مقدمه: طرحی که آینده بازی را تغییر میدهد؟
در گزارشهای اخیر، بحثی گسترده پیرامون طرح صلح ترامپ برای اوکراین مطرح شده است و برخی تحلیلگران معتقدند که این طرح میتواند به تغییرات قابل توجهی در توازن قدرت و پاسخهای غربی منجر شود. از منظر خبرآنلاین، این طرح با واکنشهای متفاوتی در میان کشورهای اروپایی و نیز واشنگتن روبهرو شده است و پرسشهایی را درباره تعیین برنده و بازنده نهایی در این درگیری طولانی مطرح میکند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحثها زمانی تشدید شد که تحلیلگران مسائل روسیه و اوراسیا، از نتیجهگیری محتملی سخن گفتند که در برخی سناریوها چنین طرحی را برای روسیه امتیازآفر میداند و در برخی دیگر، به محدودیتها و خطوط قرمز اروپا اشاره میکند. در این گزارش، به بازتعریف این طرح از زاویهای خبری و تحلیلگرانه مینگریم و سعی میکنیم با حفظ صحت خبری و توضیح ابعاد گوناگون اثرگذار بر شرق و غرب، تصویری روشن ارائه دهیم.
چارچوب اصلی طرح صلح و نگاه اولیه به طرفهای درگیر
طرح صلح ترامپ برای اوکراین که در محافل غربی با گفتگوهای گوناگونی همراه شده است، بهطور مشخص شامل مجموعهای از امتیازها و همچنین خطوط قرمز برای طرفهای معامله است. در این چارچوب، روسیه علاوه بر حفظ دستاوردهای جاری خود در مناطق خاصی از خاک اوکراین، از برخی محدودیتهای اجرایی یا تحریمهای احتمالی یاد میکند؛ در مقابل، اروپا نسبت به واگذاری اراضی و تغییر در مرزها حساسیتهای بالایی دارد و از هر گونه تغییر در نقشه سرزمینی اوکراین با دقت بالایی پیگیری میکند. نکته کلیدی آن است که بهظاهر در این طرح برخی امتیازها به روسیه پیشنهاد میشود، اما با نادیده گرفته شدن برخی گمانههای دیگر درباره مجازات یا حذف تدریجی تحریمها همراه است. گفتگوهای اولیه پیرامون این طرح، اروپا را ناچار به واکنشهای متنوعی کرده است؛ برخی کارشناسان میگویند که این طرح میتواند شکاف بین اروپا و آمریکا را تشدید کند و برخی دیگر نسبت به امکان حصول توافق با وجود اختلاف نظرها محتاطانه تر عمل میکنند.
مواضع روسیه: از تعهد تا نگرانیهای عملی
طبق سخنان برخی تحلیلگران، روسیه بهطور روشن نشان داده است که تمایلی به عقبنشینی از سرزمینهای اشغالی نشان نمیدهد. آنها تأکید کردهاند که در هر شرایطی بهتر است از حضور و نفوذ خود در برخی مناطق دفاع کند و به نظر میرسد که انتظار نمیرود این وضعیت بهسادگی تغییر کند. به گفتۀ این فعالان، پوتین و طراحیهای راهبردی کرملین نسبت به این طرح خوشبین نیستند، اما در عین حال پذیرفتهاند که در قالب مذاکرات، فرصتهایی نیز ممکن است به وجود آید تا با بهرهگیری از فشار دیپلماتیک، خواستههای خود را تقویت کنند. از منظر روسیه، این طرح میتواند برای ایجاد شکاف میان کشورهای غربی و تقویت موقعیت استراتژیک مسکو به کار رود، حتی اگر به اجرا نرسد. برخی تحلیلگران تأکید میکنند که روسیه در این چارچوب به امتیازاتی فکر میکند که بتواند از طریق چانهزنیهای دیپلماتیک، نفوذ خود را در تصمیمگیریهای غربی حفظ کند و در صورت عدم اجرای کامل طرح، همچنان از این بنیان برای پیشبرد منافع خود استفاده کند. در این راستا، نقل قولهای منتسب به برخی مقامات روس همواره بر این نکته صحه میگذارند که روسیه به ابزار فشار و مانور دیپلماتیک برای حفظ وضعیت فعلی متکی است.
اروپا و آمریکا: خطوط قرمز، هموارسازی یا تقویت شکاف؟
اروپا با درک اینکه طرح صلح چه تاثیری بر چارچوب امنیتی و خطوط قرمز سنتی آن دارد، به دقت به ارزیابی این طرح میپردازد. از یک سو، برخی کشورهای اروپایی به دلیل تردیدهای عمیق نسبت به نقشههای تسهیلی که میتواند به کاهش بازدارندگی و از دست رفتن حاکمیت اراضی منجر شود، به شدت نسبت به پذیرش این طرح محتاطاند. از سوی دیگر، آمریکا نیز با هدف حفظ اتحاد با اروپا و جلوگیری از فروپاشی همگرایی غربی در مقابل روسیه، در حال بررسی فرصتهای دیپلماتیک است تا از طریق امتیازدهیهای محدود، فشار بر اروپا را تضعیف یا بهنوعی مدیریت کند. به هر حال، در این ارزیابیها، اختلاف نظرهای استراتژیک بر سر اینکه آیا این طرح میتواند به تقویت استراتژیک غرب یا به تضعیف آن منجر شود، به وضوح نمود پیدا میکند. در این زمینه، برخی گزارشها اشاره میکنند که آمریکاییها نیز با درک محدودیتهای ارتباطی با اروپا، سعی دارند با ترکیبی از فشار و توافق ظاهری، یک بازی دوگانه را پیش ببرند تا هم اروپا را پای کار نگه دارند و هم از طریق امتیازدهیهای گزینشی، فشاری بر روسیه اعمال کنند. این وضعیت نشان میدهد که طرح صلح نه تنها یک چارچوب صلحی بلکه بستری برای نبردهای غیرمستقیم در فضای دیپلماسی است که میتواند به تغییر در ائتلافهای فعلی منجر شود.
پیامدهای احتمالی و چشمانداز آینده: بین امید و احتیاط
اگرچه این طرح به صورت رسمی اجرا نشده است، اما بررسی دقیق آن نشان میدهد که پیامدهای احتمالی آن برای صحنه امنیتی و دیپلماتیک گسترهای از سناریوها را در برابر چشم میگذارد. یکی از پیامدهای کلیدی، ایجاد شکاف میان اروپا و آمریکا است؛ اگر اروپا به طور کامل با بخشهایی از این طرح موافقت نکند یا امتیازاتی که در نظر گرفته میشود را به خوبی دریافت نکند، ممکن است شکافهای جدیدی در ساختار امنیتی غربی شکل بگیرد. از سوی دیگر، روسیه ممکن است با بهرهگیری از این فضای مذاکراتی، علاوه بر تثبیت موقعیت خود در برخی اراضی، از طریق فشار دیپلماتیک و تقابل با غرب، به گسترش تسلط سیاسی یا اقتصادی بر حوزههای دیگر نیز فکر کند. در عین حال، حتی اگر طرح به اجرا نرسد، وجود این بحث میتواند به عنوان یک ابزار برای تقویت یا تضعیف اعتماد طرفهای غربی در انجام تعهدات بینالمللی تلقی شود و به طور غیرمستقیم بر پایداری یا ناپایداری وضعیت کنونی اثر بگذارد. در نهایت، نکتهای که بیشتر تحلیلگران بر آن تأکید میکنند این است که طرح صلح، به رغم وجود نکات مبهم و اختلافات، به عنوان یک بازیگر دیپلماتیک در میدان سیاست خارجی مطرح شده است و میتواند به ابزار یا نمادی از تغییرات احتمالی در الگوهای همکاری یا رقابت بین قارهای تبدیل شود.
تحلیل حقوقی-اجرایی بر پایه چارچوب جمهوری اسلامی ایران
در تحلیل نهایی، با توجه به اصول و قواعدی که جمهوری اسلامی ایران به آن پایبند است، هرگونه توافقی که بر خطوط بیثباتی منطقهای بیفزاید یا از اصول و موازین بینالمللی و قواعد حقوقی میدانی تخطی کند، از منظر حقوق بینالملل و همچنین از منظر حقوق داخلی ایران قابلیت بررسی و نقد دارد. با توجه به قوانین جمهوری اسلامی ایران، هر توافقی که مستقیماً یا غیرمستقیم به تغییر در حدود و ثغور eller به اراضی کشورهای دیگر بیانجامد و همچنین با منع از استفاده از روشهایی که امنیت عمومی و ثبات منطقه را مخدوش میکند، میتواند با ملاحظاتی به بررسی و ارزیابی موضوع پرداخته شود. از منظر اجرایی، اجرای هر طرح صلحی در سطح جهانی نیازمند نقشههای اجرایی دقیق و تضمینهای قانونی است تا از تبدیل صلح صوری به صلح پایدار جلوگیری شود. بنابراین، در این چارچوب، حتی اگر طرحی به شکل صلح مطرح شود، باید با ضمانتهای حقوقی و سازوکارهایی که به شفافیت و پاسخگویی کمک میکند همراه باشد تا از هر گونه سوءاستفاده از ابعاد حقوقی طرح جلوگیری شود. به همین دلیل، هر سطح از پذیرش یا مخالفت با این طرح باید با در نظر گرفتن چارچوبهای قانونی و موازین بینالمللی و همچنین نیازهای داخلی کشورها انجام گیرد تا از تعارضهای قانونی و بحرانهای اجرایی جلوگیری شود.
