خواستگاری ساده و معنوی سردار طهرانی‌مقدم؛ کفش‌های نخى چینى و نماز کنار موشک

گزارشی از روایت زوجی در مسیر دفاع از وطن: داستانی که از سادگی آغاز می‌شود

۱۴ سال پس از شهادت شهید حسن طهرانی‌مقدم، روایت زندگی او همچنان الهام‌بخش نسل‌هاست. این بار در قالب گفت‌وگوها و بازتاب‌هایی از همسر شهید، ایمان، عشق و وظیفه با جزئیاتی روایت می‌شود که گاه از نگاه سرد و رسمی تاریخ هم فراتر می‌رود. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این مطلب بخش‌هایی از زندگی خانوادگی و رفتارهای ارزشی یکی از بنیانگذاران توان موشکی ایران را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد چگونه عشق و ایمان در زمان جنگ، به شکل روایی و انسانی باقی می‌مانند.

خواستگاری که با سه رزم آغاز شد

در کتاب‌ها و روایت‌های هم‌نسلان، بیش از هر چیز از شهید طهرانی‌مقدم به‌عنوان «پدر موشکی» یاد می‌شود؛ اما روایت همسر او، الهام حیدری، تصویر گسترده‌تری از او می‌دهد. روایت آغازین ازدواج این زوج از راهی ساده و صریح آغاز شد: سه بار خواستگاری به دلیل مأموریت‌ها و حضور در جبهه عقب افتاد تا اینکه نهایتاً دیدارشان به پایان خوشی رسید. همسر شهید توضیح می‌دهد که نخستین گفت‌وگویشان کمتر از ده دقیقه طول کشید و در همان دیدار، حاج حسن با صراحت گفت: یا شهید می‌شوم، یا مجروح و معلول یا به اسارت می‌روم. او افزوده است که زندگی مشترکِ او با این مسیر عجیب، پذیرفته شد و به درستی مسیر عشق و ایمان تشخیص داده شد. این گفت‌وگو، به‌زعم همسر شهید، نشان می‌دهد که عشق در آن روزگار سخت چگونه تعریف می‌شد: نه مراسمی پرزرق‌وبرق، بلکه عهده‌داری مسئولیت با شانه‌های شکوفا از ایمان و تعهد به وطن.

لباس دامادی ساده و کفش‌های نخى چینى

یکی از نکات به یادماندنی این روایت، شیوه ساده و عادی زندگی در کنار صحنه‌های ویژه و سخت بود. کفش‌های دامادی طاهره‌ای‌مقدم که به روایت همسرش «کتانی‌های چینی نخی» است، با پارگی‌های کوچکی همراه بود و به‌ظاهر ساده‌بودنِ لباس داماد را بیش از پیش برای اهل خانه روشن می‌کرد. در آن زمان، نه تجمل و نه تشریفات غیرضروری، بلکه انسانیت، صداقت و همت بالا در قالب رفتارهای روزانه نمود می‌یافت. این سادگی، به روایت همسر شهید، نشان از اراده‌ای قوی برای آغاز زندگی در سایه وظیفه و پاسداری از وطن داشت. انگیزه‌ای که هیچ‌گاه از چشم فرزندان و همسرش پنهان نماند و در طول زندگی مشترک نیز با وجود تمام فشارها، همراه خانواده بود.

نماز کنار موشک؛ ایمان در میدان عمل

یکی از تصاویر تاریخی و معنوی که در این روایت بازتاب می‌یابد، حضور شهید طهرانی‌مقدم کنار موشک و انجام نماز است. این عمل، به‌عنوان نمادی از اتحاد بین ایمان و وظیفه معرفی می‌شود. در گفت‌وگوهای همسر شهید، اشاره می‌شود که فراتر از درس‌ها و کتاب‌ها، او رفتارهای عملیِ دینی را به فرزندانش می‌آموخت و نماز صبحِ ایشان با تمام خشوعش برای آنان به یک تصویر همیشگی تبدیل شد. خانواده-محور بودنِ زندگی در کنار مأموریت‌های حساس و گاه دورافتاده، نشان از تعادل عجیبی بود که شهید میان کارِ سخت فنی و معنویاتِ خانوادگی برقرار می‌کرد. این تعادل، به روایت همسرش، از طریق رفتارش عادی و روزمره نمود یافت؛ نماز جماعت در خانه یا هنگام مهمانی‌های خانوادگی، و توجه همیشگی به تربیت فرزندان بر مبنای اراده و دینداری، از جمله این موارد است.

تربیت فرزندان و نگاه به بانوان

در روایت زندگی خانوادگی طهرانی‌مقدم، به طور مکرر بر شیوه تربیتی ایشان تکیه می‌شود: این شهید هیچ‌وقت چیزی را به فرزندان تحمیل نمی‌کرد و همواره با رفتار و عمل خود مسیر درست را نشان می‌داد. صبر، مهربانی و پرهیز از اجبار از ویژگی‌هایی است که فرزندان به‌ویژه در تربیت دینی و اخلاقی از پدر آموخته‌اند. همچنین همسر شهید از نگاه ویژه به زنان و فعالیت‌های علمی، فرهنگی و جسمی آنان می‌گوید. او همواره به رشد بانوان و حضور آنان در عرصه‌های مختلف توجه داشت و ازجمله حمایت از بانوان کوهنورد را به‌عنوان یکی از کارهای شاخص می‌دانست. در دوره‌ای نیز نقش مدیریتی او در سپاه و برنامه‌های ورزشی بانوان به‌خوبی نمود پیدا می‌کند. به روایت همسر شهید، نگاهی که به زنان وجود داشت، هم‌نوا با تأکید بر تقوا و حرکت علمی بود؛ به‌خصوص در پروژه‌های ملی که با حضور زنان در اوج‌های علمی و ورزشی همراه شد، مانند حمایتی که از تیم‌های کوهنوردی بانوان ایران برای صعود به قله‌های بلند انجام دادند. این نگاه، همچنان برای نسل‌ها به‌عنوان الگویی از تعادل انسانی و دفاع از ارزش‌های زنان باقی مانده است.

حمایت از بانوان کوهنورد و بازتاب اجتماعِ دفاع مقدس

یکی از بخش‌های مهم این روایت، اشاره به طرح «فتح قله دماوند با ۵۰۰۰ کوهنورد» است که با هدف ارتقاء حضور زنان ایرانی در قله‌های جهان مطرح شد. این پروژه، که با حضور گسترده کوهنوردان زنان برگزار شد و پس از آن هم‌سو با دیگر فعالیت‌های ورزشی در جمهوری اسلامی ادامه یافت، نشان می‌دهد که شهید طهرانی‌مقدم به حضور زنان در میدان‌های چالشی با نگاه استراتژیک و عملی نگاه می‌کرد. بخشی از خاطرات همسر شهید نیز به بازسازی پناهگاه‌ها و بهبود مسیرهای کوهستانی اشاره دارد که پس از صعودهای گروهی و مردمی حاصل شد. این بخش، از دیدگاه تاریخی و اجتماعی، یادآور این است که چگونه نگاه فردی می‌تواند به جریان‌های اجتماعی بزرگ تبدیل شود و چه تأثیر مثبتی بر نسل‌های بعدی بگذارد.

عشق و ایمان؛ بنیانِ زندگیِ خانوادگی شهید

در ادبیات روزمره روایت‌های دفاع مقدس، روحیه و محبتِ خانواده اغلب به‌عنوان ستون اصلی ایستادگی معرفی می‌شود. در این روایت، همسر شهید به انتقال حسِ ساده‌زیستی و وفاداری اشاره می‌کند: «اگر کارهای ما ثوابی دارد، او همه آن را به شما تقدیم می‌کرد.» این جملات، بیانگر روح بزرگی است که در کنار مأموریت‌های سنگین، به خانه و فرزندانش نیز اهمیتی ویژه می‌داد. با وجود تمام سختی‌ها و مأموریت‌هایی که در بیابان‌ها و مناطق دورافتاده داشت، هیچ‌گاه مادرانگی و کنار خانواده بودن را فراموش نمی‌کرد و وقتی به خانه بازمی‌گشت، با ایجاد خاطره‌های شیرین برای فرزندان، نشان می‌داد که چگونه می‌توان در مسیر کارزارهای سخت، از انسانیت و عشق به خانه نیگا داشت. این روایت، به‌روشنی نشان می‌دهد که عشقِ خانوادگی در این مرد دفاعی، تنها یک احساس نبود بلکه نیروی محرکه‌ای بود که به او ایمان می‌بخشید و مسیرش را روشن نگه می‌داشت.

سخن آخر: میراثی که با زندگی روزمره همراه است

اگرچه شهید طهرانی‌مقدم با طرح‌هایی چون توسعه توان موشکی کشور و حضور فاعلانه در عرصه‌های علمی دفاعی شناخته می‌شود، روایت همسرش از زندگی خانوادگی او این تصویر را کامل‌تر می‌کند: او فردی ساده اما با عمقی پر از تعهد بود. کنار موشک نماز خواندن، کفش‌های نخى ساده، و عشق به خانواده همه در کنار یکدیگر نشان می‌دهد که چگونه اصول دینی، اخلاقی و انسانی می‌تواند در کنار فناوری‌های پیچیده و مسئولیت‌های سنگین، یک زندگی را به تعادل برساند. این روایت، به‌طور روشن می‌گوید که ارزش‌های دفاع مقدس تنها در میدان نبرد، بلکه در هر روز زندگی نیز بازتاب می‌یابد و این بازتاب می‌تواند الهام‌بخش نسل‌های بعدی باشد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این یادداشت، نه فقط روایت یک ازدواج، بلکه تصویری از زندگی رزمندگان دوران دفاع مقدس است که عشق، ایمان و خدمت به وطن را به‌هم پیوند می‌دهد.

پرونده پایانی

  • خواستگاری سه‌بار به دلیل حضور در جبهه و مشغولیت‌های نظامی عقب افتاد؛ اما سرانجام به شکل ساده و صمیمی پایان یافت.
  • کفش‌های دامادی از جنس کتانی‌های چینی نخى بود که برخی جاهایش پارگی داشت؛ نمادی از سادگی در مقابل عظمت وظیفه.
  • او کنار موشک نماز می‌خواند و از ایمان به‌عنوان نیرویی محرکه یاد می‌کرد.
  • نماز جماعت در خانه، تربیت فرزندان با محوریت دین و اخلاق، و تکیه بر تعالیم مذهبی از ویژگی‌های بارز زندگی خانوادگی او بود.
  • حمایت از بانوان کوهنورد و طرح‌های ورزشی از جمله اقدامات تأثیرگذار در مسیر حضور زنان ایرانی در عرصه‌های علمی و ورزشی بود.

به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این روایت، نه تنها درباره یک فرد است بلکه درباره یک رویکرد انسانی است که در زمان پر از تردیدها و فشارها، با ایمان و عشق به وطن، همچنان به‌عنوان الگویی از زندگی در برابر نسل‌ها می‌ایستد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا