ریشههای اغتشاشات از نگاه مهاجرانی: نخبگان و فضای گفتوگو
به گزارش تیم آرشیو کامل، بررسی جدید از زاویهٔ نگاه عطاءالله مهاجرانی نشان میدهد که او بر ضرورت ایجاد فضای متعادل برای بیان اعتراض، اعتصاب و گفتوگو تأکید میکند تا فروپاشیِ زبان مشترک و شکستِ گفتوگوی سازنده رخ ندهد. این تحلیل که در گزارشی ترکیبی از سخنان منتشر شده در روزنامه ایران و توضیحات نوین او منتشر میشود، بر این نکته تأکید دارد که بدون وجود چنین فضایی، گفتوگو به سختی شکل میگیرد و حالتی تکراری و بینتیجه پیدا میکند. مهاجرانی همچنین اشاره میکند که در شرایط فعلی ایران فضای مناسب برای بیان اعتراض وجود ندارد و تظاهرات خودجوش شکل میگیرد که حالتی همانند سکته ناقص است؛ در این شرایط هیچ طرفی آماده نیست و هر اقدامِ اعتراضی به مجوزدهی و مسیر مشخص نیاز دارد. وزارت کشور، با ارزیابیِ جهتهای گوناگون، معمولاً مجوزهای لازم را در قالب محدودیتهای زمانی و مکانی صادر میکند تا اعتراض در چارچوبی امن و قابل پیشبینی برگزار شود. این تلخیص، به نحوی روشن نشان میدهد که تظاهرات بدون حضور احزاب، سازمانهای اجتماعی و صنفی و مردمنهاد، به تودهای بیشکل، مبهم و مضطرب تبدیل میشود؛ ترکیبی که از نگاه مهاجرانی برای دولت و جامعه قابلقبول نیست.
مهاجرانی با استفاده از تشبیه «تظاهرات یا اعتصاب» به بخارِ در حال جوش در ظرفی بسته، به شرحِ این که چگونه فشار اجتماعی میتواند به دلیل نبودِ راه خروجِ منطقی، به انفجار منجر شود، میپردازد. او توضیح میدهد که برای دیگِ جوشانِ جامعه، گشایشِ مسیرِ خروج و هدایتِ احساسات به سمت یک خروجی امن ضروری است تا سطح فشار کاهش یابد. در ادامهٔ این تحلیل، او به اهمیت ایجاد فضای گفتوگو میان گروههای مختلف جامعه اشاره میکند: طبقهٔ متوسط دانشگاهیان، بازاریان، پزشکان، مهندسان، وکلا، مدیران شرکتها، قضات و افسران نیروهای مسلح و به ویژه جوانان—که نسل آیندهٔ کشور را میسازند—باید نسبت به کشور و نظام دلبستگی و اعتماد داشته باشند. در این بخش، او به «امید» به آینده و رابطهٔ آن با ثبات اجتماعی تأکید میکند و توضیح میدهد که وضعیت اقتصادی، تورم و کاهش ارزش پول ملی میتواند این امید را تضعیف کند و به دغدغهٔ مهاجران و جوانان بدل شود که خانه و شغل و آیندهٔ خانوادگیشان در افقهای دور دست قرار گرفته است.
در این متن، مهاجرانی با بازنگری در رویدادهای تاریخیِ اعتراضات، به تفاوتِ میان سالهای ۹۸، ۴۰۱ و ۴۰۴ اشاره میکند و میگوید هر کدام از این دورهها ویژگیهای خاصی داشت. او تأکید میکند که در سال ۹۸ سازماندهیِ سیاسیِ نظامی بهطور کامل شکل نگرفته بود، اما این دوره از تلاشهای بینالمللی برای تغییرِ رویکردها نیز بیاثر نبود. در عوض، در سالهای بعدی، اندازهگیریِ دقیقِ واکنشها و کنترلِ خشونت بهتدریج افزایش یافت تا از گسترشِ آشوب جلوگیری شود. مهاجرانی مینویسد که این تجربهها نشان میدهد که ایجادِ فضای گفتوگو و حضورِ نخبگان و فعالان مدنی در شاخههای گوناگون، به تقویتِ اعتماد عمومی و مشروعیتِ سیاستها کمک میکند.
وی سپس به نقشِ نخبگان و پارادایمهای فرهنگی و علمی اشاره میکند. او بر این باور است که برای حفظِ پایداریِ ملی، حضورِ احزاب واقعی و انجمنهای صنفی در صحنه ضروری است تا از طریقِ گفتوگو با دولت و جامعه، به سیاستگذاریِ جمعی و پاسخگوییِ قانونی دست یابیم. او به نمونههای تاریخی اشاره میکند که وقتی نخبگان از صحنهٔ تصمیمگیری حذف میشوند، فضا برای حضورِ گروههای موقتی و گاه غیرمطمئن فراهم میشود و نتیجهٔ آن بیثباتی و افتِ مشروعیت است. در این زمینه، او به پرسشهایی از قبیل «آبادگران» و «جمنا» اشاره میکند تا نشان دهد فقدانِ حضورِ شفافِ نخبگان میتواند به بیثباتیِ سیاسی منجر شود. مهاجرانی همچنین بهوضوح بیان میکند که در غربِ امروز، فضای فرهنگی و هنری بهراحتی باز است و محدودیتهای غیرمنصفانه بر رویِ انتشارِ کتاب و فیلم و نمایش وجود ندارد؛ اما در ایران، بیتوجهی به حضورِ نخبگان و ایجادِ محدودیتهای غیرمنصفانه میتواند سیگنالِ منفی به فعالان این حوزه بدهد. در پایانِ این بخش، او تأکید میکند که نخبگانِ ایرانی در وطنپرستی و ایراندوستی و تعهد به آبادانیِ کشور، وجهِ اشتراکِ قابلِ توجهی دارند و باید این اشتراک را تقویت کرد تا ایران برای همهٔ ایرانیان باشد و همهٔ ایرانیان برای ایران. به گزارش تیم آرشیو کامل، او با استناد به تاریخچههای مختلف، به این نکته اشاره میکند که اگر افرادِ توانمند و با مشروعیت وارد صحنهٔ سیاست شوند، حضورِ گستردهتر و با ثباتتری خواهند داشت و این حضور میتواند به تقویتِ مشروعیتِ نظام و اعتمادِ مردم منجر شود. باید به خاطر داشت که در برخی مواقع، افرادِ شناختهشدهای همچون هاشمی رفسنجانی، سیدحسن خمینی و علی لاریجانی نیز با دلایلِ سیاسی و اجتماعی از صحنه کنار گذاشته شدند؛ این معیارها نشان میدهد که چارچوبهای قانونی و فرایندهای انتخاباتی باید به گونهای تقویت شوند که نخبهسالاریِ سالم و مشارکتِ گسترده را تشویق کنند تا جامعه به سمتِ اعتماد و ثباتِ اجتماعی هدایت شود.
تحلیل نهایی: راهکارهای تقویت فضای گفتوگو و جایگاه نخبگان در ایران
نتیجهگیری نهایی از این بررسی نشان میدهد که برای جلوگیری از تبدیلِ اعتراض به آشوب و برای پیشگیری از سوءاستفادههای سیاسی، نیاز است که دولت و نهادهای تصمیمگیرنده از ابزارهای قانونی و شفاف برای ایجادِ فضایی امن و سازنده استفاده کنند. فراهمآوردنِ مسیر برای حضورِ منتقدان و نخبگان در چارچوبِ قانونی و قاعدهمند، میتواند به تقویتِ اعتماد عمومی و مشروعیتِ تصمیمات کمک کند. همچنین، تقویتِ نقشِ احزابِ واقعی و تشکلهای صنفی در کنارِ نخبگان فرهنگی و علمی، میتواند به شکلگیریِ گفتگوهای مسئولانه و مشارکتِ اجتماعی منجر شود. در پایان، با توجه به فشارهای اقتصادی و چالشهای معیشتی، بهبودِ سطح زندگیِ اقشار متوسط و جوانان میتواند به افزایشِ پذیرشِ فرایندهای سیاسی و کاهشِ تمایل بهِ رفتارهای خشونتآمیز منجر شود. به علاوه، توجه به چارچوبهای قانونی و اجرایی و جلوگیری از سوءاستفادههای غیرقانونی از اعتراضات، میتواند راه را برای توسعهٔ سیاسیِ پایدار و همسوییِ ملی هموار سازد.
