عنوانی نو برای یک مأموریت امنیتی انرژی و فریم سیاسی آن
در روزهای اخیر، تغییراتی در سطح عالی دولت چهاردهم رخ داده است که توجه تحلیلگران حوزه سیاست و انرژی را به خود جلب کرده است. اسماعیل سقاب اصفهانی، چهرهای که از او به عنوان فردی با رویکردی نزدیک به جبهه پایداری یاد میشود، به عنوان معاون رئیسجمهور و رییس سازمان سیاستگذاری و مدیریت راهبردی انرژی منصوب شده است. این انتصاب با واکنشهای گوناگون روبهرو شد و پرسشهای مهمی را دربارهٔ توازن میان منافع دولت جدید و خطوط قرمز اصولگرایان مطرح کرد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این تغییرات در کنار سازمانی که قرار است با ادغام و بازطراحی ساختاری راهبردهای انرژی کشور را هماهنگ کند، میکوشد نقشه راهی برای بهبود مقیاس مدیریت مصرف، عادلانهسازی یارانهها و کاهش ناپایداری حاملهای انرژی ارائه دهد.
اگرچه سابقهٔ رسمی سقاب اصفهانی بیش از ده سال در سیاست نیست، اما وجود نام او در محافل اصولگرا و ارتباطات نزدیکش با حلقههای تصمیمگیر در جبهه پایداری، این انتصاب را از منظر چشماندازهای حزبی و کارکردی حساس میکند. در حکم نخست از سوی مدیران ارشد دولت، مطرح شد که او باید با رویکردی فرابخشی و با محوریت ترکیب و بهینهسازی مصرف انرژی به تدوین چارچوبهای اجرایی برای مدیریت بهینهسازی و رفع ناپایداری انرژی بپردازد و همچنین بهطور دقیق به موضوعات مربوط به تخصیص یارانهها و کارکرد صندوق بهینهسازی مصرف انرژی نگاه کند. این نکتهٔ کلیدی نشان میدهد که مأموریت جدید نه تنها جنبه اجرایی دارد، بلکه از نظر جهتگیری علمی و راهبردی نیز در راستای طرحهای کلان دولت قرار میگیرد.
پیشینهٔ حرفهای و مسیر سیاستی سقاب اصفهانی
سقاب اصفهانی متولد مشهد است و در طول دوران فعالیت سیاسیِ خود، در مقاطع گوناگون نقشآفرینی کرده است. هرچند طول عمر حضورش در سیاست محدود به کمتر از یک دهه است، اما از خلال این مدت به پختگی در برخی حوزههای کلیدی دست یافته است. به طور مشخص، او به عنوان مدیرانی اصولگرا شناخته میشود که تدریجاً در محافل سیاسی به عنوان فردی با توانایی هماهنگی فرابخشی و مدیریت کلان شناخته شده است. در حکمهای صادرشده برای او، تأکید بر هماهنگی فرابخشی، مدیریت دقیق منابع و رفع ناپایداری حاملهای انرژی به چشم میخورد و این نکته نشان میدهد که دولت برای این منصب به دنبال شخصی است که توانایی همسو کردن بخشهای مختلف اجرایی با هدف بهبود کارایی و عدالت در توزیع یارانهها را داشته باشد.
علاوه بر نقشهای درون دولتی، سقاب اصفهانی در جریانهای فکری و اجرایی نزدیک به جبهه پایداری حضور داشته است. حضور او در اندیشکدهها و مشارکت در پروژههای راهبردی به عنوان یکی از چهرههای جدید و با نگاه به آیندهٔ مدیریتی کشور از جمله مواردی است که باعث شده است نگاهها تحلیلگرانهتر به سوی او دوخته شود. از جمله منابع داخلی، اشارههایی به ارتباط او با مجموعههایی مانند «اندیشکده بسامد گام دوم» شده است که به طراحی سازوکارهای آیندهنگر مدیریت دولتهای دورهٔ هفتم انقلاب میپردازد. این ارتباطات، با وجود نقدهای موجود، باعث شده است تا او در فضای رسانهای به عنوان یک فرد با تمایل به بازتعریف ساختارهای مدیریتی انرژی مورد ارزیابی قرار گیرد.
مأموریت حکمی و محورهای اجرایی
در متن حکم پزشکیان که به سقاب اصفهانی محول شده، برای او مأموریت ایجاد هماهنگی فرابخشی و مدیریت کلان با هدف بهبود مصرف انرژی و رفع ناپایداری در بخشهای مختلف آمده است. همچنین تأکید شده است که این تغییرات باید با وظیفهٔ عادلانهسازی یارانهها و مدیریت صندوق بهینهسازی مصرف انرژی همراه باشد. این چارچوب نشان میدهد دولت چه معیارهایی از سقاب اصفهانی انتظار دارد: بازطراحی ساختاری سازمانی به صورت چابک، تعامل با دستگاههای مختلف از جمله سازمان برنامه و بودجه کشور و حفظ سازوکارهای نظارتی و پایش به شکلی که سیاستهای اجرایی با سند تحول دولت مردمی منطبق باشد.
در همین راستا، پیشزمینهٔ ادغام سه نهاد بزرگ در قالب سازمانی واحد مطرح شده بود: سازمان بهینهسازی مصرف سوخت، ساتبا (سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق) و ستاد مدیریت حملونقل و سوخت. هدف از این ادغام، ایجاد یک ساختار متمرکز است که بتواند همسو با هدف کاهش شدت انرژی عمل کند و به صورت یکپارچه به مدیریت و نظارت بر کل زنجیرهٔ انرژی کشور بپردازد. این رویکرد از منظر EAT و تجربهٔ جهانی، گامی به سمت بهبود کارایی، شفافیت در تخصیص یارانهها و کاهش اختلافات بین عرضه و مصرف انرژی به نظر میرسد. با این وجود، انتقادات اطراف این طرح و حتی وجود نام سقاب اصفهانی در این سمت، نشان میدهد که اجرای چنین سازوکارهایی با چالشهای سیاستی و اجرایی جدی روبهرو خواهد شد.
واکنشها و بازتابها: از حمایت تا بحثهای فشرده
واکنشها به این انتصاب در دو محور عمده خلاصه میشود. از یک سو، حامیان پزشکیان این انتخاب را نشانگر نظمبخشی تازه و همسو با شعارهای دولت جدید ارزیابی کردهاند و او را فردی با پتانسیل برای ادارهٔ یک سازمان کلان در حوزهٔ انرژی معرفی کردهاند. از سوی دیگر، منتقدان بر این باورند که مأموریتهای سنگین و تعیینکنندهای که به سقاب اصفهانی محول شده است، با تخصص کافی همسو نیست و چنین انتصابهایی میتواند به عدم تعادل در سیاستگذاری منجر شود. روزنامهها و تحلیلگران سیاسی در conversations مختلف به این موضوع اشاره کردند که حضور او در تیمی که مسئول مدیریت و نظارت بر یارانهها است، میتواند بر ارجحیتهای حزبی و دیدگاههای عقیدتی اثر بگذارد.
نقطهٔ عطفی که به شکل نمادین به بحثهای عمومی دامن زد، چند رویدادِ دیگر مربوط به سقاب اصفهانی بود. او به عنوان دبیر ستاد راهبردی تحول و مسئول رصد و پایش سند تحول دولت مردمی شناخته شده است؛ این نقش، پیش از این نیز در دورانی که ابراهیم رئیسی رئیس جمهور بود، برای او عنوان میشد. این سابقه باعث شد برخی او را به عنوان فردی با نزدیکی فکری به رهبری دولت جدید به حساب آورند. در همین راستا، رسانهها به بررسیٔ ارتباطات او با جبهه پایداری و همچنین پذیرش یا رد حضور او در سهمیههای این جبهه پرداختهاند. با وجود این، سقاب اصفهانی بدونتوقف در فضای رسانهای حضور دارد و هر از گاهی با انتشار یا بازتولید مصاحبهها و مصاحبههای ویدئویی، مواضع و حساسیتهای سیاسی_{را} روشن میکند.
یک ویدئو که بیش از هر چیز نشاندهندهٔ فضای سیاسی-اجتماعی است
یکی از ویدئوهای منتشرشده از سقاب اصفهانی در عرصه عمومی، پس از سانحهٔ سقوط بالگرد حامل ابراهیم رئیسی بود. در آن مصاحبهٔ تصویری، وقتی مجری از او پرسید اگر امروز فرصتی برای گفتن یک حرف با آقای رئیسی داشت، چه میگفت، سقاب اصفهانی با بغض و گریه پاسخ داد: «حاج آقا غلط کردم». این جمله که در نگاه نخست شاید حاوی احساسات شخصی باشد، به عنوان نمادی از عمق ارتباط او با رئیس جمهور وقت و همچنین حساسیتهای عینیِ این خانوادهٔ سیاسی تعبیر شد. واکنشهای افکار عمومی به این ویدئو نشان داد که شخصیتِ سقاب اصفهانی برای برخی، مصلحتگرایی و تعهد به اصول خطمشی را در کنار احساسات انسانی ارائه میدهد؛ این ترکیب، برای تحلیلگران نشان میدهد که او نه تنها یک مدیر انرژی، بلکه یک چهرهٔ سیاسی با ظرفیت تأثیرگذاری در فضاهای بازاریابی سیاسی و رسانهای است. این رویداد، مانند آینهای عمل کرد که نشان داد چگونه رویکردهای احساسی و انسانی میتواند در پردازش سیاستهای سخت اقتصادی و اجتماعی نقشآفرینی کند.
سابقهٔ ارتباط با بنیاد علوی و دیگر فعالیتها
در کنار مأموریتهای اجرایی، سقاب اصفهانی سابقه حضور در هیئتمدیره بنیاد علوی را نیز دارد. این ترکیب از نقشهای مدیریتی و ارتباط با نهادهای فرهنگی و اجرایی، نشان میدهد که او نه تنها در بخشهای فنی و اجرایی انرژی، بلکه در شبکههای سیاسی-ارتباطی مجموعهٔ حاکمیتی جایگاهی یافته است. حضور او در کنار برخی چهرههای شناختهشده همچون حیدر مصلحی، به شکلگیریٔ یک شبکهٔ ارتباطی میانجامد که میتواند در تصمیمگیریهای کلان کشور نقشآفرینی کند. این نکتهٔ تاریخی در کنار سایر جنبههای مربوط به مأموریتِ او، از منظر تحلیلگران مهم است تا بتوانند به ارزیابی دقیقتری از پویاییهای سیاسی-اقتصادی کشور دست یابند.
خلاصهٔ جمعبندی و چشمانداز آینده
آنچه از مجموع این بحثها قابل استنتاج است، این است که مأموریت سقاب اصفهانی در سازمان سیاستگذاری و مدیریت راهبردی انرژی، با وجود چالشهای اجرایی و انتقادات مطرحشده، میتواند به نحوی به نفع بهبود کارایی انرژی و عدالت در توزیع یارانهها تمام شود یا برعکس، به ایجاد تعارضهای سیاسی منجر گردد. نکتهٔ کلیدی این است که دولت در این مسیر به دنبال ایجاد ساختاری چابک و هماهنگ است تا بتواند هم عرضه و هم مصرف انرژی را در هماهنگی با سند تحول دولت مردمی پشت سر بگذارد. در هر صورت، آنچه واضح است این است که سقاب اصفهانی به عنوان یکی از چهرههای کمتجربهٔ سیاست در کنار سوابق و ارتباطاتش، در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند مسیرهای آیندهٔ سیاست انرژی را در کشور تحت تأثیر قرار دهد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این موضوع باید با توازن میان اصولگرایی و سیاستهای اقتصادی-اجتماعی دولت جدید همراه باشد تا بتوان از ظرفیتهای بالقوهٔ این ترکیب برای تعادل منابع و توزیعها به طور مؤثری بهره برد.
در نهایت، این متن به بازتاب و تحلیل تخصصی از سوی رسانهها و تحلیلگران نیاز دارد تا بتواند به عنوان یک منبع معتبر برای درک خوبی از روندهای آیندهٔ سیاست انرژی کشور عمل کند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، آنچه در ادامه اتفاق میافتد، به همراه واکنشهای مقامات و نهادهای ذیربط، همچنان موضوعی پرتنش و پربحث باقی خواهد ماند.
