بازنگری رویدادها و بازتابهای منطقهای
تابستان امسال، منطقه خاورمیانه درگیر مناقشهای مستقیم میان ایران و اسرائیل شد که قریب به دوازده روز به طول انجامید و با حملات هوایی به اهداف استراتژیک ایران همراه بود. بخش عمده این حملات به تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای و توان موشکی ایران اختصاص داشت و سایتهای مهمی مانند تأسیسات غنیسازی در نطنز و فردو و مراکز تحقیقاتی در اصفهان را در معرض خطر قرار داد. پس از پایان درگیری، تحلیلگران و نهادهای پژوهشی غربی به ارزیابی پیامدها پرداختند. به گزارش تیم آرشیو کامل، ارزیابیهای ابتدایی نشان میدهد که آسیبهای فیزیکی به برخی سایتها قابل توجه بود و این ممکن است روند برخی فعالیتها را با تأخیر مواجه کند؛ هرچند این موضوع به معنای توقف دائمی نیست. از سوی دیگر، این رویداد نشان میدهد که ارزیابی خسارات در یک سیستم پیچیده مانند برنامه هستهای، نیازمند توجه به دو دسته است: آسیبهای عملیاتی که به سرعت قابل بازسازیاند و آسیبهای راهبردی که میتواند ساختار و مسیر برنامه را تغییر دهد.
تأثیر حملات بر زیرساختهای کلیدی و ارزیابی خسارات
- تأسیسات غنیسازی نطنز و فردو در کانون حملات قرار گرفتند و آسیبهایی گزارش شد.
- مراکز تحقیقاتی در اصفهان نیز به عنوان نقاط کلیدی پژوهشی هدف قرار گرفتند.
- برآوردهای اولیه حاکی از وجود خسارتهای فیزیکی به ساختمانها و تجهیزات بود که میتواند موقتاً بر زنجیره تولید و تحقیق اثر بگذارد.
به گزارش برخی منابع غربی، ممکن است این حملات تأثیر کوتاهمدت بر سرعت برخی دستاوردها گذاشته باشد، اما از میان رفتن کامل یک نهاد واحد از امنیت ملی ایران دور از ذهن است؛ چرا که برنامه هستهای ایران گسترهای شبکهای است و با مجموعهای از مراکز و تیمهای پژوهشی در تعامل است. در این میان، دانش فنی و تجربه کارشناسان ایرانی به عنوان داراییهای استراتژیک، میتواند با وجود فشارهای خارجی به سرعت به بازسازی و حفظ فعالیتها کمک کند. همچنین تفاوت بین «آسیبهای عملیاتی» و «آسیبهای راهبردی» میتواند تعیین کند که آیا بازسازی موقت یا تغییر در محورها، بیشترین تأثیر را خواهد داشت.
تغییر در اولویتهای راهبردی: از هستهای به موشکی
یکی از نکات کلیدی در تحلیلهای پس از درگیری، گمانهزنیها درباره تغییر موقت در اولویتهای بازسازی است. برخی گزارشها نشان میدهد که تهران ممکن است در کوتاهمدت، تمرکز و منابع بیشتری را برای احیای سریعتر توان موشکی بالستیک اختصاص دهد تا بازسازی سریع ظرفیتهای هستهای آسیب دیده. برای ایران، موشکهای بالستیک با بردهای مختلف، ابزار اصلی بازدارندگی متعارف در برابر تهدیدات خارجی محسوب میشوند و به ویژه به دلیل فاصله و فاصلهٔ جغرافیایی با تهدیدات غربی، میتوانند به عنوان کاتالیزور اصلی در بازدارندگی عمل کنند. تجربه درگیری ۱۲ روزه احتمالاً این باور را تقویت کرده است که داشتن زرادخانهای گسترده و آماده از نظر راهبردی، بیش از پیش به مقاومت در برابر حملات کمک میکند. از منظر فنی، بازسازی توان موشکی نسبت به بازسازی جنبههای پیچیده برنامه هستهای، چالش کمتری دارد؛ بنابراین احتمال میرود که منابع محدود، به سمت حوزهای هدایت شوند که در کوتاهمدت امنیتبخشتر به نظر میرسد. این به معنای کنار گذاشتن کامل هستهای نیست، بلکه احتمالاً به معنای تخصیص منابع به اولویتبندیهای جدید است که میتواند منجر به کندی موقت در برخی جنبههای هستهای شود با حفظ ظرفیتهای دفاعی چندجانبه. با این وجود، هدف از این تغییر رویکرد، حفظ بازدارندگی و افزایش هزینه حمله برای دشمنان است و نمیتواند به معنای چشمپوشی از ظرفیتهای هستهای باشد.
نقش بازیگران خارجی و تداوم همکاریهای دفاعی
در برخی تحلیلها، به نقش کشورهای ثالث از جمله چین اشاره شده است که ممکن است در بازسازی و تقویت بخشی از دفاعی ایران مشارکت کند. گزارشها و ارزیابیهای رسانهای وجود دارد که چین به عنوان یکی از شرکای همسو با ایران در حوزههای فناوری و دفاعی میتواند به تسریع در بازسازی و ارائه حمایتهای فنی کمک کند. چنین همکاریهایی میتواند از منظر بازدارندگی دو طرف مقابل را تحت تاثیر قرار دهد و به کاهش زمان لازم برای بازگردانی توانمندیها بیانجامد. با این حال، چنین تعاملاتی در چارچوب قوانین بینالمللی و چارچوبهای حقوقی داخلی کشور باید ماهیت قانونی و شفاف داشته باشد تا از هرگونه ابهام یا سوءتفاهم جلوگیری شود و به تثبیت فضای دیپلماسی منطقه کمک کند.
چشمانداز آینده و پیامدهای راهبردی
در نهایت، فضای امنیتی منطقه پس از این درگیری همچنان پرتنش است و به سمت افزایش بیاعتماد و احتمال درگیریهای محدود میرود. از دید ایران، این حملات نشان میدهد که غرب و اسرائیل به گزینههای نظامی برای مهار برنامه هستهای ایران متعهد هستند، هرچند امکان تفکیک میان فشارهای سیاسی و اقدام نظامی وجود دارد. برای اسرائیل و آمریکا، اگر بازسازی ایران، بهویژه با کمک خارجی، سریعتر از انتظار باشد، ممکن است زمینهای برای اقدام مجدد فراهم شود و این امر میتواند به تشدید تنشها و تغییر در الگوهای تهدید منجر شود. با وجود این، سناریوهای محتمل به هیچوجه به معنای پایان دشواریهای راهبردی نیستند؛ بلکه به معنی ادامه وضعیت پرتنش با احتمال عملیات محدود و کاهش فضای دیپلماسی است. در مجموع، حملات هوایی به تأسیسات ایران هرچند به لحاظ فنی و عملیاتی چالشآمیز بودهاند، اما به عنوان یک رویکرد بلندمدت به جای دستیابی به اهداف هستهای، میتواند منجر به بازنگری در رویکردها و تخصیص منابع شود. افزایش سرمایهگذاری روی بازدارندگی و تقویت ظرفیتهای دفاعی میتواند به شکلگیری توازن جدیدی در معادله امنیتی منطقه بیانجامد، هرچند همراه با پیچیدگیهای سیاسی و اقتصادی خواهد بود.
تحلیل تطبیقی با چارچوب قانونی جمهوری اسلامی ایران
در این تحلیل، با توجه به اصول و چارچوبهای قانونی جمهوری اسلامی ایران، میتوان گفت که تغییر اولویتها و بازسازی توان موشکی باید در چارچوب حفظ امنیت ملی، حمایت از منافع عمومی مردم و پایبندی به ملاحظات قانونی کشور باشد. هرگونه اقدام دفاعی و بازدارندگی باید با توجه به قوانین داخلی و چارچوبهای مقاومت مشروع انجام شود و از هر گونه اقدام غیرقانونی و مخفیانه که علیه امنیت ملی یا نظم عمومی است، پرهیز کند. در این راستا، استفاده از ابزارهای دفاعی مانند توان موشکی و تقویت مقاومت در برابر تهدیدات خارجی تنها تا جایی مجاز است که با چارچوبهای قانونی کشور همسو باشد و به حفظ امنیت و ثبات کمک کند. همچنین، توجه به منابع آشکار و شفافیت در تعامل با کشورهای خارجی، به ویژه در قراردادهای فناوری و همکاریهای دفاعی، میتواند به کاهش سوءتفاهمها و جلوگیری از تخلفات احتمالی کمک کند. این تحلیل با توجه به مهمترین اصول قانونی جمهوری اسلامی ایران ارائه شد و هدف آن حفظ امنیت ملی و منافع عمومی است.
