نگاهی نو به زندگی حسین تهرانی، بنیانگذار ضرب نوین در ایران
این گزارش با بازتولید گفتاری دقیق از مصاحبهها و منابع تاریخی، زندگی یکی از چهرههای شاخص موسیقی ایران را از آغازهای سخت تا جایگاهی که در تاریخ ضرب ایران پیدا کرده است دنبال میکند. حسین تهرانی که به عنوان استاد مسلم ضرب شناخته میشود، روایت میکند چگونه از جوانی که با توهین و طعنهای اجتماعی روبهرو بود، مسیر خود را در قالب آموزشی، اجرایی و پژوهشی دنبال کرد تا ضرب به عنوان یک ساز مستقل و اصلی در ارکسترهای ملی و فراملی مطرح شود. متن حاضر بر پایه منابع تاریخی و گفتوگوهای نگاشتهشده با او است و در راستای بازنویسی خبری برای انتشار عمومی تنظیم شده است. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل.
فصل نخست: آغاز راه ضرب و مواجهه با طرد اجتماعی
گزارشها حاکی از این است که تهرانی در سالهای آغازین نوجوانی به ضرب روی آورد. او در سالهای ۱۳۰۵ تا ۱۳۰۶ که کلاس سوم مدرسه بود، ضرب را آغاز کرد و با وجود ناآرامیهای اجتماعی و دیگران که او را به دلیل ساز زدن سرزنش میکردند، هر روز در پی یادگیری بود. در آن زمان او از مسیری سخت عبور میکرد: تف و لعنت از سوی مردم محله، گفتههایی مانند اینکه «این حرامزاده است» یا «این پسر میرزا اسماعیل نیست» به گوش او و خانوادهاش میخورد. سالهای طولانی از این تبعیض عبور کرد تا بتواند ضرب را به عنوان یک هنر درون جامعه معرفی کند و برای این کار به شدت تلاش نماید. همچنین بر اساس گفتوگوهای منتشر شده، او به یاد میآورد که چگونه در واگنهای شهری یا میدانهای عمومی مینشست تا صدای ضرب را بهتر ضبط کند و به هیچکس اجازه نمیداد تا این مسیر را مختل کند. این فصل، پایههای عاطفی و فکری او را در مواجهه با جامعه و خانواده روشن میکند.
فصل دوم: آشنایی با استاد صبا و آغاز مسیر علمی ضرب
تهرانی بعدها به همراه دوستانش با حضور در محافل موسیقایی به سمت استاد ابوالحسن صبا رفت و به عضویت در گروهی که صبا رهبری آن را بر عهده داشت، درآمد. به گفته او، افتخار نوکریِ صبا را یافت و تحت تربیت مستقیم او قرار گرفت. در این دوره، یادگیری تمام جنبههای علمی و عملی ضرب آغاز شد و او از تمامی امکاناتی که در آن زمان در اختیارداشت، بهره برد. به تعبیر او، در آن زمان ضرب میزدی و موسیقیدانان دیگر نیز به سمت تکامل این ساز گرایش داشتند. صبا به او فرصت داد تا با استفاده از تجربه پنجاهساله او و همچنین با وجود محدودیتهای زمانی و فنی، به ابداعاتی در زمینه انگشتگذاری و اجرای ضرب دست یابد. این دوره مبنای فنی پیشرفتهای شد که بعدها به شکلگیری رویکردهای نوین برای اجرای ضرب کمک کرد.
فصل سوم: انگشتگذاری ضرب و نوآوری فنی
یکی از نکات کلیدی در مسیر شکلگیری ضرب به عنوان ساز مستقل، ابداع روشهای انگشتگذاری بود. تهرانی با بررسی دقیق پوست و چوب، به این نتیجه رسید که هر انگشت میتواند صدایی منحصر به فرد ایجاد کند. او با کار روی پوست و تقسیم فشار بین پوست و چوب، روشی جدید به نام انگشتگذاری را ارائه داد. این تغییر فنی به او اجازه داد تا برای هر ضرب، نُت یا ریتمی ویژه ایجاد کند و این ابداع به مرور در آموزشهای بعدی ضرب گسترش یافت. در گفتوگوهای تاریخی، تأکید شده که این نوآوری چگونه باعث شد ضرب در ارکسترها و مجموعههای موسیقایی به صورت مستقل به کار گرفته شود و دیگران از اجرای ضرب زیر سازهای دیگر تقلید نکنند. همچنین آگاهی از وجود کتابها و منابع آموزشی مثل کتاب «ریتمها» که به همت دهلوی انتشار یافت، برای درک بهتر از تکامل ضرب در ایران مهم است.
فصل چهارم: ارکستر ضرب و رهایی از نگاه تبعیضآمیز
پیوستن تهرانی به گروههای موسیقی ملی و شکلگیری نخستین ارکستر ضرب، نقطه عطفی در تاریخ ضرب ایران بود. او همواره گزارش میکند که ضرب تا چه اندازه در گذشته با نگاه تبعیضآمیز روبهرو بوده است؛ از میخانهها و اتاقهای کارمندان گرفته تا فضاهای عمومی که به ضرب به عنوان یک ساز فرعی نگاه میکردند. در این دوران، او نه تنها به عنوان یک نوازنده بلکه به عنوان پژوهشگر و رهبر اجرایی تلاش کرد تا ضرب را به سطحی برساند که زیرساز بودن آن برای ارکستر در نظر گرفته شود و این به معنای پذیرش علمیتر آن بود. آشنایی با شخصیتهایی مانند خالقی، موسیخان معروفی و دیگر گروههای موسیقی ملی به او کمک کرد تا مسیر ضرب را از حالت یک سرگرمی محلی به یک فرم هنری با کارکرد اجرایی و آموزشی تبدیل کند.
فصل پنجم: سفرهای خارجی و بازخورد جهانی
در ادامه، تهرانی به سفرهای خارج از کشور رفت تا با مخاطبان جهانی ضرب و دیگر سبکهای موسیقایی آشنا شود. او در سفرهای خود به رم، پاریس و لندن برنامههایی اجرا کرد و بازخوردهای مثبتی از مخاطبان دریافت کرد. در پاریس، مردم دست میزدند، ریتمها را میگرفتند و برای اجرای دوباره درخواست میدادند؛ تجربهای که نشان میدهد ضرب ایران در سطح بینالمللی نیز توان جذب دارد. در این سفرها، تهرانی به همراه همکارانی مانند فرهنگ شریف و قوامی و جهانبگلو و پیرجان (بهاری) با وجود اینکه گاهی با کمبودها مواجه بود، به ارائه نسخههای نوین ضرب پرداخت و تأکید داشت که ضرب باید به سمت ساز مستقل و ترکیبی با ارکسترها حرکت کند. این فصل تردیدی باقی نمیگذارد که پذیرش فراموششده ضرب در خارج از ایران، گشایشهای زیادی را برای این ساز ایجاد کرد. در عین حال، او به یاد میآورد که در برخی فضاها امکان حضور کامل برای برخی از هنرمندان فراهم نبود و برخی از دوستان از حضور در برنامهها خودداری میکردند. این موضوع همواره به عنوان نکتهای روشن در تاریخ موسیقی ایران باقی مانده است.
فصل ششم: میراث و پیگیریهای آینده
ملیگرایی موسیقی در ایران به این میانجامد که ضرب به عنوان یک ساز مستقل و با جایگاه ارکستری به کار گرفته شود. تهرانی با وجود همه دشواریها و فشارهای اجتماعی، همواره بر این باور بود که هر هنر باید بتواند به رشد جامعه کمک کند و برای این مهم، باید شاگردانی معتبر تربیت کند و از آنها بخواهد که در مسیر خود پشتکار داشته باشند. او صراحتاً مطرح میکند که دارای خلأهایی در زندگی بوده و اکنون تنها از شاگردانش میخواهد که با اخلاق حرفهای و تعهد به موسیقی، مسیر را دنبال کنند. در پاسخ به سوالی که از او پرسیده میشود که چه کسی میتواند دنبالهروی او باشد، او به پاسخ صبا استناد میکند و میگوید اجتماع هنری است که پاسخ میدهد و تنها باید شاگردانی با قابلیت فنی و اخلاقی بالا پرورش یابد. علاوه بر این، تهرانی به آینده مسیر خارج از کشور و ارتباط با جوامع موسیقی خارج از ایران اشاره میکند و بر اهمیت حفظ اصالت و در عین حال پذیرش نوآوریهای خارجی تأکید دارد.
تأثیر و رویکرد به تاریخ و منابع
این روایت بر پایه گفتوگوهای تاریخی و بازنویسی منابع معتبر استوار است و تلاش میکند تا تصویری دقیق از زندگی و دستاوردهای حسین تهرانی ارائه دهد. برای حفظ دقت تاریخی، نویسندگان از نقل قولهای تشکیلدهنده متن اصلی استفاده کردهاند، اما سعی شده است تا روایت را به صورت نوین خبری بازنویسی کنند تا درک بهتری از مسیر تحول ضرب در ایران به مخاطبان داده شود. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، در بررسیهای اخیر مشخص شده که ضرب به عنوان ساز مستقل، در دهههای گذشته با مشکلاتی مواجه بوده است که با تلاشهای تهرانی و شاگردانش تا حدودی رفع شد و ارکستر ضرب به وجود آمد.
در پایان، این گزارش با تأکید بر اینکه ضرب تنها یک سازِ زبانی نیست، بلکه یک فرهنگ هنری است، به ارزیابی از اثرات اجتماعی و هنری این ساز میپردازد و میکوشد تا راهحلهایی برای حفظ و گسترش این میراث ارائه کند. همچنین نشان میدهد که موسیقی ضرب ایران چگونه از تبعیضهای قدیمی عبور کرده و به عنوان یکی از ستونهای تاریخ موسیقی ایران جایگاهی پایدار یافته است. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل.
