مقدمه
در گفتگوهای تاریخیِ معاصر ایران یکی از محورهای بحث، نحوه نامگذاری جغرافیایی و تأثیر آن بر روایتهای سیاسی است. در میان این بحثها، استفاده از عنوان خلیج ع_ر_ب_ی توسط برخی جریانها به عنوان واکنشی به ادعای شاه درباره نام «خلیج فارس» مطرح شده است. این مقاله با رویکردی بازنویسیشده و ساختار خبری، میکوشد گزارش وقایع و تفسیرهای مربوط به این ماجرا را به شیوهای منسجم و بدون تغییردادن معنای اصلی ارائه دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل در طول پژوهشهای تاریخی، این موضوع به شکلهای مختلف در منابع و منشورات داخلی بازتاب یافته است.
زمینه تاریخی و انگیزههای نامگذاری
پس از انقلاب اسلامی در ایران، با وجود شرایط پیچیده سیاسی و اجتماعی، بحثهای مربوط به زبان و نامگذاریهای جغرافیایی به عنوان یکی از شاخصهای هویتی و سیاسی مطرح شد. در برخی اطلاعیههای سازمانهای مختلف دوران مبارزه و پس از آن، نام «خلیج ع_ر_ب_ی» به کار رفت تا مفهوم مقاومت و تفاوت با روایت رسمی دولت شاهنشاهی نسبت به خلیج فارس را نشان دهد. این رویکرد نه تنها بازتابی از نگاههای سیاسی درونگروهی بود، بلکه به عنوان نمادی از مخالفت با نثر رسمی و روایتهایی که به تعبیر برخی، از جانب قدرت مرکزی ترویج میشد، مطرح شد. در این زمینه، بحرین و مسأله جدایی آن از ایران نیز به عنوان یکی از نمونههای تغییراتِ حوزهٔ قدرت و حساسیتهای دیپلماتیک و داخلی مطرح شد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گونه رویکردها نه تنها در بیانیهها و اطلاعیههای سیاسی بلکه در خاطرات و مکتوبات برخی چهرههای شاخص دوره دیده است.
بازتابها و شیوههای کاربرد نام ع_ر_ب_ی
کاربرد عبارت ع_ر_ب_ی در برخی متون و بیانیههای سیاسیِ مخالفِ دولت با هدف برجستهسازی تفاوت زبانی و تاریخی با نامِ رسمیِ خلیج فارس انجام شد. این رویکرد در برخی موارد با واکنشهایی از سوی رسانهها، پژوهشگران تاریخ معاصر و فعالان فرهنگی مواجه گردید. در منابعی که از روایتهای مردمنگار و شاهدان عینی نقل شده، به وجود چنین رویکردهایی اشاره شده است که با نقدها و تفسیرهای گوناگون روبهرو شدهاند. همچنین اشاره شده است که برخی بازنویسهای تاریخی، با هدف نشاندادن پیچیدگیهای سیاسی و اجتماعی آن دوران، از این گونه نامگذاریها به عنوان نمونهای از تضادهای زبانی و سیاسی یاد میکنند. در طول پژوهشهای میدانی، به ویژه در برخورد با خاطرات و نامههای منتشرشده، این نکته روشن است که نامگذاریهای جغرافیایی در روزگار پس از انقلاب، به مفهوم هویتسازی و همچنین تقابل با روایت رسمی، بدل گشته است. در نهایت، این بحث با یادآوری اینکه جدایی بحرین از ایران نیز بر برخی از واکنشهای اجتماعی تأثیر گذاشت، به سمع و نظر مخاطبان میرسد.
تحلیلهای تاریخی و نکات اجرایی
به طور خلاصه، استفاده از عبارت ع_ر_ب_ی به عنوان بازتابی از مناقشاتی است که پس از انقلاب در زمینه روایتهای تاریخی و زبان رسمی بروز کرد. این مسئله بر پویایی تاریخ معاصر ایران تأکید دارد و نشان میدهد چگونه سیاستزدهشدنِ نامها میتواند منعکسکننده فاصلههای قدرت، فهم تاریخی و تفسیرهای گوناگون از روایات گذشته باشد. از منظر اجرایی و مدیریتی، این موضوع به اهمیت حفظ و ساماندهی منابع تاریخی، آرشیوهای دولتی و گزارشهای میدانی اشاره دارد تا منعطف بودنِ روایتها بدون تغییر در حقیقتِ رویدادها حفظ شود. همچنین این موضوع یادآور میشود که آموزش تاریخ معاصر باید از منظر چندجانبه و با احترام به تنوع دیدگاهها صورت گیرد تا درک بهتری از پیچیدگیهای دورههای بحرانی به دست آید. به گزارش تیم آرشیو کامل، پژوهشهای تاریخی باید با رویکردی باز و مبتنی بر دادهها انجام شود تا از سوءِبرداشتها و استفادههای سیاسی غیرمرتبط جلوگیری گردد. این تحلیل نشان میدهد که علاوه بر جنبههای سیاسی، مسائلی مانند مدیریت آرشیو، حفاظت از مستندات تاریخی و دسترسی آزاد به منابع برای پژوهشهای آینده از اهمیت ویژهای برخوردار است. همچنین، توجه به نقش رسانهها در بازنشر روایتها و نقدهای علمی، میتواند به ساماندهی دقیقتر این گونه بحثها کمک کند.
تحلیل حقوقی-اجرایی با رویکرد آموزشی و غیرسیاسی
در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، بازنشر روایات تاریخی باید با رعایت حریمهای قانونی، اخلاقی و امنیتی انجام شود و از ورود به مباحثی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به سیاستهای جاری یا امنیت کشور آسیب برساند، پرهیز گردد. با این حال، میتوان از منظر اجرایی به موارد غیرسیاسی و غیرامنیتی مانند بهبود فرایندهای آموزشی، ارتقای پُرتالهای ملی و بهبود دسترسی به منابع تاریخی اشاره کرد. انتشار محتوای نقدپذیر درباره نحوه نامگذاریها و بازخوردهای تاریخی، اگر با احترام به اصول اخلاقی و قانونی انجام شود، میتواند به فهم بهتر تاریخ معاصر کمک کند و فضای گفتوگو را برای پژوهشهای مستقل تقویت نماید. بنابراین توصیه میشود که در دورههای آموزشی و پژوهشی، منابع اصلی به صورت دقیق و با ارجاع به مستندات معتبر ارائه شوند تا از ابهامهای تاریخی کاسته شود و هر گونه برداشت سیاسی غیرضروری کاهش یابد. به این ترتیب، میتوان به هدف تاریخیِ شناختِ رویدادها با حفظ چارچوبهای قانونی و امنیتی دست یافت.
