نظریه قبض و بسط سروش: از فهم دین تا استقلال فکری در میانۀ جنگ ۱۲ روزه

مقدمه‌ای بر فهم متن دینی در فضای ایرانی معاصر

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، توجه به نحوه تفسیر متن مقدس به یکی از موضوعات محوری فکری تبدیل شد. یکی از طرح‌های مهم در این مسیر نظریه قبض و بسط است که Gabriel ویرایش و بازتعریفی از خوانش سنتی متن دینی ارائه می‌کند. این نظریه با تأکید بر وابستگی فهم متن به متغیرهای بیرون از متن—از جمله زمینه اجتماعی، تاریخی و فرهنگی—سعی می‌کند جایگاهِ مفسران رسمی را به چالش بکشد و فهم دینی را به سمت مشارکت همگانی و عقلانیت زمانه هدایت کند. در این گزارش، پس از مرور مبانی این نظریه، به بازتاب آن در فضای فکری ایران و همچنین موضع‌گیری‌های سیاسی-اجتماعی یکی از اندیشمندان دینی معاصر به نام عبدالکریم سروش می‌پردازیم. به گزارش تیم آرشیو کامل، در دوره‌های پرتنش فکری، طرح چنین رویکردی به معنای انقلاب در فهم دین بوده و به همان اندازه که موجب دموکراتیزه شدن فهم متون مقدس شد، با چالش‌های منتقدان و جناح‌های حوزوی نیز روبه‌رو شد.

چارچوب فکری قبض و بسط و اهمیت آن در تاریخ معاصر ایران

نظریه قبض و بسط، از منظر تاریخ معرفت‌شناسی دین‌شناسانه، با طرحی تأثیرگذار دریافت که فهم متن دینی نباید به حیطه انحصاری مفسران رسمی محدود بماند؛ بلکه باید به عنوان یک فرآیند فرهنگی-اجتماعی که با زمان و مکان پیوسته است، دیده شود. در این چارچوب، معنای متن دینی صرفاً ناشی از نیت مؤلف نیست بلکه از گذر زمان و پیرامونۀ کارکرد متنی در موقعیت‌های گوناگون پدید می‌آید. بنابراین، نه تنها مفسران قدیمی که فهم‌های تازه از متن دینی را نیز می‌تواند در معرض نقد و بازنگری قرار دهد. از این منظر، قبض و بسط می‌تواند زمینه‌ساز «دموکراتیزه شدن فهم دین» شود؛ اما به‌عنوان یک فرایند برون‌رفت از انسدادِ تعابیر رسمی عمل می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، تاریخ‌نگری نشان می‌دهد که این رویکرد در دههٔ ۶۰ و ۸۰ شمسی با فضای «یقین انقلابی» همراه بود و به نوعی «انقلاب در انقلاب» در فهم دین را رقم زد؛ به‌ویژه با تأکید بر سیالیت فهم دینی و واگذاری نقشِ تفسیر متن به عقلانیتِ زمانه.

خاستگاه تاریخی قبض و بسط و پیامدهایش برای صنعت تفسیر

در زمانه‌ای که نقد معرفت‌شناختی در غرب نیز به‌تازگی به سمت پذیرش جامعه‌شناسی معرفت می‌رفت، نظریه قبض و بسط با چرخشی که در فهم متن پدید می‌آورد، به‌دنبال حذف انحصار از تفسیر متن در اختیار مفسران رسمی شد. این تغییر، با مقاومت‌هایی رو به رو شد: برخی منتقدان آن را ترجمه‌ای از مباحث غربی دانستند و برخی دیگر آن را پاسخ‌گویی به نیازهای بومیِ جامعهٔ ایرانی می‌دیدند. با این حال، هدف اصلی این نظریه، فراهم‌آوری فضای مشارکتی برای خوانشِ متن بود تا هر شهروندی بتواند در فرآیند فهمِ متن دینی سهیم باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد در کنار مزایا، با چالش‌های جدی‌تری از جمله خطر نسبی‌انگاری هرمنوتیکی مواجه شد که در برخی مواقع نیازمند بازنگری‌های جدید بود تا به تعادل بین «نیت مؤلف» و «دلالت‌های نگارشی-اجتماعی» برسد. در چنین چارچوبی، قبض و بسط به‌تدریج به‌عنوان ابزاری برای بازنماییِ معنای متن، و نه تنها به‌عنوان ترجمهٔ آرای غربی، در نظر گرفته شد.

درک نویسنده‌محور از فهم دینی و مفهوم «مرگ مؤلف»

در بررسی‌های انتقادی، برخی منتقدان بر این باورند که قبض و بسط با ادعای «خواننده‌محوری» به نوعی به مرگ مؤلف انجامیده است؛ اما آنچه به‌خوبی روشن می‌شود این است که این رویکرد، درک تازه‌ای از نسبت میان متن و مخاطب ارائه می‌دهد و می‌کوشد تا مرزهای مفسران رسمی را گسترش دهد. برخی سخنانِ مخالفان اما نشان می‌دهد که این نظریه می‌تواند به ترجمهٔ آرای غربی تعبیر شود. با این وجود، برای بسیاری از اندیشمندان ایرانی، قبض و بسط حالتی بومی و رویکردی پیشرو است که گفتمانِ دینی را با عقلانیتِ اجتماعیِ زمانِ خودش گره می‌زند.

موضع میهن‌دوستانه و استقلال فکری در مواجهه با “دیکتاتوری جوّ”

اما در کنار بحث‌های نظری، نمی‌توان از کنار موضع سیاسی-اجتماعی عبدالکریم سروش به‌سادگی گذشت. در ماه‌های اخیر، موضع میهن‌دوستانهٔ وی در مواجهه با فضای جنگیِ ۱۲ روزه نشان داده است که او اسیر دیکتاتوریِ جوّ نمی‌باشد و از استقلال فکری برخوردار است. در مواجهه با هیجاناتِ اجتماعی، او به‌طور مستقل از فشارهای رسانه‌ای و رسانه‌های وابسته به خارج، به بازتاب واقعیت‌ها و تحلیل‌های خود پرداخته است. این رویکرد در شرایط بحرانیِ امنیتی-اجتماعی، نمادی از پایبندی به اصول و حفظ تمامیتِ سرزمینیِ ایران است. به گزارش تیم آرشیو کامل، در این دورهٔ دشوار، سروش با رفتاری روشن و مستقل، از جایگاهِ یک تفکر میهن‌دوستِ مستقل دفاع کرده و حاضر نیست استقلال فکریِ ملت را با وعده‌های ظاهرفریب معامله کند. در این راستا، جملاتی مانند «سخت‌تر از گرفتار نیامدن در دیکتاتوریِ حاکمیت، اسیر نشدن در دیکتاتوریِ جوّ است» به‌وضوح نشانگر این جهت‌گیری‌اند. این گزاره‌ها در قالب تحلیل‌های رسانه‌ای و فرهنگی-اجتماعی مطرح شدند و پاسخ‌های گسترده‌ای را در میان دوست‌داران و منتقدان برانگیختند.

تحلیل یک پاراگرافی از خبر (H3)

در نهایت، پرداخت به نظریه قبض و بسط رویکردی بوده که می‌تواند فهم ما از دین را در سطحی تازه قرار دهد، اما به موازات آن، استقلال فکری در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی اهمیت دارد تا بتوان ارزش‌های ملی و حیثیت فرهنگی را با استفاده از منطق و عقلانیتِ زمانِ حال حفظ کرد. این تحلیل باید با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران و اصول اخلاقیِ منطبق با امنیت و ثبات کشور انجام شود و هیچ‌گونه جهت‌گیری سیاسیِ مخالف نظام را برنمی‌تابد؛ با این وجود، می‌توان در حوزه‌های اجرایی-غیرسیاسی از نقدهای نقادانه استفاده کرد تا کارآمدیِ سازوکارهای فرهنگی و اجتماعی در فضای عمومی ارتقا یابد.

خلاصه و نتیجه‌گیری

براساس گزارش‌های موجود و مطالعهٔ تطبیقی، قبض و بسط همچنان به‌عنوان چراغ راهِ فهم دین در ایرانِ پساِنقلابی مطرح است؛ اما از سویی دیگر، رویکردهای خواننده‌محور به معنای پذیرشِ تفاوت‌های فکری و انعطاف‌پذیری جامعه است که می‌تواند به تقویتِ گفت‌وگوی عمومی و مشارکتِ مدنی بیانجامد. با این حال، در دورهٔ بحران‌های امنیتی-اجتماعی، حفظِ انسجامِ ملی و پرهیز از تسویه‌حساب‌های غیرضروری، رسالتِ علمی و فرهنگی است که باید با همتِ پژوهشگران و نخبگانِ فکری دنبال شود. این رویکردِ ترکیبی می‌تواند به‌عنوان یک راهبردِ پایدار برای فهمِ دین در ایرانِ امروز مورد توجه قرار گیرد و به تعادل بین گشودگیِ فکری و حفظِ وحدتِ ملی کمک کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این چالش همچنان ادامه دارد و نیازمند تعمیقِ گفت‌ وگوی علمی با رعایتِ چارچوب‌های قانونیِ کشور است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا