بازنویسی رویکردی نو از ویدئوی آنتن زنده؛ جزئیات تازه درباره اقدام گوینده خبر شبکه چهار در ارتباط با آلبوم محسن چاوشی
به گزارش تیم تحلیلی سرویس خبرآنلاین، اخیراً ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که نشان میدهد یکی از گویندگان خبر شبکه چهار با صدایی مشابه سبک محسن چاوشی، بخشی از ترانه متعلق به آلبوم جدید این خواننده را در روی آنتن اجرا کرده است. این اتفاق که با توهم تولید شده با هوش مصنوعی آغاز شد، با مراجعه به آرشیو تلوبیون کاملاً واقعی تشخیص داده شد و تأیید شد که گوینده خبر واقعاً روی آنتن زنده آواز خوانده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این ویدئو چندثانیهای فراتر از یک رویداد حاشیهای است و به عنوان مثالی از تمایل بخشهای خبری برای «تفاوت» و جلب توجه مخاطب تعبیر میشود؛ حال آنکه در شرایطی که مرجعیت خبری صداوسیما به شدت در برابر فضای مجازی و رسانههای برونمرزی رقابت میکند، این تغییر در فرم ارائه خبر میتواند به عنوان راهکاری موقتی برای نشان دادن نوآوری قلمداد شود. در گزارشهای اخیر مشخص شده است که روند افت اعتماد به خبررسانی رسمی در میان برخی از مخاطبان همچنان ادامه دارد و گاهی اوقات این نگرش باعث میشود که مخاطبان به دنبال محتوای غیررسمی و یا تولیدات شبکههای اجتماعی باشند. در چنین شرایطی، گویندگان خبر که به عنوان نمایندگان رسمی اطلاعات عمل میکنند، باید با دقت و با رعایت خطوط قرمزِ محتوایی به کار خود ادامه دهند تا از دقیق بودن خبر و حفظ جایگاه حرفهای خود اطمینان حاصل شود. این رویداد همچنین نشان میدهد که پلتفرمهای رسانهای داخلی برای حفظ مخاطب خود، بیش از هر چیز به تنوع محتوا و ارزیابی دقیق از ذائقههای مخاطبان نیاز دارند؛ این در حالی است که بسیاری از نمایشهای فرهنگی، هنری و موسیقی در پوشش خبری تلویزیون به طور قابل توجهی کمتر دیده میشود و این کمبود در کنار فشارهای مدیریتی و خطمشیهای ارزشی، تأثیر مستقیمی بر کیفیت و دسترسی به خبرهای فرهنگی در شبکههای رسمی دارد. در این زمینه، گامهای بعدی باید به سمت تقویت فهم مخاطب از فرآیند تولید خبر، افزایش شفافیت در ساخت گزارشها و ایجاد فضاهای سالم برای پوشش رویدادهای هنری و فرهنگی کشور باشد تا از تداوم افت اعتماد کاسته شود.
در تفسیری دیگر از این رویداد، یادآور میشود که تلویزیون به عنوان یکی از پایگاههای اصلی اطلاعرسانی، باید به تمرکز بر کیفیت محتوا و استانداردهای حرفهای پایبند باشد. ادبیات خبری متفاوت و استفاده از روشهای جدید برای جلب توجه مخاطب میتواند در کوتاهمدت مخاطبانی را جذب کند، اما بدون تقویت محتوای عمیق و مستند، خطر کاهش بیشتر اعتماد عمومی به خبررسانی رسمی وجود دارد. گفتوگوی سازنده درباره چگونگی ترویج فرهنگ و هنر از طریق رسانه ملی میتواند به مرور زمان جایگاه این رسانه را بهبود بخشد و امکان دیدهشدن گستردهتر آثار موسیقی کشور را فراهم آورد. این اتفاقات، هرچند که از دید برخی تماشاگران، به عنوان نمونهای از مرزهای بین سرگرمی و حرفهایگرایی دیده میشود، میتواند به عنوان یک درس بزرگ برای مدیران رسانهای باشد تا با درک دقیق از ذائقهها و محدودیتهای اجرایی، به بازتعریفی از نحوه پوشش رویدادهای فرهنگی بپردازند.
چالشهای ارتباطی و تغییر سبک خبررسانی در فضای مجازی
در روزگار پیوستهشدن رسانهها، پلتفرمهای مختلف برای جذب مخاطب به استفاده از فرمتهای جدید روی آوردهاند؛ این امر در قالب ویدئوها، گزارشهای تصویری کوتاه، و محتوای صوتی شکل میگیرد. اما در نمونه حاضر، پرسش اصلی این است که آیا گویندگان خبر میتوانند با حفظ ارزشهای حرفهای، به شکل خلاقانهتری به ارائه خبر بپردازند یا نه؟ برخی منتقدان معتقدند که تغییراتی که از طریق اجرای آواز روی آنتن یا استفاده از تکنیکهای صوتی متفاوت انجام میشود، بیش از آنکه به ارتقاء کیفیت خبر کمک کند، به ایجاد جذابیت سطحی منجر میشود. از سوی دیگر، برخی رسانههای داخلی بر این باورند که وجود تنوع در فرمهای ارائه خبر، به شرطی که محتوا اصولی و مستند باشد، میتواند به بازسازی رابطه با مخاطبان کمک کرده و سطح آگاهی عمومی را بالا ببرد. این توازن بین جذابیت و اعتقادسنجی به صحت خبر، یکی از چالشهای اصلی مدیران خبری در تلویزیون است. اگرچه این رویداد میتواند به عنوان یک نشانه از تلاش برای زنده نگهداشتن مخاطب با رویکردی تازه دیده شود، اما بدون ارائه تحلیلهای عمیق، بررسیهای مستند و پوشش گستردهتر رویدادهای فرهنگی و هنری، احتمال دارد تأثیر این کارها کوتاهمدت باشد و به بیاعتمادی بیشتر منتهی گردد. در این راستا، انتظار میرود شبکههای خبری برای کاهش فاصله با مخاطبان، علاوه بر اصلاح سبک گزارشگری، به ارتقای کیفیت منابع و استناددهی دقیق به مستندات گزارشهای خود مبادرت ورزند تا اعتماد عمومی به کار خبر حفظ شود.
در مجموع، این رویداد بازتابی از تمایل شبکههای رسمی برای حفظ جایگاه خود در فضای رسانهای و کاهش فاصله با مخاطبان است، اما برای رسیدن به ثبات بلندمدت در ارتباط با فرهنگ و هنر ایران، نیازمند بازنگریهای ساختاری در نحوه پوشش خبرهای فرهنگی، افزایش شفافیت در فرایند تولید گزارشها و بهکارگیری رویکردی یکپارچه و منطبق با اصول اخلاق حرفهای است تا از تکرار چنین رویدادهایی جلوگیری شود.
تحلیل حقوقی-اجرایی
این رویداد از منظر قوانین جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازتاب از شیوههای ارائه خبر با تأکید بر رعایت خطوط قرمز و چارچوبهای قانونی در رسانه ملی قابل بررسی است. از یک سو، ارائه هر گونه محتوای هنری در قالب روی آنتن باید با ملاحظات اخلاقی، فرهنگی و قانونی سازگار باشد و از این نظر، مدیران رسانهها موظفاند چارچوبهای ارزشی محتوای گزارشهایشان را مد نظر قرار دهند تا از بروز تضاد با سیاستهای رسانهای کشور جلوگیری کنند. از سوی دیگر، در حوزه اجرایی، تنوعبخشی به پوشش رویدادهای فرهنگی میتواند منجر به افزایش رضایت مخاطبان شود، اما این کار باید با رعایت ملاکهای استاندارد خبررسانی، صحت مندرجات، و استناد به منابع معتبر انجام گردد تا اعتبار خبری حفظ شود. به عبارت روشنتر، کارکرد مطلوب رسانه ملی در این دوره زمانی نه فقط جلب توجه از طریق استفاده از فرمتهای جدید، بلکه ایجاد تعادل بین جذابیت و صحت خبر، پوشش همیشگی رویدادهای فرهنگی و جلوگیری از هر گونه تبلیغ یا جهتدهی غیرقانونی است. در نهایت، این رویکرد مبتنی بر اجرای دقیق قوانین و رویههای حرفهای میتواند به بهبود اعتماد عمومی و حفظ جایگاه تلویزیون به عنوان منبع اصلی خبر کمک کند.
