مقدمه
در دهههای آغازین قرن بیستم ایران با چالشهای سیاسی و اقتصادی عمیقی روبهرو بود. اشغالهای نظامی خارجی، بیثباتی داخلی و بحران مشروعیت قدرت سلطنتی، زمینهای را فراهم کرد تا جنبشهای محلی با محوریت قبیلهای و ملی-اسلامی در مناطق دورافتاده کشور شکل بگیرند. یکی از برجستهترین این جنبشها، جنبش جنگل بود که رهبر آن میرزا کوچکخان بود و در گیلان به نخستین شکلگیری خود رسید. این جنبش در آغاز با نگرش مخالفتآمیز نسبت به دخالتهای روسیه تزاری و انگلیس در ایران آغاز شد و در مسیر زمان، با فراز و فرودهای ایدئولوژیک، فضای سیاسی را در شمال ایران تحت تأثیر قرار داد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این پژوهش با استفاده از منابع تاریخی و روزنامه جنگل، کوششی برای بازنویسی رویدادها بهگونهای است که فهم عمومی از ماهیت جنبش جنگل در دوره نخست برقرار بماند و روایتِ سیاستورزان خارجی و محلی باهم تلفیق شود.
آغاز جنبش جنگل و رهبری میرزا کوچکخان
جنبش جنگل در دوران نخست خود با حضور میرزا کوچکخان در گیلان شکل گرفت. میرزا کوچکخان که پیشینهای در مبارزات مشروطهخواهانه و نمایشگری برای بازیابی یکی از وجوه استقلال ملی داشت، پس از بازگشت به گیلان حرکت خود را آغاز کرد. این جنبش با هدف مقابله با نفوذ و مداخلههای خارجی در ایران شکل گرفت و در برابر روسیه تزاری و انگلیس بهویژه در ساعات نخستین فعالیتهایش موضعی نقدمندانه اتخاذ کرد. با حضور افرادی که از نظر ملیگرایی و اسلامگرایی با او همسو بودند، تلاش کرد تا سازوکارهایی برای مبارزه با اشغالگران فراهم آورد و با استفاده از ظرفیتهای داخلی، انسجام ملی را تقویت کند. روایتهای تاریخی همچون گزارشهای روزنامه جنگل نشان میدهد که میرزا کوچکخان و یارانش به دنبال هویتی ملی و استقلالی بودند که از تجاوزات خارجی به ایران جلوگیری کند. این دوره، به دلیل جابجاییهای ایدئولوژیک و فشارهای بیرونی، با پیچیدگیهای زیادی مواجه شد. در این مسیر، برخی از همسوها با او همراه شدند و برخی دیگر از جنبش کنار کشیدند. این نکته از منظر تاریخی اهمیت بالایی دارد، زیرا تغییرات داخلی جنبش با فشارهای انگلیس و تغییر مواضع روسیه همراه بود و بر خط مشی جنبش تأثیرگذار شد.
زمینههای سیاسی و اقتصادی ایجاد نگرش انتقادی
بسترهای سیاسی و اقتصادی جامعه ایران در آن دوران به شدت پیچیده بود. جنگ جهانی اول موجب اشغال بخشهای شمالی کشور توسط روسها و حضور گسترده نیروهای انگلیسی شد که به تعبیر منابع تاریخی، موجب تضعیف انسجام ملی و افزایش بحرانهای اقتصادی گردید. در این زمینه، فضای قحطی و نابسامانی اقتصادی که بهطور خاص در طول سالهای اخیر قرن بیستم مشاهده میشد، به فشارهای وارده بر روستاها و شهرهای کوچکتر دامن زد. در چنین فضایی، جنبش جنگل با تأکید بر استقرار امنیت داخلی و پایدار ساختن حاکمیت ملی، به مبارزه با حضور نیروهای اشغالگر پرداخت. در برخی اسناد و متون، از جمله گزارشهای منتشرشده در روزنامه جنگل، به نقش اشغالگران در تشدید مشکلات معیشتی و فقر اشاره شده است. به رغم دغدغههای اقتصادی، پیگیری استقلال ملی بهعنوان هدف اصلی، به شکل مستقیم در سخنان و مواضع جنبش نمایان بود. این میان، وضعیت اقتصادی بهویژه در مناطق شمالی ایران، به عنوان محرکی مهم برای شکلگیری قیامهای محلی بهشمار میآمد و جنبش جنگل با برنامهریزیهای اجتماعی-صنفی سعی در بهبود وضعیت فقرا و رفع مشکلات معیشتی داشت. این نکات در اسناد و روزنامه جنگل و همچنین در گزارشهای تاریخی دیگر بهروشنی منعکس شده است، در جایی که از عبارت «برای فقرا چه کردهاید» اشاره میکند و بر ضرورت اصلاح وضعیت اقتصادی تأکید میکند. همچنین، در نامههای داخلی و گزارشهای اسناد مربوط به نهضت جنگل، مشاهده میشود که مشکلات روستاها و مردم عادی به بهانههای مالی-اجتماعی بهخوبی ثبت شده و جنبش تلاش کرده است تا با استفاده از امکانات داخلی، از این مشکلات کاسته شود. به این ترتیب، زمینههای اقتصادی و اجتماعی ایران در آن دوره، بیش از هر عامل دیگری باعث شکلگیری نگرش انتقادی جنبش نسبت به حضور نیروهای خارجی شد و این نگرش، در گفتارهای بعدی به طور کاملتری بررسی میشود.
نگرش انتقادی جنبش جنگل نسبت به روسیه در آغاز دوره
در نخستین شمارههای روزنامه جنگل، نقد شدید به رفتارها و سیاستهای روسیه تزاری با محوریت شمال ایران مشاهده میشود. رسالت روزنامه جنگل در این مقطع بهوضوح بر همان اصل مخالفت با نفوذ بیگانه متمرکز بود: محدود ساختن نفوذ در ساحتهای اقتصاد، سیاست و امنیت داخلی ایران، و درخواست خروج نیروهای روسی از خاک کشور. از منظر تاریخی، این نگرش به معنای یک چارچوب ملیگرایانه بود که با نگاه به آینده مستقلتر ایران، بهویژه در راستای حفظ حاکمیت ملی و جلوگیری از وابستگی اقتصادی-سیاسی شکل گرفت. علاوه بر این، نقد به روسیه تزاری به طور همزمان با نقدی بر سیاستهای انگلیس در ایران همراه بود. جنبش جنگل از نظر تاریخی بهطور روشن نشان میدهد که هدف اصلی، بیرون راندن اشغالگران و حفظ وحدت ملی بود؛ هرچند در برخی روندهای بعدی، با تغییراتی در ایدئولوژی مواجه شد. این نکته تاییدی است بر این که نگرش اولیه جنبش نسبت به هر دو قدرت خارجی، بهویژه روسیه، با محوریت حفظ استقلال و جلوگیری از تقسیم اراضی ایران دنبال میشد. در این راستا، بررسیهای تاریخی نشان میدهد که مسیر حرکت جنبش در دوره نخست با رویکردی انتقادی به روسیه آغاز شد و این رویکرد تا مراحل بعدی، با تغییرات در منابع و گرایشهای ایدئولوژیک، دستخوش تحول شد.
تحول ایدئولوژیک و گرایش به روسیه کمونیستی
از دهههای پایانی قرن بیستم، مسیرهای تفکری جنبش جنگل با رویکردی تازهتر همراه شد که در برخی از حلقههای فکری و سیاسی با گرایش به مدلهای کمونیستی دیده میشود. تغییر در ایدئولوژی از دوره نخست تا دورههای بعدی بهویژه با گشایش مناسبات با نیروهای شوروی و ارسال نامههای حمایتی از جانب حزب کمونیست این کشور بهوضوح قابل پیگیری است. برخی منابع تاریخی از جمله اسناد مربوط به روزنامه جنگل و نامههای مربوط به روابط جنبش با احزاب کمونیست، نشان میدهد که با وجود نزدیکشدن میرزا کوچکخان به روسیه کمونیستی، این تغییر به معنای نابودسازی کلی استقلال ملی نبود، بلکه گسستها و بازتعریفهایی را در ساختار رهبری و استراتژی مبارزه به همراه داشت. به موازات این تغییر، برخی از همراهان پیشین که در دوره نخست با میرزا کوچکخان همکاری داشتند، از جنبش کنارهگیری کردند و این امر نشان از پیچیدگیهای داخلی و تنوع در خطوط فکری جنبش دارد. با توجه به این تحولات، جنبش جنگل در دوره دوم به شکل متفاوتی با رویکردهای ایدئولوژیک برخورد کرد و مسیر خود را با توجه به شرایط داخلی و فشارهای خارجی بازتعریف کرد. با وجود این تفاوت، هدف اصلی همچنان حفظ استقلال ملی و جلوگیری از نفوذ بیگانگان بود، هرچند همسویی با نیروهای خارجی در برخی مواقع به شکل محدود و در چارچوبهای خاصی مطرح شد. این روند، بهطور مشخص نشان میدهد که جنبش جنگل در دوره نخست، با نگرش مخالف روسیه تزاری آغاز شد و در دورههای بعدی، با تحلیل دقیق شرایط بینالمللی و داخلی، بهطور موقتی به همسویی با روسیه کمونیستی نزدیک شد و این تغییر، به عنوان یکی از شاخصههای مهم تحولات ایدئولوژیک این جنبش بهشمار میآید.
نتیجهگیری تاریخی و پیامدهای دوران نخست
دوران نخست جنبش جنگل با وجود تغییرات بعدی، بر این پایه استوار بود که خروج نیروهای اشغالگر روس و انگلیس از ایران، و بازگرداندن ثبات سیاسی و اقتصادی، بهعنوان محور اصلی اهداف ملی مطرح است. با ورود نیروهای اشغالگر به ایران و تشدید چنددستگیهای سیاسی، جنبش جنگل به عنوان یکی از جناحهای ملی-اسلامی، نقش مهمی در شکلدهی به نحوه برخورد با اشغالگران ایفا کرد. اما تحولات بعدی و گرایشهای ایدئولوژیک، بهویژه با تماسگرفتن با روسیه کمونیستی و تغییر در رویکرد به سلطنت مشروطه، نشان میدهد که برخلاف تفسیرهای ساده از تقابل با بیگانگان، جریانهای سیاسی منطقهای با پیچیدگیهای داخلی و بینالمللی مواجه بودند و در مواجهه با این پیچیدگیها، مسیرهای متفاوتی را برای تحقق اهداف ملی دنبال کردند. این تحلیل بهویژه به لحاظ تاریخی اهمیت دارد زیرا کمک میکند تا روشن شود که چگونه رویکردهای داخلی در مقابل فشارهای خارجی، میتواند از مسیرهای مختلفی به سیاستهای بینالمللی گره بخورد و در نهایت به شکلگیری رویکردهای متنوع و گاه متناقض منجر شود. در حال حاضر، فهم این پیچیدگیها برای بازشناسی دقیقتر نقش جنبش جنگل در تاریخ ایران ضروری است و بازنمایی این تاریخ باید با تکیه بر منابع معتبر و شواهد تاریخی صورت گیرد.
تحلیل حقوقی و اجرایی مبتنی بر قوانین جمهوری اسلامی ایران
نگاه به تاریخ جنبش جنگل از منظر حقوقی و اجرای قوانینی که در جمهوری اسلامی ایران مهم شمرده میشود، نیازمند توجه به اصول امنیت ملی، حفظ وحدت ملی و حفظ اصول قانونگرایی است. از این زاویه، تحلیل اجرایی–قانونی نمیتواند به اظهار نظرهای سیاسی یا نقد مستقیم نظام بپردازد، بلکه میتواند بر چارچوبهایی تمرکز کند که حقوق عمومی و ساختارهای مدیریتی را تشکیل میدهند. بررسی این دوره تاریخی نشان میدهد که حفظ استقلال ملی در برابر دخالتهای خارجی یک اصل مشترک در راستای حفاظت از حاکمیت ملی است و هرگونه رویکردی که به نحوی مغایر با وحدت کشور یا امنیت عمومی باشد، نیازمند ارزیابی حقوقی دقیق است. در این راستا، مطالعه درباره شکلگیری و عملکرد جنبش جنگل میتواند به درک بهتری از نحوه مواجهه با چالشهای امنیتی و اقتصادی در سطح ملی منجر شود و به تصمیمگیران امروز درباره مدلهای مدیریتی و راهبردهای همکاریهای داخلی کمک کند. این تحلیل تنها از منظر اجرایی-قانونی ارائه میشود و قصد ندارد به نقد سیاستهای کلان یا شخصیتهای سیاسی وارد شود.
