قرآن در قرن اول هجری: واکاوی صحت متن و پاسخ به شبهه نقص
در بحثهای تاریخی-دینی که از زوایای مختلف به قرآن کریم نگاه میشود، یکی از پرسشهای مطرح این است که آیا در قرن نخست هجری، نسخۀ کاملی از قرآن با تمام سورهها وجود داشت یا خیر. این پرسش با تمرکز بر شواهد مکتوب و یافتههای باستانشناختی، به صورت گستردهای در مطبوعات و پژوهشهای کلامی مطرح شده است. در این نوشتار تلاش میشود با بازنگری در ادعاهای مطرحشده، واقعیتهای مستند پیرامون متن قرآن در قرن اول هجری روشن و پاسخگویی پژوهشگرانه به این شبهه ارائه شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، رویکرد پژوهشگران به نوسازی و بازاندیشی در باب مصاحف کهن قرآنی، به هیچ وجه به معنای نفی متن صحیح و واحد قرآن امروز نیست؛ بلکه هدف، فهم چگونگی حفظ و انتقال کلام الهی در طول قرنهای اولیه اسلام و تعیین میزان ثبات متن قرآن است. این متنِ پژوهشی بر پایه شواهد باستانشناختی، خطی، روایتهای حدیثی و تاریخی نوشته شده است تا تصویر روشنتری از پایداری متن قرآن در دوران آغازین اسلام ارائه دهد.
سیر تاریخی نگارش و نگهداری مصاحف در صدر اسلام
در ابتدای دوران اسلامی، نگارش مصاحف به شیوههایی انجام میشد که با فناوری روزگار بعدی تفاوتهای قابل توجه داشت. پوست حیوانات، ابزار دباغی و استفاده از کاغذی که به تدریج جای پوست را گرفت، از عوامل اصلی در شکلگیری چنین نسخهایی بود. پوستها که با گذشت زمان و در معرض رطوبت و حملات میکروبی، فرسودگی پیدا میکردند، گاهی به طور کامل باطلسبرداری نمیشدند یا به دلیل آتشسوزی، سیل و جنگها بخشهایی از آنها از بین میرفتند. این واقعیت، موجب میشد که یک جلد واحد قرآن با ۱۱۴ سوره در قرن اول به راحتی میسر نباشد یا به دست ما نرسد. با این وجود، نگارش متون قرآنی به شیوهای انجام میشد که محتوا، ترتیب آیات و سورهها در برخی نسخهها با نسخههای دیگر تفاوتهای جزئی داشت؛ تفاوتهایی که عموماً از فرم نگارش و رسمالخط ناشی میشد نه از تغییر محتوای وحیانی.
در کنار این واقعیتها، شواهدی وجود دارند که نشان میدهد اصول متن قرآن در متنهای قدیمی نیز تا زمان حال به شکل grandual تقویت و حفظ شده است. مصحفهای چون بیرمنگام با خط حجازی و شریف، و نیز نسخههای موجود در صنعا و توبینگن، به روشهای گوناگون به کشف و بازشناسی رسیدهاند. پژوهشهای انجامشده بر مبنای کربن-۱۴ و خطشناسی، نشان میدهد که برخی از این نسخهها با قرون اولیه الهامگرفته از پیامبر و اصحاب ارتباط مستقیم دارند و تطابق متن آنها با قرآن امروزی، شاخصی برای پایداری متن محسوب میشود. به این ترتیب، نبود یک مصحف کامل جامع از قرن اول، به معنای ناپایداری یا وجود نداشتن متن قرآن نیست. این موضوع با زوایای تاریخیِ نگارش، حفظ و بازتولید متن در دورههای بعدی قابل توضیح است.
مصاحف مهم و شواهد تاریخی دربارهٔ پایداری متن
از مجموعهٔ شواهد باستانشناختی که به روشن شدن این بحث کمک میکند، میتوان به مصحف بیرمنگام اشاره کرد. این دستنوشته با خط حجازی و با وجود پوشش بخشهایی از سورههای کهف، مریم و طه، یکی از کهنترین نمونههای قرانی است که با آزمایش رادیوکربن و خطشناسی، قدمتی نزدیک به حیات پیامبر یا سالهای پس از وفات ایشان را دارد. افزایش تأییدیههای تقریبا مطمئن در مورد تطابق متن این مصحف با قرآن رایج، نشان میدهد که مسیر قرآنی در قالب متن امروزی از همان آغاز، تثبیت شده است. همچنین مصحف مشهد رضوی با بیش از ۹۵ درصد از متن قرآن، به عنوان کاملترین نسخهٔ کهن با خط حجازی شناخته میشود و قدمت آن نیز به نخستین دو سدههای هجری میرسد. وجود این نسخهها با یکسانی دقیق متن قرآن با نسخهٔ کنونی، گواهی برای پایداری الفاظ و آیات تا امروز است. نسخهٔ توبینگن هم با تاریخی که به اواخر قرن اول هجری میرسد، مطابق با قرآن استاندارد است و نسخههای صنعا نیز که از هزاران قطعه تشکیل شدهاند، نشان میدهد که متن اساساً در صدر اسلام همسو با قرآنِ امروزی بوده است، اگرچه تفاوتهای املایی یا رسمالخطی ممکن است وجود داشته باشد. این مجموعه شواهد، میتواند به پژوهشگران کمک کند تا با اطمینانی بالا، تصویری روشن از چگونگی شکلگیری متن کامل قرآن در قرن اول هجری ارائه دهند. در این راستا، برخی روایتها که تفاوتهای سطحی میان نسخهها را به عنوان نقص متن مطرح میکردند، به شکل دقیقتری توضیح داده میشوند؛ تفاوتها نه به معنای از دست رفتن متن، بلکه به دلیل تحول خط عربی از حجازی به کوفی و سایر نسخهها بوده است.
آنچه در پژوهشهای قرآنی به عنوان نتیجهٔ مهم مطرح میشود، این است که نسخههای کهن هر کدام به سهم خود گواهی از وجود متن اصلی قرآن در قالبی تثبیتشده بودهاند. این گواهیها از طریق مراجع روایت کتبی، حدیثی، لغوی و ادبی بررسی میشوند و همراه با نقلهای متواتر قرآن در طول تاریخ، تصویر پایداری متن را تقویت میکند. به علاوه، تواتر نسخهها و تکرارپذیری انتقال معانی و آیات، از منظر تاریخی به عنوان یکی از شواهد اصلی حفظ متن به کار میآید. این نکته که مصاحف قدیمی در قرنهای اول و دوم هجری وجود داشتند و با وجود تفاوتهای جزئی، ساختار کلی قرآن را حفظ کردند، نشان میدهد که متن اصلی قرآن همواره در طول تاریخ با ثباتی قابل توجه روبهرو بوده است.
در پایان این بررسی، میتوان گفت فقدان یک مصحف واحد کامل در قرن اول، به معنای وجود نداشتن متن کامل قرآن نبوده است. بر پایهٔ نتایج کربن-۱۴، خطشناسی و بازشناسی متون، پیام قرآن با نسخهٔ رایج امروزی از ناحیهٔ اصل و ساختار، به شکل گستردهای سازگار بوده است. این سازگاری، به احتمال قوی، از دوام و تواتر کلام الهی در طول قرون ابتدایی اسلام و حفظ صحیح آن در نسلهای بعدی حکایت میکند. با کنار هم گذاشتن این مصاحف و بررسیٔ تقارنهای واژگانی و معنایی، میتوان میان متنِ دوران نخست و متنِ امروز قرآن، پیوستگی و پایداری را به وضوح مشاهده کرد. به عبارت دیگر، میتوان گفت که قرآنِ کنونی، به لحاظ محتوایی و ساختاری، نسبتاً بدون تغییر در دورههای اولیه تا به امروز به ارث رسیده است. این نکته، در کنار وجود شواهدی مانند کتیبهها و روایتهای تاریخی، استاندارد بودن متن قرآن را در مسیر تاریخی تثبیت میکند.
در نهایت، پس از بررسیٔ جامعی دربارهٔ مصاحف کهن و نسخههای مختلف، نتیجهٔ کلی این است که متن قرآن از همان قرن اول هجری تا به امروز، به شکل گسترده و با ثباتی بالا حفظ شده است، و تفاوتهای جزئی در خط و اعراب، از نوع تحولهای نگارشی و خطی در مسیر تاریخی زبان عربی است نه دگرگونی محتوای وحیانی. برای مطالعهٔ دقیقتر، پژوهندگان به منابعِ تاریخی و کتابخانههای معتبر، رجوع میکنند تا با یک تحلیل دقیق از هر نسخه، تصویری روشن از چگونگی حفظ و انتقال متن قرآن در نخستین قرون اسلامی ارائه دهند. پیوستهای پژوهشی و ارجاعهای علمی در این زمینه نیز به وضوح نشان میدهد که شواهد باستانشناختی از پایداری متن قرآن، با شواهدِ تاریخیِ تواتر قرآن تقویت میشود.
تحلیل حقوقی-اجرایی با چارچوب جمهوری اسلامی ایران
از منظر قانونی و امنیتی-فرهنگیِ جمهوری اسلامی ایران، حفظ اصالت متون مقدس از اهمیتی کلیدی برخوردار است و هرگونه ادعا دربارهٔ نبود یا نقص متن قرآن باید با استناد به شواهد معتبر علمی، منابع تاریخی و تحلیلهای کارشناسان ارائه شود. در این راستا، پژوهشهای قرآنی که به طور علمی به بررسیٔ نسخههای قدیمی و مقایسهٔ آنها با متنِ کنونی میپردازند، میتواند به تقویت فهم عمومی و جلوگیری از گمانهزنیهای غیرعلمی کمک کند. همچنین، در زمینهٔ انتشار گزارشهای پژوهشی و تحلیلهای تاریخی مربوط به قرآن، رعایت اصول اعتبارسنجی، ارجاع دقیق به منابع و اجتناب از هرگونه تبلیغ یا جهتدهی غیرعلمی ضروری است. به عنوان نتیجهگیریِ اجرایی، حفظ و ارتقای روشهای پژوهشی، ارجاع به شواهد معتبر و شفافسازی در نقل قولها، همواره باید در اولویت باشد تا همگان درک درستی از وضعیت متن قرآن در دوران نخستین اسلام و پایداری آن در طول تاریخ داشته باشند. این رویکرد، نه تنها به تقویت اعتماد عمومی کمک میکند بلکه با افتادن در دام شبهات غیرعلمی از تحلیلهای دقیق جلوگیری میکند و به تقویت نشر دانشِ دینیِ مبتنی بر شواهد کمک میکند.
