کد ۷۰۰ و جنگ ۱۲ روزه: روایت انسانی از یک تجربه تاریخی
در بازنویسی رویدادهای تاریخی با رویکردی انسانی، فیلمگذارها و بازیگران از زاویههای شخصی به رخدادها مینگرند. گزارش حاضر با روایت فریبا مرتضوی، بازیگر سینما و تلویزیون، به بازتاب تجربه او همزمان با جنگ ۱۲ روزه میپردازد و نشان میدهد چگونه یک کاراکتر و یک متن تصویری میتواند فهم عمق این بحران را منتقل کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفتوگو نشان میدهد که چگونه زندگی فردی میتواند در سایه خشونت و فشارهای اجتماعی شکل بگیرد و چگونه تصاویر یک فیلم میتواند به درک بهتر مخاطب از روزهای دشوار کمک کند.
مرتضوی توضیح میدهد که در آن ایام در تهران حضور نداشت؛ او برای فعالیتهای مرتبط با گروه صلح و سازش و حمایت از زندانیان قصاص نفس، به کیش سفر کرد و از آنجا به بندر چارک رفت. پس از جلسهای که برگزار شد، برای بازگشت به تهران با چالشهای زیادی روبهرو شد. مسیر برگشت برای او بهطور خاص دشوار بود؛ کشتیهای با ظرفیت کمتر از تقاضا، ازدحام جمعیت و پُرشدن صندلیهای اتوبوسها و قطارها ترکیبی بود که تحمل آن را به چالش کشید. او از کیش به بندر چارک آمد و سپس با اتوبوسهای شلوغ راهی شیراز شد و از آنجا با قطار به تهران رسید. این سفر طولانی و پرتنش برای او تجربهای دردناک و پر از استرس بود و با هر گامی که برمیداشت، فشارهای عاطفی فضا و حضور دیگرانی که با چنین وضعیتی مواجه بودند، بیشتر میشد. در گفتوگو معادل با واقعیتهای آن بازه زمانی، او به سختیهای بازگشت از جبهه اشاره میکند اما از نگاه انسانی به روایت پاسخ میدهد که چگونه این مسیر بر روحیه و دیدگاههایش نسبت به جنگ و صلح اثر گذاشت.
روایت معراج شهدا، فضای آرامشبخش و در عین حال بحرانی ایستگاههایی بود که مرتضوی در آن زمان با آن روبهرو شد. او میگوید که این فضا را از قبل تصور میکرد اما عمق و وضوح واقعیت آن را به شکل قابلتوجهی درک نکرده بود. اگر فیلمی با این موضوع ساخته نمیشد، احتمالاً هیچوقت بهطور کامل درک نمیکرد که پیکر شهیدی که در روز اول به شهادت رسیده بود، تا روز دوازدهم با عنوان «کد ۷۰۰» پیدا نشده است. این تجربه بهقدری برای او تأثیرگذار بود که در ادامه با وجود دیگر فعالیتهای هنری، تصویر آن را همواره به یاد میسپارد و تأکید میکند که چنین روایتهایی به شکل ملموسی احساسات و انتظارهای خانوادهها را ثبت میکنند. او با اشاره به این موضوع اضافه میکند که معنای کد ۷۰۰ برای او قبل از این فیلم روشن نبود و آن رویداد را به شکلی عمیق و حضورگرایانه لمس کرده است. این تصاویر بهگونهای طراحی شدهاند که بدون ایجاد قضاوت سریع، بیننده را به تفکر درباره مفهوم پدری، همسری و مسیر خاتمه دادن به یک انتظار طولانی هدایت کنند. این تأملات از دید او نشان میدهد که کارهای تصویری با انعکاس دقیق لحظهها میتواند درک مخاطب را نسبت به واقعیتهای جنگ و خانوادههای شهیدان افزایش دهد و این درک را از سطحی به عمق تبدیل کند.
مرتضوی در ادامه به اثرگذاری این تجربه بر زندگی حرفهای و شیوههای کارش اشاره میکند. او توضیح میدهد که پس از درگذشت پدر و مادرش، که همواره به کارهای خیر و بشردوستانه علاقهمند بودند، سریال «یوسف پیامبر» مسیر زندگی او را به سمت کارهای صلح و سازش زندانیان قصاص شوم هدایت کرد. مخاطبان بهخاطر خاطراتی که از سریال دارند، برای او احترام ویژهای قائل میشوند و این مسأله در بسط دادن تعهدش به کارهای اجتماعی نقش مهمی ایفا کرده است. مرتضوی همچنین به فعالیتهای اخیرش اشاره میکند که از طریق سریالهای تازهای مانند «طوبی» و «سرباز کوچک» ادامه یافتهاند؛ اما او تأکید میکند که هیچ تجربهای با احساسی که در شب نجات یک زندانی از قصاص تجربه کرده است، قابل قیاس نیست. این تجربه عمیق، همچنان در ذهن او بهعنوان نقطه عطفی از تعهد حرفهای و انسانی باقی میماند و نشان میدهد که چطور رویدادهای دشوار تاریخی میتوانند به تولید محتوای هنری با پیامهای اخلاقی و اجتماعی منجر شوند. همچنین او یادآور میشود که این تجربیات ناچاراً با دشواریهای زندگی شخصی نیز همراه بودهاند و به شکل قابلتوجهی با مسیر حرفهای و انتخابهای هنریاش گره خوردهاند.
به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفتوگو بر این نکته تأکید دارد که فیلمی که به موضوع جنگ و شهادت میپردازد، بیش از هر چیز به روایت انسانی و بهداشت روانی تماشاگران میانجامد. از منظر او، کارگردانی که چنین موضوعاتی را به تصویر میکشد، باید با حساسیت و احترام به تجربههای خانوادگی شهدا عمل کند تا از جانب جامعه بهدرستی بازتاب یابد و از ایجاد بنبستهای احساسی جلوگیری شود. در نهایت، مرتضوی با قدردانی از دستاندرکاران فیلم کد ۷۰۰، بار دیگر بر این باور تأکید میکند که بدون این بازنمایی، فهم واقعیتهای جنگ برای بسیاری از مخاطبان محدود باقی میماند و این امر میتواند به فراموشی بخشی از تاریخ معاصر بینجامد. به روایت او، این اثر نه تنها بازتابی هنری است بلکه یک یادگار فرهنگی است که به نسلهای آینده میآموزد چگونه با صداقت و همدلی با دردهای انسانی روبهرو شوند.
تحلیل نقادانه از اثر و پیامهای آن در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی
این تحلیل، با حفظ اصول اخلاقی و قانونی جمهوری اسلامی ایران، به جنبههای اجرایی، هنری و اجتماعی روایت میپردازد. تمرکز بر روایتهای انسانی جنگ و تأثیر آنها بر خانوادههای شهدا میتواند به افزایش آگاهی عمومی کمک کند، بدون ورود به مواضع سیاسی یا مسائل امنیتی یا فتنهگرایانه. همچنین این اثر با تأکید بر ارزشهای انسانی و صلح، از منظر صیانت از اخلاق اجتماعی و حفظ حساسیتهای فرهنگی جامعه ایرانی نگاه میکند. از منظر اجرایی، استفاده از تصاویر واقعگرایانه و روایتهای گامبهگام میتواند به تقویت حس همدردی مخاطبان با تاریخ معاصر بیانجامد و در عین حال از ورود به سطحینگریهای غیرضروری جلوگیری کند. بهطور کلی، این نوع تولیدات فرهنگی میتواند به ارتقای فهم عمومی از تجربههای جنگ و شهادت منجر شود، در شرایطی که با مقررات و چارچوبهای قانونی کشور همسو باشد و از منظر هنری نیز امکان بحث و گفتوگو درباره ارزشهای انسانی و اصول اخلاقی را فراهم سازد.
