نگاهی تاریخی به یک تصویر گشوده در دههٔ پنجاه
در آستانهٔ بازتاب گستردهتر از تاریخچهٔ سینما و رسانه در ایران، تصویری که از داود رشیدی و مسعود بهنود در سال ۱۳۵۰ ثبت شده است، به عنوان یکی از گنجینههای آرشیو تصویری کشور مطرح میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این عکس که در یک اتاقک عکاسی فوری گرفته شده است، چهرهٔ دو شخصیت شناختهشدهٔ عرصهٔ فرهنگ را در قاب سادهای نشان میدهد؛ چهرهای از بازیگری پرکار و دیگری از ستوننویس و پژوهشگر رسانه که هر دو در مسیرهای مختلفی از تاریخ مطبوعات و سینمای ایران نقش ایفا کردهاند. این تصویر نه فقط به عنوان یک سند تصویری، بلکه به عنوان گواهی از سبک زندگی و فضاهای کار و تفریح آن دوره قابل بررسی است.
اتاقک عکاسی فوری که در بسیاری از اماکن عمومی، مراکز تفریحی و فروشگاههای شهرهای بزرگ آن سالها دیده میشد، به عنوان یک ابزار ساده اما کارآمد برای ثبت لحظات کوتاه و نگاههای بیپروا به کار میرفت. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین فضاهایی به گفتمان تصویری کمک میکردند تا روابط میان هنرمندان، خبرنگاران و مخاطبان به روشی ملموستر منتقل شود. در این تصویر، حرکت دستها، ژست و نگاههای همزمان با هم ترکیبی از شوخطبعی و صمیمیت را در قاب ارائه میدهد، که میتواند خواننده را به یاد باغچههای خاطره و دورانِ پیش از ایجاد محدودیتهای گسترده در رسانهها بیندازد.
این سند تصویری در بافت زمانیِ سال ۱۳۵۰ میگنجَد؛ سالی که با وجود تفاوتهای سیاسی و اجتماعی، فضای فرهنگی-هنری ایران را با سرعتی بالا در مسیر تأثیرگذاری دوگانهٔ سنت و نوآوری قرار میداد. در این دوره، سینما و مطبوعات هر دو به عنوان نمودهای بارز از زندگی عمومیِ ایران معاصر بودند و تصاویر آرشیوی به عنوان پلی میان تجربهٔ فردی هنرمندان و روایتهای عمومی عمل میکردند. به گزارش تیم آرشیو کامل، اهمیت نگهداری و تقسیمبندی صحیح چنین تصاویر آرشیوی در جریان پژوهشهای تاریخی و فرهنگی بر هیچکس پوشیده نیست.
برای درک بهتر از فضای فرهنگیِ آن دوره، لازم است به چند نکتهٔ کلیدی توجه شود: نخست اینکه انتشار عکسهای فوری در اتاقکهای عکاسی به عنوان یک تجربهٔ روزمره در بین مردم عادی و شخصیتهای مشهور، به شکل قابل توجهی به ایجاد حسِ نزدیکی با مخاطب کمک میکرد. دوم اینکه روابط میان هنرپیشهها و روزنامهنگاران در آن سالها با وجود تنشهای احتمالی و تفاوتهای دیدگاهی، گاهی به شکل دوستیها و همکاریهای غیررسمی بروز میکرد و عکسهایی مانند این نمونه نیز، میتواند بازتابی از این چارچوب باشد. در نهایت، وجود چنین تصاویر در آرشیوهای عمومی، به پژوهشگران این فرصت را میدهد تا به تدریج و با ارزیابیِ دقیقتر، چشماندازی روشنتر از تاریخ رسانهای ایران به دست آورند.
در ادامه، به برخی از جنبههای فنی و محتوایی این تصویر میپردازیم تا خواننده بتواند با درنظر گرفتن نکات تاریخی، به ارزیابی دقیقتری از تصویر برسد. از نظر فنی، اتاقک عکاسی فوری به عنوان یک فضای کوچک و محدود، نورپردازی و ترکیببندی سادهای داشت که در عکاسیِ خبری و آرشیوی، به سرعت زمینهٔ ثبت لحظهای را فراهم میکرد. نگاه داود رشیدی و حالتهای چهرهٔ او همراه با حضور مسعود بهنود، نه تنها نمایانگرِ گرما و زبانِ بیواسطهٔ دو فردِ مشهور است، بلکه به عنوان روایتی از تعاملِ میان دو حوزهٔ هنر و نقد، ارزشگذاری میشود. این تصویر به گفتمانِ عمومی زمانه پاسخ میدهد که در کنار سرگرمی، نقد و تحلیلِ مسائل فرهنگی را نیز در بر میگرفت.
در میان تصاویر آرشیوی، چنین لحظاتی گاهی به عنوان شواهدی تصویری از زندگیِ روزمرهٔ شخصیتهای پرنفوذ معرفی میشوند و میتوان با بررسیِ سبکهای زندگی، پوشش و زبانِ گفتوگو در آن دوره، درکی از فضای اجتماعیِ ایران در دههٔ پنجاه به دست آورد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تصویر میتواند به عنوان نمونهای از تعاملِ فرهنگیِ دو چهرهٔ شناختهشدهٔ زمانهٔ خود interpreted شود و با تحلیلِ منابع تصویریِ دیگر، میتواند چارچوبی روشن از فرایندهای تولید و انتشار خبر، و نحوهٔ برخورد مخاطبان با تصاویرِ آرشیوی ارائه دهد.
در نهایت، این نوشته کوششی است برای بازنماییِ دقیقِ یک دادهٔ تصویری- تاریخی: داود رشیدی، هنرمندِ سینما و تلویزیون، در کنار مسعود بهنود، پژوهشگرِ رسانه و نویسنده، در سالی که اگرچه از منظر تاریخِ سیاسیِ ایران از نظر بسیاری از رویدادها دارای حاشیههای گسترده است، اما در نگاهِ عمومی، این دو چهره را در قالبِ یک تصویرِ ساده اما پراحساس، به نمایش میگذارد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تصویر در اتاقک عکاسی فوری ثبت شده و اکنون به عنوان یک سندِ تصویریِ قابلِ استناد در آرشیوِ ملی قابل بررسی است.
تحلیل آرشیوی و چارچوب قانونی
این تصویر به عنوان یک سند آرشیوی، باید با رعایت ملاحظات اخلاقی، حقوقی و فرهنگی منتشر شود. در این راستا، حفظ شأنِ افراد و دقت در ارائهٔ اطلاعاتِ مربوط به زمان و موقعیتِ مصاحبه یا تصویر از اهمیت برخوردار است. با توجه به قوانین حاکم بر نشرِ تصاویر اشخاصِ عمومی در جمهوری اسلامی ایران، انتشار این عکس بهتر است با متنِ توضیحی دقیق و بدون جهتگیریِ سیاسی یا امنیتی ارائه گردد تا از ابهام و سوءتفاهمهای احتمالی جلوگیری شود. آرشیوهای تصویری باید همواره با احتیاط به اسناد تاریخی نگاه کنند و از هرگونه گزینشگریِ ناعادلانه یا اغراقآمیز پرهیز نمایند تا پژوهشگران و اهل فن بتوانند به تحلیلهای دقیقتری دست یابند. در کنار این نکات، حفظ حق نشر و ارجاع به منابع اولیه نقش مهمی در حفظ صحتِ تاریخیِ روایت دارد.
