نگاهی نو به مخالفان پزشکیان در اصولگرایی
در فضای سیاسی کشور، مخالفان دولت پزشکیان در میان اصولگرایان به دو دسته تقسیم میشوند؛ دستهای که از منظر تاریخی با بنصدر مقایسه میشود و رفتارهای سیاسی خود را به گونهای تفسیر میکنند که گویی کشور در شرایطی قرار دارد که از راه استعفا یا جابهجایی مقامات کلیدی میتواند به عبور از بحرانها کمک کند. این گروه به کرّات با استفاده از نمونههای تاریخی درباره نحوه مدیریت کشور و سرنوشت دولت، استدلال میکند که راهکاری سریع و تصمیمگیرانه میتواند از تکرار اشتباهات جلوگیری کند و وحدت ملی را حفظ نماید. در مقابل، دسته دوم که به تعبیر برخی از فعالان سیاسی به عنوان «منتقدان نجیب» شناخته میشوند، از منظر اجرایی و قانونی به نقدهایی میپردازند که از منظر اصولی و واقعگرایانه به دنبال بهبود کارکرد دولت هستند و سعی میکنند از طریق گفتوگو و ارائه راهکارهای عملی، کشور را از گردنههای سیاسی و رسانهای عبور دهند. این دو دسته در تحلیلهای رسانهای، نشستهای پارلمانی و اظهارنظرهای کارگزاران میدانی به وضوح نمود پیدا میکند و هر یک با زوایای خاصی به موضوعاتی چون تصمیمگیریهای دولت، هماهنگی بین قوا و نقش نمایندگان مجلس در تذکر و پرسش از دولتیها مینگرند.
به گزارش تیم آرشیو کامل، با وجود تفاوتهای قابل توجه در رویکردهای نقد، هر دو دسته بر این نکته تأکید دارند که سازوکارهای سیاسی کشور باید در جهت حفظ ثبات، افزایش شفافیت و کاهش تنشهای رسانهای عمل کنند. در این چارچوب، بحثهایی که حول تفاوتهای پزشکیان با بنیصدر مطرح میشود، بیشتر به سمت تشریح الزامات اجرایی و مدیریت بحران سوق پیدا میکند؛ مسائلی که در طول یک سال ونیم اخیر دولت پزشکیان با آن روبهرو بوده و در فضای عمومی به شکلهای مختلف تبیین شده است. برخی از منتقدان با تأکید بر ضرورت انسجام قوا و جلوگیری از تشتت در فضای سیاسی، بر این باورند که نقدهای سازنده میتواند به بهبود کارآمدی دولت و کاهش فاصله بین تصمیمگیرندگان و مردم منجر شود. در این چارچوب، برخی از رسانهها از واژگان سیاسی سازگار یا واگرا استفاده کردهاند تا موقعیتها و جهتگیریهای هر طیف را به تصویر بکشند؛ اما نکته کلیدی این است که نقدهای مطرحشده باید با استنادات مستدل و مبتنی بر واقعیتهای اجرایی کشور همراه باشد تا به تقویت تصمیمگیریهای کارآمد کمک کند.
در یک راستا، طیف نخست مخالفان که به روایت برخی گزارشها از انتخابات قبلی متمایلاند، تلاش میکنند با اشاره به تناقضات و تجربههای تاریخی، نشان دهند که چگونه تصمیمهای یک مدیر ارشد میتواند به تصمیمی که در آینده تبعات گستردهای دارد منجر شود. این نگاه از طریق ارائه مستندات و مقایسههای تاریخی به دنبال ایجاد فهمی عمیقتر از چرایی و چگونگی تصمیمگیریها است. از سوی دیگر، گروهی که به آنها منتقدان نجیب اطلاق میشود، با تمرکز بر شفافسازی فرآیندهای اجرایی و پاسخگویی در برابر افکار عمومی، بر اهمیت اصلاح روشهای نظارت و کنترل در دولت تأکید میکنند. این دو دسته از منظر نگارشی و تحلیلهای رسانهای، گاه در قالب گفتگوهای صریح و گاه در قالب خروجیهای تحلیلی، به بحثهای جاری میپردازند و سعی دارند تا با ایجاد فضای گفتوگو و تفاهم، از تشدید برخوردهای سیاسی پرهیز کنند.
در کنار این دو رویکرد، برخی از تحلیلگران به نقش رسانهها و تبیین سکوت یا سکوتنشده بودن برخی از قدامات سیاسی اشاره میکنند. سکوت یا کمسخنی برخی منتقدان، از منظر آنها به معنای یک نوع همدلی یا درک عمیق از پیچیدگیهای اجرایی است؛ اما منتقدان دیگر، آن را به چالش پیچیدهتر در برابر دولت تعبیر میکنند و میگویند که باید از فرصتهای نقد برای ارتقای کارایی استفاده کرد. به هر حال، رویکردهای متنوع این دستهها، نشان میدهد که اختلاف نظرها فقط مربوط به چگونگی اداره کشور نیست، بلکه به شیوههای مواجهه با مسائل اجرایی، با چه زبان و رویکردی به نقد پرداخته میشود و چگونه میتواند به همگرایی منجر شود.
در این میان، برخی از منتقدان دولت به موضوعات مرتبط با پاسخگویی و شفافیت و همچنین نحوه ارتباط دولت با مردم اشاره میکنند و معتقدند که باید تعادل مناسبی میان نقد سازنده و حفظ اقتدار دولت وجود داشته باشد. این امر به ویژه در سالهای بحرانی و دورههای پرالتهابی امنیتی و اقتصادی اهمیت دوچندان پیدا میکند. در پایان این بخش از گفتوگوها، روشن است که دو دسته مخالفان پزشکیان، هر یک از منظرهای متفاوتی به مسائلی مانند اجماعسازی، نقش مجلس و الزامهای قانونی توجه دارند و از هر منظر، به دنبال یافتن راهکارهایی هستند تا کشور را در مسیر ثبات و توسعه نگه دارند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیلها همچنان ادامه دارد و به شکلهای مختلف در رسانهها و نشستهای تخصصی تبیین میشوند.
تحلیل نقادانه از ابعاد اجرایی و قانونی برخورد با نقدها
در مقطعی که نقدها به دولت پزشکیان بالا میگیرد، برداشتهای قانونی و اجرایی باید در اولویت قرار گیرد تا از بهکارگیری ابزارهای خارج از روال قانونی یا تفسیرهای سطحی جلوگیری شود. از منظر حقوقی، وجود نقدهای منظم و مبتنی بر مستندات میتواند به شفافسازی تصمیمها و کاهش فضاهای ابهام منجر گردد و مسئولیتپذیری را تقویت کند. اما نباید فراموش کرد که نقدهای دولت، بهویژه در حوزههایی با حساسیت بالا مانند امنیت داخلی، اقتصاد کلان و سیاست خارجی، نباید به تشدید تنشهای غیرضروری منجر شود. بنابراین، رویکرد تعادلی میان ارائه طرحهای اجرایی جایگزین، پاسخ به پرسشهای نمایندگان و حفظ انسجام ملی در قالب سازوکارهای قانونی و مبتنی بر اصول قانون اساسی و سیاستهای کلی کشور، میتواند به سازگاری بیشتر کمک کند. در این چارچوب، هر دو دسته مخالفان باید از ابزارهای قانونی استفاده کنند و از ورود به فضاهای غیرمسئولانه پرهیز کنند تا منافع ملی حفظ شود و منابع کشور بهخوبی مدیریت گردد. این تحلیل، بر پایه فهم از تصمیمات اجرایی و چارچوبهای قانونی استوار است و به هیچ وجه برای تشویق به اختلاف یا بینظمی طراحی نشده است، بلکه هدف آن ارتقای سطح آگاهی عمومی و بهبود کارکرد دولت در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران است.
