بهرام بیضایی در آینهٔ نمایش ایران: زندگی، آثار و میراثی که از سانسور نمی‌هراسید

بهرام بیضایی در آینهٔ نمایش ایران: زندگی، آثار و میراثی که از سانسور نمی‌هراسید

در بازتابی طولانی از تاریخ تئاتر و سینمای ایران، بهرام بیضایی به عنوان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های هنری جلوه می‌کند که تعهدش به بیان صریح و پژوهش عمیق در مورد تاریخ و جامعهٔ ایرانی، نه تنها به تقویت زبان نمایش ایران کمک کرده است بلکه مرزهای فکری این حوزه را نیز گسترش داده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بازنگری در زندگی و آثار بیضایی به‌عنوان مرورِ وجودیِ یک هنرمند که همواره در برابر ابتذال و سانسور ایستاده است، اهمیت دارد و می‌تواند راهی برای فهمِ جایگاهِ هنر در چارچوبِ قوانین فرهنگیِ جمهوری اسلامی فراهم آورد.

بیضایی با خلق نمایشنامه‌ها، فیلمنامه‌ها و پژوهش‌های بی‌نظیر، به عنوان آموزگار نسل‌های مختلف تئاتر ایران شناخته می‌شود. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، که فقر آموزشِ هنر نمایش در شهرستان‌ها شدت می‌گرفت، آثار او نه تنها به جوانانِ از مرزِ خشونتِ فکری و تبلیغاتِ غربی عبور کرده بود، بلکه به نیرویی تعادُل‌آفرین برای اعتماد به نفس و باور به قابلیت‌های هنری بدل شد. او با رویکردی پژوهشی و تیزبینانه به تاریخ و فرهنگِ مردسالارِ ایرانی نگریست و با بین خطوط‌خوانیِ تاریخِ سیاسی و اجتماعی، رویکردی منحصربه‌فرد در نمایشنامه‌نویسی پدید آورد که در دنیا بی‌همتا بود.

اثرِ بیضایی فراتر از یک مجموعهٔ نمایش یا فیلم است؛ او با آثاری که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ ساخت، توانست فهمِ تازه‌ای از هنر ملی ارائه دهد و معیارهایی برای سنجشِ کیفیتِ نمایش و سینما در ایران بسازد. این آثار به زبانِ نمایش و سینما، به‌ویژه در بازتولید مفاهیمِ تاریخی و اجتماعیِ ایران، به‌عنوان مرجع و الگو مطرح شدند و نه تنها در ایران که در دانشنامه‌ها و پژوهش‌های جهانی نیز به‌عنوان نمونه‌هایی از تفکرِ نقادانه در تئاتر شناخته می‌شوند. در این راستا، بیضایی با رویکردی شک‌گریانه نسبت به تاریخِ مکتوبِ رسمی، تاریخی دوباره از رویدادهای فرهنگی و اجتماعیِ ایران ارائه کرد که به بازنگری و بازخوانیِ تاریخِ وارونه‌شدهٔ ما کمک می‌کرد.

آثارِ او چه در نمایش و چه در سینما، با تلاش برای استفاده از زبانِ ایرانیِ ناب و با محوریتِ مسئلهٔ هویت، جایگاهی دانشنامه‌وار پیدا کردند. برای نخستین بار، پژوهشگران و دانشگاهیان به بررسیِ آثارِ بیضایی به‌مثابهٔ منابعِ مرجعِ فرهنگ ایران پرداختند و این امر، به توسعهٔ واحدهای درسی و پژوهش‌های دانشگاهی دربارهٔ تاریخِ نمایش و سینمای ایران کمک نمود. همچنین، بیضایی به عنوان مربیِ نسل‌های بعد از خود، با دگرگونیِ روش‌های آموزشِ تئاتر و فیلم‌سازی، انگیزه و اعتماد به نفسِ هنرمندان جوان را بالا برد. مسئله‌ای که در دهه‌های بحرانِ آموزشِ هنرِ نمایش در ایران همواره به‌چشم می‌خورد، با حضور آثار و رویکردهای بیضایی تا حدی تغییر کرد.

او با استفاده از بازنمایی‌های دقیق و دقیق‌تر از تاریخِ معاصر ایران، توانست به مخاطبان نشان دهد که چگونه می‌شود با نقدِ سازوکارهای فرهنگی و اجتماعی، از مسیرِ هنر برای آگاهی‌بخشی و رشدِ فرهنگی استفاده کرد. در فیلم «مسافران»، نمونه‌ای از رویکردِ کهن‌سالِ بیضایی در کنارِ بازیِ جمیله شیخ، به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه مرگ را نمی‌توان به‌سادگی توضیح داد و این فیلم از مادرِ داستان تا شخصیت‌های دیگر به گونه‌ای زنده می‌ماند که مخاطب را به تفکر وادار می‌کرد.

با وجودِ فشارهای اجتماعی و فرهنگی و فشارهای اجرایی، بیضایی همچنان به ساخت و چاپ و پژوهش در حوزهٔ نمایش و سینما ادامه داد و این امر، به‌ویژه در دهه‌های اخیر، به‌عنوان الگویی برای مقاومتِ فرهنگی در برابر محدودیت‌ها محسوب می‌شود. او از سوگ و شیون و زاری بر مرگِ کسان بیزار بود و چنانکه در فیلم «مسافران» نیز آمده است، بایستی از مرگ سخن نگفت تا زندگیِ پویا و خلاق در برابر چشمِ مردم باقی بماند. او درک عمیقی از جایگاهِ فرهنگِ ایرانی داشت و می‌خواست میراثِ خود را به گونه‌ای حفظ کند که نسل‌های آینده بتوانند با آن به‌اندازهٔ کافی آشنا شوند و از آن بهره‌مند شوند. این رویکرد، به‌ویژه در دورانِ محدودیت‌های رسمی و اجتماعیِ ایران، نشان از تعهدِ بیضایی به حفظِ هویتِ فرهنگیِ ایران دارد.

بیضایی با گشودنِ درهای پژوهشِ هنری به روی نسل‌های بعد از خود، زمینهٔ پژوهش‌های گسترده‌ای را فراهم کرد و با طرحِ پرسش‌هایِ عمیق دربارهٔ تاریخ، اجتماع و فرهنگِ مردسالارِ ایرانی، هرگز از یادبردِ این اثرِ فرهنگیِ ملی غافل نشد. او با رویکردیِ پژوهشیِ کارآمد، آثارِ ایرانیِ معیار را به صحنه آورد و با این کار، جایگاهی جهانی برای تئاتر و سینمای ایران ایجاد کرد. در این مسیر، او به‌عنوانِ راهنمایی برای پژوهشگران و هنرمندانِ جوان عمل کرده و می‌خواست بنیادِ فرهنگیِ بهرام بیضایی به‌شکلِ اصولی و آکادمیک تداوم یابد تا بتوان از میراثِ گرانقدرِ او برای رشدِ فرهنگِ نمایش و سینمای ایران بهرهٔ بهینه برد.

در پایان، می‌توان گفت که بیضایی با تمامِ فراز و فرودهایِ زندگیِ هنری‌اش، به‌گونه‌ای عمل کرد که میراثِ او در فرهنگِ نمایش و سینمای ایران همچنان زنده بماند و الهام‌بخشِ نسل‌های آینده باشد. او با نگاهِ شک‌گرایانه به تاریخ و با یافتنِ زبانِ بومیِ دراماتیک، به‌عنوان نمادی از پایداریِ فرهنگِ ایرانی معرفی شد و یادگارهای او برای سال‌ها به‌عنوان معیارهایِ کیفی و فرهنگی در نظر گرفته می‌شود. این یادواره، نه فقط روایتی از دستاوردهای یک هنرمند بلکه سندِ رویکردی به فرهنگِ ایران است که همواره با حفظِ ارزش‌هایِ ملی و فرهنگی در برابرِ تهدیدهایِ مختلفِ اجتماعی ایستاده است.

۲۴۲۲۴۲

تحلیل اجرایی-حقوقی

این خبر با توجه به چارچوب‌های قانونیِ کشور و مطالباتِ نهادهای فرهنگیِ جمهوری اسلامی ایران، نشان می‌دهد که حفظِ میراثِ هنریِ ملی در ایران با محوریتِ پژوهش‌هایِ تخصصی و آموزشِ عمومی به‌عنوان یک وظیفهٔ ملی محسوب می‌شود. در این راستا، هرگونه بازنویسی یا بازتولیدِ آثارِ بیضایی باید با رعایتِ حقوقِ انتشار، حفظِ صحتِ تاریخِ رویدادها و احترام بهِ آزادیِ اندیشه و بیان در محدودهٔ اصولِ قانونیِ کشور انجام شود. تحلیلِ این خبر، از منظرِ اجرایی نیز نشان می‌دهد که گسترشِ پژوهش‌هایِ دانشگاهی دربارهٔ نگرشِ منحصربه‌فردِ بیضایی و توسعهٔ بنیادِ فرهنگیِ وی می‌تواند به تقویتِ فرایندِ آموزشِ نمایش و سینما در دانشگاه‌ها و مراکزِ پژوهشی منجر شود، به شرطِ رعایتِ چارچوب‌هایِ قانونی و امنیتیِ کشور. این رویکرد، به‌ویژه در مواجهه با مسائلِ اجرایی غیرسیاسی و امنیتی، می‌تواند به تقویتِ رویکردِ علمی و حرفه‌ای در میانِ هنرمندانِ جوان منجر شود و از هرگونه‌ سوءبرداشتِ احتمالی در خصوصِ موضوعاتِ سیاسی یا امنیتی جلوگیری کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا