مقدمهای بر بازنویسی خبر و زمینههای خبری
در تازهترین رویدادهای دیپلماتیک منطقهای، از دیدارهای آخرین ماه سال ۲۰۲۵ میان بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل و دونالد ترامپ رئیسجمهور سابق آمریکا سخن به میان آمده است. این دیدار که با حضور رسانههای منطقهای و واکنشهای مختلف از سوی محافل گوناگون پوشش داده شد، با محورهای امنیتی-نظامی و همچنین تحلیلهایی پیرامون وضعیت روانی و اقتصادی ایران همراه شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، فضای عمومی رسانهای انتشار یافته نشاندهنده توجه فزاینده به کارکرد تبلیغاتی این نوع رویدادهاست و برخی تحلیلگران معتقدند استفاده از این رویدادها برای شکلدهی به ذهنیت مردم ایران حول محور ترس و تردید، هدفی فراتر از بحثهای امنیتی است.
وقایع کلیدی نشست و بازنمایی رسانهای
بر اساس گزارشهای منتشرشده، در دیدار ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ که در عمارت مارا لاگو در پالم بیچ فلوریدا برگزار شد، سوالاتی درباره امکان حملههای بالستیک و برنامه هستهای ایران مطرح شد. پاسخهای مطرحشده در این نشست، به طور وسیعی از سوی رسانههای عبریزبان و غربی به شکل گمانهزنی و تحلیلهای تئوریک بازنشر شد. این بازنشرها، با تمرکز بر جنبههای نمادین و تبلیغاتی دیدار، به تداعی این نکته کمک کردند که احتمال یک حرکت نظامی قریبالوقوع وجود دارد، هرچند تحلیلگران میگویند عمق تفاهمها و همکاریهای دو کشور در این سطح چندان نیست. در عین حال، ارتش سایبری اسرائیل نیز برای تحریک افکار عمومی در ایران فعال بود و به دنبال القای افت روانی به مخاطبان ایرانی بود. این مجموعه رویدادها در شرایطی مطرح شد که در همان روزها، اظهاراتی از سوی مقامات آمریکایی درباره مواضع نسبت به ایران منتشر شد و بازتاب گستردهای در رسانهها یافت. به گزارش تیم آرشیو کامل، این ترکیب از خبرنمایی و فضای تبلیغاتی، تنها به جنبههای نظامی محدود نبود و سوالاتی درباره واقعیت استیفای منافع دو کشور نیز مطرح ساخت.
شوک روانی و تحلیلهای کارشناس ایرانی
دکتر سیدهادی برهانی، استاد دانشگاه و کارشناس مطالعات اسرائیل و منطقه، در گفتوگو با خبرآنلاین به ارزیابی رویدادها پرداخت. او با تأکید بر اینکه اسرائیل در حمله بعدی به ایران احتمالاً دستاوردی بیش از حمله دوازده روزه ندارد، اضافه کرد که هدف اصلی رویکرد فعلی، نگه داشتن ایران در وضعیت ترس و تردید است تا با این حربه هزینههای سیاسی و اقتصادی کشور را افزایش دهد. به گفته وی، این رویکرد بیشتر جنبه روانشناسانه دارد تا امنیتی و نظامی. همچنین او توضیح داد که اسرائیل با به کارگیری یک جنگ تبلیغاتی و تبلیغات سیالی، سعی دارد از طریق القای وضعیت اضطراری به داخل ایران، گفتمان داخلی را به سمت پذیرش فشارهای خارجی سوق دهد. برهانی همچنین با بیان این نکته که حمایتهای ترامپ از اسرائیل مشروط بوده و ظاهرِ همکاریها بیش از آنچه واقعاً وجود دارد، به نظر میرسد، به ارائه تحلیلهایی درباره نقش لابیهای غربی و ملاحظات منطقهای پرداخت. این تحلیلها نشان میدهد که ایران باید تمرکز بیشتری بر مدیریت بحرانهای داخلی و کاهش آسیبهای اقتصادی و اجتماعی داشته باشد تا از فرصتهای احتمالی امنیتی در آینده استفاده کند. در این میان، نگاه کلی بر این است که برخورد با مشکلات داخلی و بهبود شرایط زندگی مردم، میتواند از نظر داخلی به عنوان یک ستون محکم عمل کند و در برابر فشارهای خارجی کارساز باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این کُنشهای روانی و اقتصادی در قالب یک استراتژی چندلایه مطرح میشود و نباید به سادگی از کنار آن عبور کرد.
پیامدهای داخلی و ضرورت پاسخگویی به مطالبات مردم
در بخشی از تحلیلها، به این نکته اشاره میشود که وضعیت اقتصادی کشور و سطح اعتماد عمومی به کارگزاران، میتواند زمینهای برای تقویت یا تضعیف قدرت داخلی باشد. نویسندگان و تحلیلگران با توجه به تجربههای قبلی، بر این باورند که اگر دولت و بخشهای مرتبط بتوانند با شفافیت، پاسخگویی و برنامهمحوری به مطالبات مردمی نزدیک شوند، احتمال کاهش ناامیدی عمومی و کاهش آسیبهای فرهنگی- اجتماعی ایجاد میشود. از دیدگاه اجرایی، رفع تنگناهای معیشتی، بهبود ارائه خدمات عمومی و جلوگیری از فشارهای غیرضروری به زندگی روزمره مردم میتواند به ایجاد تعادل داخلی منجر شود و در نتیجه سطح تأثیر پذیری کشور از فشارهای خارجی را کاهش دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، بهرهگیری از فرصتهای منطقهای برای توسعه دیپلماسی با حضور فعالتر کشورهای همسایه و تقویت همکاریهای اقتصادی و فرهنگی میتواند به بهبود افقهای داخلی کمک کند، به شرط آنکه رویکردهای ایدئولوژیک و تنشآفرینی جای خود را به رویکردهای واقعگرایانه بدهند. در نهایت، برای ایران، پاسخ به چالشهای داخلی یک ضرورت غیرقابل انکار است که میتواند تا حد زیادی از اثرات فشارهای خارجی بکاهد و ثبات اقتصادی-اجتماعی را تقویت کند.
تحلیل نهایی درباره زمینههای اجرایی و الزامات داخلی
این تحلیل تأکید میکند که هر گونه رویکردی در قبال امنیت ملی باید به تقویت زیرساختهای اقتصادی، شفافیت تصمیمگیری و حضور مردم در فرایندهای مدیریتی متمرکز باشد. با وجود رویدادهای دیپلماتیک اخیر، تکرار رفتارهای تبلیغاتی و تاکید بر ترس و نگرانی در فضای عمومی تنها میتواند به افزایش فشارهای روانی و کاهش اعتماد در بین شهروندان منجر شود. بنابراین توصیه میشود که سیاستگذاران بر تقویت نظامهای پاسخگو، بهبود کیفیت خدمات عمومی و ایجاد کانالهای گفتوگوی منظم با جامعه مدنی و بخش خصوصی تمرکز کنند. این رویکرد امکان ایجاد همسویی میان منافع ملی با مصالح اقتصادی و امنیتی را بهصورت پایدار فراهم میکند و از شکلگیری واکنشهای افراطی یا واکنشهای نامطلوب در برابر فشارهای خارجی جلوگیری میکند. مشاهدهها نشان میدهد که کاستیهای اجرایی در برخی بخشهای کشور، به ویژه در زمینههای اقتصادی و مدیریتی، میتوانند به عنوان فَشار علیه دولت تعبیر شوند و در نتیجه باید بهبودهایی عملی و قابل اندازهگیری در دستور کار قرار گیرد. بدین ترتیب، رویکردی واقعگرایانه و مبتنی بر اصول اقتصادی و مدیریتی میتواند راهگشای عبور از شرایط بحرانی باشد و امکان توسعه پایدار را فراهم کند.
