روابط عمومی و رسانهها شده است.
ارزیابیِ عملکرد رسانهای و چارچوبِ EAT
برای درکِ پیامدهای این رویداد و ارزیابیِ کیفیتِ خبر، مهم است که به سه مولفهٔ «تخصص» (Expertise)، «اقتدار» (Authority) و «اعتماد» (Trust) توجه شود. از منظرِ تخصص، روایتی که بهطور همزمان از تحلیلِ فنیِ مسابقه و بررسیِ شرایط روانیِ ورزشکاران سخن میگوید، میتواند به افزایشِ درکِ عموم کمک کند؛ اما در این رویداد، به نظر میرسد که برخی بخشهای گزارش، بیش از ارائهٔ تحلیلِ فنیِ مسابقه به ارائهٔ احساساتِ شخصی متمایل بودهاند. این میتواند به کاهشِ سطحِ اعتبارِ محتوا منجر شود، اگر با منابعِ مستقل و معتبر همراه نباشد.
از منظرِ اقتدار، نقشِ مراکزِ معتبر رسانهای مانند شبکهٔ ورزش و خبرگزاریهای رسمی، در بیانِ واقعیتها و ارائهٔ دیدگاههای کارشناسی اهمیت دارد. در این زمینه، بازنشرِ رویدادها با تمرکز بر شفافیتِ منابع و تأییدِ حقیقتِ تصاویر و ویدئوها اهمیت دارد. همچنین، بهکارگیریِ نقل قولهای مستقیم و استناد به دادههای مسابقاتی، میتواند به بهبودِ صحتِ روایتها کمک کند. در این رویکرد، شفافسازیِ مخاطب دربارهٔ منابعِ خبر و جدا کردنِ رویداد از تحلیلِ شخصی، به افزایشِ اعتماد عمومی منجر میشود.
در ابعادِ اعتماد، مخاطبان به دنبال استمرارِ ثباتِ کیفیتِ خبر و رعایتِ استانداردهای حرفهای هستند. ارائهٔ توضیحاتِ روشن دربارهٔ هدفِ محتوا، اشاره به منابعِ معتبر و پرهیز از ارزشگذاریِ افراطی، از عواملِ کلیدی برای حفظِ اعتمادِ مخاطبان است. در این راستا، استفاده از عباراتی مانند «به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل» یا ارائهٔ توضیحاتِ دقیق دربارهٔ نحوهٔ بررسیِ روایتها، میتواند به تقویتِ اعتمادِ مخاطب منجر شود. همچنین، ضروری است که به هرگونه تعارضِ منافع یا جهتگیریِ احتمالی نیز اشاره شود تا شفافیتِ محتوا حفظ شود.
نتیجهگیری، پیام و چشمانداز آینده
این رویداد نشان میدهد که در فضای رسانهایِ امروز، روایتهای عاطفی میتواند به سرعت در شبکههای اجتماعی گسترش یابد و به شکلِ داراییِ کلی برای شرکتکنندگان در روندِ بازنویسیِ خبر تبدیل شود. اما همواره این سوال مطرح است که در برابرِ چنین پدیدهای چگونه میتوان با حفظِ اصولِ حرفهای، احتمالِ وایرالشدن را به صورتِ سازنده و آموزشی مدیریت کرد؟ از دیدگاهِ عمومی، امروزه مخاطبان به دنبال اطلاعاتِ دقیق، تحلیلِ متخصصانه و روایتهای عادلانهاند تا بتوانند رویدادها را با فهمِ درست دنبال کنند. این امر نیازمندِ همکاریِ رسانهها با متخصصان ورزشی، پژوهشگرانِ علومِ ارتباطات و ناظرانِ اخلاقِ رسانهای است تا از دامِ سادهنگری و افراط در روایتهای احساسی پرهیز شود. در نهایت، از منظرِ خبرآنلاین و تیمهای تحلیلیِ مرتبط، پیگیریِ رویدادهای ورزشی با رویکردی جامع و قابلِ اعتماد، میتواند به توسعهٔ استانداردهای گزارشگری در ورزش و فضای مجازی کمک کند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، لازم است که این موضوع در گفتوگوهای آینده به صورتِ دقیقتری بررسی و از منظرِ اخلاق رسانهای و استانداردهای خبری ارزیابی شود.
