علم بدون ولایت: دزدی است نه دانایی — تبیین حکمت حقیقی و جایگاه ولایت

علم بدون ولایت، دزدی است نه دانایی — تبیین حکمت حقیقی و جایگاه ولایت

در گفت‌وگویی که به بازنمایی تفکرات اخلاقی و دینی می‌پردازد، به مباحث مربوط به «حکمت حقیقی» و پیوند علم با ولایت اشاره شد. این بحث از منظر برخی مفسران، فراتر از مجرد آموختن یا پژوهش نظری است؛ چنان که علم باید با فریمی از ولایت دینی و هدایت الهی همراه باشد تا به عمل تبدیل شود و در نتیجه برای انسان و جامعه کارکردی سازنده بیابد. در این نوشتار، تلاش می‌شود که این بحث به شیوه‌ای خبری-تحلیلی بازنویسی شده و با روالی که گوگل برای مطالب تازه‌تر می‌شناسد، ارائه گردد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفت‌وگو بر این نکته تأکید می‌کند که علم بدون ولایت، هرچند دِراینده ظاهری دانایی باشد، در نتیجه‌اش به صورت کامل به مشکل می‌انجامد و به تعبیر برخی اصحاب علم، دروازه‌ای به سوی حوزه‌هایی از معرفت می‌گشاید که کمکی به حل واقعی مشکلات نمی‌کند.

در یکی از دروس اخلاقی-فکری، آیت‌الله العظمی جوادی آملی به موضوع «حکمت حقیقی» پرداخته و بیان می‌کند که سپری است که خداوند آن را نگهبانی می‌کند و می‌گوید که دربان این پناهگاه کسانی هستند که به معنای حقیقی ولایت، یعنی ولایت علی بن ابی طالب (ع) و پیروان او را درک کرده‌اند. جمله «کَلِمَهُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی‌» وارد شد و همراه با «وَلَایهُ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ‌» نیز وارد شد؛ یعنی این دو صرفاً دو گونه از یک حقیقت نیستند، بلکه حقیقتی واحد هستند. در این قالب، گاهی حکمت نظری وجود دارد و حکمت عملی نیست؛ علم می‌آموزد اما اگر به عمل منتهی نشود، نتیجه‌ای کارساز ندارد. به روایت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که می‌فرمایند: «أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِی بَابُهَا»، ورود بدون راهنمای شیفتگان واقعی در میانهٔ دیوارهای معرفت می‌تواند به دزدی تعبیر شود؛ یعنی چنین علمی نه تنها مشکل فرد را حل می‌کند، بلکه به انسان و جامعه کمکی نمی‌رساند. منبع این گفت‌وگو از جلسه‌ای در سوره مبارکه طور و تاریخ ۱۳۹۵/۱۱/۱۲ اعلام شده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته تاکیدی است که علم باید با ولایت همراه شود تا ارزش و اثر آن به شکل راستین ظاهر گردد.

زمینهٔ فکری و جایگاه ولایت در مفهوم علم

با توجه به روایت‌های اهل بیت (ع) و توضیحات شیخ‌شناسانه‌ای که در این دیدگاه مطرح می‌شود، وحدت بین علم و ولایت به عنوان نبض هدایتِ معرفتی انسان مطرح می‌شود. در این چارچوب، علم صرفاً تجمعی از حقایق و فرامین نیست، بلکه وجهی از عمل به دستورات الهی و نقشه‌ای برای اصلاح فرد و جامعه است. به تعبیر متنی که در این گفت‌وگو نقل شده است، هر دانشی که از مسیر ولایت نیاید، به اعتبار علمیِ ناقص می‌ماند و حافظی برای انسان نیست. بنابراین، رابطهٔ علم با ولایت نه تنها پیش‌شرطی برای صحتِ دانایی است، بلکه ضامن پایداری و کاراییِ علمی در عمل نیز محسوب می‌شود. این نگاه، بازخوانی تازه‌ای از ارتباط دین و دانش ارائه می‌دهد و در نتیجه می‌تواند برای پژوهشگران علمی، فلاسفه، فقیهان و عالمان اخلاق قابل توجه باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد می‌تواند به فهم عمیق‌تر از نقش ولایت در هدایت علمی منتهی شود و از تبدیل علم به ابزاری برای منفعت شخصی یا سیاسی جلوگیری کند.

تبیین مصلحتی حکمت عملی در بستر معرفت دینی

نکتهٔ کلیدی در این بحث، تمایز میان حکمت نظری و حکمت عملی است. اگر علم صرفاً از متنِ کتاب‌ها و قراردادهای فکری استخراج شود، بدون ارتباط عملی با دستورات دینی یا اخلاقی، ممکن است به نتایج متضاد یا غیرکاربردی منجر شود. اما وقتی علم از طریق ولایت و هدایت الهی به کار گرفته شود، آنگاه می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی به کار گرفته شود و مشکلات را به شیوه‌ای کارآمد حل کند. در این چارچوب، علم که با ولایت همراه است، به معنای واقعیِ حافظِ انسان و جامعه محسوب می‌شود؛ زیرا او را در مسیر شایسته‌گذاریِ هستی، اخلاق و مسئولیت‌پذیری قرار می‌دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین رویکردی به شناساندنِ کارایی علم در زندگی روزمره و پاسخگویی به نیازهای انسانی می‌انجامد و از درمانِ سطحی یا سطحی‌نگریِ صرف پرهیز می‌دهد.

پایگاه‌های اخلاقی و عملیِ حکمت حقیقی

در این چارچوب، حکمتِ حقیقی به عنوان یک انسجامِ فکری و عملی معرفی می‌شود که از درون آموزه‌های دینی ریشه می‌گیرد و با معنای واقعیِ ولایت در عصر حاضر پیوند می‌خورد. علمی که از این راه به دست می‌آید، نه تنها از نظر ذهنی معتبر است، بلکه از نظر اخلاقی و اجتماعی نیز اثرگذار است. توضیحات آیت‌الله جوادی آملی اشاره می‌کنند که هرگونه علمی که به عمل، به کارگیریِ درستِ دستورات دینی یا مبانی اخلاقی منتهی نشود، در نوعی دزدی از حقیقت محسوب می‌شود؛ زیرا علمِ فاقدِ عملِ اخلاقی سرعتِ حرکت انسان را در مسیر نادرست می‌اندازد و به جای حل مسئله، به ایجاد مشکل می‌انجامد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تبیین، به ویژه برای پژوهشگرانِ علوم انسانی و علوم اسلامی، می‌تواند معیاری کارا برای تشخیصِ صحتِ دانشی باشد که در جامعه تولید و مصرف می‌شود.

تحلیل نقادانه از منظر قوانین جمهوری اسلامی ایران

در چارچوب حقوقی و قانونی جمهوری اسلامی ایران، گفتارهای مذهبی و تفسیرهای اخلاقی که به شکل عمومی مطرح می‌شوند، باید با احترام به ارزش‌های دینی و اصول قانونی کشور همسو باشند. اما بحثِ «علم بدون ولایت» بیش از هر چیز یک بحث معرفتی-اخلاقی است و به عنوان تحلیلِ نقادانه‌ای که دربارهٔ مسیرِ تولیدِ knowledge در جوامع دینی مطرح می‌شود، می‌تواند به بهبودِ روش‌های آموزشی، تربیتی و پژوهشی کمک کند. این نوع تحلیل‌ها اگر از منظر امر به معروف و نهی از منکر یا هدایت فکری عبور نکنند، می‌توانند به ایجاد فهمی روشن‌تر از نقش ولایت در فرآیندِ آموزش و پژوهش منجر گردند. در نهایت، رویکردی که از این گفتار استخراج می‌شود، بر اهمیتِ هماهنگیِ بین علم و ارزش‌های ملی و دینی تأکید دارد و از هرگونه سوءاستفادهٔ علمی که ممکن است به امنیت یا ثبات اجرایی کشور آسیب بزند، پرهیز می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین رویکردی می‌تواند به تقویتِ اعتماد عمومی به نهادهای علمی و آموزشی منجر شود و از تبدیل پژوهش‌های علمی به ابزارِ بهره‌برداریِ نامناسب جلوگیری کند.

نتیجه‌گیری و چشم‌انداز رسانه‌ای

اخبار و روایت‌هایی که از گفت‌وگوهای علمی-اخلاقی منتشر می‌شود، باید همواره با دقت در بیانِ مفاهیم و با پرهیز از ایجادِ تعصباتِ غیرضروری ارائه شوند. این خبر در واقع تلاش می‌کند تا دربارهٔ مفهومِ «حکمت حقیقی» و ارتباط علم با ولایت از منظر اسلامی گزارشی دقیق و منطبق با اصولِ خبری ارائه کند. در عین حال، در پایانِ این گزارش، یک تحلیل حقوقی-اجرایی کوتاه مطرح شد تا خواننده با جنبه‌های اجراییِ این بحث آشنا شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، روشن است که علمِ راستین تنها به دانشِ خام محدود نمی‌شود؛ بلکه به اخلاق، عمل و هدایتِ الهی که در چارچوب ولایت نمود پیدا می‌کند، وابسته است.

تحلیل حقوقی-اجرایی

در ارزیابیِ حقوقیِ این بحث، روشن است که علم و ولایت به عنوان دو عنصرِ هم‌نشین در یک چارچوبِ ارزشیِ واحد دیده می‌شوند؛ از این رو، هرگونه شیوهٔ آموزش یا پژوهش که بدون رعایتِ مبانی اخلاقی و تقوی و بدون هدایتِ دینی انجام گیرد، از منظر بحثِ معرفت، کمتر به کار می‌آید و از منظر اجرایی، ممکن است به بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری‌ها منجر شود. بنابراین، راهبردهای آموزشیِ کشور باید به گونه‌ای طراحی شوند که همواره علم، اخلاق و ولایت را همراه هم معرفی کنند تا نتیجهٔ علمیِ حاصل‌شده، نه فقط از نظر دانشی، بلکه از نظر تاثیر اجتماعی و فرهنگی نیز سازگار با ارزش‌های ملی و اسلامی باشد. این رویکرد می‌تواند به تقویتِ اعتماد عمومی به نظام آموزشی و پژوهشی کشور منجر شود و از سوءاستفاده‌های عملی از دانش جلوگیری کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، چنین چارچوبی به عنوان یک رویکرد راهبردی می‌تواند به بهبودِ شیوه‌های تدریس، پژوهش و نقدِ علمی منتهی شود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا