روی صحنه با روایتی نو از زندگی هلن کلر
به گزارش تیم آرشیو کامل، نمایش تازهای در بخش نوجوان سیامین جشنواره بینالمللی کودک و نوجوان همدان به سردبیری علیرضا تاجیک با محوریت زندگی هلن کلر به صحنه میآید. این اثر که با نام «لمس» شناخته میشود، روایت شخصی دختر نوجوانی است که در دوران کودکی از دست دادن بینایی و شنوایی و همچنین قدرت سخن گفتن را تجربه میکند. معلمی که از همان آغاز مسیر آموزشی او را همواره همراهی میکند، در طول نمایش با کشمکشها و چالشهای آموزشی مواجه میشود و در نهایت به یک تغییر بنیادین در زندگی این کودک منجر میشود.
در گفتوگو با رسانههای خبری، علیرضا تاجیک نویسنده و کارگردان این اثر توضیح میدهد که قصد داشته با استفاده از داستانی کلاسیک و الهام گرفته از زندگی هلن کلر، موضوعی را بیان کند که برای نوجوانان امروز دارای اهمیت است: امید به آینده و اراده برای غلبه بر محدودیتها. او میگوید زندگی هلن کلر برای من نمونهای از امید و اراده است؛ دختری که با وجود محدودیتهای جدی در مسیر رشد، با حمایت درست و انگیزه مناسب، به موفقیتهایی دست پیدا میکند. این پیام برای جوانان دوره ما از اهمیت بالایی برخوردار است.
وی در ادامه اضافه میکند که روایت ما به گونهای طراحی شده که نوجوانان امروز با چالشهای عاطفی و روانی روبهرو هستند و باید به آنها به عنوان نسل آینده توجه شود. تاجیک تأکید میکند که وجود یک معلم یا الگوی مثبت در کنار شخصیت اصلی، میتواند مسیر زندگی او را به سمت توسعه و یادگیری هدایت کند و این موضوعی است که در جامعه امروز به شدت به آن نیاز داریم. از دیدگاه اجرایی، کارگردان از فرمها و رویکردهای خلاقانهای بهره برده است تا مخاطب نوجوان را از طریق ترکیبی از فانتزیهای بصری و شخصیتپردازیهای دقیق، درگیر روایت کند. او با اشاره به فضای پرسرعت امروز و حضور ابزارهای متنوع سرگرمی در رسانههای اجتماعی، تأکید کرد که تئاتر هم باید بهروز باشد و از زبانهای تازهای استفاده کند تا پیام آموزندهاش به عمق ذهن نوجوانان نفوذ کند.
تاجیک در بخش دیگری از مصاحبه خود به اهمیت «الگوها» و نقش همراهان درست در زندگی نوجوانان اشاره میکند و میگوید که در روایت ما، معلمی باهوش و دقیق در کنار هلن کلر قرار میگیرد و همین عامل میتواند مسیر زندگیشان را تغییر دهد. به گفته او، بسیاری از نوجوانان امروزی به دلیل کمبود همراهان درست یا نبود الگوهای قابل اعتماد، به سمت مسیرهای ناسالم و گمراهکننده میروند. با این حال، در این نمایش سعی شده است که آموزش به شکلی جذاب ارائه شود تا پیام به شیوهای کارآمد به ذهن مخاطب منتقل گردد. تاجیک توضیح میدهد که نمایش از تکنیکهایی استفاده میکند که نکتهسنجی را در مخاطب ایجاد میکند، اما در عین حال از شوخیهای سطحی یا شخصیتهای سخیف پرهیز شده تا اثر تنها تفریحی نباشد و برای ذهن مخاطب پیامآور بماند.
ناظر اجرایی جشنواره، با اشاره به رویکردهای نوین در طراحی و اجرای نمایش، توضیح میدهد که کارگردان با رویکردی هدفمند و مخاطب-شناس عمل کرده است تا کودکان و نوجوانان بتوانند به زبان ساده با مضامین متعهدانه ارتباط برقرار کنند. تاجیک معتقد است که نوجوانان امروزی زمان محدودی برای رسیدن به پاسخهای کوتاه دارند و بنابراین نمایش باید به شیوهای سریع و مؤثر اطلاعات را منتقل کند تا زمانی که مخاطب در سالن حضور دارد، به درک عمیقتری از مفاهیم دست یابد. در این زمینه، او از طراحی صحنه، نورپردازی و موسیقی متن استفاده کرده است تا حس همدلی و امید را در بیننده تقویت کند.
همزمان با حضور در همدان، این اثر یکبار دیگر به مسئله اهمیت آموزش و پرورش نسل آینده میپردازد و با پاسخ به سؤالهایی مانند نقش مدرسه و خانواده در شکلدهی شخصیت نوجوان و اهمیت همراهی بزرگسالان، سعی دارد بینندگان را به تفکر درباره جایگاه آموزش عملی و نظری در زندگی روزمره ترغیب کند. جشنواره حقیقتاً با شعار «کودک امروز، روایت تازه، صحنه فردا» به کار خود ادامه میدهد و مخاطبان داخلی و خارجی را به دیدن نمایشهای تازه دعوت میکند. ۱۴ تا ۲۰ آذر ۱۴۰۴ در شهر همدان زمان برگزاری این رویداد است و حضور گروههای نمایشی مختلف، از داخل و خارج کشور، به جشنواره رنگی چندلایه داده است. تجربهای که به گفته تهیهکنندگان و کارگردانان، علاوه بر سرگرمی، میتواند فرآیندهای فکری مخاطبان را تغییر دهد و به تقویت رویکردهای آموزشی و تربیتی در جامعه کمک کند.
به گزارش تیم آرشیو کامل، حضور فعالانه نوجوانان در این جشنواره به شکل قابل توجهی نشان میدهد که چگونه تئاتر کودک و نوجوان میتواند به عنوان یک ابزار تربیتی کارآمد، با رویکردهای آموزشی و پرورشی همسو شود و در عین حال فراتر از یک نمایش صرفاً تفریحی به یک تجربه ماندگار برای نسل جوان تبدیل گردد. این رویکرد همسو با نیازهای امروز جامعه است که به دنبال ارتقای سطح آگاهی عاطفی و اجتماعی نوجوانان است و از این منظر، نمایش «لمس» میتواند به سرعت به یکی از رویدادهای شاخص تئاتر کودکان و نوجوانان در ایران بدل شود. در پایان، کارگردان با بیان اینکه امیدوار است همچنان نمایشهایی تولید شود که به جای تکرار شعارهای سطحی، تجربهای واقعی و مفید برای این نسل بسازد، به آینده درخشان این هنر در ایران اشاره میکند.
تحلیل یک پاراگرافی با نگاه به چارچوب اجرایی و قانونی در ایران
تفسیر این اثر در بستر فرهنگی-اجتماعی ایران نیازمند توجه به چارچوبهای قانونی و آسیبشناسی اجرایی آثار کودک و نوجوان است. با توجه به چارچوبهای فرهنگی و اخلاقی کشور، نمایشهایی که به زندگی افراد برجسته تاریخی و توانمندهای انسانی میپردازند، باید از لحاظ ارزیابی محتوایی با معیارهای مقاوم در برابر فشارهای گروههای مختلف جامعه همسو باشند و به هیچ وجه به مباحث سیاسی یا امنیتی وارد نشوند. این نمایش که بر محور امید، اراده و یادگیری قرار دارد، از منظر حقوق کودک و نوجوان، میتواند به عنوان یک روایت آموزشی-سینمایی مطرح گردد، به شرط اینکه قالب ارائه پیامها با زبان ساده و با احترام به ارزشهای خانوادگی و اجتماعی تطبیق یابد. از منظر اجرایی، مهم است که تیم تولید با رعایت ملاحظات استانداردهای رفتاری و ایمنی روی صحنه کار کند، تا تجربه حضوری برای نوجوانان بیخطر و تأثیرگذار باشد. نکته دیگر، باید از رعایت حریم خصوصی و حقوق بازیگری کودکان و نوجوانان اطمینان حاصل شود و هرگونه نمایش با گروه سنی مناسب تدوین گردد. به عنوان نتیجه، این اثر میتواند بهعنوان نمونهای از آموزش از طریق هنر در نظر گرفته شود، به شرط اینکه از چارچوبهای رسمی و فرهنگی کشور فاصله نگیرد و پیام خود را به شیوهای سالم و سازنده منتقل کند.
