حمله امریکا به داعش در سوریه: پیام به نتانیاهو و چشمانداز منطقه
در روزهای اخیر گزارشهای متعددی در رسانههای منطقهای و بینالمللی درباره حمله هوایی ایالات متحده به مواضع داعش در شرق تدمر و حاشیههای پالمیرا منتشر شد. منابع رسمی در واشنگتن و اجراکنندگان این عملیات، به صورت محدود اطلاعاتی درباره هدفگیریها و محلهای دقیق حمله ارائه کردهاند؛ آنچه عمدتاً روشن است، این اقدام با هدف پاسخ به حملاتی بود که هفتهای قبل به گشتهای امریکایی در منطقه انجام شد و به گزارش اخباری، نیروهای امریکایی از دهها فروند مهمات هجومی برای تلافی استفاده کردند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این عملیات با استفاده از ۱۰۰ مهمات هجومی انجام گرفت و هدف آن تلافی حمله اخیر داعش به نیروهای گشتی ایالات متحده بود که در شرق تدمر یا همان پالمیرا رخ داده بود.
بنا بر این گزارشها، از همان ساعات اولیه، صداهای تهدیدآمیز و خط و نشانهای مقامات امریکا علیه داعش به شکل علنی آغاز شد و مقامات دفاعی امریکا گفتند که هرگونه تهدید علیه پرسنل امریکایی پاسخ سختی خواهد داشت. میدان عملیاتی در بیابان شرق حمص تا مرزهای عراق منطقهای است که شرایط زندگی در آن بسیار دشوار است و از نظر امنیتی نیز بیثبات باقی میماند؛ جایی که گروههای تروریستی از نقطهای به نقطه دیگر جابهجا میشوند و امکان کنترل دقیق بر نقاط خاصی از این بیابان وجود ندارد. این وضعیت نشان میدهد تعیین اهداف دقیق در چنین محیطی، نیازمند ارزیابی گستردهای از پیامدهای انسانی، سیاسی و نظامی است. در کنار این موضوع، برخی منابع تحلیلی توضیح میدهند که حمله اخیر میتواند نشانهای از تلاش ایالات متحده برای حفظ و گسترش نفوذ در منطقه باشد و در عین حال به پیامدهای انسانی برای غیرنظامیان اشاره میکند. به گزارش تیم آرشیو کامل این عملیات به شکل رسمی در چارچوب پاسخ به تهدیدات تروریستی توجیه میشود، اما واقعیت میدان واقعی سوریه نشان میدهد که تصمیمگیری در چنین باتلاقی از بحرانها، به ارزیابی دقیق و همزمان با مدیریت ریسکهای انسانی و امنیتی نیاز دارد.
در تحلیلی گستردهتر، واکنشهای منطقهای و بینالمللی به این حمله بازتاب داده شد. برخی کشورها بر حفظ ثبات منطقه تأکید کردند و از هر اقدام نظامی که میتواند به تشدید درگیریها منجر شود، پرهیز کردند، در حالی که برخی دیگر با رویکردی محتاطانه به دنبال توازن قدرت و حفظ منافع امنیتی خود بودند. موضوع سوریه از منظر روابط امریکا با اسرائیل نیز به عنوان یکی از محورها مطرح است؛ جایی که برخی تحلیلها به وجود شبکهای از همکاریهای غیررسمی و توافقات پنهانی میان بازیگران مختلف اشاره میکنند که میتواند نتیجهای برای سیاستهای آینده در این حوزه در پی داشته باشد. در این میان، برخی رسانهها و نهادهای تحلیلی بر این باورند که حمایتی که امریکا از برخی گروهها یا جناحهای منطقهای مطرح میکند، میتواند به شکلگیری جبهههای جدید یا بازتعریف خطوط قرمز امنی منطقه منجر شود. از منظر داخلی سوریه، تداوم حضور نیروهای خارجی در قالب عملیاتهای هوایی یا زمینی همچنان مسألهای حساس است که میتواند به بازتولید بحرانها یا ایجاد فرصتهای تازهای برای بازسازی امنیت داخلی منجر شود. این رویکردها با سرخطهای رسانهای گاه تناقض دارد و تفسیرهای مختلفی از اهداف این نوع مداخلات ارائه میشود که برای مخاطبان، تفسیر دقیق و مقایسه منابع معتبر ضروری است. به علاوه، برخی گزارشها درباره واکنشهای کشورهایی مانند لبنان و نوار غزه نیز پوشش دادهاند که نشان میدهد تحولات سوریه میتواند به زنجیرهای از واکنشهای منطقهای منجر شود و این زنجیره از نظر دیپلماسی و امنیتی میتواند به همراهی یا تضاد با محورهای اصلی تأثیرگذار در منطقه منجر گردد. در نهایت، این رخداد میتواند به افزایش یا کاهش سطح تنشها در خاورمیانه منجر شود و برای هر بازیگر منطقهای پیامدهای استراتژیک متفاوتی داشته باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، همچنان تحلیلهای مختلفی در حال بررسی است تا ابعاد دقیق این رویداد روشنتر شود و بتوان به درکی منسجم از پیوستهای امنیتی، سیاسی و بشری دست یافت.
در نهایت، توجه به افقهای آتی سوریه و منطقه ضروری است. این رویداد میتواند با ایجاد نوعی بازدارندگی بالا در برابر عملیاتهای تروریستی، پیامدهای کوتاهمدت امنیتی داشته باشد و در عین حال با پیچیدگیهای سیاسی و حقوقی که در پی دارد، به چالشهایی برای بازیگران منطقهای منجر شود. تحلیلگران بر این باورند که ضمن توجه به اصول بینالمللی و داخلی، یافتن راهحلی پایدار برای مدیریت بحران سوریه نیازمند همسویی بیشتر میان دولتمردان، دیپلماتها و نهادهای مدنی است تا از تداوم بیثباتی جلوگیری شود و انسانها که بیشترین آسیب را از چنین رویدادهایی میبینند، در اولویت برنامهریزیها قرار گیرند. با وجود اختلاف نظرها در تفسیر رویداد، هدف اصلی این است که مسیرهای آتی برای کاهش ریسکهای امنیتی و تضمین جان مردم در اولویت باشد؛ این نکتهای است که در بسیاری از گزارشهای تحلیلی و گفتوگوهای دیپلماتیک در حال بررسی است و میتواند به درک دقیقتری از تحولات آینده سوریه کمک کند. بهرغم تفاوت دیدگاهها در رسانهها و میانجیها، یک نکته روشن وجود دارد: حضور نیروهای خارجی در سوریه با وجود تعبیرهای مختلف، همچنان یکی از محورها و موضوعات حساس در فرایند تصمیمگیریهای منطقهای است و نیازمند رویکردی منسجم و مبتنی بر اصول انسانی و حقوقی است تا از تشدید بحران و ایجاد درد و رنج برای غیرنظامیان جلوگیری شود.
تحلیل حقوقی-اجرایی مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران
در این تحلیل واحد و جمعبندی، با در نظر گرفتن چارچوبهای قانونی جمهوری اسلامی ایران، عملیاتهای نظامی خارج از مرز کشور بر اساس اصول کمی و کیفی رعایت و با محوریت حسن نیت و حفظ امنیت ملی انجام گیرد. از منظر حقوقی داخلی، هرگونه اقدام مشترک یا مستقل در سطح بینالملل باید بتواند به شیوهای شفاف با اصول منشور سازمان ملل، قطعنامههای شورای امنیت و حقوق بشردوستانه منطبق باشد و در عین حال به حفظ جان و کرامت جمعیتهای غیرنظامی احترام بگذارد. جایگاه ایران به عنوان کشوری است که رویکردی مبتنی بر دیپلماسی فعال و تقویت همکاریهای منطقهای را پیگیری میکند و هرگونه ارزیابی دربارهٔ اقدامات نظامی در سوریه باید با در نظر گرفتن منافع همسایگان، ثبات منطقه و پرهیز از تشدید بحران انجام گیرد. از منظر اجرایی، نکتهٔ کلیدی آن است که شفافیت در هدف و قوانین مرتبط با پاسخگویی به تغییرات در صحنهٔ بینالملل و حفظ اصول انسانی در عملیاتها باید رعایت شود. در عین حال، بازتابهای حقوقی و سیاسی این گونه اقدامات در سطح بینالمللی و داخلی باید همواره با دقت دنبال شود تا از پیامدهای ناخواسته که میتواند به مردم عادی و حقوقشناسانه آسیب برساند، پرهیز گردد.
