مقدمه
در تازهترین تحول سیاستی مربوط به یارانهها، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از یک بازنگری بنیادین در روش ارزیابی و توزیع حمایتهای نقدی و کالابرگها خبر داده است. به جای ادامه تمرکز بر دهکهای درآمدی سنتی، فرمول جدیدی پیشنهاد شده است که بر درآمد واقعى خانوار و ظرفیت تأمین معیشت واقعی تکیه دارد. این تغییر، که به دستور آییننامهای به هیئت دولت فرستاده شده است، با هدف افزایش عدالت و کاهش خروجیهای غیرهدفمند از فرایند پرداخت یارانهها ارائه میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد جدید سعی دارد تا مجموعهای از هزینههای زندگی آشکار و پنهان را در نظر بگیرد و تصویر دقیقتری از قدرت خرید خانوارها ارائه دهد.
چرایی تغییر با تمرکز روی درآمد واقعی
سالهاست که منتقدان از کارآمدی ناپایدار فرایند «دهکبندی» گلایه دارند؛ دهکبندی سنتی بهویژه در دورههای افت و خیز قیمتها، بهویژه در حوزه مسکن و حملونقل، به تفاوتهای فراوان بین شهرهای بزرگ و کوچک توجه کافی نشان نمیدهد. در پاسخ به این چالشها، دفتر وزارت کار و رفاه اجتماعی طرحی را مطرح کرده است که سیستم را از تمرکز صرف روی سطح درآمد تخمینی خارج میکند و به جای آن به معیار «درآمد خالص خانوار» و عوامل واقعی زندگی توجه میکند. این رویکرد جدید، به دنبال تفکیک واقعیتر توان مالی خانوارها است تا از برآوردهای سطحی فاصله بگیرد و به عدالت توزیعی نزدیکتر شود. این تغییر میتواند تأثیرات گستردهای بر نحوه توزیع یارانهها و اجرای کالابرگها در سراسر کشور داشته باشد.
معیارهای کلیدی فرمول درآمد واقعی
طبق توضیحات مطرحشده، آییننامه پیشنهادی سه محور اصلی را برای تعیین سطح یارانه در نظر میگیرد:
- تعداد اعضای خانوار: اندازهگیری بار اقتصادی خانوار و میزان نیازهای زندگی بر اساس اعضای خانوار، از جمله کودکان و سالمندان.
- هزینههای واقعی زندگی: بهویژه مسکن، خوراک، حملونقل و سایر مخارج ضروری که در شهرهای مختلف با شدتهای متفاوتی وجود دارد.
- تفاوت هزینهها در تهران و سایر شهرها: تفاضل هزینهها به خصوص برای اقلامی مانند مسکن و حملونقل، که میتواند منجر به بازنگری دقیقتری در سطح حمایتی شود.
وزیر کار، در توضیحات آشکاری، بر این نکته تأکید کرد که ارزیابی درآمد واقعی به معنای نادیده گرفتن همهٔ ثروت نیست؛ بلکه هدف سنجش قدرت واقعی تأمین معیشت است. به تعبیر او، تصور اینکه همهٔ ۲۷ میلیون نفر در سه دهک بالای درآمدی ثروتمندند، درست نیست و در واقع بسیاری از این افراد لزوماً در سطح بالایی از ثروت قرار ندارند. چنین رویکردی در متن آییننامه پیشنهادی که به هیئت دولت ارائه شده، جهت بهبود دقت در میزان حمایتهای نقدی و کالابرگها طراحی شده است.
جزئیات فنی فرمول جدید
فرمول پیشنهادی وزارت کار، دهکهای ۸، ۹ و ۱۰ را کنار میگذارد و به تقسیمبندی صرفاً بر پایهٔ درآمد خالص خانوار بسنده نمیکند. در عوض، شاخصهای زیر نقش محوری ایفا میکنند:
- تعداد اعضای خانوار؛
- هزینههای واقعی زندگی در قالب سبد معیشت خانوار، با در نظر گرفتن سبد مصرفی مسکن، خوراک و حملونقل، و همچنین تفاوتهای شهری-کشوری;
- تفاوتهای هزینههای زندگی در تهران نسبت به شهرستانها و شهرهای دیگر؛
- اندازهگیری دقیقتر از سطح درآمد واقعی خانوار برای تشخیص توان مالی واقعی و قدرت تأمین معیشت روزمره.
در این چارچوب، یک خانوار نمونه در تهران با درآمد ماهانهٔ ۴۰ میلیون تومان که مستأجر است؛ پس از کسر هزینههای ضروری مانند اجاره، ممکن است در گروهی قرار بگیرد که بهواسطهٔ هزینههای زندگی بالاتر در مقایسه با سایر مناطق، از حمایتهای یارانهای بهرهمند شود یا با سطح حمایتی متفاوتی مواجه گردد. این مثالها نشان میدهد که فرمول جدید صرفاً با عددی واحد کار نمیکند بلکه با ترکیب چند مؤلفه، نقشه دقیقتری از نیازمندیهای خانوار ارائه میدهد. این رویکرد، به قول مسئولان اجرایی، «عادلانهتر» است زیرا درآمد اسمی صرف را کنار میگذارد و به قدرت واقعی تأمین معیشت مینگرد. این نکته بهخصوص زمان اجرای آییننامه جدید را پررنگتر میکند و بهطور گستردهای مورد بحث قرار میگیرد.
پیامدهای عملی و زمان اجرا
پیادهسازی فرمول درآمد واقعی، به معنی گذار از سیستم دهکبندی به یک مدل مبتنی بر شاخصهای زنده و تغییرات اقتصادی است. این تغییر میتواند منجر به بازنگری در نحوهٔ تخصیص یارانهها و کالابرگها در سطح ملی شود و با آشکارسازی برخی حقایق اقتصادی، به کاهش خطاهای هدفگیری کمک کند. با وجود این، نحوهٔ اجرای دقیق این فرایند به زمان و تصویب آییننامهٔ اجرایی وابسته است. گفته میشود آییننامه پیشنهادی به هیئت دولت ارسال شده و پس از بررسیها و اصلاحات احتمالی، بهمرحلهٔ اجرا میرسد. در این مسیر، نگرانیهایی نیز مطرح میشود؛ بهویژه دربارهٔ اینکه آیا سیستم جدید توانایی پاسخگویی به تغییرات سریع قیمتها را در دورههای بحران بازار دارد و آیا برای خانوارهای کمدرآمد در مناطق محروم، پوشش حمایتی کافی فراهم میشود یا نه. گروههای پژوهشی و کارشناسان اقتصادی نیز به ضرورت شفافسازی محاسبهٔ شاخصهای هزینههای زندگی و نحوهٔ تخصیص مزایا اشاره میکنند تا از هر گونه ابهام در مفاهیم و ارقام جلوگیری شود. در مجموع، تحلیلگران معتقدند که این اقدام میتواند به بهبود عدالت در توزیع یارانهها کمک کند، به شرط آنکه روند اجرایی با شفافیت، نظارت مؤثر و اعمال کنترلهای دقیق همراه باشد.
بررسی ابتدایی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی
از منظر اجتماعی، تغییر فرمول به سمت درآمد واقعی خانوار میتواند به کاهش شکاف بین گروههای مختلف درآمدی کمک کند و از گسیلِ منابع به گروههای غیرهدف یا با شرایط مالی به نسبت بهتر جلوگیری کند. از منظر اقتصادی، این رویکرد میتواند به پایداری مالی دولت کمک کند و بهویژه با توجه به تغییرات قیمتها، توانایی دولت را در حفظ سطح حمایتی مطلوب حفظ کند. با این حال، مهم است که در کنار این تغییر، سازوکارهای نظارت، ارزیابی و بازنگری دورهای تقویت شوند تا از سوءِتفسیر و بهرهبرداریهای ناخواسته جلوگیری شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، نهادهای تصمیمگیر باید گزارشهای امکانسنجی و تأثیرات احتمالی را بهطور منظم منتشر کنند تا مردم از وضعیت و نحوهٔ تخصیص منابع آگاه باشند. همچنین، بازیابیهای ارتباطی با مخاطبان اهمیت دارد تا از سوءاستفادههای احتمالی جلوگیری شود و اعتماد عمومی حفظ شود.
نتیجهگیری و چشمانداز آینده
در مجموع، فرمول درآمد واقعی بهعنوان یک گام بنیادین در بازتعریف سیاست حمایتی یارانهها مطرح میشود. هدف اصلی این تغییر، افزایش عدالت، بهبود دقت در هدفگذاری و توجه به قدرت واقعی معیشتی خانوارها است. با وجود اینکه مسیر اجرایی نیازمند آمادگیهای فنی، نظارتی و اجرایی است، امتیاز اصلی این رویکرد، توجه به تفاوتهای واقعی بین شهرها و جلوگیری از سادهسازی بیش از حد از درآمد اسمی است. بهروزسانیهای بیشتر دربارهٔ شاخصها و نحوهٔ محاسبهٔ هزینههای زندگی در فاصلهٔ زمانی مشخصی به کاربران، کارشناسان و رسانهها ارائه خواهد شد. به هر حال، نتیجهٔ نهایی به اجرای درست و پایدار این فرمول بستگی دارد و میتواند تجربهٔ یارانهای را به گونهای متفاوت از قبل شکل دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، کادر مدیریتی مربوطه وعده داده است که شفافیت و پاسخگویی را در فرایندهای بعدی تقویت کند تا بتوان به واقعیتهای زندگی خانوارها پاسخ داد و از امکانات کالابرگ با کارآیی بیشتری استفاده کرد.
تحلیل اجرایی-قانونی
این تحول از منظر قانون گذاری و اجرایی باید با حفظ موازین نظارت، شفافیت بودجهای و احترام به چارچوبهای قانونی کشور پیش رود. فرضیهٔ اصلی که اخیراً مطرح شده است، این است که با حذف چند دهکِ بالای درآمدی و جایگزینی ملاکِ درآمد واقعی، توزیع منابع حمایتی به سمت کسانی هدایت میشود که برای تأمین معیشت روزمرهشان با مشکل مواجهاند. با این حال برای جلوگیری از هرگونه تأثیر منفی در زندگی خانوارهای کمدرآمد و حفظ امنیت اقتصادی جامعه، الزامی است که روند اجرایی با مرحله به مرحله، پایش دقیق و گزارشهای دورهای همراه باشد. همچنین، شفافسازی محاسبهٔ شاخصهای مصرف و هزینههای زندگی در شهرهای مختلف باید بهصورت عمومی در دسترس قرار گیرد تا مردم بتوانند با اعتماد کامل به فرایندها نگاه کنند. به لحاظ حقوقی و اجرایی، این تغییر نیازمند سازوکارهای حسابرسی، گزارشدهی منظم و بازبینیهای دورهای است تا از هرگونه خطا یا سوءِاستفاده جلوگیری شود و منافع عمومی به بهترین نحو تأمین گردد.
