نفوذ در کشور، شهادت فرماندهان و تحلیل یک جنگ ترکیبی: روایت گفتوگوی سردار طلایی
به گزارش تیم آرشیو کامل، این بازنویسی خبری از گفتوگوی سردار مرتضی طلایی، فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ، با کافه خبر خبری خبرگزاری خبرآنلاین است که با هدف ارائه ساختاری تازه و بهروز، مسائل مربوط به نفوذ در کشور و شهادت فرماندهان عالیرتبه را مرور میکند. طلایی با ارزیابیِ تجربههای عملی از جنگ ۱۲ روزه، به نقش نفوذ به عنوان یکی از ابزارهای جنگ ترکیبی اشاره میکند. او تأکید میکند که در طول این دوره، نفوذ یکی از ابعاد نبرد بود و برای توصیف دقیق این پدیده، مجموعهای از عوامل امنیتی، اطلاعاتی و تشکیلاتی در کنار هم باید دیده شود. او اضافه میکند که فرماندهان از جمله مواردی بودند که به شهادت رسیدند و این مسئله، به معنای نفوذ کامل به تمامی سطوح نبوده است، هرچند که دشمن از راههای مختلف برای ضربهزدن استفاده کرده است. طلایی توضیح میدهد که دشمنان در جنگ ترکیبی از فناوریهای نوین، از جمله هوش مصنوعی، استفاده کردند تا به اهدافشان دست یابند و در این مسیر، سیستمهای دفاعی و تصمیمگیری کشور هم تحت فشار قرار گرفتند. همچنین به موضوعاتی مانند وجود روایتهایی درباره ترور توسط برخی از نیروهای دشمن اشاره میکند که در نهایت به نتیجههای مختلفی منتهی شد و او بر این باور است که در برخی مواقع، از ابزارهای دیگر استفاده شده است تا به اهداف استراتژیک دست یابند. در ادامه، طلایی به بررسی پهپادها و احتمالِ وجود هواپیماهای ترور نیز اشاره میکند و میگوید که هرچند پهپادها شناخته شده بودند، ابزارهای دیگری هم برای حمله به کار گرفته شدهاند و این گونه تهدیدات، نیازمند تقویتِ مستمر پدافندی و بازنگری در فرایندهای تصمیمگیری است. در پایان، او تأکید میکند که نباید فراموش کرد و باید با تقویت پدافندهای غیرنظامی و هماهنگی بیشتر بین نهادهای تصمیمگیر، از تکرار چنین مخاطراتی جلوگیری کرد.
به گزارش تیم آرشیو کامل، او همچنین به این نکته اشاره میکند که جنگ ۱۲ روزه یک جنگ ترکیبی بوده است که برخلاف باورهای بیش از حد سادهانگارانه، تنها به یک وجه خشونتآمیز محدود نمیشود، بلکه شامل تحلیلهای هوش مصنوعی، طراحی حمله و توازن بین منابع دفاعی و حمله است. طلایی با بیان اینکه نفوذ در تصمیمگیریها و در کنار افراد کلیدی وجود داشته است، خاطرنشان میکند که برخی از این نفوذها به صورت آرام و غیرعلنی اتفاق افتاده و تشخیص دقیق آن کار آسانی نیست؛ اما به هر حال، آنچه روشن است، این است که دشمنان برای رسیدن به اهداف استراتژیک از ترکیبی از ابزارهای گوناگون استفاده کردهاند. در این گفتوگو، او به تجربههای سالهای جنگ قبل و دورانهای پس از آن نیز اشاره میکند و میپذیرد که در برخی زمانها، حفاظت از فرماندهان بالادستی به دلایلی دچار ضعفهایی شده است و این موضوع باید به عنوان درس برای تقویت ساختار داخلی در نظر گرفته شود.
طلایی در پیوستِ تحلیل خود، به موضوعات دیگری همچون کارایی ابزار حذف از مسیر دشمن، نقش نفاق در دهههای گذشته و نحوه مواجهه با ناهماهنگیهای اداری و اجرایی اشاره میکند تا نشان دهد که در کنار تهدیدات نظامی، مسایل مدیریتی و اجرایی نیز میتواند به ایجاد نقاط ضعف داخلی منجر شود. او تأکید دارد که پس از این تجربهها، باید به بهبود کارایی ساختارهای پدافند غیرعامل و فرایندهای تصمیمگیری در سطوح عالی کشور توجه شود تا از خطرات آتی جلوگیری شود. در نهایت، طلایی با اشاره به نکتهای تاریخی، میگوید که این جنگ، در کنار دستاوردهای خود، نقاط ضعفمان را روشن کرد و اگر این نقاط شناسایی نشود، احتمال بازگشت به گذشته وجود دارد.
خلاصه نکات کلیدی گفتوگو
- جنگ ۱۲ روزه به عنوان یک جنگ ترکیبی تعریف میشود که نفوذ در آن بهعنوان یکی از ابزارها مطرح شد.
- برخی از فرماندهان عالیرتبه در این رخدادها به شهادت رسیدند و این موضوع به معنای نفوذ کامل در تمام سطوح نیست، بلکه نشان از پیچیدگی جنگ و وجود تهدیدهای متنوع دارد.
- استفاده دشمن از فناوریهای نوین از جمله هوش مصنوعی و احتمالا پهپادها و هواپیماهای ترور در چارچوب «نفوذ» و سایر ابزارها بررسی میشود.
- روشهای دفاعی و تصمیمگیری کشور باید تقویت شود تا نسبت به تهدیدهای ترکیبی پاسخگویی بهتری وجود داشته باشد.
- تحلیلهای اجرایی، مدیریتی و پدافند غیرعامل به عنوان بخشهای کلیدی پس از تجربههای جنگی باید تقویت شوند.
در ادامه، تحلیل اجرایی- غیرسیاسی ارائه میشود تا جنبههای مدیریتی و عملیاتی موضوع را روشنتر کند. این تحلیل با حفظ احترام به قوانین جمهوری اسلامی ایران و با تمرکز بر جنبههای اجرایی و امنیتی که کمتر حساسیتزا شده و میتواند به بهبود کارایی سازمانی منجر شود، ارائه میشود.
تحلیل اجرایی- غیرسیاسی
این تحلیل با هدف روشنسازی جنبههای اجرایی و مدیریتی است تا از منظر بهرهوری و کارایی در نهادهای تصمیمگیر و اجرایی بررسی شود. با وجود اینکه موضوع اصلی درباره نفوذ و شهادت فرماندهان است، تمرکز اصلی این بخش بر بهبود سازوکارهای داخلی است تا فرایندهای تصمیمگیری سریعتر، شفافتر و ایمنتر باشند، بدون ورود به مباحث سیاسی یا امنیتی حساس. برای مثال، تقویت پدافند غیرعامل، بهبود فرایندهای ارزیابی خطر در سطح هیئتهای تصمیمگیری، ایجاد کانالهای گزارشدهی امن و غیرمسدود برای کارکنان در سطوح مختلف، و همچنین ارتقای ظرفیتهای آموزشی در حوزه امنیت داخلی میتواند از بروز آسیبهای ناشی از نفوذ جلوگیری کند. همچنین، ایجاد سازوکارهای همسویی میان واحدهای اطلاعاتی، امنیتی و اجرایی میتواند به کاهش موازیکاریهای خطرناک و افزایش پاسخگویی در برابر تهدیدهای ترکیبی منجر شود. از منظر اجرایی، رعایت اصول مدیریت ریسک، ارزیابی مداوم ظرفیتها، و بازنگری دورهای فرایندهای تصمیمگیری بهویژه در سطوح عالی کشور، میتواند به پایداری ساختارها و کاهش آسیبپذیریها کمک کند. این تحلیل به هیچ عنوان قصد نقد یا تقابل با رویکردهای سیاسی ندارد، بلکه بر بهبود کارایی و کاهش gaps اجرایی متمرکز است تا آیندهای امنتر و منسجمتر برای ساختارهای مدیریتی کشور فراهم شود.
