ناصرالدین‌شاه در سفر تاریخی به کربلا: مسیر دشوار و جمعیت مشتاق

ناصرالدین‌شاه در سفر تاریخی به کربلا: مسیر دشوار و جمعیت مشتاق

در بازنویسی خبری تازه‌ای از سفر تاریخی ناصرالدین‌شاه قاجار به کربلا، روایت‌های منتشر شده نشان می‌دهد که این سفر در روز پنجشنبه هفتم رمضان سال ۱۲۸۷ هجری قمری (۱۰ آذر ۱۲۴۹ خورشیدی) آغاز شد و شاه قاجار با کاروانی از همراهان برای زیارت عتبات عتیقه حرکت کرد. گزارش‌ها به وضوح نشان می‌دهند که مسیر از ابتدا با چالش‌های آبی و خشکی همراه بود و جمعیت زیادی از اهالی و زائران در طول راه حضور داشتند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این سفر با امید و اضطراب همراه بود و تظاهر به تشویق و حاشیه‌های شهری در لابه‌لای کوچه‌ها و بازارها دیده می‌شد.

در نخستین گام‌های سفر، کشتی بخار کوچکی که برای عبور از رود مسیب آماده شده بود، با چند عثمانی در داخل آن و یک انگلیسی که وظیفه کنترل چرخ‌ها را به عهده داشت، به کار گرفته شد. شاه و همراهانش — از جمله یحیی‌خان، محمدعلی‌خان و امین‌السلطان — کنار مناظر اولیه رودخانه نشسته بودند و عطر روغن ذغال از دود بخار به مشام می‌خورد. حرکت با کندی آغاز شد و مسیر به دلیل وجود رسوبات و نهرها گاه به تعویق افتاد. این تجربه نخست برای ایشان، برخلاف میراث دیرینه سفرهای پرهیاهت شاهان نبود و با نگرانی نسبت به آینده همراه شد.

پس از عبور از بخش نزدیک به کاروانسرای کنار رود، کشتی عظیم‌تری به نام فرات ظاهر شد؛ با دو لوله بخار و نوکران انگلیسی در کنار خدمه، کشتی با جلوه‌ای تازه از آب بیرون آمد. از آن پس، با وجود تلاش‌ها برای ادامه مسیر، کشتی ما با گل‌نشینی مواجه شد و دستگاه‌ها برای بیرون راندن آن به کار افتادند. کارگران با لباس‌های مشترک، به آب رفتند و با دست و ابزار، کشتی را به سوی آب‌بندان هدایت کردند. معلمی که از طرف طرف مقابل آمد، ذغال به همراه داشت و برای رفع مشکل تدبیری اندیشید تا ما ورای آب به سمت دیگر رود حرکت کنیم و اسب‌ها را به کار اندازیم. این لحظه‌ها، برخلاف تصور برخی از همراهان، نه تنها نشان از محدودیت‌های فنی داشت، بلکه از پویایی مدیریتی آن دوره نیز حاکی بود.

در ادامه مسیر، کاروان به اطراف می‌نگریست؛ مجدالدوله، مدحت‌پاشا و کمال‌پاشا در آن سوی رود ایستاده بودند و رودخانه اغلب با عمق زیادی همراه بود و در برخی نقاط به عمق زانوی انسان می‌رسید. عبور از پل و کاروانسراها، گذر به سوی دشت‌ها و صحراهای بی‌پایان با شن‌های نرم و بوته‌های گز، همگی در ذهن شاه و همراهانش نقش می‌بست. با پیش‌روی آنان، باغات و نخلستان‌های فراوان در دو سوی راه نمایان شد و فضاهای شهریِ دورافتاده با صحنه‌های روستایی و حضور مردم عجم، فارسی‌زبانان و دیگر اقوام در کنار هم به چشم می‌خورد. گاهی بادهای تند گرد و خاک را برمی‌انداخت و موجی از صداهای مردم در فضا می‌پیچید؛ از بلندگوها و علم‌های Abbas و kän آراسته با طنین طبل‌ها نیز صحنه‌هایی برای شور و شعف ایجاد می‌کرد. برخی از زائران از این راه ناآشنا به سوی نجف یا کربلا می‌آمدند و برخی دیگر، به دلیل ترس از طایفه‌های محلی، ترجیح می‌دادند تا از مسیرهای دیگر حرکت کنند. با وجود همه این تفاوت‌ها، اراده سفر و زیارت پایدار بود و جمعیت به شدت در کوچه‌ها و سرِ راه‌ها دیده می‌شد.

بعد از عبور از پل سفید و عبور از نهر حسینیه که به سمت کربلا می‌رفت، راهی طولانی اما با باغ‌های فراوان به سمت شهر نجف نیز آغاز می‌شد. عرض راه که پیش‌تر بسیار تنگ بود، اکنون به تدریج به پهنایی می‌رسید که کالسکه‌های حرم و گروه‌های خدمه بتوانند با سهولت بیشتری حرکت کنند. کنار دروازه نجف، انسان‌ها از هر دیار و با هر لهجه‌ای جمع می‌شدند؛ عرب، عجم، هندی و عثمانی در کنار هم با شور و شعف خاصی به استقبال یا دیدار نام‌آورانی می‌رفتند که از شاه ایران می‌آمدند. کاروان با نوا و سازهای محلی، علم‌ها و دهل‌های نصب‌شده در میدان‌ها، با هیجان بسیاری از جمعیت پذیرایی کرده و شوق زیارت را در میان مردم بالا می‌بردند. ورود به کربلا با شور و هیاهوی انسانی بی‌نظیر همراه بود و کوچه‌های تنگ و خانه‌های روی هم ساخته‌شده، ضرب‌آهنگ یک زندگی زنده را به تصویر می‌کشیدند؛ حالتی که در بسیاری از تصاویر تاریخی دیده شده است، اما این‌بار با حضور یک شاه ایران، ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کرد. در صحن کربلا، شاه و همراهان وارد شدند و در رواق و روضه و ضریح و تخت قبه به زیارت پرداختند. زیارت حضرت علی‌اکبر در داخل ضریح و نماز زیارت در کنار حضرت، با حضور جمعیتی از خادمین و زائران انجام شد. شهدا که بیست و هفت یا هفتاد و دو تن از نظر تاریخی در کنار حضرت عباس دیده می‌شدند، در گنبد دفن شدند و این زیارت با قرائت زیارت‌نامه‌ها همراه شد. پس از این زیارت، به زیارت حضرت عباس رفتند و در مسیر بازارهای تنگ و اطراف صحن حضرت عباس نیز به زیارت پرداختند. در این بخش، گنبد کاشی بلند و سایر بناهای تاریخی که به امین‌الدوله صدر اصفهانی منسوب است، دیده می‌شود و زیارت‌نامه‌ها توسط کلیددار حضرت عباس قرائت شد. مسیر به غرب کربلا بازگشت و گروه‌ها دوباره به سوی بازارها و کوچه‌های شهری وارد شدند. جمعیت کثیر، قطار قاطرها و کالسکه‌های حرم را محدود کرده بود و برخی از کاروان‌ها در ورودی کوچه‌ها متوقف می‌شدند. در طول شب، اردوها نزدیک شهر باقی ماند و برخی از همراهان همچنان اخبار و گزارش‌ها را می‌خواندند و زیارت ادامه یافت. در این سفر، حضور زنان و کودکان و افراد از تهران و شهرهای دیگر، و نیز حضور خانواده‌های ایرانی و عراقی، به شکل گسترده‌ای دیده می‌شد و داستان‌ها در بین مردم روایت می‌شدند. در پایان روز، شاه و همراهان در یکی از رصدگاه‌های حرم اقامت کردند و شب را با خورشید و زعفران‌باجی سپری کردند و روایت از برخی از زنان و پیرزن‌های شیرازی و دیگران که به کاروان ملحق شده‌اند، به این سفر رنگ و روایتی دیگر می‌بخشید. این متن برگرفته از خاطرات روزنامه خاطرات ناصرالدین‌شاه قاجار است؛ به گزارش تیم آرشیو کامل، این سفر با تلاطم‌های مختلف و معانی فرهنگی-اجتماعی گوناگون توصیف می‌شود و در برگردان تاریخی خود، تصاویر دقیق از فضاهای شهری، کاروان‌ها، و رفتارهای جمعیت را ارائه می‌دهد.

اصولاً، این سفر با حضور مقامات ایروانی و ایرانی و امنیتی نسبتاً بالا همراه بود و برخی از مقامات محلی نیز در آرامش نسبی در کنار شاه به همراهان او می‌رسیدند. حاکم ایروان، حسین‌خان، و هم‌سفرانش گاهی در کنار کاروان به عرضه گزارش‌ها و اطلاع‌رسانی‌ها می‌پرداختند. مسیر از پل سفید تا دروازه نجف طولی بیش از یک فرسنگ داشت و در این بازه، دو طرف را باغات و نخلستان‌ها فرا گرفته بود و رفت‌وآمد مردم به سوی شهرها به شکل گسترده‌ای صورت می‌گرفت. در پایان، شاه به شیوه‌ای که در خاطرات آمده است، از صحن تا دروازه نجف با احترام وارد شد و به زیارت در محوطه صحن و روضه پرداخت. جمعیت اکثر قریب به اتفاق از عجم و دیگر اقوام بودند و صحن‌ها و کوچه‌ها به شدت پر از حضور تماشاچی و مناظره‌های غیررسمی بود. در برخی از بخش‌های راه، علم‌های متعددی به همراه گروه‌هایی از مردم آورده شده بود و آواز دهل و فریادهای شادی و تعجب به گوش می‌رسید. این روایت، که از منابع تاریخی برگرفته شده است، به زبان شیوا و با معانی روشن به تصویر می‌کشد که چگونه یک سفر شاهانه در قرن سیزدهم هجری، با زندگی روزمره و بافته‌های اجتماعی هویت‌بخش، با تجربه‌ای جامع همراه بود. در پایان این روزها، شاه و همراهانش با بازگشت از دروازه نجف، از کوچه‌های باریک و بافت شهری کوهستانی عبور کردند و با ادای زیارت، به آرامش و تأمل در فضای مقدس رسیدند.

به گزارش تیم آرشیو کامل، این توصیف از مسیر و زندگی در طی سفر، نه تنها به عنوان یک گزارش تاریخی، بلکه به عنوان سندی از تعاملات مردمی، حضور اقوام و زبان‌های مختلف در یک مسیر عبوری تاریخی، و وضعیت زیرساختی و شهری آن دوره در منطقه است. این متن با حفظ واقعیت‌ها و با ساختار خبری منسجم ارائه می‌شود تا خواننده بتواند با تصویر جامع از حرکت شاه قاجار به سوی کربلا آشنا شود. همچنین این بازنویسی به تلاش برای حفظ تعادل بین جنبه‌های تاریخی و وجوه فرهنگی-اجتماعی سفر می‌پردازد و از هر گونه گزافه‌گویی و تغییر معنایی پرهیز می‌کند.

تحلیل حقوقی-اجرایی با نگاه به قوانین جمهوری اسلامی ایران

این گزارش به گونه‌ای نوشته شده است که از نظر قانونی به اصول و چارچوب‌های رسمیِ حفاظت از میراث تاریخی و آثار باستانی احترام بگذارد. با توجه به قوانین جاری جمهوری اسلامی ایران، رویکرد پژوهشی و خبری باید معطوف به ثبت دقیق وقایع تاریخی باشد و از هر گونه جهت‌گیری سیاسی یا امنیتی که بازتابی خارج از چارچوب اجرایی است، پرهیز کند. در این رویداد تاریخی، مسائلی مانند مدیریت تردد زائران، حفاظت از بافت شهری و حریم در مسیر عبور شاه و همراهان، و هماهنگی با مقامات محلی می‌تواند به عنوان نکات اجرایی-حقوقی مد نظر باشد. همچنین، حفظ امانت تاریخی و انتقال صحیح نام‌ها و اماکن از پروتکل‌های استاندارد پژوهشی است که در این متن رعایت شده تا به بازنمایی دقیق و بی‌طرفانه از رویداد تاریخی کمک کند. از منظر حقوقی-اجرایی، لازم است تدابیر مشابه در به‌کارگیری منابع تاریخی و نسخه‌های بازنویسی‌شده با دقت و حذر از هرگونه تغییر معنایی صورت گیرد تا ارزش علمی و تاریخیِ گزارش نگه‌داشتنی باشد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا