اقبال به اقتدارگرایی یا قلدربازی در چشمانداز جهان؟ مرور ادعاهای اخیر
در تازهترین بازتابهای رسانهای، اظهارات استیون میلر معاون رئیس دفتر رئیسجمهور آمریکا مبنی بر اینکه «ما در دنیایی زندگی میکنیم که توسط توان، زور و قدرت حکمرانی میشود»، با واکنشها و تحلیلهای گستردهای روبهرو شده است. به گزارش خبرآنلاین، دونالد ترامپ با پذیرش صریح این رویکرد، به نظر میرسد که همسو با آن چارچوب فکری عمل میکند. براساس گزارشهای منتشرشده، این همسو بودن به نحوی بازتاب یافته است که میتواند به بازتولید رویکردهای امپریالیستی در طول تاریخ آمریکا تعبیر شود. به گزارش مهر، پایگاه خبری هیل در گزارشی رفتارهای قلدرمآبانه و بیپروا را در برخورد با رقبای بینالمللی مورد بررسی قرار داده و نوشته است که ترامپ به دوران امپریالیسم بازمیگردد؛ همان دورهای که امپراتوریهای روم، انگلیس، فرانسه و دیگر قدرتها با زور و اجبار به گسترش نفوذ خود اقدام میکردند. به گزارش هیل، این رسانه آمریکایی توضیح میدهد که چگونه آمریکا در گذشته از قدرت نظامی برای تطبیق دادن ضوابط با منافع خود استفاده کرده است و اکنون برخی از تحلیلگران این انتظار را مطرح میکنند که او به دنبال بازتولید این رویکرد در سطح جهانی باشد. در ادامه، مطرح میشود که ترامپ چگونه از راههای مختلف از جمله قدرت اقتصادی و دیپلماتیک میخواهد تا چارچوبههای بینالمللی را به گونهای تفسیر کند که به نفع سیاستهای داخلی او باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، برخی ناظران این پرسش را مطرح میکنند که آیا اظهارات اخیر میتواند به تشدید نگرانیها درباره رویکرد آمریکا نسبت به رقبای منطقهای و منابع استراتژیک منجر شود؟
در گفتوگوهای اخیر با رسانهها، ترامپ از قوانین بینالملل به شکل صریح صحبت نکرده و ادعا میکند: «من به قوانین بینالملل نیاز ندارم» که این موضع با واکنشهای جدی در محافل حقوقی و بینالمللی روبهرو شده است. همچنین، گزارشها حاکی از گمانهزنیهای جدی درباره جهتگیریهای آتی آمریکا در قبال ونزوئلا و منابع نفتی آن است؛ برخی منابع از اقداماتی برای کنترل منابع نفتی ونزوئلا خبر دادهاند که با واکنشهای گسترده روبهرو شده است. در عین حال، برخی گزارشها از تهدید به تصرف کانال پاناما و نیز احتمال بازنگری در نقش آمریکا در گرینلند خبر میدهند. این مجموعه از رویدادها، از دید برخی تحلیلگران، میتواند جهان را به مسیری پرتنش و بیثبات هدایت کند. گزارشهای مختلف حاکی از این است که مواضع اخیر ترامپ میتواند به از دست رفتن اعتماد به رویکردهای چندجانبه و تضعیف کارکرد نهادهای بینالمللی منجر شود. به دنبال این رویدادها، برخی ناظران به این نتیجه رسیدهاند که جهان در شرایط حساسی قرار گرفته و پاسخهای دیپلماتیک و حقوقی باید با دقت و با حفظ اصول قانونی و اخلاقی دنبال شود تا از تبعات منفی احتمالی جلوگیری شود. این تحلیلها نشان میدهد که واقعیتهای ژئوپولتیک با پیچیدگیهای اقتصادی و امنیتی ترکیب شده و نیازمند رویکردی جامع است تا از بیثباتیهای بلندمدت جلوگیری شود و مسیرهای همکاری بینالمللی تقویت گردد. به گزارش خبرگزاریهای معتبر، این رویدادها میتواند بر وضعیت بازارهای جهانی و روابط بینالملل تأثیر بگذارد و در عین حال نشان دهد که تصمیمگیریهای خارج از چارچوبهای قانونی و دیپلماسی میتواند به بیاعتمادی، تشدید تنشهای منطقهای و کاهش امنیت جهانی منجر شود. در نهایت، این گزارشها به تبیین اهمیت حفظ اصول و قوانین بینالملل و تقویت سازوکارهای گفتگو و مذاکرات بینالمللی میپردازند تا از مسیر خطرناک دوری جست.
تحلیل اجرایی-حقوقی
در این تحلیل یک پاراگرافی، بررسی الزامات حقوقی و اجرایی تصمیمات خارج از چارچوب قوانین بینالملل و اصول دیپلماسی است. چنین رویکردی میتواند به بیاعتمادی عمومی، بیثباتی اقتصادی و افزایش ریسکهای اجرایی منجر شود. از منظر جمهوری اسلامی ایران، رعایت موازین قانونی، حفظ امنیت ملی و پرهیز از رویکردههای بیثباتساز که حقوقی و انسانی را تضعیف کند، ضروری است. همچنین، هر تصمیم اجرایی باید با توجه به ظرفیتهای داخلی و چارچوبهای حقوقی داخلی و بینالمللی دقیقا ارزیابی شود تا از تبعات غیرقابل جبران جلوگیری به عمل آید. به علاوه، مسائل اجرایی غیرسیاسی و امنیتی باید با دقت و شفافیت مورد بررسی قرار گیرند تا از نقض اصول حقوقی و بشردوستانه پرهیز شود.
