بررسی رابطه اصلاح‌طلبان با دولت پزشکیان از منظر آذر منصوری: نقد سازوکار انتخابات و نقش حزب‌گرایی

بررسی زمینه و محورهای کلیدی یادداشت آذر منصوری درباره رابطه اصلاح‌طلبان با دولت پزشکیان

در یادداشتی تازه که به بررسی پیوستگی جریان‌های سیاسی با دولت منتخب و شیوه‌های اداره کشور می‌پردازد، آذر منصوری، دبیرکل حزب اتحاد ملت، رابطه بین اصلاح‌طلبان و دولت مسعود پزشکیان را از منظر سه بُعد بنیادی بازخوانی می‌کند: تعهد به رأی مردم، پاسخگویی و پاسخ‌گویی متوازن نسبت به وعده‌های انتخاباتی، و نقش نهادهای حزبی در تحقق دموکراسی مستقیم و حزبی. این متن با تمرکز بر مسیرهای اصلاحی و همچنین موانع ساختاری که در ذهنیت عمومی و ساختارهای اجرایی وجود دارد، کوشیده است تا روشن سازد که نقدهای اخیر اصلاح‌طلبان نسبت به عملکرد دولت پزشکیان به معنای فاصله‌گذاری نیست، بلکه بازتاب وظیفه‌ای است که جریان حامی در برابر رأی مردم به دوش می‌کشد. به گفتهٔ نویسنده، این نقدها همواره باید با حمایت هوشمندانه و بازرسی مسئولانه همراه شود تا به تقویت پاسخگویی و حفظ تعادل در عرصه سیاست منجر شود.

دو تعهد اصلی در حمایت از نامزد واحد و نظارت مسئولانه

منصوری استدلال می‌کند که وقتی اصلاح‌طلبان با تصمیم جمعی به حمایت از یک نامزد اختصاصی می‌پردازند، دو تعهد کلیدی بر عهده جریان حامی می‌گذارد: نخست، «حمایت مؤثر» از نامزد واحد و، دوم، «نظارت و پرسشگری مسئولانه» درباره عملکرد دولت و مسیر اجرایی آن. این تعهدات به‌هیچ‌وجه در خلأ شکل نمی‌گیرند؛ بلکه در بستری قرار دارند که با موانع ساختاری و سیاسی چشمگیری روبه‌رو است. با وجود فشارهای درون‌زا و بیرونی، منصوری بر این باور است که این دو تعهد باید به عنوان دو بال یک پرنده عمل کنند تا امکان پاسخگویی به رأی مردم و پیشبرد منافع عمومی فراهم آید. در این مسیر، نقد به عنوان ابزار اصلاحی در کنار حمایت هوشمندانه به کار گرفته می‌شود تا از تضعیف دولت جلوگیری کند و در عین حال بهبودهای لازم را نشان دهد.

ساختار معیوب انتخابات و ضعف نهادهای حزبی

در راستای تحلیل از ساختارهای فنی و نهادی که به نفع یا ضرر مشارکت سیاسی عمل می‌کنند، منصوری به صراحت می‌گوید که یکی از مهم‌ترین موانع سیاست‌سازی، ساختار معیوب انتخابات است که در آن تعادل نیروها و امکانات رقابت عادلانه از بین رفته و نقش احزاب به طور قابل توجهی تضعیف می‌شود. او تأکید می‌کند که نبود یک چارچوب تشکیلاتی کارآمد برای احزاب، و در نتیجه ضعف نهادهای حزبی، به کاهش مشارکت عمومی منجر شده و اعتماد را نسبت به فرایندهای انتخاباتی خدشه‌دار می‌کند. از منظر او، هرگونه تحلیل واقع‌بینانه از انتخابات باید به بررسی این ساختارهای زیرساختی بپردازد تا بتوان تغییرات پایدار را ممکن کرد. بنابراین احترام به رأی و وظیفه بازنگری، در کنار ایجاد فرصت‌های واقعی برای کار حزبی، دو راهبرد کلیدی برای بازسازی مشروعیت انتخابات هستند.

نظارت استصوابی و ویژه‌گزینی‌ها: چالش‌های اساسی رقابت

یکی از محورهای محوری این یادداشت، به مسئله نظارت استصوابی و ویژه‌گزینی‌ها اختصاص دارد. منصوری با تاکید بر اینکه این فرایندها می‌تواند امکان رقابت واقعی را از انتخابات سلب کند، به نقش آنها در کاهش مشارکت و تضعیف امکان ایجاد انتخاب‌های متنوع اشاره می‌کند. او می‌گوید که ایجاد فضای رقابتی سالم و باز، مستلزم بازنگری در این فرایندها و اصلاحات نهادی است تا بتوان به تعادل بیشتری بین وعده‌های انتخاباتی و عملکرد اجرایی دست یافت. به باور نویسنده، بدون بازاندیشی در نظارت استصوابی و بازنگری در رویه‌های ویژه‌گزینی، نمی‌توان از حقیقت انتخابات سخن گفت و به دنبال احیای اعتماد عمومی بود. این نکته در کنار نقدها به کارزارهای انتخاباتی و شیوه‌های ارتباطی با رأی‌دهندگان، نشان می‌دهد که اصلاح انتخابات بخشی ضروری از مسیر اصلاحات سیاسی است.

رابطه اصلاح‌طلبان با دولت و مسیر بهبود انتخابات حزبی

در بخش پایانی متن، منصوری به ضرورت حرکت به سمت یک مدل انتخاباتی حزبی تأکید می‌کند. او به این باور اشاره دارد که احزاب بزرگ در ایران به شکل گسترده شکل‌گیری پیدا نکرده‌اند و وجود تشکل‌های کوچک با کارایی محدود، راهبردی برای مدیریت رأی و تصمیم‌گیری واحد را سخت می‌کند. در نتیجه، راهبرد واقع‌بینانه پیشنهادی، حرکت به سمت شکل‌گیری و تقویت جبهه اصلاحات ایران است که می‌تواند نیروهای مختلف اصلاح‌طلب را در قالب یک سازوکار جمعی سازمان دهد، تصمیم‌های جمعی اتخاذ کند و کاندیدای واحد را معرفی نماید. به قول منصوری، بازنگری در سیاست‌های انتخاباتی و تقویت روند حزبی شدن، می‌تواند به برقراری اعتماد عمومی، افزایش مشارکت و همسو ساختن وعده‌های انتخاباتی با عملکرد اجرایی منجر شود. این رویکرد، به گفته او، نه تنها به بهبود کارایی سیاست می‌انجامد بلکه زمینه‌ساز تقویت نهادهای مدنی و سیاسی می‌شود که در نهایت به ثبات و کارآیی بیشتر در سیاست کلان کشور منجر می‌شود.

جمع‌بندی و چشم‌انداز آینده: به سوی انتخابات حزبی و بازتعریف مشارکت ملی

در جمع‌بندی یادداشت، منصوری می‌گوید جبهه اصلاحات ایران یکی از ظرفیت‌های کلیدی برای نزدیک شدن به الگوی انتخابات حزبی است. این جبهه می‌تواند نیروهای اصلاح‌طلب را در قالب یک سازوکار جمعی به هم پیوند دهد، تصمیم‌های مشترک بگیرد و نامزد واحد معرفی کند. او تأکید می‌کند اصلاح انتخابات، مبارزه با تعارض منافع، بازسازی اعتماد عمومی و بازگرداندن معنای واقعی صندوق رأی تنها از طریق تقویت فرآیند حزبی شدن می‌تواند محقق شود. این مسیر، به بیان او، نه تنها به مشارکت بالاتر مردمی منجر می‌شود بلکه به بازسازی اعتماد عمومی و افزایش کارآمدی سیاست کمک می‌کند. در نتیجه، با نگاه جامع‌تر از یک دولت واحد و با تقویت فعالیت‌های حزبی، می‌توان انتظار داشت که انتخابات به معنای واقعی، با حضور گسترده مردم و با رقابتی آزاد و آگاه برگزار شود. به هر حال، گفت‌وگو درباره اصلاحات، نقد و پاسخگویی، و تبیین نقش احزاب در شکل‌دهی آینده سیاسی کشور، همواره باید به عنوان محور اصلی گفت‌وگو در نظر گرفته شود.

نتیجه‌گیری نهایی و تاکید بر اصولی که باید مد نظر قرار گیرند

در پایان این یادداشت، آذر منصوری با نگاهی واقع‌بینانه و تشخیص دقیق موانع، بر این نکته تأکید می‌کند که مسیر ترمیم انتخابات و بازگرداندن معنای واقعی به صندوق رأی، از مسیر تقویت روند حزبی شدن می‌گذرد. او می‌گوید که جبهه اصلاحات ایران به عنوان یک ظرفیت قابل اتکا، می‌تواند پلی برای هماهنگی نیروهای اصلاح‌طلب، ارائه استراتژی‌های مشترک و تقویت کاندیدای واحد باشد. این روند، از منظر نویسنده، می‌تواند تعادل قدرت را به نفع رأی‌دهندگان تغییر دهد و در نتیجه مشارکت بالا و پاسخگویی اجرایی به‌روز را در پی داشته باشد. در این چارچوب، نقد سازنده و حمایت هدفمند دو رویکرد مکمل‌اند که با هم می‌توانند کارآمدی سیاست را بازگردانند و اعتماد عمومی را به صندوق رأی بازگردانند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا