زمینه تاریخی دیگان و جایگاه آن در گاهشماری باستان
به گزارش تیم آرشیو کامل، دیگان یکی از آیینهای باستانی ایران است که در میان جشنهای ماهانه جایگاهی ویژه دارد. این جشن در دومین سدههای گاهشماری ایران پیش از اسلام به هر ماه نسبت داده میشد و برای بازشناخت روزی که نام ماه با نام روز یکی میشد، برپا میگردید. در این چارچوب، ایرانیان هر ماه سه بار این روز را گرامی میداشتند: هشتم، پانزدهم و بیستوسوم. به این ترتیب، دی به آذر، دی به مهر و دی به دین نامیده میشد و این سهبار بودنِ جشن، نموداری از پیوستگی هر ماه با روزی خاص در باستانشناسی زمانی بود. توضیحهای تاریخی نشان میدهد که این رویداد نه تنها جنبه جشنوارهای داشت، بلکه نشان از نگرش والا و دیرینه به زمان، فصلها و آفرینش جهان داشت.
در پژوهشهای تاریخی، گاهشماری ایران باستان از دوازده ماه با نامهای فروردین تا اسفند بهره میبرد و هر ماه دارای سی روز بود. با این رویکرد، هر ماه در چرخهٔ سال با یک روزِ نامدار، و با وجود نامگذاریهای گاهنگارانه، به نیایش و سپاسگزاری از خدای تعالی پرداخته میشد. در این منظر، دیگان بهطور مکرر بهعنوان مُهرِ نیایشِ ماهانه شناخته میشد و گاهشناسان بر این باورند که چنین رویدادی، آگاهیبخشی به ابعاد الهیِ جهان و جایگاه انسان در این چرخه بوده است.
اِتیمولوژی و ریشههای واژگانی دیگان
واژه «دی» در زبانهای باستانی ایران با معانی آفرینش و پروردگار پیوند داشته و در اوستا و پهلوی به اشکال گوناگون آمده است. منابع علمی از جمله کتابهایی مانند «اساطیر و فرهنگ ایران» و کتابهای بهجای مانده از پهلوی، نشان میدهند که این واژه ریشه در معنای آفریدن، ساختن و پروردن داشته است. در راستای این نگرش، بر پایهٔ پژوهشهای ابوریحان بیرونی نیز دی در نخستین روز هر ماه به نام اهورامزدا، ایزدِ آفرینش شناخته میشد. به این ترتیب، دیگان در ماه دی نه تنها بهعنوان جشنِ زمان، بلکه بهعنوان بازتابِ آفرینش و پروردگار دانسته میشد. مهم است که در طول تاریخ این واژه همواره با مفاهیم بزرگی همچون آفرینش، خرد و داد همراه بوده است.
بر پایهٔ روایتهای پهلوی و آموزههای اوستا، گاهنبار، گاهشماری ششگانهٔ جهان و امشاسپندان نیز از شاخصهای نگاه به جهان و آفرینش هستند. واژگان چون گاهنبار، گاسانبار یا گاهَنبار به معنای بازههای زمانیِ پدیدآوردن جهان است که در این متون یادآورِ زمانبندیِ آفرینش است. این نکته نشان میدهد که نگاه ایرانیان باستان به جهان که از دنیای آسمان تا آب و زمین و گیاهان و جانوران میگذرد، از ابتدا با مقولهٔ زمانِ مقدس و گاهوارهٔ آفرینش گره خورده بود.
دیگان در بافت باورهای دینی و گفتمانهای تاریخی
در گفتمانهای کهن، آیینِ دیگان بهعنوان یک روایتِ زنده از خداپرستی و اتصال به ابعاد عظیمِ جهان معرفی میشد. ابوریحان بیرونی در آثار خود، به تبیینِ این جشن، بهویژه در دی ماه و نخستین روزِ آن، اشاره کرده و با نامِ خدای تعالی و هرمزد، به تبیینِ ارتباطِ میان خورشید و آفرینش پرداخته است. بهگفتهٔ پژوهشگران، گاهشماریِ ایران باستان با رویکردی الهی نسبت به زمان و فصلها آمیخته بود و این امر در آیینهای ماهانه، بهویژه دیگان، نمود داشت. بزرگان فرهنگ ایران باستان، مانند فردوسی، در شاهنامه نیز با بهکارگیری واژگان «ایزدان»، «خداوند»، «دادار جهان» و سایر نامهای پروردگار، نشان دادهاند که نیایش، ستایش و سپاسگزاری نسبت به آفرینش و دادگری در میان انسانها حضوری پایدار داشته است. ارزشی که نشان میدهد دیگان و جشنهای ماهانه، فراتر از جنبهٔ فرهنگیِ صرفِ شادی و جشن، منشأ و تفسیرِ جهانبینیِ خداینامهای بودهاند.
در متنهای تاریخی، گاهشماریِ ماه دی، بهویژه با واژگانِ «خرمروز» و «خورماه»، بازتابِ پایداریِ جشنهایی است که در هر سال با دی ماهِ نخستین روز، آفرینش و نورِ الهی را گرامی میداشتند. این رویکرد، با روایتهای قرآن و تورات در زمینهٔ آفرینشِ جهان تطبیقهایی دارد که در برخی از متون اسلامی به شش دورهٔ آفرینش اشاره میشود. با این وجود، روایتهای ایرانی با همنشینی میان گاهشماری، آفرینش و ارزشهای اخلاقی همچون اندیشهٔ نیک، راستی و فروتنی، بهعنوان گفتمانِ یکپارچهٔ الهیِ واژگونناپذیر در تاریخ ایران باقی ماندهاند. از این منظر، امشاسپندان، هفتگانهٔ اخلاقیِ ایرانیان باستان، بهروشنی نشان میدهد که راهِ انسان به سوی کمال با یادِ پروردگار و با کردار درست رقم میخورد. این بخش از تاریخِ ایرانِ باستان، در آثار فردوسی نیز بازتاب دارد که به نیایشِ خداوند و سپاسگزاری از آفریدگار، بهعنوان گوهری از فرهنگِ ملی اشاره میکند.
امشاسپندان، گهنبار و بازتابهای فرهنگی
امشاسپندان، به عنوان نمودارِ اخلاقیِ هفتوارهِٔ ایرانیان، نشان از یک پیکرِ فکریِ واحد در باطنِ باورهای دینی دارد. بهمن، اندیشهٔ نیک، اردیبهشت (بهترین راستی)، خرداد (رسایی)، امرداد (نامیرایی) و اسفند (فروتنی) از این هفت بالِ وجودی محسوب میشوند و با هم، اگرچه در قالبِ واژگانِ اخلاقیِ جداگانه آموزش داده میشوند، اما در نهایت به یک پروردگار واحد اشاره دارند. علاوه بر این، گاهنبارها و گاهشماریهای دیگر مانند گاهَنبار به بازههای پدیداری جهان اشاره میکنند که نشان از یک حلقهٔ معنوی میان زمان، وجود و آفرینش است. این واژهها در اوستا بهشکلهای مختلف آمدهاند و در زبان پهلوی با نامهای گاسانبار معرفی میشوند. در این چارچوب، دیگان به عنوان یکی از نمودهای جشن ماهانه، میتواند بهعنوان نماگری از این پیوستگیِ میان آفرینش، زمان و خداپرستی تفسیر شود. گاهشناسان با بررسیٔ متنهای تاریخی، از جمله «آثارالباقیه»، به وجودِ رابطهای میان نخستین روزِ دی و آفرینشِ جهان اشاره میکنند و مینویسند که نخستین روز درون این چارچوب خدای تعالی و ایزدِ بزرگ دانسته میشد.
تشکیلِ دیدگاهِ تاریخی-فرهنگی دربارهٔ دیگان
دیگان، بهعنوان جشنِ ماهانهای که در سه بارِ یک ماه برگزار میشد، نشان میدهد که چگونه باستانشناسان ایرانی به زمان و آفرینش جهان با نگاهِ الهی پاسخ میدانستند. این رویداد با نامِ روزِ هشتم، پانزدهم و بیستوسوم هر ماه برگزار میشد و با حلقههای آگاهی از ماهها و روزها در یک چرخهٔ کامل ارتباط مییافت. در این زمینه، گاهشماریِ ایرانِ باستان با نامگذاریِ هرروزِ هرماه، بهگونهای است که نامِ ماه و نامِ روز به هم میرسیدند تا جشنِ دیگان را بهنوعی بنامند. این ساختار، بهعنوان یکی از نمودهای فرهنگیِ باستانی، نشان میدهد که دیگان چگونه به عنوان نمادی از خداپرستی، نظمِ کیهانی و دگرگونیِ فصلها در جامعهٔ ایرانی بهکار میرفت.
در روندِ پژوهشهای تاریخی، این جشن بهخوبی بازگو میکند که چگونه باورهای دینی با گاهشماریِ زمان درهمآمیختهاند. گاهشماریِ ۱۲ ماهه با نامهای فروردین تا اسفند، هرکدام با نامِ روزِ همان ماه همراه میشد و در روزهای معینی، جشنهای مذهبی و نیایشهای جمعی شکل میگرفت. دیگان نشان میدهد که چگونه زبان و واژگانِ کهن، همچون واژهٔ «دی» یا «دذو»، در میانِ مفاهیمِ آفرینش و پروردگار جایگاهی ویژه دارند. این نکته بهطورِ مستقیم با آموزههای دینیِ گوناگونِ باستانی و همچنین با روایتهای فرهنگی ایرانِ پیش از اسلام پیوند دارد. این پیوستگیِ معنایی و تاریخی، در نگاهِ پژوهشگران بهعنوان یکی از شاخصهایِ ماندگارِ فرهنگِ ملی ایران مطرح میشود.
سخن پایانی دربارهٔ دیگان و خداپرستی ایرانیان باستان
در پیوندِ میان دیگان و خداپرستی، میتوان دریافت که جشنِ ماهانهٔ دی بهویژه در ماه دی، بهگونهای نمادین نشان میدهد که در نگاهِ ایرانیان باستان، آفرینش جهان، عدالت و نورِ الهی در قالبِ گاهشماریِ زمان بهدرستی میگنجید. این دیدگاه، با برخی از آموزههای ادیانِ ابراهیمی درموردِ آفرینشِ جهان همسویی دارد؛ اما از نظرِ ساختارِ تاریخی و فرهنگی، بهواسطهٔ واژهها و واژگانِ ایرانیِ کهن، با رویکردی جدا از توصیفِ واحدِ الهیِ دیگران تعبیر میشود. از این رو، دیگان میتواند بهعنوان نمادی از گوناگونیِ برداشتهای انسانی از خدا و آفرینش در ایران باستان در نظر گرفته شود. این تحلیل، علاوه بر جنبههای تاریخی، از منظرِ فرهنگی نیز نشان میدهد که چگونه جشنها و مناسبتهای دینیِ باستانی در قالبِ نیایش، ستایش و سپاسگزاری، به بازاندیشیِ باورهای انسانها و ارتقایِ آگاهیِ دینی آنان یاری میرساند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این جشنها نیز همچون شاخهای از تاریخِ فرهنگیِ ایران، در دورانِ معاصرِ پژوهشهای تاریخی، میتوانند بهعنوان گشودهشدنِ چراغی روشن برای فهمِ بیشترِ ریشههای معنویِ مردمان ما تلقی شوند.
تحلیل نقادانه از نقش دیگان در باورهای ایران باستان
دیگان بهعنوان بخشی از گاهشماریِ باستانی، نمادی از پیوستگی زبان، فرهنگ و دین است و نشان میدهد که چگونه باورهای دینیِ مذهبیِ ایرانیان با ساختارهای زمانیِ جامعه همسو میشوند. این جشن، با وجودِ تأکید بر خداپرستیِ ایزدی، بهنوعی بازتابِ شفافی از شیوهٔ تفکر ایرانیان در باب آفرینش و وجود است. از سوی دیگر، بهعنوان بحثِ تاریخی و علمی، لازم است چنین روایتهایی با دقتِ پژوهشی و با رعایتِ زمینهٔ تاریخیِ هر دوره بررسی شوند تا از تقابلِ میان سنت و معنویتِ ملی با تبیینِ دقیقِ تاریخی، کاستیها و تفاوتهایِ زمانی روشن گردد. بهطورِ عملی، پژوهشگران باید به تفاوتهای میان باورهای دینیِ ایرانِ باستان و آموزههای ادیانِ دیگر، با حفظِ احترام به تاریخ و فرهنگ مردمان، نگریسته و از بازتولیدِ سادهلوحانهٔ تعابیرِ دینیِ مدرن خودداری کنند. این رویکرد، بهویژه در بازنویسیِ متون تاریخی برای رسانههای امروز و کمپینهای خبری، میتواند به حفظِ دقتِ علمی و پرهیز از اغراقهای غیرعلمی کمک کند. این نکته در چارچوبِ قوانینِ جمهوری اسلامی ایران نیز بهدرستی حائز اهمیت است؛ از این رو با توجه به این اصول، نقدِ تاریخیِ دیگان باید با نگاهِ پژوهشیِ سازگار با هویتِ فرهنگی–دینیِ کشور انجام شود تا هم احترامِ تاریخی حفظ شود و هم امکانِ پژوهشِ مستقل و نقادانه برای محققان و علاقهمندان فراهم گردد.
