اصلاحطلبی در مرزهای ملی: حجاریان و خطوط قرمز ایران
در گفتوگوی تازهای که با سعید حجاریان، چهره شاخص جریان اصلاحطلبی، انجام شد، مباحثی حول ناسیونالیسم، خطوط قرمز سیاستورزی و جایگاه اصلاحطلبی در فضای پس از درگیریهای جدید منطقهای مطرح میشود. متن گفتوگو که در فضای رسانهای منتشر شده است، به بررسی نسبت میان میهنپرستی و ملیگرایی، دامنه و کارکرد خطوط قرمز، و نحوه بازتعریف همبستگی ملی در عصر کنونی میپردازد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیل با زبانی روشن و با حفظ مفاهیم کلیدی منبع اصلی، تلاش دارد تا تصورهای رایج از ملیگرایی را نقد و بازتعریف کند و جایگاه اصلاحطلبی را در چارچوب منطق ملی-مدنی روشن سازد.
حجاریان دو خط قرمز اساسی را برای سیاستورزی ایرانیان معرفی میکند: حفظ تمامیت ارضی ایران و توسعه همهجانبه کشور. او با تفکیک میان میهنپرستی و ملیگرایی، میگوید که در فضای پس از جنگهای اخیر تنها معنای همبستگی میهنپرستانه را میتوان شاهد بود و نه ملیگرایی تهاجمی. این دیدگاه بهخصوص در شرایطی که بین «ملت» و «دولت» فاصله وجود دارد، برای تبیین چگونگی مواجهه با تهدیدات و تحولات خارجی از اهمیت خاصی برخوردار است. در این چارچوب، دخالتهای خارجی که به قیمت خون ایرانیان انجام شود، به عنوان خط قرمز شایسته پاسخ قاطع تلقی میشود.
در متن گفتوگو، از تفاوت بین «بیوطنها» و «وطنفروشها» صحبت میشود؛ گروههایی چون سازمان مجاهدین خلق و سلطنتطلبان به عنوان نمادهایی از کسانی معرفی میشوند که به رغم ادعای ملیگرایی، با ایران و منافع ملی همسویی ندارند و در برخی مواقع از خارج از کشور تأمین مالی و پشتیبانی میشوند. حجاریان با تأکید بر این نکته که «خط قرمزها» به هیچوجه موضوعی برای معامله نیستند، از این دسته مقولات بهعنوان عناصر تعیینکننده در سیاستورزی ملی یاد میکند. لزوم توجه به تفاوت میان هواداری از میهنپرستی بهعنوان اصول اخلاقی و ملیگرایی بهعنوان یک چارچوب نظری، یکی از محورهای بحث است.
بازگشت به مفهوم «همبستگی مدنی» به جای «همبستگی ملی» یکی دیگر از نکات محوری است که در گفتوگو مطرح میشود. او یادآور میشود که همبستگی مدنی میتواند زمینههایی برای همسویی داوطلبانه و خدماترسانی به هموطنان فراهم آورد، بدون اینکه به تعبیرهای شدید از ملیگرایی منجر شود. این برداشت با ارزیابیهایی که از جنگ اخیر مطرح میشود، تفاوت آشکاری با نگاه به جنگ بهعنوان یک «جنگ ملی» دارد. در این چارچوب، میتوان ناظر به نقش مردم در دوران بحران، از جمله پذیرش مهاجران و ارائه خدمات داوطلبانه، به عنوان نمونههای همبستگی مدنی دید؛ امری که حجاریان در گفتوگو به آن اشاره میکند. این بخش از گفتوگو با تأکید بر استمرار رویکرد داوطلبانه مردم در مواجهه با چالشهای امنیتی و اقتصادی تبیین میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیل با پیگیری نقشه نیروهای سیاسی و اجتماعی مطرح در فضای پس از جنگ، به بررسی نحوه بازنگری در مفاهیم پایهای ملیگرایی و اصلاحطلبی میپردازد.
در مسیر مفاهیم ملی، حجاریان به مقاوت در برابر تغییرات از طریق مداخلات خارجی اشاره میکند و تأکید میکند که هرگونه تغییری که به قیمت ریخته شدن خون ایرانیان مقدور شود، خط قرمز محسوب میشود. او با یادآوری دیدگاه تاریخی مدرس، که به مفهوم «دخالت» بهعنوان رادیکالترین شکل تجاوز نگاه میکرد، توضیح میدهد که نگاه منطبق بر اصول جمهوری اسلامی به هرگونه دخالت خارجی که به حقوق و منافع ملی آسیب بزند، معترض است. با وجود این، او تفاوتی میان استفاده از سرمایهگذاری خارجی به منظور توسعه ملی و سوءاستفاده از خارج برای تغییرات نامشروع قائل میشود و تأکید میکند که نباید هر نوع همکاری با جهان خارج را خیانت پنداشت. به گزارش تیم آرشیو کامل، حجاریان بر آن است که هرگز نباید از تعامل با جهان بیرون در جهت بهبود زندگی مردم چشم پوشید، اما این تعامل باید با خطوط قرمز روشن و با حفظ منافع ملی همراه باشد.
در بخش دیگری از گفتوگو، بحث درباره مفاهیم میهنپرستی و ملیگرایی ادامه مییابد. حجاریان میگوید که آنچه در جنگ اخیر برجسته شد، میهنپرستی بود تا ملیگرایی؛ این تفاوت در یادگیریهای اجتماعی و سیاسیِ مردم به ثبت رسید و میتواند به شکلگیری همبستگی میهنپرستانه در مواجهه با تهدیدهای خارجی تعبیر شود. او تأکید میکند که اگر سرمایههای اجتماعی و اعتماد عمومی تضمین شود و سایه جنگ دوباره بر کشور سنگینی نکند، رویکرد ملیگرایی و شکلهای مشارکت مردمی در سیاست به سمت بازتعریف «ناسیونالیسم ایرانی» سوق پیدا میکند. برخی از جریانهای حاکم نیز بهدنبال ظهور یک نوع ملیگرایی هستند که به جای جامعیت مدنی، حذفگرا و تقابلطلبانه است؛ اما حجاریان با استدلالی روشن میگوید که چنین مسیری با منطق ملیگرایی شمولگرا سازگار نیست و لازم است ملیگرایی از دست فرصتطلبان خارج شود. این نکته یکی از محورهای تبیین جایگاه اصلاحطلبی در فضای سیاسی است.
در پایان، حجاریان به بازنگریای فراگیر در رابطه بین «استقلال-وابستگی» اشاره میکند و از آن بهعنوان نشانهای از جهان امروز یاد میکند که در آن مفهوم «هموابستگی» جایگزین دوگانه قدیمی شده است. وی پیشنهاد میدهد ایران باید به سمت «صلحطلبیِ جنگبلد» گام بردارد تا با تصویر تازهای از هویت ملی، همسویی با منافع ملی و امنیت اقتصادی و اجتماعی را تقویت کند. این رویکرد، که با اصطلاحاتی مانند «صلحطلبی» و «میهنپرستیِ گسترده» تلفیق میشود، میتواند به ترسیم یک چارچوب عملی برای سیاستورزی اصلاحطلبان در فضای کنونی کمک کند. در این مسیر، تحول مفاهیم پایهای ملی و بازتعریف جایگاه ایران در جهان از جمله مباحثی است که در گفتوگوی حجاریان مطرح میشود و بهعنوان یک چارچوب نظری برای تصمیمگیریهای سیاسی-اجتماعی در آینده توصیه میشود. این گفتوگو با آگاهی نو و انتشار در مجله سیاسی-اجتماعی تابستان ۱۴۰۴، شماره ۱۷، با نگاه دقیق به فضای گفتمانی اصلاحطلبان، میتواند رهیافتهای تازهای برای فهم هوشمندانه از ناسیونالیسم و سیاستورزی داخلی ارائه دهد.
در ادامه متن مباحث مطرحشده، اگر بخواهیم تصویری روشن از آرایش نیروها و مواضع آنها به دست آوریم، میبینیم که مبانی تعیینکننده برای تصمیمگیریهای فعلی و آتی درباره خطوط قرمز و جایگاه اصلاحطلبی در سیاست داخلی نمیتواند از اصول کلی فاصله بگیرد. با وجود اختلاف نظرهای موجود، محوریت حفظ تمامیت ارضی و توسعه کشور، بهعنوان دو خط قرمز، همچنان در مرکز گفتوگوها قرار دارد و میتواند به بازنگری در چارچوبهای سیاسی منجر شود که به نفع امنیت ملی و رفاه عمومی است. به گزارش خبرگزاریها و منابع مختلف، این گفتوگو نشان میدهد که اصلاحطلبان به دنبال چارچوبی است که از یکسو حقوق و منافع ملی را حفظ کند و از سوی دیگر فرصتهایی برای همکاریهای بینالمللی را با رویکردی محتاطانه و مبتنی بر منافع ملی فراهم آورد. این رویکرد میتواند بستری برای گفتوگویی سازنده با بخشهای مختلف جامعه فراهم کند و به تدریج به شکلگیری همبستگی مدنی در قالبی روشنتر منجر شود.
تحلیل حقوقی-اجرایی با معیارهای جمهوری اسلامی ایران
در این تحلیل، توجه به چارچوبهای قانونی و مسیر اجرایی سیاستگذاری داخلی و بینالمللی اهمیت دارد. خطوط قرمز مطرحشده از سوی حجاریان، بهعنوان اصول حاکم بر روابط بینالملل و امنیت ملی، با چارچوبهای قانونی جمهوری اسلامی ایران همسو است و بر اساس تأکید بر استقلال ملی، جلوگیری از مداخله خارجی و حفظ تمامیت ارضی قابل دفاع است. از منظر حقوقی، استقلال و تمامیت ارضی بهعنوان اصولی بنیادین در قانون اساسی و اسناد بینالمللی پذیرفته شدهاند و هرگونه دخالت یا فشار خارجی که این اصول را تهدید کند، از منظر حقوق ملی محکوم است. با این حال، برای توسعه اقتصادی و اجتماعی، بهرهگیری از ظرفیتهای بینالمللی در چارچوب منافع ملی، از جمله جذب سرمایهگذاری خارجی در پروژههای غیرعبورده و غیرسیاسی، قابل پذیرش است و به شرط شفافیت، رعایت اصول قانونی و حفظ امنیت ملی انجام میپذیرد. به این ترتیب، مفهوم «صلحطلبیِ جنگبلد» که حجاریان مطرح میکند، در قالب سیاستی است که بهجای تضادهای شدید، از راهکارهای مسالمتآمیز و پایدار برای دستیابی به منافع ملی استفاده کند و با رعایت مقرات قانونی و اصول امنیتی، به توسعه کشور و حفظ ثبات داخلی کمک نماید. این تحلیل بهواسطه ارزیابیهای قانونی و اجرایی، نشان میدهد که راهبرد اصلاحطلبان برای مواجهه با مسائل اجرایی غیرسیاسی و امنیتی، نباید از خطوط قرمز عدول کند و باید در عین حال از فرصتهای تعامل با جهان برای بهبود رفاه و امنیت داخلی استفاده نماید.
