زیدآبادی: موضع‌گیری حسین شریعتمداری به‌عنوان بخشی از حاکمیت، قابل قبول نیست

زمینه و محور بحث: نقدی بر تقسیم‌ قدرت و بازتاب آن در رسانه‌های رسمی

به گزارش تیم آرشیو کامل، این واکنش به یک موضع رسانه‌ای مربوط می‌شود که طی روزهای اخیر بر سر نحوه تفسیر از جایگاه شخصیت‌های حکومتی در ساختار قدرت مطرح شد. نویسنده‌ای کلیدی از میان فعالان جریانات صریح‌تر نقدی در فضای مطبوعاتی ایران، در یادداشتی به نقد موضع حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان، پرداخت و آن را به عنوان یکی از پاره‌های حاکمیت تلقی کرد. در این چارچوب، سخنان شریعتمداری درباره جایگاه تصمیم‌گیری در سطح کلان کشور از سوی برخی گروه‌ها یا نهادهای خارج از مرکز واحد قدرت تعبیر شد و این تعبیر از منظر نویسنده به عنوان نشانی از «حاکمیت دوگانه» روایت شده است.

این تحلیل با اشاره به ایده‌های سابق درباره «حاکمیت یکپارچه» یا «مرجع واحد تصمیم‌گیرنده» آغاز می‌شود و می‌کوشد تا نشان دهد که چگونه تفاوت در تعبیرها و تفکیک وظایف میان دولت، نهادهای رسمی و رسانه‌ها می‌تواند به شکل نظام‌مند به سلب پاسخ‌گویی و کاهش دامنه نقد منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، هدف اصلی بحث این است که چگونه اختلاف در «مرجعیت» تصمیم‌گیری به بی‌اعتمادی عمومی، سردرگمی مردم و پیچیده‌تر شدن فرایند اجرایی منتهی می‌شود.

نویسنده بر این باور است که در وضع فعلی، حاکمیت باید از مرکز واحدی صادر شود تا هم پاسخگوی اقدامات و سیاست‌ها باشد و هم امکان داوری روشن و عادلانه‌تری برای مردم فراهم گردد. در این چارچوب، هر نوع موضع‌گیری از سوی رسانه‌های وابسته یا خارج از این مرکز باید با شفافیت توضیح داده شود تا از هر دو سو—اعتراض‌کننده و پاسخگو—سطوح اعتماد تقویت شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، ارزیابی‌های مختلف در این زمینه نشان می‌دهد که وجود چندگانه‌ای از روایت‌ها می‌تواند انسجام نظام را به مخاطره اندازد و به شکل غیرمستقیم به کاهش کارآمدی منجر شود.

تبیین نقد به مواضع شریعتمداری و پیامدهای اجرایی آن

در متن نوشته‌شده، نویسنده به روشن‌ترین شکل ممکن بر این نکته پافشاری می‌کند که موضع‌گیری‌های علنی از سوی مدیران رسانه‌ای که به عنوان نمایندگان نهادهای حاکمیتی قلمداد می‌شوند، باید با دقتی بیشتر از جانب عموم به قصد حفظ انسجام و جلوگیری از تعارض‌های عملی همراه باشد. در این چارچوب، نقد به این‌گونه مواضع نه به معنای تضعیف ساختار بلکه به عنوان پیگیری برای تعیین مرزهای مسئولیت‌پذیری است. از منظر نویسنده، علنی بودن چنین موضع‌گیری‌هایی می‌تواند به دو نتیجه منجر شود: یا توضیح روشن از سوی مقامات برای تبیین جایگاه هر نهاد در فرایند تصمیم‌گیری یا پذیرش وجود و بازنگری در جایگاه‌های اجرایی که به نفع شفافیت و پاسخگویی است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته که «کدام نظر ملاک عمل است» به طور جدی مطرح شده و مخاطبان را به تأمل دوباره درباره سازوکارهای تصمیم‌گیری و نقش نهادهای حکومتی وا می‌دارد.

از زاویه اجرایی، نقد به این موضع‌گیری‌ها می‌تواند با پیامدهای واقعی مواجه شود. اگر مبنای عمل از سوی چند منبع و با اشتغالات مختلف اتخاذ شود، ممکن است فرایندهای اجرایی به شکل ناپیوسته یا به تعویق افتاده اجرا شوند. همین امر می‌تواند به ایجاد سردرگمی در میان کارگزاران دولتی، افزایش هزینه‌های اجرایی و کاهش اعتماد عمومی منجر شود. نویسنده تأکید می‌کند که این روند نباید به نزاعی میان رسانه و دولت بدل شود، بلکه باید به سطوح هم‌افزایی در چارچوب قوانین و نظارت‌های موجود انجامیده و پاسخ‌گویی به شکایات مردمی را تسهیل کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، هرگونه تکرار چنین گفتمان‌هایی باید با سازوکارهای روشن و قابل اندازه‌گیری در برابر دیدگان عموم قرار گیرد.

رابطه بین اعتراض عمومی، پاسخگویی رسمی و فضای سیاسی کشور

در بخش‌های متعددی از متن، نویسنده به بررسی تقاطع میان اعتراضات عمومی و پاسخ‌گویی مقامات پرداخته است. یکی از پرسش‌های اصلی این تحلیل این است که آیا اعتراضات به شکل طبیعی و موجه به شمار می‌روند یا اینکه به دلیل وجود تفاوت‌های بی‌نظم در بیان جایگاه‌های حکومتی، به بی‌اعتمادی منجر می‌شود. این مسأله از نگاه نویسنده به شکاف میان اظهارات دولت و بازتاب آن در رسانه‌های مستقل مربوط می‌شود. در این چارچوب، پندار برخی از مقامات رسانه‌ای که برخورد با اعتراضات را به عنوان تهدیدی برای حاکمیت تلقی می‌کنند، به نقد کشیده می‌شود؛ زیرا آن‌ها می‌پرسند که آیا پذیرش اعتراضات به منزله تهدید نیست، یا پذیرش اعتراضات به معنای تعهد به پاسخگویی است؟ به گزارش تیم آرشیو کامل، پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند به بازتعریف جایگاه نقد و افزایش کارآمدی در چارچوب قانون منتهی شود.

علاوه بر این، این تحلیل به نزدیکی بین «دوگانگی داخلی» در ساختار قدرت اشاره می‌کند. نویسنده با اشاره به تجربه‌های تاریخی و نظری، می‌گوید که وجود «حاکمیت دوگانه» یا تفاوت در مراجع تصمیم‌گیری می‌تواند به فروپاشی اعتماد عمومی و کاهش کارایی اجرایی منجر شود. در نهایت، این متن از اهمیت ایجاد ملاحظات روشن برای تقسیم وظایف بین دولت، نهادهای رسمی و رسانه‌های دولتی صحبت می‌کند تا مرجعیت تصمیم‌گیری، مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی به مردم به صورت روشن و قابل اندازه‌گیری تعریف شوند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این چارچوب می‌تواند به پایداری حکمرانی و کاهش تشتت در سیاست‌گذاری کمک کند.

سیاست، رسانه و مسیر آینده: نکات کلیدی برای گشودن گره‌ها

در بخش‌های پایانی متن، به این نتیجه اشاره می‌شود که گره‌گاه اصلی، ناتوانی در تعریف دقیق و روشن از مرجع تصمیم‌گیری است. تا وقتی که گفتمان‌های رسمی نتوانند در قالبی منسجم و روشن، جایگاه هر نهاد را مشخص کنند، امکان بروز اختلاف‌های اجرایی و سردرگمی عمومی افزایش می‌یابد. به گزارش تیم آرشیو کامل، برای تقویت اعتماد عمومی و حفظ ثبات، لازم است که نهادهای مسئول شفافیت بیشتری ارائه دهند و به صراحت بیان کنند که چه مواردی به عنوان اختیارات کدام نهاد تلقی می‌شود. این رویکرد نه تنها به بهبود فرایندهای تصمیم‌گیری کمک می‌کند، بلکه می‌تواند از شدت تنش‌های سیاسی بکاهد و فضای کشور را برای مواجهه با چالش‌های اجرایی آماده‌تر سازد.

تحلیل حقوقی-اجرایی از وضعیت حاکمیت و نقد پذیرش معقول اعتراضات

در پایان متن، باید تأکید کرد که قوانین جمهوری اسلامی ایران زمینه‌ای را فراهم می‌آورد تا اعتراضات قانونی و مدنی با سازوکارهای مشخصی انجام شود و دستگاه‌های اجرایی موظف به پاسخگویی و تبیین تصمیمات خود هستند. با وجود این، ایجاد توازن میان آزادی بیان و حفظ انسجام حاکمیتی از طریق حفظ حاکمیت واحد و جلوگیری از هرگونه تفسیر غیرمتمرکز از وظایف دولت می‌تواند به کارآمدی بهتر کشور کمک کند. از نگاه نقادانه این تحلیل، اجرایی شدن این رویکرد به معنای تقویت شفافیت، تقویت پاسخگویی و کاهش تعارض‌های بی‌ثباتی است که به شکل مستقیم بر عملکرد دستگاه‌های اجرایی اثر می‌گذارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این مسیر تنها با وجود سازوکارهای روشن، گزارش‌دهی دقیق و ارزیابی‌های مداوم از طرف نهادهای حاکمیتی تضمین می‌شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا