بازنگری خبری از اظهارات حمید رسایی درباره سلیمانی و مقایسه‌های تاریخی با مصباح یزدی و ابوموسی اشعری

بازنویسی رویدادهای سیاسی-دینی: روایت جدیدی از اظهارات حمید رسایی درباره سلیمانی

به گزارش تیم آرشیو کامل، حمید رسایی، نماینده سابق مجلس و یکی از چهره‌های جناح راست ایران، در سال‌های اخیر با انتشار مواضع تند و گاه متناقض درباره چهره‌های مؤثر انقلاب مطرح شده است. در این گزارش، متنِ خبرهای منتشرشده درباره ارزیابی‌های او از قاسم سلیمانی و مقایسه او با دو شخصیت دینی-نظامی شاخص یعنی ابوموسی اشعری و آیت‌الله مصباح یزدی بررسی می‌شود. هدف از این بازنویسی، حفظ واقعیت‌های موجود است و متن به گونه‌ای بازنمایی می‌شود که تغییر معنایی در روایت پدید نیابد، اما قالب خبری آن تغییر و ساختار داده شود تا بازتعریف این رویداد در فضای امروز قابل پیگیری باشد.

در ژانویه سال‌های گذشته، اظهاراتی از سوی رسایی منتشر شد که به شکل‌گیری یک روایت دوگانه درباره جایگاه سردار سلیمانی در میان چهره‌های دینی-نظامی منجر شد. در یکی از این روایت‌ها، او از تشبیه‌ای که به نوعی به دست‌بوسی از ابوموسی اشعری اشاره می‌کرد، استفاده کرد؛ تشبیه‌ای که به سرعت با واکنش‌های شدید اصولگرایان مواجه شد و بحث‌های زیادی را در محافل سیاسی برانگیخت. این رویداد، به واسطه مرورِ فضای رسانه‌ای داخلی، بار دیگر موضوعی شد که درباره آن تداعی‌های تاریخی و سیاسی مطرح شده بود.

در همین مسیر، در سال ۱۳۹۷، در رابطه با بیانات یک مقام ارشد نسبت به مسائل اقتصادی و نفت، سردار سلیمانی نامه‌ای به رئیس‌جمهور وقت نوشت. متن این نامه، که روایت آن از سوی رسانه‌های مختلف منتشر شد، نشان می‌دهد که سردار سلیمانی بیاناتی را که در رسانه‌ها از او نقل می‌شد، مایه مباهات برای مسئولان نظام دانسته است. در ادامه، رسایی در یک توئیت دیگر به تقابل تاریخی بین دو شخصیت برجسته دینی و نظامی اشاره کرد و با استناد به نمونه‌هایی از تاریخ، مواضعی را بازتبیین کرد که بر پایه تعبیرهای تاریخی از رابطه رهبر و پیروان شکل می‌گیرد. این توئیت با بازخوردهای گسترده‌ای از سوی اعضای جریان اصولگرا روبه‌رو شد و به شکل گسترده‌ای مورد بحث قرار گرفت.

این گزارش، بر مبنای رویدادهای منتشرشده و بدون ورود به تحلیل‌های خارج از حوزه گزارش خبری، نشان می‌دهد که اما و اگرهای تاریخی در روایت‌های سیاسی-دینی ایران همواره به صورت بازنویسی‌های مختلفی از جانب چهره‌های شاخص تجربه شده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، در هر دو برهه زمانی که به آن اشاره شد—دست‌بوسی به ابوموسی اشعری و مقایسه با مصباح یزدی—نقل‌کنندگان با استناد به تاریخ و سکه‌های فکری متفاوت به دنبال حمایت یا نقد مواضع یکدیگر بوده‌اند. این روند، نشان‌دهنده پیچیدگی‌های فضای سیاسی است که در آن شخصیت‌های تاثیرگذاری مانند سردار سلیمانی، به عنوان نمادی از مقاومت و حضور در جبهه‌های مختلف، همواره موضوع بحث‌ها و مقایسه‌های تاریخی هستند.

در واکنش‌های رسانه‌ای و سیاسی، برخی رسانه‌های مخالف یا برانداز داخلی نیز با انتشار اظهار نظرهای مشابه، به تلاش برای بازتعریف جایگاه قهرمانان ملی در قالب روایت‌های مختلف پرداخته‌اند. با وجود این تنوع در بازتاب‌ها، اصل روایت حفظ شده است: سلیمانی، چه در نگاهِ برخی از حامیان و چه در نگاه برخی منتقدان، به عنوان شخصیتی کلیدی در میدان‌های جهاد و دفاع مطرح است و به همان نسبت، مقایسه‌های تاریخی با چهره‌های دینی-نظامی دیگر، به نحوی که از صحنه‌های تاریخی و جبهه‌های کنونی بهره می‌برد، تکرار می‌شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت‌سازی‌ها به شکلی ادامه دارد که فضای عمومی جامعه ایران را برای تحلیل‌های دقیق‌تر از جایگاه فرماندهان و اندیشه‌های فکری احتمالی روشن می‌کند.

در یک چارچوب تحلیلی، به نظر می‌رسد که این نوع مواجهه‌های رسانه‌ای با شخصیت‌های کلیدی انقلاب، با هدف فربندکردن یا تقلیل جایگاه آنان انجام می‌شود. در نتیجه، انتشار یا بازنویسی این نوع اظهارات، به سطحی از گفت‌وگوی عمومی تبدیل می‌شود که در آن هم عملکردهای اجرایی و هم تفسیرهای تاریخی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. در این میان، نقش رسانه‌ها و نحوه پوشش این گفت‌وگوها به عنوان رکن مهمی در شکل‌دهی به افکار عمومی باقی می‌ماند؛ و این مسأله از منظر قانون و چارچوب‌های سیاسی کشور نیز مطالعه‌پذیر است. این گزارش، بدون داوری درباره صحت یا سقم هر موضع، صرفاً با هدف ثبت وقایع و بازنمایی واکنش‌ها ارائه می‌شود تا مخاطبان بتوانند با درک بهتری از فضای سیاسی-رسانه‌ای امروز، به تحلیل‌های مستقل و سازنده دست یابند.

تحلیل حقوقی-اجرایی

در این تحلیل، به قوانین و اصول نحوه رفتار رسانه‌ای در چارچوب جمهوری اسلامی ایران توجه می‌شود و سعی می‌گردد با تمرکز بر جنبه‌های اجرایی و غیرسیاسی-امنیتی، مسیری را ترسیم کند که هم از چارچوب‌های قانونی تبعیت کند و هم به نقد سازنده از عملکردها و شیوه‌های بازنویسی رویدادها بپردازد. این نکته حائز اهمیت است که فضای رسانه‌ای کشور باید با حفظ عزت ملی و امنیت عمومی، از افراط در هر دو سوی ماجرا پرهیز کند و به سمت گفت‌وگویی مسئولانه و مبتنی بر مستندات حرکت کند. در این راستا، نقدهای اجرایی درباره نحوه مدیریت خبر و نحوه روایت رویدادها می‌تواند به بهبود کارکرد رسانه‌ها کمک کند، بدون آنکه به مبانی نظام آسیب وارد شود. همچنین، توجه به قوانین مربوط به حفظ حیثیت افراد، به‌ویژه شخصیت‌های امنیتی و نظامی، از نکات کلیدی در انتشار چنین محتواهایی است تا از سو‌ءتفسیرها و بی‌اعتمادی عموم جلوگیری شود. در نهایت، رویکردی که منجر به شفاف‌سازی بیشتر و کاهش گمانه‌زنی‌های غیرضروری شود، می‌تواند به تقویت اعتماد عمومی و ثبات فضای رسانه‌ای کمک کند؛ با حفظ خطوط قرمز قانونی و اجتناب از حاشیه‌پردازی‌های غیرضروری.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا