گزارش جامع از مواضع قدیری ابیانه درباره اصلاحطلبان و غربگرایی
به گزارش تیم آرشیو کامل، محمدحسن قدیری ابیانه در گفتوگویی با خبرگزاری خبرآنلاین به موضوع اصلاحطلبی و معناشناسی آن پرداخت. او باور دارد که برخی از گروههای شناختهشده با نام اصلاحطلبی، به جای اسلامسازی و پیگیری اصول دینی، به غرب گرایش پیدا میکنند و این گرایش را به عنوان تعریفِ اصلاحات معرفی میکنند. این دیدگاه او از منظر تفسیر سیاسی و تاریخی، با روایت رایج در برخی محافل همسویی ندارد و او آن را به عنوان نوعی انحراف از چارچوبهای اسلامی میبیند. در کنار این نکته، قدیری ابیانه تأکید میکند که اصلاحات حقیقی به معنای نزدیکتر شدن به اسلام و اسلامیتر شدن جامعه و ساختار حکومتی است که در بطن دین وجود دارد و با معیارهای مذهبی همخوانی دارد.
وی در ادامه با اشاره به تجربههای سیاسی گذشته، میگوید که گروههایی را اصلاحطلب مینامند که به باور او همواره به دنبال تداوم و تحکیم قدرت هستند و حتی وقتی از میدان رقابت کنار میروند، به طرق مختلف برای حفظ نفوذ خود تلاش میکنند. از دید او، فتنه سال ۱۳۸۸ نیز در چارچوب همین رویکرد قرار میگیرد؛ گروهی که پیش از انتخابات با وجود تفاوت رای قابل توجه، سعی کردند با بهرهگیری از ترفندها و نقشههای سیاسی، نتیجه را به نفع خود تغییر دهند. او میافزاید که این جریان در انتخاباتهای بعدی نیز به دنبال راهکارهایی برای گسترش نفوذ خود در ساختارهای قدرت بوده است.
قدیری ابیانه همچنین بیان میکند که اگر اصلاحطلبان با دیگران ائتلاف کنند، این امر به دلیل ناتوانی در کسب همه جایگاههای قدرت است؛ به عبارت دیگر، آنها را به تشکیل ائتلافها و تقسیم منابع مدیریتی متمایل میبیند، اما به باور او این گروه به شاخصهای شرعی و اخلاقی پایبند نیستند و به کارگیری ترفندهای غیر اخلاقی، فریب و خدعه را بخشی از سیاست میدانند. او این نکته را نیز مطرح میکند که برخی از اصلاحطلبان با بزرگنمایی حضور خود، تمایل دارند تا شمار بیشتری از اعضای خود را در لیستهای ائتلافی قرار دهند تا در نهایت بتوانند نامزدهای خود را در مجلس راه بدهند. در ادامه، به نظر میرسد که او از منظر راهبردی پیشبینی میکند که این روند در آینده نیز تداوم خواهد یافت و همان گونه که در گذشته مشاهده شد، برخی نامزدهای اصلاحطلب با استفاده از این سازوکارها به کرسیهای نمایندگی دست مییابند. گواهی حضور وی در این گفتوگوها، به دلیل انتشار این تحلیل به صورت متصل به گزارش خبرآنلاین، قابل ملاحظه است و نشان میدهد که دغدغههای مطرحشده از دیدگاه تحلیلگران استراتژیک در حوزه سیاست داخلی ایران، همچنان از اهمیت بالایی برخوردار است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت به صورت رویدادی و تحلیلگرانه ارائه میشود تا خواننده بتواند درک دقیقتری از زاویه دید او نسبت به اصلاحطلبی و نیروهای سیاسی همسو با آن پیدا کند.
در این میان، او با صراحت اعلام میکند که اصلاحطلبان اگر در مواضع مختلف با سایر گروهها ائتلاف کنند، این اقدام فقط به دلیل تلاش برای تصاحب یا حفظ منابع قدرت است و یا حتی برای به دست آوردن بخشی از مدیریت کشور. به گفتۀ او، چنین روندهایی به دلیل پایبند نبودن به اصول شرعی و اخلاقی در این گروه وجود دارد و از منظر وی، این امر سبب میشود که آنان در سطح عمومی، با تبلیغات درباره پیروزیها و دستاوردهای ائتلافی، سعی در فریب افکار عمومی داشته باشند. در بخش پایانی، قدیری ابیانه با اشاره به انتخابات آینده، تصریح میکند که اصلاحطلبان تمایلی خواهند داشت تا شمار بیشتری از اعضای خود را در لیستهای ائتلافی جای دهند و تنها در صورت وجود توافق و ائتلاف است که ممکن است نامزدهایشان به مجلس راه پیدا کنند. این گزارش با هدف ارائه تصویر روشن از مواضع منتسب به این شخصیت تحلیلگر منتشر میشود و از هیچگونه تفسیر اضافی فراتر از سخنان اشارهشده خودداری میکند. به گزارش تیم آرشیو کامل، گزارش حاضر تلاشی برای بیان یک دیدگاه خاص است و دیدگاههای دیگر درباره اصلاحطلبی و سازوکار سیاسی کشور جای بحث و بررسی دارد.
تحلیل حقوقی-اجرایی از مواضع اصلاحطلبان و چارچوب قانونی در ایران
این گزارش با تمرکز بر جنبههای اجرایی و قانونی، نشان میدهد که بازنماییهای سیاسی درباره اصلاحطلبی و غربگرایی میتواند بر نحوه تفسیر قوانین و چارچوبهای حاکمیتی تأثیر بگذارد. از منظر حقوقی، مباحث مطرحشده پیرامون پایبندی به شرع و اصول دینی در فرایند سیاستورزی و نحوه تعامل با ائتلافهای سیاسی، در قالب چارچوبهای قانونی و اساسی ایران قابل بررسی است. انتظار میرود که مبانی قانونی و آئیننامههای مدیریتی کشور، از جمله اصول مربوط به شایستگیها، شفافیت منابع قدرت و اخلاق در تبلیغات سیاسی، به عنوان معیارهای عمل سیاسی و اجتماعی مورد توجه قرار بگیرند. رویکردی که در این چارچوبها قابل استفاده است، پیگیری شفافیت در فرایندهای انتخاباتی و در ایجاد ائتلافها است تا از سوءاستفادههای احتمالی و تفسیرهای نادرست جلوگیری شود. در کنار این نکته، توجه به الزامات قانونی در حمایت از نحوه رفتارهای سیاسی، راه را برای تقویت اعتماد عمومی و حفظ امنیت اجتماعی هموار میکند. به عنوان نتیجه، اگر چه اختلافنظرهای سیاسی در ایران طبیعی است، اما رعایت اصول قانونی و اخلاقی در تبلیغات، گفتوگوها و ائتلافها میتواند به ثبات بیشتر فضای سیاسی و کاهش تنشهای غیرضروری بیانجامد. برای خوانندگان علاقهمند به تحلیلهای قانونی و اجرایی این گفتوگو، توجه به این نکته مهم است که تشدید یا کاهش منازعات سیاسی همواره باید در قالب چارچوبهای قانونی و با حفظ نظم عمومی دنبال شود.
