مقدمه: چرا اقتصاد انرژی ایران در برابر خود paradox دارد؟
در سالهای اخیر، اقتصاد استانهای بزرگ ایرانی نشان داده است که وجود ثروتِ خام و گردشِ مالیِ سنگین، به معنای تضمینِ اشتغالِ پایدار و توسعهی متوازن نیست. به گزارش تیم آرشیو کامل، خوزستان به عنوان یکی از قطبهای انرژی و صنایع مادر، با وجود داشتن جایگاهِ ویژه در اقتصاد ملی، همواره با معمایی جدی در حوزهٔ اشتغال و نرخ بیکاری روبهرو بوده است. این پدیده اما تنها به ترازِ اشتغال محدود نمیشود؛ بلکه به طور همزمان چالشهای ساختاریِ صنعتی را نیز آشکار میسازد. در این متن، با رویکردی تحلیلی و ساختارِ خبری، به بررسیِ این paradox و پیامدهای آن برای زیستبومِ اقتصادیِ استان میپردازیم و با مرورِ دادههایِ منطقهای و مقایسهای، به پرسشِ اصلی پاسخ میدهیم: چگونه استانی با ظرفیتِ گردشِ مالیِ بالا و ارتباطِ گسترده با صنایعِ بزرگ، میتواند با چالشهای درونیِ اشتغال و فقدانِ بدنهٔ میانی اقتصاد مواجه باشد؟
پسزمینهٔ اقتصادِ خوزستان و جایگاهِ GDP در تراز ملی
با مرورِ جایگاهِ اقتصادیِ خوزستان در کشور، روشن میشود که این استان علیرغمِ برخوردار بودن از یکی از بزرگترین سبدهای انرژیِ ملی و حضورِ شرکتهای بزرگِ مادر، در تحققِ اشتغالِ پایدار و تشکیلِ یک بدنهِ میانیِ اقتصادِ کارآمد ناکام مانده است. دکتر سید یحیی میرزایی، رئیسِ پارک علم و فناوری خوزستان، در سخنانش به این نکته اشاره کرد که استان صاحبِ دومین تولید ناخالص داخلی (GDP) کشور است و ضریب نفوذِ صنایعِ بالادستی در استان بالا است. اما او با تأملی آماری پرسشی کلیدی مطرح کرد: «چگونه ممکن است استانی با این حجمِ گردشِ مالی و ثروت، در کنارِ چالشهایِ جدیِ اشتغال و بیکاریِ بالا قرار بگیرد؟» این پرسش صرفاً اقتصادی نیست بلکه به ساختارِ صنعتیِ استان نیز مربوط میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، «ساختار نامتوازنِ صنعتی» به عنوان حلقه مفقودهٔ این زنجیره معرفی میشود و نشان میدهد که کنترلِ اقتصادِ استان به دستِ «۵ صنعتِ ملی» است، در حالی که بدنهٔ میانی اقتصاد به شکلِ مطلوب شکل نگرفته است. در این جا مقایسهٔ مفهومی با رویکردِ اقتصادِ دانشبنیان و صنایعِ خلاق، میتواند نقشی کلیدی ایفا کند.
مقایسهٔ استانی با فارس: تفاوتها در بدنهٔ میانی اقتصاد
در توضیحاتِ میرزایی، منطقهٔ فارس به عنوان نمونهای قابلِ مقایسه معرفی میشود. فارس اگرچه فاقدِ صنایعِ عظیمِ بالادستیِ خوزستان است، اما توانسته است با تمرکز بر توسعهٔ زیستبومِ شرکتهای خرد و متوسط صرفنظر ازِ صنایعِ سنگین، به شکلِ قابلِ توجهی شبکهای از بیش از ۴۵۰۰ شرکتِ خرد و متوسط را در شهرکهای صنعتی و در کنارِ ۵۰۰ تا ۶۰۰ شرکتِ دانشبنیان فعال نگه دارد. این در حالی است که خوزستان با وجودِ حضورِ پنج صنعتِ بزرگِ ملی، تنها حدودِ ۱۸۷۰ شرکت در شهرکهای صنعتی، حدودِ ۴۷۰ شرکت در پارکِ علم و فناوری و نزدیکِ ۱۰۰ واحد فناور در دانشگاهها دارد. بدین ترتیب، مدیریتِ ۵ صنعتِ ملی با کمتر از دو هزار شرکتِ کوچک و متوسط، شکافِ عمیقی در زنجیرهٔ ارزش ایجاد کرده است که به غیبتِ بدنهٔ میانی و کمبودِ شرکتهایِ سطحِ متوسط منجر میشود. این تفاوتِ ساختاری، کمتر از هر چیز، به تجربهای اجرایی تبدیل میشود که بر درآمد و اشتغالِ استان اثر میگذارد و نشان میدهد که «تئوریکِ اقتصادِ پیشرفته» با «عملِ اقتصادِ جاری» فاصله دارد.
صنایعِ خلاق و اقتصادِ نرم؛ گنجِ پنهان در هیاهویِ صنایعِ بزرگ
یکی از محورهای کلیدیِ گفتوگوهایِ علمی در رویداد سدرا، توجه به صنایعِ خلاق و فرهنگی است. دکتر میرزایی با بیانِ این که ۶۰ تا ۷۰ درصد ظرفیتِ پارکِ علم و فناوری را به سمتِ صنایعِ سختافزاری اختصاص دادهاند، از غفلتِ تاریخی نسبت به فناوریهای نرم سخن میگوید و میافزاید که صنایعِ خلاق شامل بازیسازی، اسباببازی، گردشگری، میراث فرهنگی و صنایعِ دستی هستند که در اقتصادِ جهانی ارزش افزودهٔ بالایی ایجاد میکنند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این دسته از صنایع گاه از درآمدهایِ صنایعِ سنگین و فنی پیشی میگیرند و قادرند با ایجادِ هستههای فناور کوچک، اشتغالِ پایدار و توزیعِ ثروت را به شکلِ عادلانهتری پخش کنند. بدین ترتیب زیستبومِ استان کهنه بهسرعت میتواند با تقویتِ این گروهِ صنایعِ خلاق از حالتِ صرفِ منابعِ طبیعی عبور کند و به اقتصادِ دانشبنیان نزدیک شود. نکتهٔ مهم این است که این تغییرِ جهت، نیازمندِ همافزاییِ نهادی و تغییرِ رویکردِ اجرایی بهسودِ فناورانِ کوچک و-middle است.
سدرا: رویدادی برای همافزایی و تحولِ اقتصادیِ فرهنگی
رویدادِ سدرا به عنوان یک گامِ عملی برایِ شناسایی و شبکهسازیِ زیستبومِ صنایعِ خلاق و فرهنگیِ خوزستان معرفی شد. این رویداد با مشارکتِ پارک علم و فناوری و سازمان بسیج علمی، پژوهشی و فناوری استان برگزار شد و به عنوانِ پیشلرزهای برای نخستین جشنواره ملی صنایع خلاق و فرهنگی ایران محسوب میشود. حضورِ فعالانِ این حوزه در سدرا را میتوان نشانهای از تشنگیِ فعالانِ استانی برای تحولِ اقتصادی دانست. از منظرِ سیاستگذاریِ اجرایی، این تجربه مدلِ همافزاییِ نهادی برای پر کردنِ خلاء میانِ صنایعِ بزرگ و بدنهٔ میانی اقتصاد است و میتواند به طراحیِ بستههای حمایتیِ هدفمند برای SME ها منجر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، رویداد سدرا نشان میدهد که همافزاییِ میان پارک علم و فناوری و سازمان بسیج میتواند به هدایتِ هستههای فناورِ کوچک در حوزههای نرم و فرهنگی کمک کند و وارد مرحلهٔ اجراییِ ظرفیتسازی شود.
در مسیرِ گذار: از اقتصادِ تکمحصولی به اقتصادِ نوآور
مسیرِ گذار از «اقتصاد تکمحصولی» به «اقتصادِ نوآور» و «اقتصادِ دانشبنیان» نیازمند تدوینِ یک نقشهٔ میانی است که بتواند با ایجادِ زیرساختهایِ لازم برای SMEها، شرکتهایِ دانشبنیان و هستههای فناورِ کوچک، ارزشِ افزودهٔ بالاتری را در استان ایجاد کند. در این راستا، بهبودِ کاراییِ زنجیرهٔ تامین، جذبِ سرمایهگذاریِ کارآمد، و ایجادِ شبکههایِ همکاری بینِ بخشِ خصوصی، دانشگاهی و پژوهشی ضروری است. همچنین، توجه به صنایعِ فرهنگی و خلاق به عنوان یک اُرگانِ اقتصادیِ نرم میتواند به تعادلِ رشدِ اقتصادی و کاهشِ فشارِ بر صنایعِ سنگین منجر شود. این تغییرِ رویکرد، بدونِ ترویجِ هیچ رویکردِ سیاسی یا امنیتی، بهبودِ کارآییِ اقتصادیِ استانی را دنبال میکند.
تحلیلِ اجرایی: الزاماتِ بدنهٔ میانی و سازوکارهای عملیِ توسعه
تحلیلِ نقادانه دربارهٔ اجرای مدلهای توسعهٔ اقتصادی و الزاماتِ بدنهٔ میانی
اگر بخواهیم به یک نتیجهٔ اجرایی دست یابیم، باید به ساختارِ اقتصادیِ استان از منظرِ بدنهٔ میانی نگاه کنیم. پارادایمِ حاضرِ اقتصادیِ خوزستان بدون شک دارایِ ظرفیتِ بزرگی است، اما نتیجهٔ عملیِ این پتانسیل به میزانِ کارآمدیِ بدنهٔ میانیِ اقتصاد مربوط میشود. وجودِ ۱۸۷۰ شرکتِ در شهرکهای صنعتیِ استان، در کنارِ ۴۷۰ شرکتِ در پارکِ علم و فناوری و تنها حدودِ ۱۰۰ واحد فناور در دانشگاهها، نشان میدهد که زنجیرهٔ ارزشِ استان بهصورتِ قابلِ توجهی از سطحِ شرکتهایِ کوچک و متوسطِ فعالِ میانی تهی است. بنابراین، نیازمندِ طراحیِ بستههای حمایتیِ هدفمند برای SMEها بهمنظورِ پرکردنِ این خلاء است؛ بهعبارتِ دیگر، ارتقایِ عملکردِ بدنهٔ میانی اقتصادی بهطورِ مستمر میتواند نقشِ خلاقیتِ فرهنگی و فناوریِ نرم را افزایش دهد و به گذر از اقتصادِ تکمحصولی به اقتصادِ دانشبنیان کمک کند. اجرایِ این مدل، اما مستلزمِ چند شرطِ کلیدی است: نخست، ایجادِ اکوسیستمِ همافزایی با حضورِ دانشگاهها، پارکهای علمی و فناوری، و بخشِ خصوصیِ نوآور؛ دوم، احداثِ و بهروزرسانیِ زیرساختهایِ مالی و سرمایهگذاری برای SMEها؛ سوم، ایجادِ بستریِ قانونی و سیاستیِ پشتیبان که ریسکِ سرمایهگذاریِ کوچک را کاهش دهد و کارآییِ فرایندهایِ تجاری را ارتقا دهد. رویداد سدرا و گفتوگوهایِ انجامشده نشان میدهد که همافزاییِ نهادی میتواند مقدمهٔ یک حرکتِ جهادی برای حمایتِ از هستههای فناورِ کوچک در حوزههای نرم باشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این همافزایی میتواند به ایجادِ گذارِ پایدار از اقتصادِ تکمحصولی به اقتصادِ نوآور کمک کند و سهمِ صنایعِ خلاق در سبدِ اقتصادیِ خوزستان را افزایش دهد. در نهایت، انتظار میرود که استان بتواند علاوه بر پایتختِ انرژی، به قطبِ صنایعِ فرهنگی و خلاق کشور نیز تبدیل شود و این تحول، به تقویتِ امنیتِ اقتصادیِ منطقه منجر گردد.
به طور خلاصه، پارادوکسِ توسعه در قلبِ انرژی ایرانْ با وجودِ ظرفیتِ بالایِ تولیدِ ناخالص داخلی و گردشِ مالیِ گسترده، با چالشهایِ عمدهای در زمینهٔ ایجادِ بدنهٔ میانیِ اقتصاد، و نیز تمرکزِ بیش از حدِ سرمایه بر صنایعِ بزرگ مواجه است. رویکردِ مبتنی برِ صنایعِ خلاق و فناوریِ نرم، در کنارِ بهبودِ زیرساختهایِ سرمایهگذاری و حضورِ مؤثرِ مراکزِ پژوهش و فناوری، میتواند مسیرِ گذار را هموارتر کند و به تداومِ رشدِ پایدار در استان منجر شود.
