گزارش تحلیلی درباره تخریب خانههای قدیمی تهران و نقد رویکردهای شهری
در گزارش اخیر منتشر شده با استناد به نوشته روزنامه اعتماد، نگرانیها درباره تخریب بافت تاریخی و خانههای قدیمی تهران دوباره به صدر اخبار بازگشته است. متن این گزارش که به تفصیل به نقد رویکردهای مدیریت شهری و تأثیر آن بر کیفیت زندگی شهری میپردازد، با تحلیلهایی درباره هزینههای فرهنگی و اجتماعی تخریب فضاهای تاریخی همراه است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گزارش نقدی جدی به مدیریت شهری دارد و بر ضرورت حفظ بافت تاریخی و حمایت از فضاهای فرهنگی تأکید میکند تا شهر به جای تبدیل شدن به مجموعهای از ساختوسازهای صرفهای سوده، به زیستبنا و مکان زندگی برای شهروندان تبدیل شود.
طبق متن گزارش اعتماد، برخی مدیران شهری که در میدان مدیریت شهر تهران حضور دارند، به گفته نویسنده، فاقد رویکرد تاریخی و فرهنگی هستند. این نقد به این پرسش پاسخ میدهد که آیا سیاستهای فعلی شهرداری با ماهیت شهر و نیازهای تاریخی آن همخوانی دارد یا نه. نویسنده بر این باور است که تاریخ پُرشکوه تهران و بافتهای قدیمی آن ارزشهایی است که باید حفظ و پاسداری شوند؛ اما در عین حال به اشکال مختلف از این ارزشها برای توجیه پروژههای شهری استفاده شده یا به فراموشی سپرده میشود. از منظر این گزارش، تخریب بافت شهری اگرچه میتواند به بهبود فضاهای معاصر و دسترسیهای تازه منجر شود، اما در صورتی میتواند به نفع شهر باشد که با حفاظت از آثار تاریخی، هویت شهری را تقویت کند و سهم بیشتری از فرهنگ شهروندی را در خود جای دهد.
در ادامه این گزارش، به نمونههای مطرح شده در دورههای مختلف مدیریتی اشاره میشود تا روشن شود که چگونه رویکردهای متفاوت به توسعه شهری میتواند به شکلهای گوناگون روی بافت تاریخی، فضاهای فرهنگی و بناهای عمومی اثر بگذارد. به ویژه بخشهایی از متن که به تخریب کوچهباغهای شمال تهران، تغییر مسیر بافت شهری و تاثیر آن بر فضاهای فرهنگی اشاره میکند، نشان میدهد که نگرانیها تنها به آثار تاریخی محدود نیستند، بلکه به شیوههای برخورد با فرهنگ و جامعه مدنی نیز مربوط میشود. برخی از مواردی که در این گزارش به آنها پرداخته میشود، از جمله تصمیمگیریهای مربوط به احداث بناهای جدید در شیوههایی که به نظر منتقدان با تنظیمات فرایندهای شهرسازی همسو نیست، به عنوان نمونههای مهمی مطرح میشود که میتواند آینده بافت شهری را شکل دهد.
در این راستا، نویسنده به دوران گذشته و مقایسه آن با شرایط فعلی میپردازد تا نشان دهد که مسألهای مانند تخریب بافت تاریخی، پدیدهای است که در طول تاریخ شهرهای بزرگ وجود داشته است و هر دورهای در نحوه برخورد با این پدیده، ارزشها و اولویتهای خاص خود را داشته است. در متن گزارش اعتماد، به دوره مدیریتی احمدینژاد اشاره شده است که به گواهی نویسنده، شیوههای مشابهی در مدیریت شهر را به کار گرفته بود؛ با این تفاوت که نتیجه این شیوهها برای تهران به شکلهای مشخصی در دهههای بعدی بازتاب پیدا کرد. این بخش از گزارش به وضوح به رابطه بین سیاستهای کلان کشور و تصمیمات شهری اشاره میکند و پرسشهایی را مطرح میکند درباره اینکه کدام رویکردها میتوانند به حفظ انسجام فرهنگی و اجتماعی شهر کمک کنند و کدام رویکردها در نهایت به تخریب بافت تاریخی منجر میشوند.
در ادامه، نویسنده به نکتهای اساسی اشاره میکند: شهر بدون بافت تاریخی، بدون فضاهای فرهنگی و بدون حضور جامعه مدنی، پویا و زنده نمیماند. با وجود این، گزارش تأکید میکند که جامعه مدنی ایران، با شبکهای از شهروندان آگاه و مسئولیتپذیر، میتواند به عنوان نیرویی پویایی، حفاظت از شهر و پذیرش مسئولیتهای مشترک را تقویت کند. در مقابل، مدیریت شهری نیازمند پاسخگویی به خواستهای شهروندان و همکاری با جامعه مدنی است تا از طریق مشارکت و شفافیت، راهبردهایی را اتخاذ کند که حفظ بافت تاریخی را به عنوان اولویت اساسی در نظر بگیرد. در نهایت، گزارش به این نتیجه میرسد که همگرایی بین نیازهای معاصر شهر و ارزشهای تاریخی میتواند به جای تقابل، به توسعهای معنادار و باکیفیت منجر شود. بخشهای پایانی گزارش به این نکته اشاره میکند که حفظ فضاهای فرهنگی، احترام به بافت تاریخی و توجه به حقوق شهروندی از جمله ستونهای اساسی توسعه پایدار شهری است و هر گونه اقدام تخریبی بدون توجه به این اصول، به زیان شهر و افراد خیّر و فرهیخته است.
به گزارش تیم آرشیو کامل، این گزارش با زبانی تحلیلی و مبتنی بر شواهد منتشر میشود تا مخاطب با درک بهتری از روندها و پیامدهای تصمیمهای شهری آشنا شود. در پایان، نگارنده تأکید میکند که هر تصمیمی در حوزه شهرسازی باید با معیارهای اخلاقی، فرهنگی و حقوقی فاصله نگیرد و با در نظر گرفتن منافع بلندمدت شهر و نسلهای آینده، به گونهای برنامهریزی شود که بافت تاریخی حفظ شود و مردم در کنار فناوری و نوآوری، زندگی شهری با ثبات و باکیفیت را تجربه کنند. این چارچوب، به نظر نویسنده، میتواند به توسعه پایدار شهری در تهران کمک کند و از ایجاد تنشهای اجتماعی ناشی از تخریب بافت تاریخی جلوگیری نماید.
تحلیل حقوقی-اجرایی درباره تخریب بافت شهری و چارچوب قانونی آن
در این بخش، به ملاحظات حقوقی و اجرایی مرتبط با تخریب بافت تاریخی از منظر قوانین جمهوری اسلامی ایران نگاه میکنیم. بافتهای تاریخی شهرها، از جمله تهران، از نظر قانونی به عنوان سرمایههای فرهنگی و تاریخی تلقی میشوند و ضوابطی برای حفاظت از این بافتها وجود دارد که با هدف حفظ هویت ملی و تاریخ شهر تدوین شدهاند. قانونهای مربوط به حفظ آثار ملی و همچنین قوانین شهری محلی، شرکتهای شهرداری و تصمیمگیران را ملزم میکند که قبل از هر اقدام تخریبی، ارزیابی تأثیر فرهنگی، تاریخی و اجتماعی انجام دهند و نظرات کارشناسی حوزههای میراث فرهنگی، معماری و شهرسازی را مدنظر قرار دهند. در صورتی که تصمیمی در سطح شهر اتخاذ میشود که بافت تاریخی را در معرض تخریب قرار میدهد، باید از طریق کارگروههای تخصصی، بررسیهای لازم انجام شود و نتیجه این بررسیها به صورت شفاف با مردم در میان گذاشته شود تا حق اطلاعرسانی و مشارکت عمومی رعایت شود. همچنین، حفظ فضاهای فرهنگی مانند فرهنگسراها، کتابخانههای شهری، فضای سبز تاریخی و مسیرهای پیادهروی بافت تاریخی، به عنوان بخشی از امنیت روانی و اجتماعی شهروندان مطرح است. از منظر اجرایی، مدیران شهری باید به جای نهاده شدن به منافع کوتاهمدت یا سلیقههای شخصی، به اصول شهرسازی پایدار پایبند باشند و سازههای شهری را طوری برنامهریزی کنند که برای نسلهای آینده نیز قابل استفاده و قابل احترام باشد. در این راستا، توجه به نقش جامعه مدنی و مشارکت عمومی در تصمیمگیریها میتواند به ارتقای اعتماد عمومی منجر شود و از بروز تنشهای اجتماعی جلوگیری نماید. با این تفصیل، میتوان گفت که تخریب بافت تاریخی در سطح شهر بدون رعایت چارچوب قانونی و بدون در نظر داشتن آثار فرهنگی و اجتماعی، میتواند به بیهویتی شهری منجر شود و در نتیجه نتیجهای غیرمنطقی و پُر از هزینههای غیرقابل بازگشت برای شهر و شهروندان به همراه داشته باشد. بنابراین، رویکرد بهینه، رویکردی است که حفظ بافت تاریخی را به عنوان محور توسعه شهری در نظر بگیرد و همراه با آن گفتمان شفاف و پاسخگو را تقویت نماید تا اعتماد عمومی به تصمیمات شهری افزایش یابد.
