برگسون و پیوند ریاضیات با ادبیات در فلسفهٔ زمان
این گزارش بازنویسیِ نوینی است از گفتگوی منتشرشده درباره هانری برگسون، فیلسوف فرانسوی که با ترکیبی از نبوغ در ریاضیات و علاقهٔ عمیق به زبان و ادبیات، به بنیانگذاری مفهوم زمان در اندیشهٔ غربی پرداخت. برگسون نخستین آثار خویش را با تمرکز بر پیوند میان ذهنِ آگاه و دادههای آگاهی نوشت و توانست با ترکیب علومِ دقیق و زبانِ شاعرانه، دیدگاهی تازه به مسئلهٔ زمان ارائه دهد. او در سالهای نخست فعالیت فکریاش، اثر «انگیزه ناخودآگاه در حالتهای هیپنوتیز» را در ۱۸۸۶ به رشتهٔ تحریر درآورد و بعدها با انتشار «تحول خلاق» در سال ۱۹۰۷، تأکیدی دوباره بر نقشِ زیباشناسی در کسب دانشِ حقیقی برای انسان گذاشت. از این منظر، برگسون همسنگِ راسل شناخته میشود و در کنارِ او یکی از معدود فیلسوفانِ تاریخِ ادبیاتِ جهانی است که نشانِ نوبل ادبیات را دریافت کرده است. در این مقاله به مرور زندگی، دیدگاهها و جایگاه برگسون در تاریخ فلسفهٔ فرانسه و همچنین اثرهای او در ایران و ترجمههای فارسی میپردازیم. به گزارش تیم آرشیو کامل، برگسون با ترکیبِ ریاضی و ادبیات، درکِ تازهای از زمان ارائه میدهد که میتواند راهگشای گفتوگوهای میان علوم انسانی و علومِ دقیق باشد.
پیشزمینهٔ فلسفی: از ریاضیات تا روانشناسی و فلسفهٔ فرانسوی
برگسون از کودکی نشان داد که تواناییِ فراوانی در ریاضیات دارد و این استعداد به او امکان داد مسألهای هندسی را که پاسکال و فیلسوفانِ پیش از او به آن پرداخته بودند، به شیوهای تازه لمس کند. او با تحصیل در فلسفه و روانشناسی، بهطور همزمان در حوزههای مختلف فکری گام برداشت و این گسترهٔ پژوهشیِ فراگیرِ او در نهایت به دیدگاهی منجر شد که زمان را بهعنوان یک پدیدهٔ پیوسته و نه صرفاً ابعادی جدا از یکدیگر مطرح میکند. با این نگاه بود که مفهوم «دورِ» یا durée وارد بحثهای او شد؛ دورِ بهمعنای دوامِ درونی است که ارتباط میان تجربهها و رخدادهای ذهنی را در ذهنِ انسان حفظ میکند و از این رو پایهٔ سیرِ اندیشهٔ برگسون را تشکیل میدهد. در نتیجه، اگرچه او به لحاظِ تاریخی بخشی از سنتِ فلسفیِ فرانسوی است، اما با رویکردی نو و بنیانگذارانه، دستهبندیهای سادهٔ فلسفی را به چالش میکشد و تمامِ آثارش را بهعنوان یک مجموعهٔ منسجم از پرسشها مینگرد که با هم پیوستهاند.
زیباشناسی و دانش حقیقی: آیا زیباییشناسی دانشی برای شناخت جهان است؟
در دیدگاهِ برگسون، زیباییشناسی، بهخصوص در رویکردِ او به زمان، بهنوعی کلیدِ فهمِ پدیدههای علمی و هنری است. او بر این باور بود که زیباییشناسی تنها به پرامن و یا لذتِ زیباشناختی محدود نیست، بلکه عاملِ اصلیِ دستیابیِ انسان به دانشِ حقیقیِ جهان است. این نگرشِ او، که در «تحولِ خلاق» بهطور برجسته بیان میشود، نشان میدهد که تجربهٔ زیباشناختی و فرایندِ خلقِ معنای تازه در پدیدارهای علمی، از یکدیگر تفکیکناپذیرند و در نتیجه، هر دو را میتوان در یک فرایندِ زمانمندِ کنشگریِ ذهنی بررسی کرد. این نگاهِ چندطیفی، برگسون را از صرفِ فلاسفهٔ تکعلومه به فیلسوفی تبدیل میکند که میکوشد تجربهٔ انسانی را در قالبِ روایتِ علمی جا بدهد. در نتیجه، او را میتوان بهعنوان بنیانگذارِ جنبشِ برگسونیسم در فلسفهٔ زمان دانست که بهجای جدالِ بین ذهن و واقعیتِ فیزیکی، به یک وحدتِ توسعهیافتهٔ ادراکِ زمان میپردازد.
برگسون در ایران: ترجمهها و بازخوانیهای فارسی
پیش از ورودِ ترجمهٔ فارسیِ برگسون، نام او درادبیاتِ فارسی کمسابقه بود؛ اما این فرآیند بهسرعت با ترجمههای فارسی و بحثهای نظریِ ایرانیان گره خورد. منابعِ فارسی نشان میدهند که نخستین اشارههای فارسی به برگسون در کارِ اقبال لاهوری دیده میشود که از برگسون در شعری سخن میگوید و همچنین به ترجمهٔ «مقدمه بر مابعدالطبیعه» و نگاشتههایی دربارۀ برگسون اشاره میکند. در سالهای بعد نیز چهرههای فلسفیِ ایرانی به بحث دربارهٔ برگسون پرداختند: از ترجمههای کتابهای او تا نقدها و گفتوگوهایِ فلاسفهٔ معاصر. با گسترشِ ترجمههای فارسی از آثارِ برگسون، زبان فارسی بهتدریج به یک پایگاهِ پژوهشیِ برگسونپژوهی بدل شد و موسساتِ پژوهشی در ایران به بررسیٔ این اندیشه و نقشِ آن در تاریخِ فلسفهٔ ایران پرداختند. این بازخوانیهای فارسی، با وجودِ گوناگونیِ ترجمهها، نشان میدهد که برگسون در ایران نهفقط بهمثابهٔ فیلسوفِ غربی که بهعنوان جریانی فکریِ میانرشتهای، که با روانشناسیِ فرانسوی و فلسفهٔ علم درهمتنیدگی دارد، در دیباچهٔ فکریِ ایران جایگاهِ خود را یافته است. این روندِ بازشناسیِ برگسون در ایران، با وجودِِ برخیِ خسوفها و فاصلههایِ زمانیِ کوتاه، بهویژه در دهههای اخیر، بهطورِ گستردهای از طریقِ مقالاتِ پژوهشی، کتابهایِ درسی و پایاننامههایِ دانشگاهی ادامه پیدا کرده است. در گفتوگوهای ایرانی معاصر، برگسون همچنان بهعنوان نمادی از ترکیبِ ظرافتِ ادبی و rigorِ علمیِ ریاضی معرفی میشود و حضورش در میانِ مباحث فیلسوفانِ قرنِ بیستم در ایران، نوآوریِ فکریِ این سرزمین را نیز هویدا میسازد. به گفتهٔ پژوهشگران، نقشهٔ فلسفهٔ برگسون در ایران از این منظر شکلِ تبیینِ چندلایهای است که با زمینههایِ فرهنگیِ ایرانِ امروز همراستا است و میتواند پلی باشد میانِ سنتِ فلسفیِ ایران و پژوهشهایِ جهانی. این ارتباطِ گفتمانی بین تاریخِ فکریِ ایران و برگسون، گاه با نامهایِ گوناگون اما همواره با عنوانِ تبیینِ زمانِ داورِیِ ذهنی انسان مطرح میشود، و همین است که او را به موضوعی با دوام و تداومِ تاریخی تبدیل میکند. بهعبارتِ دیگر، تقاطعِ علم و ادبیات در اندیشهٔ برگسون، زمینهای را فراهم میآورد تا زبانِ فارسی نیز بتواند در گسترهٔ مباحثِ گستردهٔ فلسفیِ زمان و وجود سهیم شود. این تجربهٔ پژوهشی در ایران نشان میدهد که برگسون از همان روزگارِ حیاتِ خود، نه تنها در اروپا، بلکه در ایران نیز بهطورِ زنده و پویا مطرح بوده است و امروز نیز از طریق ترجمههای تازه و بازنگریهای نظری، زنده مانده است.
به گزارش تیم آرشیو کامل: بازخوانیِ ژرفِ برگسون و تاثراتِ آن بر حوزههای علوم انسانی
در این گزارش، با مرورِ چند دهه پژوهشِ ایرانِ معاصر دربارۀ برگسون، به اهمیتِ ترکیبِ رویکردهای فلسفی با دستاوردهایِ علومِ انسانی اشاره میکنیم. اگرچه برخی از پژوهشگرانِ ایرانی بر صراحتِ رویکردِ نقدِ متافیزیکیِ برگسون تأکید دارند و برخی دیگر بر جنبههایِ تجربیِ رفتارِ ذهنیِ انسان و رابطهٔ آن با علم، همگی به این نتیجه میرسند که برگسون در تاریخِ اندیشهٔ ایران، نقشی بنیادین در ایدهپردازیِ بینرشتهای ایفا کرده است. بهگواهِ اسنادِ تاریخِ فکریِ ایران، برگسون نقشِ محوری در درکِ رابطهٔ زمان با دانشِ انسان داشت و توجهِ گستردهای را به سمتِ پژوهشهایی که بینِ فلسفه، روانشناسی، زبان و ادبیات پیوند میزنند، جلب کرد. این نکته نیز در گفتوگوهایِ پژوهشیِ اخیرِ ایران همچنان برجسته است که برگسون، با پاسداشتِ زبانِ فلسفهٔ فرانسه و پیوندِ آن با تاریخِ فلسفهٔ اروپا، به سویی میرود که تداومِ تاریخِ اندیشه در جهانِ اسلام و ایران را نیز در کانونِ توجه قرار میدهد. برخلافِ برخیِ برداشتهای سادهانگارانه که برگسون را تنها به عنوان فیلسوفیِ زمانِ غربی میشناسند، خوانشِ عمیقِ ادبی-فلسفیِ ایران نشان میدهد که آثارِ او میتواند برای تحلیلِ روندهایِ فرهنگی و علمیِ ایران راهگشا باشد. در پایان این بخش بهعنوانِ نمونه، به گفتوگویِ با برخی از پژوهشگرانِ ایرانی اشاره میکنیم که به بررسیِ جایگاهِ برگسون در تاریخِ ایران پرداختهاند و ترجمههای فارسی از آثارِ او را بهعنوان منبعی قابلِ اتکاء برای پژوهشهایِ آینده میشناسند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بازخوانیها نشان میدهد که برگسون همواره بهعنوان فیلسوفی بنیانگذار و تجربهگرا در ذهنِ پژوهشگرانِ ایران جایگاهی پایدار دارد و میتواند با تقویتِ همگراییِ میانِ علومِ انسانی و علومِ پایه، به رشدِ فهمِ زمان کمک کند.
تحلیل پایان: جایگاه برگسون در تاریخ فلسفه و علم ایران
برگسون با طرحِ دوامِ زمان و پیوستگیِ تجربههای ذهنی، بر این نکته پای میفشرد که زمانِ انسانی تنها با ابزارِ اندازهگیریِ فیزیکی قابلِ فهم نیست و به زبانِ فلاسفیِ زیباشناختی نیاز دارد. این نگاه، همزمان به تعاملِ بینِ علومِ دقیق و ادبیات میپردازد و میتواند بهمثابهٔ چارچوبی برای درکِ فرایندِ یادگیری و نوآوری در حوزههای مختلف باشد. در ایران، جابهجاییِ میانِ فلسفهٔ غرب و نقدِ فرهنگیِ داخلی، همراه با گسترشِ ترجمههای فارسی، نشان میدهد که مفهومِ durée میتواند بهعنوانِ ابزاری برای بررسیِ فرایندهای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی به کار رود. با وجودِ چالشهایِ تاریخیِ ترجمه و تفاوتهایِ فرهنگی، برگسون امروز بهعنوان پدیدارشناسیِ زمانِ پویا معرفی میشود که از راهِ ادراکِ انسانی، به بازشناسیِ واقعیتِ جهان میانجامد. این تحلیل، بهویژه در عصرِ پیشرفتِ فناوریهایِ نوین و تغییرِ سریعِ شیوههایِ یادگیری، میتواند به پژوهشگرانِ ایرانی در طراحیِ آموزشهایِ میانرشتهای و ایجادِ پلهایِ میانِ علومِ انسانی و علومِ دقیق یاری رساند. بهگمانِ نگارندهٔ این مقاله، درکِ دقیق از دوامِ زمان، همچنین میتواند به سیاستگذاریِ آموزشیِ چهارچوبدار و مدیریتیِ علمیِ کشور کمک کند تا از تداومِ نوآوری و پاسداشتِ میراثِ فلسفیِ ایران بهطورِ همزمان پشتیبانی شود.
به گزارش تیم آرشیو کامل
دعوت به مطالعهٔ بیشتر و پیشنهادهای پژوهشی
اگر میخواهید به عمقِ مکتوبات برگسون وارد شوید، پیشنهاد میشود به ترجمههای فارسیِ او و نقدهای پژوهشگرانِ ایرانی مراجعه کنید و در کنارِ آن به مقالاتِ مقایسهایِ فلسفهٔ زمان و فلسفهٔ زبان نیز نگاه کنید. همچنین برای دنبالکردنِ گفتوگوهایِ پژوهشیِ تازه دربارهٔ برگسون پیشنهاد میکنیم به منابعِ دانشگاهی و کتابخانههای دیجیتال مراجعه کنید و از طریقِ خبرنامهٔ تخصصیِ ما از تازهترین پژوهشها مطلع شوید. این متن با هدفِ ارائهٔ تصویری روشن از جایگاه برگسون در تاریخِ فلسفه و علم نوشته شده است تا خوانندگان بتوانند با درکِ بهتری از پیوندِ زمان، ریاضیات و ادبیات به تفکرِ انتقادی دربارهٔ جهان امروز بپردازند.
تحلیلِ اجرایی-اجتماعی بدون ارتباط با سیاست
این بازنگری نشان میدهد که چگونه مفاهیمِ فلسفیِ برگسون میتواند در پروژههای آموزشی و پژوهشیِ میانرشتهای بهکار گرفته شود تا فهمِ بهترِ زمان، تجربهٔ انسان و فرایندِ پژوهش را ارتقا دهد. در ایران، پذیرش چنین ایدههایی میتواند به طراحیِ دورههای آموزشیِ چندرشتهای، ایجادِ پژوهشگاههایِ مشترکِ فلسفه و علومِ انسانی و همچنین تقویتِ همکاریهای پژوهشی با مراکزِ اروپایی منجر شود. این رویکرد، اگر بهدور از نگاهِ سیاسی و با تاکیدِ بر جنبههایِ اجراییِ علوم انسانی و علومِ پایه انجام شود، میتواند به ارتقایِ کیفیتِ پژوهش، آموزش و فرهنگِ پژوهشمحور کمک کند و از خلالِ آن، فهمِ جامعه از زمان و وجودِ انسان را عمیقتر سازد.
