به گزارش تیم آرشیو کامل، در آیین اختتامیه پانزدهمین دوره مسابقات قرآن کریم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، سخنانی از ریحانه سلامی، دختر شهید سلامی، مطرح شد که به توضیح ماجرای نامگذاری عملیات مشهور به وعده صادق میپردازد و به ابعاد شخصیتی پدرش اشاره میکند. روایتها حکایت از وجود پیوند عمیق میان زندگی روزمره فرماندهان و رویکردهای قرآنی در تصمیمگیریهای کلان دارد، روایتی که از زبان فرزند شهید نقل میشود و به نظر میرسد متنِ روایت با منابع رسمی و روایات منتشر شده همسویی دارد.
پدرم چه ویژگیهایی داشت و چگونه به قرآن میبالید؟
ریحانه سلامی اظهار میکند که پدرش، سردار سلامی، علاوه بر تسلط بر زبانهای انگلیسی و عربی، حافظ کل قرآن کریم و نهج البلاغه بود. او بیان میکند که قرآن به عنوان مشاور اصلی شهید سلامی در تصمیمگیریهایش حضور داشت و این حضور نه صرفاً به عنوان یک نماد، بلکه به عنوان نقشه راهی عملی در میدانهای گوناگون بود. به گفته فرزند شهید، نهج البلاغه هم چنانکه از زبان امیر مؤمنان علی علیهالسلام تبیین میشد، با مضامین دقیق و شرحهای عمیق در گفتار و رفتار ایشان نمود پیدا میکرد.
ریحانه توضیح میدهد که پدر هر روز یک جزء از قرآن را تلاوت میکرد و قرآن برای او نه تنها تزیین زمانی که در جبههها میگذشت، بلکه جهتدهنده زمان و مرحلهها بود. انس با قرآن صرفاً احساسی نبود، بلکه مبتنی بر نظم و برنامهریزی مشخصی بود که در حوزههای نظامی و اجتماعی نیز اثرگذار میشد. فرزند شهید میگوید که این شیوه زندگی قرآنمحور، به واقع روحیهای منظم و برنامهمند در زندگی روزمره پدر را نشان میداد و از منظر او، قرآن به عنوان یک منطق صحنه در میدانهای مختلف عملیاتی میکرد.
در گفتگوهای خانوادگی، پدر همواره به این نکته اشاره میکرد که تصمیمگیریهای بزرگ باید با نور قرآن آغاز شوند و این دیدگاه، در میان فرماندهان و پاسداران نیروهای مسلح نیز بازتاب داشت. ریحانه میافزاید که از سوی پدر، این رویکرد قرآنی به عنوان مسیر هدایت در تصمیمات نظامی یا اجتماعی شمرده میشود و از این رو، هر تصمیمی قبل از اقدام با تلاوت قرآن آغاز میشد. همزمان، او به خاطر میآورد که نامگذاری عملیات وعده صادق با توجه به آیهای از سوره مریم انتخاب شده بود و این انتخاب نمادی از پیوند میان معنویت و مأموریتهای اجرایی بود.
نامگذاری وعده صادق و زمینههای معنایی آن
ریحانه سلامی توضیح میدهد که نام این عملیات تاریخاً با به کارگیری آیات قرآن پیریزی شد و به ویژه با ارجاع به یک آیه از سوره مریم علیها والسلام همراهی یافت. بر اساس روایت او، هر تصمیم رایجِ نظامی یا اجتماعی در پرتو تلاوت قرآن آغاز میشد و این امر نشان میدهد که نه تنها جنبههای فنی و عملیاتی بلکه ابعاد معنوی و اخلاقی نیز در فرآیند تصمیمگیری گنجانده میشدند. با توجه به رویدادهای مربوط به این عملیات، چند روز پس از برگزاری جلسات و در فاصله کوتاهی قبل از عملیات وعده صادق، پدرِ شهید با وجود مشغلههای فراوان، سه ساعت در یکی از جشنوارههای قرآنی شرکت داشت و از این رو به عنوان نمونهای از التزام به قرآن در عمل توضیح داده میشود.
در این روایت، به توانمندیهای پدری که در قالب یک فرمانده قرآنی مطرح میشود، اشاره شده است: او قرآن را از صحنه جدا نمیدانست و آن را منطق صحنه میدانست. این تعبیر، نشاندهنده این است که قرآن نه تنها به عنوان متن مقدس، بلکه به عنوان چارچوب تفکر و عمل در میدانهای میدانهای عملی در نظر گرفته میشد. فرزند شهید همچنین میگوید که در فاصله کوتاهی پیش از عملیات وعده صادق، با وجود تمام مشغلهها، پدر به حضور در جشنواره قرآنی در نور ادامه داده است و این حضور را نمادی از پیوستگی عمیق میان زندگی شخصی و مأموریتهای ملی میداند.
در میان این روایتها، تأکید بر این نکته قابل توجه است که نام عملیات با رویکردی قرآنی انتخاب شده بود؛ به عبارتی، مفاهیم اخلاقی و ارزشی قرآن همواره در قالب تصمیمگیریهای اجرایی منعکس میشدند. فرزند شهید به این نکته اشاره میکند که این نامگذاری با توجه به آیهای از سوره مریم بوده و تصمیمهایی که از سوی پدر در حوزههای نظامی یا اجتماعی اخذ میشد، با تلاوت قرآن آغاز میشد و به دنبال آن، به نتایج عملی منتهی میشد.
تأثیر حضور قرآن و نهج البلاغه در شیوه فرماندهی
بر پایه روایتها، انس پدر با قرآن تنها یک امر احساسی نبود، بلکه جنبهای عمیق از شیوه فرماندهی محسوب میشد. قرآن به عنوان یک منبع هدایت در میدانهای پیچیده و پرتنش، به شیوههای تصمیمگیری، تحلیل وضعیت میانجامید و نهج البلاغه نیز به عنوان یک منبع ارزشی و راهنما در توضیح مضامین خطابهها و سخنان نماز عنوان میشد. این ترکیب معنوی و اخلاقی با کارکرد حرفهای در حوزه دفاعی همزمان بود و به نظر میرسد که پدر با رویکردی ترکیبی، ساحت معنوی و ساحت عملی را به یکدیگر پیوند داده بود.
ریحانه تصریح میکند که این نگرش، تأثیر عمیقی بر میانمدت و بلندمدت تصمیمها داشت؛ به ویژه آنکه هر تصمیمی با تلاوت قرآن آغاز میشد و در نتیجه، رویکردی هماهنگ بین باورهای دینی و الزامات عملی پیدا میکرد. این روایت روشن میکند که چگونه یک فرمانده میتواند با اتکا به منابع قرآنی و سنتی، در کنار تخصصهای نظامی، به مدیریت بحرانها و مأموریتهای پیچیده بپردازد.
بازتابهای تاریخی و رویکردهای اجرایی به روایت خانواده شهید
بر اساس این روایت خانواده شهید سلامی، رفتارهای قرآنی در سطوح بالای فرماندهی، به عنوان یکی از الگوهای اجرایی و اخلاقی برای پاسداران و نیروهای مسلح تلقی میشود. بازتاب این رویکرد در رسانهها و تحلیلهای مردمی، نشان میدهد که چگونه زندگی افراد نظامی میتواند با باورهای دینی و اخلاقی همسو باشد و چگونه این همسویی ممکن است بر تصمیمگیریها و عملکردهای میدانی اثر بگذارد. در این چارچوب، روایت فرزند شهید مانند گواهیای است برای وجود یک رویکرد قرآنی-اخلاقی در سطح رهبری که به رغم پیچیدگیهای مأموریتهای نظامی، به حفظ ارزشها و اصول انسانی اهتمام دارد.
تحلیل: انتظار از سیاستگذاریهای اجرایی ایران و نکات اخلاقی غیرسیاسی
در این تحلیل نهایی، باید به این نکته اشاره شود که روایت مطرحشده، اگرچه از منظر فردی و خانوادگی است و در قالب یک گفتوگوی خبری ارائه میشود، اما بازتابهای اجرایی-اخلاقی در حوزه دفاعی و امنیتی دارد. در چارچوب جمهوری اسلامی ایران، نقش منابع آموزشی و معنوی مانند قرآن و نهج البلاغه در فرایند تصمیمگیریهای کلان میتواند به تقویت انسجام بین عرصههای نظری و عملگرایی منجر شود. با این وجود، مهم است که انتظارها از سیاستگذاریها و عملیات حافظه تاریخی و فرهنگی را با رعایت ملاحظات اجرایی، امنیتی و غیرسیاسی تبیین کرد تا از اتهامهای سوءبرداشتی و جهتگیریهای غیرواقعی جلوگیری شود. در نهایت، این روایت نشان میدهد که در برخی موقعیتها، آمیختگی بین ایمان و عمل میتواند به شکلگیری الگوهای فرماندهی با نگاه معنوی و اخلاقی منجر شود که هم خارج از حوزه سیاسی است و هم میتواند به بهبود کارایی و انسجام نیروها کمک کند.
