نابرابری جهانی ۲۰۲۶ و پیامدهای آن برای ایران: ثروت در دست گروهی محدود و اثرات آن بر آموزش و مشارکت زنان

بررسی گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ و بازتاب آن در ایران

در هفته‌های اخیر، گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶ منتشر شده است که تصویری روشن از تمرکز شدید ثروت و قدرت در دست یک اقلیت جهانی ارائه می‌دهد. این گزارش که با همکاری بیش از ۲۰۰ پژوهشگر، از جمله اقتصاددانان مطرح مانند توماس پیکتی، تهیه شده است، نشان می‌دهد که توزیع درآمد و ثروت به شکل قابل توجهی متمرکز است و این تمرکز با شکاف‌های جنسیتی و آموزشی عمیق‌تر می‌شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این پژوهش تأکید می‌کند نابرابری تنها نتیجه نیروهای بازار نیست، بلکه نتیجه تصمیمات سیاستی و نهادی است که به شکل سیستماتیک در طول دهه‌ها بازتولید شده‌اند. برآیند گزارش حاکی از این است که جهان به‌سختی در مسیر تقلیل نابرابری گام برمی‌دارد و بدون اراده سیاسی برای بازتوزیع منابع، این روند تشدید خواهد شد.

در سرتاسر جهان اختلاف ثروت به شکل چشمگیری افزایش یافته است: پایه‌های ثروت در دست دهک‌های بالا متمرکز است. بر اساس نتایج گزارش، دهک بالا حدود ۷۵ درصد ثروت جهانی را در اختیار دارد، در حالی که نیمی از جمعیت پایین جامعه کمتر از دو تا چهار درصد ثروت ملی را در اختیار دارند. این نابرابری نه تنها از منظر اقتصادی بلکه از منظر حقوق بر پایه فرصت‌ها نیز به چشم می‌خورد و به ثبات اجتماعی آسیب می‌زند. در ایران نیز داده‌های ارائه‌شده نشان می‌دهد که سهم دهک‌های بالادست از درآمد ملی و ثروت، به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی است. به گزارش گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶، حدود ۱۰ درصد پردرآمدترین جهان بالغ بر ۴۶ درصد از درآمد ملی و بیش از ۶۳ درصد از ثروت را در اختیار دارند که این نسبت نشان‌دهنده تمرکز غیرمتمرکز ثروت است. این اعداد نشان می‌دهند که شکاف بین طبقات اقتصادی به‌ویژه بین طبقه متوسط و پایین با سرعتی فراتر از سطح رشد اقتصادی معمولی در حال گسترش است.

یکی از نکات کلیدی گزارش، تمرکز ثروت در کنار شکاف‌های جنسیتی است. در ایران، با وجود سطح بالای تحصیل در میان زنان، مشارکت آنان در بازار کار پایین است. به‌گزارش جهانی ۲۰۲۶، زنان در سطح جهان تنها یک‌سوم از درآمد نیروی کار را به دست می‌آورند و این بدان معناست که حضور زنان در اقتصاد به‌روش‌های متنوع اما هنوز محدود باقی می‌ماند. در خاورمیانه نیز این شکاف جنسیتی شدید است و نرخ مشارکت زنان در بازار کار به مرور زمان کاهش یافته یا به ثبات رسیده است. در ایران، گزارش‌ها نشان می‌دهد که نرخ مشارکت زنان در بازار کار به حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد می‌رسد—میزانی که نشان از رکود بلندمدت یا موانع ساختاری در ورود زنان به اشتغال دارد. این مطلب به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که به‌رغم سطح بالای تحصیل و مهارت‌های زنان، فرصت‌های شغلی مؤثر و پرداخت حقوق برابر با مردان کمتر فراهم می‌شود. این پدیده گویی نتیجه ترکیبی از کار unpaid در خانه، کمبود فرصت‌های اشتغال مناسب و موانع فرهنگی و نهادی است که در بسیاری از کشورها وجود دارد.

در گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶، شاخص‌های آموزشی نیز به صورت گسترده بررسی می‌شود. هزینه‌های آموزشی برای کودکان و جوانان در سطح جهانی با تفاوت‌های فاحشی روبه‌رو است؛ برای نمونه، میانگین هزینه آموزشی هر کودک در آفریقا حدود ۲۲۰ یورو است، در حالی که در اروپا و آمریکای شمالی این رقم به بیش از ۷٬۴۰۰ تا ۹٬۰۰۰ یورو می‌رسد. این تفاوت‌ها باعث می‌شود فرصت‌های آموزشی برای کودکان طبقات پایین جامعه نسبت به همسالان ثروتمندتر گران‌تر و محدودتر باشد و آینده نسل‌ها را به شکل نامتقارن رقم بزند. در ایران نیز با وجود سیستم آموزشی مناسبی نسبت به برخی کشورها، این فاکتور می‌تواند به‌طور غیرمستقیم به تقویت فقر آموزشی منجر شود؛ به‌خصوص زمانی که ورودی‌های دانشگاهی از دهک‌های پایین کمتر از سهم مناسب است. برای نمونه، در گزارش‌های کنکوری سال‌های اخیر، ورودی‌های دانشگاه‌های سطح بالای کشور از جمله دانشگاه شریف نشان می‌دهد که سهم ورودی‌های دانشگاهی از دهک‌های پایین نسبتاً پایین است و این مسأله خود نشان‌دهنده وجود فشارهای اقتصـادی و اجتماعی برای بهره‌مندی از آموزش باکیفیت است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته به‌وضوح نشان می‌دهد که آموزش گاهی به کالایی گران‌قیمت برای قشر مرفه تبدیل می‌شود و عدالت آموزشی به شکل قابل توجهی به‌خاطر تفاوت‌های درآمدی و فرصت‌ها تضعیف می‌شود.

گزارش World Inequality Report 2026 همچنین به رابطه بین ثروت و تغییرات اقلیمی اشاره می‌کند. ثروتمندان با دارایی‌های بیشتر و سهم بالاتر در مالکیت، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم بیشترین انتشار گازهای گلخانه‌ای را ایجاد می‌کنند، در حالی که فقرا بیشترین آسیب را از پیامدهای تغییر اقلیم تحمل می‌کنند. این پدیده نشان می‌دهد که بحران اقلیمی نیز به‌طور غیرمتوازن بین گروه‌های اجتماعی پدید می‌آید و باعث می‌شود که فقیرترین افراد با کمترین مسئولیت در ایجاد بحران، بیشترین هزینه‌ها را پرداخت کنند. در ایران، با وجود سهم کم‌نزدیک از انتشار نسبت به ثروتمندان غربی، تغییرات اقلیمی و اثرات آتی آن می‌تواند با توجه به ساختار اقتصادی داخلی، در قالب هزینه‌های اضافی برای اقشار کم‌درآمدی تشدید شود. این واقعیت‌ها، به‌ویژه در بخش‌های مسکن و زمین و نیز دسترسی به منابع و اراده‌های سیاسی برای اصلاح ساختارهای اقتصادی، اهمیت راهبردی پیدا می‌کند.

در پایان، گزارش تأکید می‌کند که کاهش نابرابری تنها با اقتصاد بازتوزیعی امکان‌پذیر است. بازتوزیع منابع، اصلاح نظام مالیاتی، سرمایه‌گذاری اجتماعی در بهبود دسترسی به آموزش، سلامت و حمایت‌های اجتماعی، و همچنین تقویت عملکردهای دولتی برای کاهش فساد، می‌تواند به کاهش این شکاف‌ها کمک کند. این راهکارها در زمینه‌های اجرایی اما غیرسیاسی و امنیتی، قابل پیگیری است و می‌تواند به شکل‌های مختلف در سیاست‌های ملی ایران نیز بازتاب یابد. به گزارش هم‌میهن و سایر منابع، این تحلیل‌ها به‌طور مشترک بیان می‌کنند که نابرابری، یک نتیجه طبیعی نیست بلکه محصول انتخاب‌های سیاسی است که می‌تواند با اراده سیاسی و یکپارچه‌سازی سیاست‌ها تغییر یابد. بر این مبنا، توجه به عدالت در توزیع منابع و بهبود کارایی سیاست‌های آموزشی، مالیاتی و اجتماعی می‌تواند به پدید آمدن جامعه‌ای با فرصت‌های برابرتر منجر شود.

در ادامه، گزارشی مختصر از نکات کلیدی گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶ ارائه می‌شود:

  • تمرکز ثروت: ۱۰ درصد بالای جامعه نزدیک به ۷۵ درصد ثروت جهان را در اختیار دارند؛ نیمی از جمعیت پایین جامعه کمتر از ۴ درصد ثروت ملی را در اختیار دارند.
  • ایران و توزیع ثروت: دهک‌های بالای درآمدی سهمی بیش از ۴۶ درصد از درآمد ملی را دارند و ثروت عمدتاً از طریق دارایی‌ها و رانت تخصیص می‌یابد.
  • شکاف جنسیتی: زنان به‌رغم تحصیل بالا، به دلیل کار خانگی بدون مزد و موانع ساختاری، سهم اندکی از اقتصاد دارند؛ میانگین جهانی حول یک سوم درآمد نیروی کار است و در خاورمیانه کمتر از این مقدار می‌باشد. در ایران، نرخ مشارکت زنان در بازار کار حدود ۱۳ تا ۱۴ درصد گزارش می‌شود.
  • هزینه‌های آموزشی: شکاف هزینه آموزشی بین قاره‌ها بسیار زیاد است؛ آفریقا حدود ۲۲۰ یورو، اروپا و آمریکای شمالی حدود ۷٬۴۰۰ تا ۹٬۰۰۰ یورو در سال است.
  • تأثیر اقلیم و سرمایه: ثروتمندان با دارایی‌های سنگین، سهم بیشتری در انتشار گازهای گلخانه‌ای دارند، در حالی که فقیرترین افراد بیشترین آسیب را تحمل می‌کنند.

تحلیل اجرایی-اقتصادی درباره ایران

با توجه به یافته‌های گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶ و نکات مطرح‌شده، راهبردهای اجرایی برای ایران باید بر بازتوزیع منابع و شکل‌دهی به فرصت‌های عادلانه متمرکز شود. در ایران، ایجاد تعادل بین افزایش دسترسی به آموزش با کیفیت و کاهش فقر آموزشی از طریق سیاست‌های حمایتی مستقیم و غیرمستقیم می‌تواند به بهبود شرایط ورود به دانشگاه‌ها برای دهک‌های پایین منجر شود. همچنین، اصلاحاتی در نظام مالیاتی، به‌ویژه گام‌های هدفمند برای کاهش فرار مالیاتی و سودهای رانتی در اقتصاد، می‌تواند به کاهش تمرکز ثروت کمک کند. از نظر جنسیتی، تقویت فرصت‌های اشتغال زنان، ایجاد محیط کار دوستانه خانواده و پرداخت حقوق برابر می‌تواند به افزایش مشارکت آنان در بازار کار کمک کند. اما در عین حال باید از هرگونه تغییر که ممکن است امنیت اجتماعی یا وحدت جامعه را به خطر اندازد پرهیز کرد و سیاست‌های اجرایی را به گونه‌ای طراحی کرد که به‌طور تدریجی و با نظارت قوی از نظر اجتماعی پذیرفته شوند. به‌کارگیری داده‌های مبتنی بر شواهد، شفاف‌سازی منابع مالی و ایجاد سازوکارهای پاسخ‌گویی عمومی، می‌تواند به تقویت مشروعیت سیاست‌های کاهش نابرابری و اعتماد عمومی بین مردم و دولت کمک کند.»

به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیل‌ها و یافته‌ها می‌تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست‌گذاران و مدیران اجرایی کشور باشد تا با اصلاحات مشخص، از جمله بهبود دسترسی به آموزش، تقویت سیستم مالیاتی عادلانه‌تر و افزایش فرصت‌های اشتغال برای زنان، به سوی کاهش شکاف‌های اقتصادی، آموزشی و جنسیتی گام بردارند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا