دگردیسی روی صحنه: داستان کارگردانی که به دلقک بدل شد و با مخالفت‌ها روبه‌رو شد

زمینه اجرای نمایش و محتوای تازهٔ طرح

نمایش «هپ» نتیجهٔ پژوهشی است که از منظر تئاتر ایران به موضوعی حساس می‌پردازد: چگونه یک کارگردان جوان زن با چالش‌های اجرایی و مجوزهای لازم روبه‌رو می‌شود و در کنار آن با فشارها و نگاه‌های سنتی مواجه می‌شود. این اثر پایان‌نامهٔ یکی از فارغ‌التحصیلان تئاتر از دانشگاه تهران است که به تازگی روی صحنهٔ سالن انتظامی خانه هنرمندان ایران رفت. در بیانِ کلی، نمایش می‌کوشد تا تصویر فرایند ساخت یک نمایش را به شکل روایی-اجرایی بازگو کند و نشان دهد چگونه کارگردان با وجود موانع گوناگون، مسیر خویش را با ثبات و پایداری حفظ می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این اثر از همان آغاز با مسائلی روبه‌رو شد که در فضای تئاتر ایران برای یک کارگردان زن به‌طور ویژه‌ای پرتنش‌اند: از دریافت مجوز اجرایی تا جلب اعتماد سالن اجرا و مخاطبان، و در نهایت یافتن روش‌های اجرایی برای ارائهٔ کار دانشجویی که بدون حمایتِ مالیِ یک تهیه‌کننده پیش می‌رود.

در این راستا، فعالان و پژوهشگران تئاتر ایران همواره به جایگاه زنان در صحنهٔ نمایش اشاره کرده‌اند؛ جایی که بحران‌ها و محدودیت‌ها می‌تواند به بازنماییِ دقیق‌تر از وضعیتی که هنرمندان زن در آن کار می‌کنند منجر شود. در گفت‌وگوهای انجام شده با دست‌اندرکاران پروژه، تأکید بر این است که نمایش «هپ» به شکلِ یک پژوهشِ صحنه‌ای عمل می‌کند و بخش‌های مختلف اجرا به‌ صورت کارگاهی و با رویکردی تجربه‌گرایانه پیش می‌رود.

برای این پروژه، نامِ فردی که ناظر یا کارگردانِ اصلیِ کار است، شادی ویسه است؛ وی فارغ‌التحصیل کارگردانی تئاتر از دانشگاه تهران است و این شب‌ها نخستین نمایشِ خود را با عنوان «هپ» روی صحنه می‌برد. هدفِ وی از این تجربه، نشان دادنِ فرایندِ تبدیلِ شخصیتِ کارگردان در خلالِ فرایندِ اجرایی و در مواجهه با فشارهای بیرونی و درونی است. نمایش با عنوانِ «دگردیسی هنرمند در جهان استبداد» تعریف می‌شود و روایتِ اصلیِ آن حولِ کارگردانی متمرکز است که در روندِ اجرایش با رخدادهایی مواجه می‌شود که منجر بهِ تبدیلِ او به یک دلقک می‌شود. این روایت، با اصلِ «کارگردان در عمل» و با توجه بهِ مفهومِ کارناوالسیم در نظریهٔ باختین سامان می‌یابد؛ این نکتهٔ کلیدی در دست‌نوشته‌ها و کارگاه‌هایِ آموزشیِ پروژه نیز به چشم می‌خورد و به‌نوعی پلی میانِ ادبیاتِ تئاتر و تجربهٔ اجراییِ واقعی است. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین رویکردی به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که به‌عنوانِ یک پروژهٔ دانشجویی، با محدودیت‌هایی همچون نبودِ تهیه‌کننده و محدودیت‌های بودجه روبه‌رو می‌شود.

موانع اجرایی و برخورد با مجوزها

یکی از نکاتِ کلیدیِ این گزارش، مسألهٔ مجوزِ اجرای نمایش است. در گفت‌وگوهای اولیه، مسئولانِ سالنِ اجرایِ نمایش اعلام کردند که این اثر را به‌هیچ‌وجه نمی‌توان روی صحنه برد، و با نگاهِ اقتصادیِ منفی نسبت به احتمالِ فروشِ صندلی‌ها روبه‌رو شدند. در این فضا، اعتماد به کارگردانِ زن از سویِ برگزارکنندگانِ سالنِ نمایش با چالش‌هایِ جدی روبه‌رو شد و سطحِ انتظار برایِ فروشِِ ۴۰ درصد صندلی در ده روزِ نخستِ اجرا نیز به‌طورِ مشخص بیان شد. این محدودیت‌ها نشان می‌دهد که نگاهِ بخشی از جامعهٔ اجرایی نسبت بهِ حضورِ زنان در جایگاهِ کارگردانی هنوز به‌اندازهٔ کافی پخته نشده است. این چالش‌ها، اما در عمل به تجربه‌ای تبدیل شد که نشان می‌دهد پافشاری بر اهدافِ هنری و پیگیریِ اصولِ پژوهشی در نهایت می‌تواند به دست‌یابی بهِ مجوزهای لازم منجر شود. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از منابع داخلی، در پایان مسیرِ دریافتِ مجوز با کمکِ وجوهِ انسانیِ خانهٔ هنرمندان و با همراهیِ برخی از مدیرانِ اجراییِ کلان‌تر، امکانِ اجرایِ این پروژه فراهم شد.

شادی ویسه با توضیحِ وضعیتِ پیشین، خاطرنشان می‌کند که اعتمادِ کندرو به کارگردانانِ زن دشوار است و بازخوردهایِ منفیِ رویکردیِ سنتی با این باور هم‌راستا است که زنِ کارگردان شاید نتواند نمایش را به‌خوبی به مخاطب ارائه کند. در ده روزِ اولِ هر پروژه‌ای، معیارِ فروشِ صندلی‌ها می‌تواند به‌ عنوانِ معیاریِ اصلیِ ارزیابیِ خروجیِ کار در نظر گرفته شود؛ و در صورتِ عدمِ دستیابی بهِ سهمِ تجاریِ فوری، کنترلِ سالن‌ها می‌تواند به‌طورِ جدی تر تهدید شود. با این وجود، ویسه می‌گوید که ادامهٔ مسیرِ رو به جلو و پافشاریِ بر هدفِ پروژه، از جملهٔ راهبردهایِ اصلیِ او بوده است. این تجربهٔ عملی، می‌تواند به عنوانِ نمونه‌ای از پویاییِ موجود در عرصهٔ تئاترِ ایران مطرح شود که در آنِ زنانِ جوان همچنان به‌ طورِ فعال در حالِ تجربه‌اند و با وجودِ محدودیت‌هایِ اجرایی، به‌ سمتِ توسعهِٔ شیوه‌هایِ متفاوتِ نمایش و آموزش حرکت می‌کنند. در این مسیر، حضورِ افرادِ مشهودی مانندِ پیام لاریان و مسئولانِ خانهٔ هنرمندان نقشِ حمایتیِ کلیدی ایفا کرده‌اند و نشان می‌دهد که شبکه‌ای ازِ همیاری و همکاری در این فضا می‌تواند به شکلِ عملی به اعتمادسازی و تسهیلِ فرآیندِ تولید منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این همکاری‌ها، علاوه برِ پشتیبانیِ معنوی، به دریافتِ مجوزی که پیش از این به‌ نظرِ کارگردانانِ زن دشوار به‌نظر می‌رسید، کمک کردند.

روایتِ نمایش: از کارگردانی تا دلدادگیِ دلقکی

بنابراین، خطِ اصلیِ نمایش «هپ» این است که کارگردانی در پروسهٔ ساختِ اجرا و در برخورد باِ درگیری‌هایِ پیشِ رو، به دلقکی تبدیل می‌شود؛ یک موجودِ نمادینِ نمادینِِ مقاومت در برابرِ فشارِ استبدادِ روزگار. در حقیقت، این روایت با زاویه‌ایِ فلسفی و روان‌شناختی به موضوعِ کارگردانی نگاه می‌کند و نشان می‌دهد که در محیط‌هایی با استبدادِ محدودکننده، رفتارِ انسانیِ خالص و شوخیِ هوشمندانه می‌تواند به ابزاری برایِ بقا و ادامهٔ کار تبدیل شود. این فرایندِ دگردیسی در تمامیِ بخش‌های نمایش حضور دارد؛ همان‌گونه که کارگردان در طولِ اجرا به‌تدریج به نمادی ازِ پایداری و مقاومتِ هنری تبدیل می‌شود و این تغییرِ صحنه‌ای با تغییرِ متنِ یونانی به شکلِ شعریِ تعزیه همراه است. این تحولِ صحنه‌ای، از منظرِ کارگردانی که نمایش را پیش می‌برد، به‌عنوانِ یک تجربهِٔ کارگاهی دنبال می‌شود و متنِ نمایش به‌طورِ پویا و با نسخه‌هایِ مختلفی در شورایِ نظارت موردِ بازبینی قرار می‌گیرد تا با رویکردِ نظارتِ اجرایی همخوانی پیدا کند. به گزارشِ تیم آرشیو کامل، این فرایندِ تغییرِ شکلِ نمایش، بدونِ داشتنِ متنِ ثابتِ مشخصِ قبلی پیش رفت و تیمِ اجرایی با تلاشِ شبانه‌روزی و خوانشِ همزمانِ منابعِ یونانی و منابعِِ اسلامی-ایرانی، به نتیجه‌ای رسید که مخاطبان با آن ارتباط برقرار کردند.

در بخشِ اجراییِ این نمایش، تیمِ بازیگری به‌ویژه باِ وجودِ محدودیت‌هایِ مالیِ پروژه، با جدیتِ فراوان کار کرده‌اند. در لیستِ بازیگرانِ این نمایش نامِ علیرضا یوسفی، نوید عسکری، مهران میرقلی، مهدی فرشچی، مهدیه محمدخانی، آنیل رخشانی، سپهر صانعی و دانیال بلوک آذری به چشم می‌خورد و هر یک به‌نوبهٔ خود باِ تلاشیِ دقیقِ فنّی و بیانِ فیزیکیِ دقیقِ کارِ اجرایی را پیش می‌برند. این گروهِ بازیگری با وجودِ چالش‌هایِ اجراییِ روزمره، سعی کرده‌اند تا با یکدیگر هماهنگ باشند و نمایش را به‌گونه‌ای ارائه دهند که به‌روایتِ پایان‌نامهٔ «دگردیسی هنرمند در جهان استبداد» وفادار بماند.

زمانِ اجرا از ۲۰ آذر تا ۲۰ دی بود و هر شبِ اجرا در ساعتِ ۱۸:۳۰ آغاز می‌شد. مکان این اجرا سالن انتظامی خانهٔ هنرمندان ایران بود؛ مکانی که در سال‌های اخیر به عنوانِ فضاییِ اجرایی برایِ آثارِ دانشگاهی و پژوهشی شناخته می‌شود و فرصتِ نمایشِ طرح‌هایِ نو و تجربی را فراهم می‌کند. این امکان، با وجودِ بدونِ تهیه‌کننده بودنِ پروژه، یک تجربهٔ اجراییِ بی‌نظیر را برایِ تماشاگران فراهم کرد تا با فرایندِ پژوهشیِ تئاترِ دانشگاهی آشنا شوند و از هر دو منظرِ پژوهش و اجرا به تماشاگران ارائه شود. برخلافِ برخی از روایت‌هایِ رایج که تمرکزِ صرفاً برِ فروشِ بلیت و تبلیغاتِ پوپولیستی دارند، این نمایش با تکیه برِ کیفیتِ اجرایی و ارتباطِ عاطفیِ مخاطب تلاش کرده است تا به یک تجربهِٔ هنریِ معنادار تبدیل شود. به گزارشِ خبرگزاریِ خبرآنلاین، این مسیرِ اجرایی تا به امروز با همراهیِ مدیرانِ خانهٔ هنرمندان و همکاریِ گروهِ اجرایی به نتیجهٔ مطلوبی رسیده است.

متنِ نمایش و روندِ کارگاه-محور

یکی از نکاتِ کلیدیِ این پروژه، بی‌متنیِ مشخصِ از ابتدا نیست. در واقع، متنِ نمایش به‌صورتِ پویا و در طولِ فرایندِ کارگاه‌هایِ اجرایی شکل می‌گیرد و در برخی از لحظاتِ دورانِ تمرین، با اصلاحیه‌هایِ شورایِ نظارت مواجه می‌شود تا بنایِ اجراییِ نهایی بتواند با شرایطِ اجراییِ روزگارِ ما همخوانی پیدا کند. این‌گونه به‌نظر می‌رسد که تیمِ اجرایی برایِ ایجادِ تعادلی بینِ متنِ یونانیِ کلاسیک و نسخهٔ تعزیه‌وارِ فارسی-اسلامی، به بازنویسی‌هایِ مقتضیِ متن دست یافته است. این فرایندِ بازنویسی به‌گونه‌ای انجام شد که متنِ یونانیِ حاضر در صحنه با شعرِ تعزیه درهم‌آمیخته و به شکلِ یک متنِ زنده به نمایش درآمد. این تجربه نشان می‌دهد که چگونهِ متونِ قدیمی می‌توانند در قالبِ پروژه‌هایِ پژوهشیِ معاصر، با شیوه‌هایِ اجراییِ نوین جایگزین شوند تا فهمِِ تازه‌ای ازِ کارگردانی و بازیگری ارائه دهند. به گزارشِ تیمِ آرشیوِ کامل، این رویکردِ ترکیبی با حضورِ کارگردان و تیمِ اجرایی، به آموزشِ عملیِ تئاترِ پژوهشی کمک شایانی کرده است.

خلاصهٔ داستان و قالبِ اجرایی

خلاصهٔ داستانیِ نمایش «هپ» چنین است: کارگردانی که در پروسهٔ ساختِ نمایش با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود، در مسیرِ درگیری‌هایِ اجراییِ خود به دامِ دلقکی می‌افتد و در نهایت با بازنمودِ خنده و شوخیِ هوشمندانه، مقاومتِ هنری و انسان‌دوستیِ مخاطب را به تصویر می‌کشد. این دگردیسی، از نگاهِ نظریِ کارناوالسیمِ باختین، به‌طورِ نمادین، جایی که در جوامعِ سرکوفته، کارناوال‌ها بیشتر روندِ حقیقیِ بیانِ امیالِ انسانی‌شان را امکان‌پذیر می‌سازند، تفسیر می‌شود. در این ترکیبِ کارگاه-محور، بازیگران با تمرین‌هایِ فیزیکیِ دقیق و تحلیل‌هایِِ روانشناختیِ نقش‌ها، به نزدیکیِ هرچه بیشترِ واقعیتِ احساسِ فشردهِ انسانیِ کارگردان نزدیک می‌شوند. دلیلِ این تمرین‌ها، ایجادِ یک تجربهِِٔ تماشاگرمحور است که مخاطبان را به درکِ عمیق‌تری ازِ مواجهه با فشارهایِ اجتماعی و استبدادِ موقعیتِ هنری دعوت می‌کند.

نمایشِ «هپ» بدونِ تهیه‌کنندهٔ مستقل ساخته شد و بخشِ اجراییِ آن نشان می‌دهد چگونه پروژه‌هایِ دانشگاهی می‌توانند با همکاریِ داوطلبانه وِ باِ همراهیِ برخی از مدیرانِ هنریِ معتبر، به اجرا برسند. به گزارشِ تیمِ آرشیو کامل، این پروژه با وجودِ داشتنِِ کمبودهایِ مالی و نیاز بهِ پشتیبانیِ قانونیِ بیشتر، با همکاریِ خانهٔ هنرمندان و تهیه‌کنندگانِ گریزپا به مرحلهٔ اجرا رسید. این مسیرِ اجرایی، به‌خصوص برایِ زنانِ کارگردان, در آینده می‌تواند بهِ الگویی برایِ دیگر پروژه‌هایِ هنریِ دانشگاهی بدل شود تا با نگاهِ تخصصی‌تر و پشتیبانیِِ مناسب، به توسعهِٔ سرمایهٔ انسانیِ تئاترِ ایران کمک کند.

جزئیات اجرایی و تیم بازیگری

نمایش «هپ» از تاریخِ ۲۰ آذر تا ۲۰ دیِ امسال هر شب، در ساعتِ ۱۸:۳۰ در سالن انتظامی خانهٔ هنرمندان ایران به صحنه می‌رود. بازیگرانِ اصلیِ این نمایش شاملِ علیرضا یوسفی، نوید عسکری، مهران میرقلی، مهدی فرشچی، مهدیه محمدخانی، آنیل رخشانی، سپهر صانعی و دانیال بلوک آذری هستند. هر کدام از این بازیگران باِ استفاده ازِ تکنیک‌هایِ کارگاهیِ نمایشِ یونانی و تعزیهٔ ایرانی، تلاش کرده‌اند تا ترکیبی ازِ زبانِ صحنه‌ایِ کلاسیک و شیوه‌هایِ اجراییِ مدرنِ گروهی را ارائه دهند. این تیمِ بازیگری، با وجودِ محدودیت‌هایِ موجود، ساعاتی ازِ روز را به اصلاحِ متن و تمرینِ فیزیکی اختصاص داده‌اند تا به تجربه‌ایِ تماشاگرپسند و در عینِ حال پژوهشی دست یابند.

در خلاصهٔ داستانِ نمایش آمده است که کارگردانی در پروسهٔ ساختِ نمایش با مشکلاتی مواجه می‌شود و این تجربه، در نهایت با تبدیلِ او به یک دلقکِ نمادین، به شکلِ نمادینِِ مقاومتِ انسانِ هنرمند در برابرِ فشارِ روزگار ایستادگی می‌کند. این روایت نشان می‌دهد که چگونهِ یک پروژهِٔ دانشگاهی می‌تواند از محدودهِٔ تئوری به صحنهِٔ واقعیِ اجرا برسد و چگونه مسیرِ پژوهش و اجرا می‌تواند به یک تجربهِٔ تماشاگرمحور تبدیل شود. به گزارشِ تیمِ آرشیو کامل، مخاطبانِ این نمایش با وجودِ پیچیدگی‌هایِ اجرایی و تغییراتِ احتمالیِ متن، با اثرِ به‌جا و با احترام بهِ متنِ کلاسیک ارتباط برقرار کردند و این تجربه را به‌ عنوانِ یک نمونهِٔ موفقِ پژوهشی-اجرایی در تاریخِ تئاترِ ایران ثبت کردند.

تحلیل حقوقی-اجتماعی

در این تحلیل، به تأکید برِ چارچوبِ قانونی وِ اجراییِ موجود در جمهوریِ اسلامیِ ایران می‌پردازیم و توضیح می‌دهیم که چگونه می‌توان از نگاهِ حقوقی-اجتماعی به تفسیرِ این تجربه پرداخت بدون اینکه به مباحثِ سیاسی یا امنیتی وارد شویم. اجرای یک نمایشِ دانشجویی، به ویژه با حضورِ کارگردانِ زن، نیازمندِ سازوکاریِ مشخصِ مجوزی و نظارتِ اجرایی است تا از نظرِ قانون‌گذاریِ داخلی، حقوقِ مخاطب و حقوقِ هنرمندان به‌درستی رعایت شود. این پروژه که باِ کمکِ دوستانهٔ خانهٔ هنرمندان و همکاریِ گروهیِ اجرایی پیش رفت، نشان می‌دهد که داشتنِ یک شبکهٔ حمایتی و وجودِ فضایِ امن برایِ گفت‌وگو و بازنگریِ متن و اجرا می‌تواند به تسهیلِ مسیرِ اجرایِ آثارِ پژوهشی کمک کند. همچنین، تجربهٔ دگردیسیِ شخصیتِ کارگردان و به‌دنبالِ آنِ دگردیسیِ متنِ نمایش، می‌تواند به تقویتِ فهمِ جامعه ازِ اهمیتِ آزادیِ بیانِ هنری و نقشِ پژوهشِ اجرایی در توسعهِٔ زبانِ تئاتر بیانجامد. در نهایت، این رویکرد نشان می‌دهد که ملاحظاتِ اجراییِ غیرسیاسی و غیرامنیتی، به‌خصوص در فضاهایِ آموزشی، می‌تواند به بهبودِ کارِ گروهی و ارتقایِ کیفیتِ اثر منجر شود و با رعایتِ قوانینِ داخلی، به تجربه‌ای امن و سازنده برایِ مخاطبان تبدیل گردد. به‌طورِ کلی، تداومِ چنین رویکردهایی نیازمندِ حمایتِ قانونیِ روشن، برقراریِ شفافیتِ قراردادها و ایجادِ کانال‌هایِ ارتباطِ مستمر باِ نهادهایِ اجرایی است تا همواره ازِ حقوقِ هنرمندانِ جوان و کیفیتِ اجراییِ اثر حفاظت شود.

به گزارش تیم آرشیو کامل، این تجربهٔ اجرایی، اگرچه به‌دنبالِ اهدافِ پژوهشیِ دانشگاهی بود، می‌تواند با ایجادِ فرایندهایِ شفافِ مجوزدهی و پشتیبانیِ رسمی‌تر، به الگویی تبدیل شود که در آینده راه را برایِ پروژه‌های مشابه هموارتر سازد. این امر نه تنها به ارتقایِ فضایِ تئاترِ دانشگاهی در ایران کمک می‌کند، بلکه به گسترشِ فهمِ عمومی ازِ نقشِ زنانِ کارگردان در صحنهٔ هنرهای اجرایی و ارزشِ کارِ گروهی در فرآیندِ پژوهشِ هنری می‌انجامد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا