مقدمه
در تازهترین گفتوگوها و بازتابهای عمومی رسانهای، منصور ضابطیان با تأکید بر نقش فرهنگ و رسانه در شکوفایی هویت ملی، به موضوع تحقیر ایران از سوی برخی از رسانهها و رخدادهای سیاسی پرداخته است. این سخنان با بازخوردهای گستردهای در شبکههای اجتماعی و فضای رسانهای کشور مواجه شد و از زوایای مختلفی به تحلیلهای کارشناسان و منتقدان ارائه شد. در این گزارش، رویکردی خبری-تحلیلی ارائه میشود که چارچوبهای EAT را رعایت کند و به فهم دقیق از مسأله کمک کند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این تحلیل بر پایه بازتابهای عمومی و اظهار نظرهای رسمی و غیررسمی شکل گرفته است.
زمینه و چارچوب بحث
هرگونه بحث درباره تحقیر یا بدفهمی نسبت به یک ملت، از منظر دیپلماسی فرهنگی و رسانهای پیچیدگیهای خاصی دارد. ایران، با تاریخ فرهنگی چند هزار ساله و برخوردهای گوناگون با دنیای پیرامون، همواره در مرکز گفتوگوهای گستردهای درباره چگونه زیستن، حفظ هویت، و تعامل با سایر کشورها قرار داشته است. اظهارات اخیر منصور ضابطیان، به نقشهای از سوالهای اساسی منتهی میشود: چگونه میتوان در فضای جهانی، با حفظ عزت ملی، به نقد سازنده و گفتوگوهای سازگار با منطق و احترام متقابل پرداخت؟ آیا رسانهها به عنوان اصلیترین راویان این گفتوگوها، مسئولیتی فراتر از بازتاب اخبار بر عهده دارند؟
محورهای اصلی اظهار نظر و تحلیل
1) نقش صدای هنرمندان و چهرههای فرهنگی در شکلدهی روایت ملی: ضابطیان با تأکید بر مسئولیت فرهنگی گفت که هنرمندان و رسانهها باید به جای تحریک polarisation، به ساخت روایتهایی مبنی بر تفاهم، همزیستی و احترام متقابل گام بردارند. این پیام، به ویژه در دورهای که رسانههای جهان به سرعت به سمت تیترهای تند و حساس میروند، حاوی نکتههای مهمی برای تعادل میان آزادی بیان و حفظ عزت ملی است.
2) تحقیر به عنوان پدیدهای چندلایه: از منظر رسانهای، تحقیر میتواند به شیوههای مختلفی بروز کند؛ از بازنمایی نادرست تا به کارگیری واژگان tona آنی که منجر به بازتولید کلیشهها میشود. در این چارچوب، بحث ضابطیان به لزوم داشتن فکری روشن درباره منابع خبری، صحت ارقام و اعتبار مبدأ اخبار اشاره دارد تا از سوءِتفاهمهای عمومی جلوگیری شود.
3) دیپلماسی فرهنگی به جای واکنشهای سطحی: تحلیلگران ضمن اشاره به این نکته که پاسخهای هیجانی ممکن است به تقویت گسلهای فرهنگی منجر شود، بر اهمیت رویکردی هوشمندانه و برنامهریزیشده برای حفظ جایگاه کشور در ذهن مخاطبان بینالمللی تأکید کردند. در واقع، دیپلماسی فرهنگی زمانی کارآمد است که با شفافیت، فراگیری و احترام به تفاوتها همراه باشد.
واکنشها و بازتابهای رسانهای
بازتابهای گوناگونی در رسانههای داخلی و خارجی در اینباره وجود دارد. بخشی از تحلیلگران معتقدند که واکنشهای سریع و صریح میتواند به جلوگیری از گسترش سوءتفاهمها کمک کند، اما همزمان باید مراقب بود که این واکنشها به افزایش حساسیتها منجر نشود. در برخی برخوردها، از جمله در شبکههای اجتماعی و برخی نشستهای رسانهای، موضوع تحقیر ایران به عنوان محور بحثهای فرهنگی، سیاسی و تاریخی مطرح شد و تحلیلهای مختلفی درباره شیوههای مواجهه با این پدیده ارائه گردید. از دیدگاه برخی منتقدان، موفقیت در این فضا تنها از طریق بیان دقیق واقعیتها، استفاده از منابع معتبر و اجتناب از ادبیاتی که میتواند به تقابل تبدیل شود، میسر است. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این دسته از بحثها باید با توجه به اصول حرفهای خبررسانی و رعایت اخلاق رسانهای دنبال شوند.
سخنان پُررنگ و نقل قولهای غیررسمی
در گفتوگوهای عمومی، اشارههای متعدد به اهمیت حفظ کرامت انسانی، نهادینهسازی رویکردهای گفتگو محور و کمکردن فواصل فرهنگی بین ملتها مطرح شد. برخی کاربران شبکههای اجتماعی این نظرات را به عنوان دعوتی به یک دیپلماسی فرهنگی مؤثر تعبیر کردند و برخی دیگر بر نقش رسانهها در ایجاد فضای گفتوگو و همکاری تأکید کردند. با این وجود، همواره باید از بازتعریفهای سطحی جلوگیری کرد و به دنبال ارائه تحلیلهای دقیق و مستند بود.
پروفایل رسانهای و تحلیلگران زنجیرهای
در این مقطع، برخی نهادهای پژوهشی و رسانهای، به بررسی این گفتوگوها و پیامدهای احتمالی آن پرداختند. آنها برای فهم بهتر پدیده، به شاخصهای مختلفی چون میزان پوشش خبری، کیفیت منابع، و نسبت منابع داخلی به خارجی اشاره کردند. همچنین، مطابق با استانداردهای ورودی و خروجی محتوا، تأکید شد که ارائه تصویر جامع از وقایع نیازمند توجه به زمینههای تاریخی، فرهنگی و سیاسی هر رفتار رسانهای است. برخی تحلیلگران ضمن تشریح اینکه چگونه روایتها میتوانند بر فهم عمومی از رویدادها اثر بگذارند، از اهمیت تحلیلهای پیوسته و چندجانبه گفتند تا از قطبیسازی جلوگیری شود.
پیامدها برای دیپلماسی فرهنگی و رسانهای
اثرگذاری سیاستهای رسانهای بر دیپلماسی فرهنگی همواره فراتر از اخبار روز است. در این راستا، اگر رسانهها رویکردی تعادلی و پژوهشمحور اتخاذ کنند، میتوان انتظار داشت که برداشتهای عمومی از ایران در سطح بینالمللی بهبود یابد و گفتوگوها با کشورهای دیگر به فضایی برای همکاریهای فرهنگی بدل گردد. از منظر پژوهشگران، ایجاد فرصتهای آموزشی، برگزاری رویدادهای مشترک فرهنگی و انتشار محتوای چندزبانه میتواند به تقویت درک متقابل و کاهش سوءتفاهمها کمک کند. همچنین، تقویت باورنکردنی اصول اخلاقی در خبررسانی، پایبندی به صحت محتوا و شفافیت منابع، میتواند به اعتبار رسانهای کشور کمک کند و به شکلگیری اعتماد بین مخاطبان داخلی و خارجی منجر شود. در این زمینه، تاکید میشود که رویکردهای حمایتی و آموزشی برای خبرنگاران و فعالان فرهنگی، به ویژه در مواجهه با فازهای حساس و پرالتهاب، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نتیجهگیری و چشمانداز آینده
آنچه از تحلیلهای مختلف برمیآید، این است که گفتوگو درباره تحقیر یا پاسخ به آن، باید با تکیه بر اصول گفتگو، انصاف، و احترام متقابل انجام شود. منصور ضابطیان با طرح این پرسش که ایران با چه رویکردی میتواند در برابر برداشتهای نادرست و تحقیرهای رسانهای ایستادگی کند، مسیری را پیشنهاد میدهد که از ترکیب دیپلماسی فرهنگی با رویکردهای حرفهای رسانهای میگذرد. مسیری که در آن حقیقت، اعتبار منابع و احترام به تفاوتها، سه ستون اصلی تلقی میشود. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، تکرار این نکته که اطلاعرسانی دقیق و منصفانه، نخستین گام در کاهش سوءبرداشتها است، همچنان لازم و ضروری به نظر میرسد. در نهایت، این گفتوگو به عنوان بخشی از روند رو به رشد آگاهی عمومی نسبت به ارزشهای مشترک انسانی و گشودگی با جهان دیده میشود و میتواند آغازگری برای گفتوگوهای سازنده در آینده باشد.
