معیار تازه صداوسیما برای مخاطب‌سازی: ۱۵ دقیقه تماشای شبکه‌های سیما کافی است

زمینه و فُرصت‌های تحلیل از معیار جدید مخاطب‌سنجی صداوسیما

در مجموعه تحولاتی که در حوزه اندازه‌گیری مخاطبان تلویزیون ایران مشاهده می‌شود، یک قدم تازه با رویکردی متفاوت از سوی مسئولان پژوهشی صداوسیما مطرح شده است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد با تأکید بر حضور کوتاه مدت اما پرتعداد بینندگان در طول روزهای پخش، سعی دارد تصویر روشن‌تری از رفتار تماشاگران تلویزیونی ارائه دهد. در منابع رسانه‌ای مختلف، این تغییر به صورت‌های گوناگون بازگو شده است؛ اما در اصل محوریت آن، تعبیر جدیدی از مخاطب به دست می‌دهد که فراتر از ساعت‌های صرف شده برای یک برنامه واحد است. این گزارش بازنویسی‌شده، تلاش دارد با حفظ واقعیت‌های پایه، ساختار خبری دقیق و قابل‌قبول برای خبرآنلاین ارائه دهد. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن شاکری‌نژاد، رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما، توضیح داده است که آمار مخاطبان به این صورت تعریف می‌شود که هر فردی که ۱۵ دقیقه در روز شبکه‌های مختلف صداوسیما را مشاهده کند، حتی اگر تنها از کنار مجموعه شبکه‌ها عبور کند، مخاطب محسوب می‌شود. این بیانیه با استناد به منابعی مانند فرهیختگان نیز روایت می‌شود: معیار پایه این است که فرد به‌طور میانگین ۱۵ دقیقه در هفته را به دیدن برنامه‌های تلویزیون اختصاص دهد. مقصود این توضیح، شفاف‌سازی نحوه ترکیب حضورهای کوتاه در مجموعه شبکه‌های سیما است، به خصوص در شرایطی که مخاطبان از طریق پلتفرم‌های مختلف یا کانال‌های متنوع به تماشای محتوا می‌پردازند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد جدید تلاش دارد تا با ایجاد ملاک‌های قابل اندازه‌گیری و مقایسه‌ای، تصویر دقیق‌تری از وضعیت حضور مخاطبان در رسانه ملی ارائه دهد. این معنا باعث می‌شود که آمارِ مخاطبی که تنها از فیلتر یک برنامه خاص خارج نشده و مدت زمان کم اما پیوسته‌ای را صرف چند کانال می‌کند، در دسته‌بندی مخاطبان قرار گیرد. در ادامه به بررسی این معیار، نحوه کارکرد آن و پیامدهای عملی برای شبکه‌ها، صداوسیما و کاربران می‌پردازیم.

به گزارش تیم آرشیو کامل، در گفت‌وگو با رسانه‌های تخصصی، توضیح داده شد که این معیار به شکل زیر به کار می‌آید: فردی که در طول روز از چندین کانال صداوسیما بازدید می‌کند و مجموع زمان مشاهده‌ای او به ۱۵ دقیقه برسد، به‌عنوان مخاطب قلمداد می‌شود. نکته مهم این است که الزاماً ۱۵ دقیقه نیاز نیست در یک برنامه واحد صرف شود؛ بلکه مجموع زمان حضور در شبکه‌های صداوسیما ملاک است. این رویکرد، با هدف پوشش پویایی‌های مصرف محتوا در دوره‌های پخش مختلف و نیز پاسخگویی به تغییر رفتار بینندگان طراحی شده است. این نکته به‌طور مشخص در منابعی مانند فرهیختگان نیز مطرح شده است و نشان می‌دهد که یک بیننده می‌تواند در یک بازه زمانی هفتگی، با تماشای چند برنامه یا کانال مختلف، به معیار مخاطب تبدیل شود. لازم به ذکر است که این توضیحات در برخی گزارش‌ها با تصریح به چرایی تغییر رویکرد، در کنار نمونه‌ها و مثال‌های عینی بیان می‌شود. در ایران، این موضوع به عنوان یک رویکرد نوآورانه در اندازه‌گیری مخاطبان تلویزیون تلقی می‌شود و می‌تواند تاثیر مهمی بر آمار بینندگان و تصمیم‌گیری‌های آینده داشته باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد به‌طور رسمی در قالب یک چارچوب گزارش‌دهی جدید مطرح شده است و می‌تواند مبنای مقایسه‌ای برای دوره‌های آینده باشد.

چگونه این معیار ممکن است رفتار بینندگان را تغییر دهد؟

اگرچه در ظاهر این رویکرد به معنای افزایش دقت در اندازه‌گیری مخاطبان است، اما پیامدهای عملی آن ممکن است به شیوه‌های مختلفی اثرگذار باشد. از جمله موارد مهم می‌توان به این نکته اشاره کرد که مخاطبان با تنوع ساعات پخش و تغییرات تعرفه‌های زمان‌بندی برنامه‌ها، ممکن است در کل زمان تماشای شبکه‌های سیما را افزایش دهند تا نسبت به تأمین یک نگاه جامع‌تر به آمار برسند. همچنین، چون معیار بر اساس مجموع حضور در کانال‌های مختلف است، می‌تواند برای بینندگان با دسترسی پایین به برخی کانال‌ها یا نسخه‌های پخش‌شده در پلتفرم‌های گوناگون، چالش‌هایی ایجاد کند. در این راستا، به نظر می‌رسد که صداوسیما به دنبال ایجاد یک چارچوب استاندارد است تا از طریق آن بتواند تصویر قابل‌اعتمادتری از رفتار تماشاگران ارائه دهد. در کنار این تغییر، برخی منتقدان به احتمال کم‌اثر یا تأثیرات جانبی این معیار بر روی تبلیغات و تخصیص بودجه‌های رسانه‌ای اشاره کرده‌اند. با وجود این، این تحلیل خبر از اهمیت توجه به سازوکارهای اندازه‌گیری و شفافیت در گزارش‌های آتی می‌دهد تا بتوان به طور دقیق از پایداری این رویکرد ارزیابی کرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این فرآیند همچنین می‌تواند برای پژوهش‌های آتی در حوزه ارتباطات عامه‌پسند و رسانه‌ای نیز منابع تازه‌ای فراهم آورد.

دیدگاه‌های مکمل و زمینه حقوقی-اجرایی

در این بخش، به بررسی نقدها و دیدگاه‌های موجود پرداخته می‌شود تا تصویر روشن‌تری از جایگاه این معیار در میان سایر روش‌های اندازه‌گیری و همچنین الزامات قانونی و اجرایی آن ارائه دهد. برخی از تحلیلگران بر این باورند که رویکرد جدید می‌تواند به افزایش شفافیت در گزارش‌های مخاطبان کمک کند، زیرا از تعامل پذیری بیشتری با داده‌های مصرفی از کانال‌های مختلف پشتیبانی می‌کند. اما همزمان، پرسش‌هایی درباره حفظ فضای رقابتی، حفظ حریم خصوصی بینندگان، و همچنین احتمال تغییر در استراتژی‌های محتوا و تبلیغات مطرح می‌شود. برای مثال، چالش‌های مربوط به تضمین صحت داده‌ها و کاهش احتمال سوگیری در میان کانال‌های مختلف که ممکن است با تفاوت در سطح دسترسی یا کیفیت پخش شوند، از موضوعات کلیدی مطرح‌شده است. از منظر قانونی-اجرایی، این رویکرد باید با چارچوب‌های حاکمیت رسانه‌ای کشور همسو باشد تا بتواند به عنوان یک ابزار آماری قابل‌اعتماد و پایدار در گزارش‌های رسمی جای بگیرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفت‌وگوها و توضیحات به شکل گام به گام در حال شکل‌گیری است و انتظار می‌رود در آینده نزدیک، روش‌های نمونه‌گیری، بازبینی‌های دوره‌ای و معیارهای شفافیت بیشتری ارائه شود.

پیامدهای ممکن برای بازیگران مختلف

برای شبکه‌های سیما و سازمان‌های مرتبط با مدیریت رسانه، این معیار می‌تواند بهبود قابل‌توجهی در ترکیب داده‌های مخاطبان و در نتیجه تصمیم‌گیری‌های استراتژیک درباره پخش و تبلیغات ایجاد کند. از طرفی، برای بینندگان، نمایش دقیق‌تر از حضور مخاطبان در فضاهای مختلف می‌تواند به بهبود تجربه کاربری منجر شود؛ به شرطی که اطلاعات به‌دست آمده به صورت کاملاً قابل فهم و با توضیحات مناسب ارائه شود. در نهایت برای پژوهشگران و متخصصان بازار، این تغییر می‌تواند دریچه‌ای نو به تحلیل‌های عمیق‌تر درباره رفتار مصرف محتوا ارائه دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تجربه تازه به عنوان یک مرحله از تکامل سیستم‌های اندازه‌گیری مخاطبان در شبکه ملی مطرح می‌شود و انتظار می‌رود در گزارش‌های آتی با جزئیات بیشتری ارائه شود.

نتیجه‌گیری و نکته پایانی

در مجموع، معیار اخیر صداوسیما نشان می‌دهد که مدیریت داده‌های مربوط به مخاطبان تلویزیون به سمت رویکردهای چندکانالی و ترکیبی می‌رود. هرچند این تغییر پر از فرصت‌هاست، اما لازم است تا با یک چارچوب شفاف، مشخص و منطبق با الزامات قانونی و اخلاقی اجرایی شود تا از سوی ذی‌نفعان مختلف پذیرفته و قابل اتکا باشد. این تحلیل مبتنی بر گزارش‌های منتشر شده و روایت‌های موجود است و هدف آن ارائه تصویری واقع‌بینانه از تحولات اخیر در اندازه‌گیری مخاطبان است. به گزارش تیم آرشیو کامل، منطق پشت این رویکرد، فراهم آوردن ابزار سنجش دقیق‌تر حضور مخاطبان در فضای پخش است تا بتوان با توجه به داده‌های واقعی، تصمیم‌گیری‌های بهتری انجام داد.

تحلیل حقوقی-اجرایی

این تصمیم باید با چارچوب‌های قانونی کشور همسو باشد، با شفافیت کامل در گزارش‌دهی همراه باشد و از اصول حفظ حریم خصوصی مخاطبان پیروی کند. در غیر این صورت، وجود ابهام‌های اجرایی یا سوءتفسیرهای احتمالی از این معیار می‌تواند به کاهش اعتماد عمومی منجر شود. بنابراین، توصیه می‌شود که شوراهای ناظر و نهادهای مسئول در حوزه ارتباطات، با انتشار روش‌های نمونه‌گیری، شیوه‌های صحت‌سنجی داده‌ها و توضیحات روشن در مورد نحوه محاسبه مجموع زمان تماشای کانال‌های مختلف، به شفافیت بیشتر کمک کنند. همچنین باید به ارتباط این معیار با برنامه‌های تبلیغاتی و بودجه‌بندی‌های رسانه‌ای توجه ویژه‌ای مبذول شود تا از ایجاد تعارض منافع جلوگیری گردد. این رویکرد اصولی و روشن می‌تواند به تدوین استانداردهای مداوم و قابل‌انعطاف در گزارش‌های آتی منجر شود و به نفع همه بازیگران عرصه رسانه و مخاطبان باشد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا