یادداشت تحلیلی درباره چهره سالمندی در ایران بر پایه آمار رسمی
به گزارش تیم آرشیو کامل، با تغییراتی در مقیاسهای اندازهگیری جمعیت ایران، آمار رسمی نشان میدهند که درصد جمعیت سالمند ایران از مرز ۱۲ درصد به سمت ۱۴ درصد پیش میرود و این نشان از ورود کشور به دوران سالمندی دارد. این روند تنها به عددی شهریهی روزانه تبدیل نمیشود، بلکه به ملاکهای سیاستگذاری، طراحی فضاهای شهری و ارائه خدمات اجتماعی نیز بازتاب میدهد. در این گزارش، تلاش میشود تا با نگاهی ساختاریافته و با رعایت واقعیتهای آماری، وضعیت سالمندی را تشریح کرده و چشماندازهای اجرایی و اقتصادی مرتبط را بررسی کنیم.
در اظهارات رسمی، رئیس سازمان بهزیستی با اشاره به آمارهای جدید سالمندی در کشور اعلام کرد که قدماً درصد جمعیت سالمند ایران به ۱۲ درصد رسیده است؛ اما با ملاحظه آمارهای مبنایی ثبتشده توسط وزارت بهداشت و سایر مراجع معتبر، هماکنون مرز ۱۴ درصد سالمندی را عبور کردهایم. به این معنا، ایران در مسیر سالمندی جدیتری گام برمیدارد و باید با برنامهریزیهای هدفمند و همراستا با تحولات جمعیتی، به تحولات آینده پاسخ دهد.
این روند از نگاه مسؤلان بهزیستی فقط ترکیبی از اعداد نیست، بلکه نشاندهنده نیازهای جدید جامعه است؛ از جمله افزایش فشار بر خدمات بهداشتی، ارتقای زیرساختهای شهری، و ایجاد فرصتهای اقتصادی مرتبط با سالمندی. در همین راستا، همایش محیط دوستدار سالمند با حضور مقامات متعدد و نمایندگان سازمانهای بینالمللی برگزار شد تا ابعاد مختلف شهرسازی، خدمات شهری و مشارکت جامعه در مراقبت از سالمندان بررسی شود. از نگاه مقام مسئول، هدف این نشست، نمادسازی پدیده سالمندی است تا پس از شناساییِ مسائل به سمت نهادینهسازی حرکت کنیم.
به گزارش تیم آرشیو کامل، در سخنان رئیس سازمان بهزیستی، تأکید بر این بود که پدیده سالمندی باید از منظر گسلهای شناختی عبور داده شود تا سطح تصمیمگیریهای اجرایی با واقعیتهای روز جامعه همسو باشد. در این راستا، آمارهای رسمی و دادههای مبنایی نشان میدهند که سرعت رشد سالمندی در ایران، نسبت به برخی کشورها سریعتر است و ایران را در گروه کشورهای با روند سالمندی سریع قرار میدهد. به این ترتیب، پیشبینیها حاکی از تبدیل ایران به یکی از کشورهای شدیداً سالخورده تا سال ۱۴۳۰ است؛ به عبارتی، در سالهای آینده قریب به یک سوم از زندگی افراد به دوره سالمندی اختصاص خواهد یافت.
براساس تحلیلهای موجود، در سالهای آینده با افزایش قابلتوجه جمعیت سالمند مواجه خواهیم بود و این تغییر نیازمند برنامهریزی جامع است. با توجه به دادههای منتشرشده، تا سال ۱۴۳۰ انتظار میرود سهم جمعیت سالمند به حدود ۳۰ درصد برسد و ایران به یکی از کشورهای سالخورده دنیا تبدیل شود. این آمارها، هرچند عددیاند، اما بهطور جدی به سیاستگذاران میگویند که پاسخها باید به سرعت و با دقت طراحی و اجرا شوند. افزایش سالمندی، فرصتها و چالشهای متعددی را به همراه دارد، از جمله قابلیتهای اقتصادی ناشی از سلامت سالمندان، ناگفتههای بازار کار و فرصتهایی که با حضور سالمندان در عرصه اقتصاد میتواند ایجاد شود. در این راستا، مفهوم اقتصاد نقرهای به عنوان چارچوبی برای بهرهبرداری از ظرفیتهای سالمندی مطرح میشود، از جمله ایجاد اشتغالهای سبک و خدماتی که با سنین بالا سازگار است و نیازهای خانوارها را پاسخ میدهد. در این مسیر، توجه به موضوع گردشگری سالمندان، سلامت سالمندان و دسترسیپذیری فضاها برای آنان از اهمیت ویژهای برخوردار است.
رئیس سازمان بهزیستی همچنین به وجود «کوَهورتهای سالمندی» اشاره کرد که در حال حاضر ۱۶ کوهورت در سطح کشور فعالاند و بزرگترین آنها در میبد یزد در حال اجرا است. هرچند این کوهورتها دادههای دقیق ارائه میدهند، اما فقدان سامانهای واحد برای اتصال دادههای این گروههای پیوسته، مانعی برای دریافت تصویری جامع از سالمندی است. بنابراین مذاکرات با مرکز آمار ایران برای ایجاد همگرایی دادهها و اجرای پیمایش ملی سالمندان در آیندهای نهچندان دور در دست اقدام است. این اقدامات بهویژه در قالب بهروزرسانی سند سالمندی و بازنگری آییننامههای مربوط صورت میگیرد تا شناسایی دقیقتر و پاسخگویی بهتر به نیازهای سالمندان فراهم شود.
در بخش سیاستگذاری، تأکید بر این است که سالمندی بحران نیست بلکه فرصتی است که میتواند با مدیریت درست و بهکارگیری ظرفیتهای جامعه، به پیشبرد اهداف توسعهمحور کمک کند. به این معنا، شاخص سالمندی میتواند نشاندهنده کیفیت بهداشت و سلامت جامعه باشد. یکی از نکات کلیدی در این زمینه، تبیین و تقویت مفهوم «شهرهای دوستدار سالمند» است که باید با تعمیق حضور سالمندان در فضاهای عمومی و افزایش دسترسیها، به ثبات و پایداری شهرها کمک کند. همچنین با توجه به تجربههای جهانی، توسعه مهدکودک سالمند، طراحی برنامههای ورزشی و فرهنگی و ایجاد فضایی برای گفتوگوی نسلها میتواند به کاهش گسست نسلی و بهبود کیفیت زندگی سالمندان منجر شود. در این راستا، نمونههایی مثل رستوران سالمندی در همدان نشان میدهند که چگونه فضاهای کارآمد و مطلوب میتوانند به بهبود تعاملات اجتماعی و ارتقاء سلامت روانی کمک کنند.
در مجموع، با وجود آمارهای رسمی که از ورود ایران به دوره سالمندی خبر میدهند، باید با توجه به آمارهای مبنایی و واقعیتهای اجرایی، به دنبال راهکارهای عملی و پایدار برای تقویت اقتصاد نقرهای و ارتقای کیفیت زندگی سالمندان باشیم. این امر مستلزم همکاری گسترده میان دستگاههای اجرایی، زیرساختهای شهری و جامعه مدنی است تا بتوانیم با حفظ امنیت و آرامش جامعه، از فرصتهای سالمندی به عنوان یک سرمایه ملی بهره ببریم.
تحلیل پایان-نگر با رویکرد اجرایی و اجتماعی
در پایان باید تصدیق کرد که سالمندی یک پدیده چندوجهی است که تنها با آمار و نمودارهای جمعیتی قابل حل نیست. عبور از مرز ۱۴ درصد و چشمانداز ۳۰ درصدی تا سال ۱۴۳۰ بدون همگرایی دستگاههای اجرایی، نقشه راه روشن و بلندمدت برای شهرها، کار و بهداشت عمومی، به ثبات اجتماعی منجر نخواهد شد. در این مسیر، توجه به زیرساختهای شهری برای دسترسیآسان سالمندان، افزایش فرصتهای کاری مناسب سنین بالا، و ایجاد محیطهایی است که سالمندان بتوانند فعال باقی بمانند، از اولویتهای اجرایی است. به رغم اهمیت این اقدامات، باید مراقبت کرد که این سیاستها به سمت تعمیق مشارکت جامعه و کاهش گسست نسلی هدایت شود تا در نهایت، سالمندی به عنوان سرمایهای اجتماعی و اقتصادی برای ایران شناخته شود و از منظر عدالت اجتماعی، همه اقشار جامعه بتوانند از این فرصت بهطور برابر بهرهمند گردند.
