زمینه و محور اصلی طرح
در فضای پرتنش جنوب غربی سوریه، گزارشها از طرحی جسورانه خبر میدهند که هدف آن تثبیت حضور دائمی اسرائیل در این منطقه است. طرحی که با ایجاد یک «منطقه حائل غیرنظامی» از حوالی دمشق تا بلندیهای جولان میکوشد کنترل امنیتی کامل بر این پهنه را در اختیار تلآویو بگذارد. این طرح به شدت بحثهای منطقهای و بینالمللی را برانگیخته و بازیگران مختلف را به بازتعریفی از واقعیتهای میدانی و توافقهای آینده واداشته است. به گزارش تیم آرشیو کامل، منابع غربی از جمله خبرگزاریها از جمله رویترز و شبکه الجزیره به این طرح اشاره میکنند و نقل میکنند که نخستوزیر اسرائیل شرط هرگونه توافق آتی با دولت سوریه را را در باقیماندن نیروها در این منطقه میبیند.
چند رکورد کلیدی درباره این طرح عبارتند از: اولاً منطقه پیشنهاد شده از دمشق تا جولان است و هدف اصلی آن جلوگیری از بازگشت نفوذ ایران و گروههای همسو در این بخش جنوبی سوریه است. ثانیاً گزارشها حاکی از حضور حدود ده هزار نیروی اسرائیلی در این منطقه تا کنون است که در تشکیل زیرساختهای امنیتی آن مشارکت دارند. ثالثاً طی تحلیلهای منتشرشده، احتمال گسترش نفوذ این حضور به برخی بخشهای استانهای قنیطره و درعا نیز مطرح شده است. مطابق گزارشها، این طرح با مساعی تعیینکنندهای در حوزه امنیتی و جغرافیایی میتواند به تغییر سریع توازن قوا در جنوب سوریه منجر شود.
در همین زمینه، رویترز در گزارش دوم دسامبر از گفتوگوی نتانیاهو با توجه به آینده روابط با دولت دمشق سخن میگوید و وی تصریح کرده است که هر گونه توافق آینده با دولت سوریه منوط به ایجاد یک منطقه غیرنظامی تحت کنترل اسرائیل است تا تهدیدات به طور کامل از بین برود. در گزارش الجزیره، مقامات دولت انتقالی سوریه این طرح را «اشغالگری و نقض حاکمیت ملی» توصیف کردهاند. در برابر، طرفهای غربی و برخی تحلیلگران از جمله مؤسسه بروکینگز، نگرانند که چنین نقشی در سایه بیثباتی منطقهای میتواند به افزایش احتمال درگیری مستقیم یا درگیریهای نیابتی منجر شود.
واقعیتهای کلیدی طرح و نحوه اجرای آن
در چارچوب این طرح، نهادهای تصمیمگیرنده اسرائیل بر ایجاد یک منطقه حائل غیرنظامی تاکید میکنند تا بخشی از خاک سوریه را از نفوذ و دخالتهای نیرویی خارج کنند و همزمان امنیتی قابل اتکا برای اسرائیل فراهم شود. برخی منابع مستند گزارش کردهاند که این منطقه در عمل از دسامبر ۲۰۲۴ آغاز به کار کرده و حضور حدود ده هزار نیروی اسرائیلی در این پهنه ثبت شده است. اما این مسأله از منظر قوانین بینالمللی و قطعنامههای مختلف، بهویژه قطعنامه ۳۵۰ شورای امنیت، با تردیدهایی رو به روست. اقتصاددانان و تحلیلگران مختلف همچنین نسبت به اثرات طولانیمدت چنین حضور نظامی در جنوب سوریه هشدار دادهاند.
در همین راستا، ترسیم «راهحل امنیتی دائمی» برای غزه و تمرکز بر کنترل کامل ورودیهای این ناحیه در کنار منطقه حائل، از منظر برخی تحلیلگران، میتواند به تقویت «مدل مدیریتی امنیتی» اسرائیل در این دو ناحیه منجر شود. روزنامهها و شبکههای منطقهای، از جمله تایمز آو اسرائیل و منابع آمریکایی، این تحلیلها را به بحثهای گستردهتر سیاست امنیتی منطقه پیوند میدهند.
واکنشهای منطقهای و بینالمللی
در نسبت با کشورهای همپیوند با سوریه و نیروهای مناطق نفوذ، رفتارهای متنوعی دیده میشود. دولت انتقالی سوریه با اشاره به «اشغالگری نوین» واکنش نشان داده و آن را غیرقابل پذیرش دانسته است. ایران نیز موضعی تهاجمی گرفته و از واکنش شدید نسبت به این حرکت اسرائیل سخن گفته است. در عین حال، برخی تحلیلگران غربی از جمله اعضای دفتر بروکینگز، نگرانیهای خود را نسبت به احتمال تشدید تنشهای منطقهای و احتمال درگیریهای جدید ابراز کردهاند. منابع الجزیره نیز از آمادهسازی جبهههای جدید مقاومت در صورت تثبیت حضور اسرائیل در جنوب سوریه گزارش دادهاند.
در زمینه واکنشهای غربی و آمریکایی، برخی مقامات واشنگتن این اقدامات را در راستای «حق دفاع مشروع» اسرائیل تعبیر کردهاند، هرچند نگرانیهای عمیقتری نسبت به پیامدهای سیاسی و امنیتی این طرح ابراز شده است. تحولات در دو جبهه همزمان—سوریه و غزه—و تداوم فشارهای بینالمللی بر حفظ حاکمیت ملی سوریه، بهویژه در چارچوب قطعنامههای بینالمللی، از جمله نکات کلیدی این بررسی محسوب میشود.
پیامدهای ژئوپلیتیک و چشماندازها
طرح منطقه حائل، اگرچه بهعنوان راهکاری برای کاستن از نفوذ مخالفان و تضمین امنیت اسرائیل ارائه میشود، از منظر تحلیلگران میتواند به بازتعریف نقشه قدرت در خاورمیانه منجر شود. برخی گزارشها تخمین میزنند که این منطقه میتواند تا درصدی از خاک جنوب سوریه را دربر بگیرد و حضور امنیتی اسرائیل را در این مناطق تثبیت کند. این وضعیت میتواند به تشدید بیثباتی منطقهای و ایجاد جبهههایی جدید برای درگیریهای ناخواسته منجر شود. از دید سازمانهای پژوهشی، این طرح میتواند به کاهش یا افزایش هماهنگیهای بینالمللی بر سر سوریه و غزه منجر شود و نقشی کلیدی در محاسبه واکنشهای آتی بازیگران منطقهای ایفا کند.
در این چارچوب، تحرکات دیپلماتیک و تمایلات آمریکا برای توجیه این حضور با «حق دفاع مشروع» همچنان ادامه دارد؛ اما همزمان ناظران بینالمللی نگراناند که چنین ترتیباتی میتواند به نقض قطعنامههای بینالمللی و تغییر نقشه تقسیمات خاکی منجر شود. اظهارنظرهای کارشناسان و مقامات از دو منظر مشاهده میشود: از نگاه امنیتی–نظامی که حضور طولانیمدت را بهعنوان راهکاری برای پایداری اسرائیل میبیند، و از منظر حقوقی–دیپلماتیک که رعایت موازین حاکمیت ملی و قطعنامههای شورای امنیت را ضروری میداند.
تحلیل نهایی و نگاه به آینده
در تحلیل نهایی، طرح منطقه حائل اسرائیل در سوریه نشان میدهد که مرزهای امنیتی جدید در منطقه با ریسکهای زیادی همراه است. این ریسکها نه فقط در سطح نظامی بلکه در سطح دیپلماتیک و حقوق بینالملل نیز قابل پیگیری است. به گزارش تیم آرشیو کامل، مسائلی مانند موافقتنامههای بینالمللی، پذیرش حقیقی حاکمیت ملی سوریه، و ارزیابی دقیق درباره تأثیرات انسانی و اجتماعی بر مردم محلی از جمله نکاتی هستند که در مرحله بعدی باید به دقت بررسی شوند.
تحلیل حقوقی-اجرایی از خبر
بر پایه قوانین جمهوری اسلامی ایران، هرگونه حضور طولانیمدت نیروهای بیگانه در اراضی کشور دیگر بدون توافق طرف سوم و بدون رضایت شورای امنیت یا دولت میزبان میتواند نقض حاکمیت ملی محسوب شود. این تحلیل تنها جنبه اجرایی و حقوقی قضیه را مدنظر قرار میدهد و از جنبههای سیاسی و دیپلماتیک فاصله میگیرد. در این چارچوب، توصیه میشود هر گونه اقدام یا توافقی که به تثبیت حضور نظامی در سوریه منجر میشود، از نظر سازوکارهای داخلی جمهوری اسلامی ایران، منافع ملی و مطابق با اصول و موازین بینالمللی و حقوقی کشور ارزیابی شود تا از پیامدهای احتمالی حقوقی و اجتماعی برای کشور و همزمانی با مواضع قانونی جمهوری اسلامی ایران کاسته گردد. همچنین، هر گونه تصمیمگیری اجرایی باید با توجه به ملاحظات حقوق بشری و اثرات انسانی بر جمعیتهای محلی انجام پذیرد تا از پیامدهای ناخواسته جلوگیری شود.
