بازتعریف گفتمان روایت فتح در سینما با محور فرزندآوری؛ نگاهی به نمونه تازهای از تولیدات فرهنگی ایران
به گزارش تیم آرشیو کامل، فیلم سینمایی «دو روز دیرتر» به کارگردانی اصغر نعیمی و با تهیهکنندگی محسن شیرازی، از تولیدات بنیاد فرهنگی روایت فتح و بنیاد سینمایی فارابی این روزها در سالنهای سینمای ایران در حال اکران است. این اثر نخستین بار در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و در کنار بازیگرانی چون سینا مهراد، پردیس احمدیه، فرهاد آییش، گوهر خیراندیش و کمند امیرسلیمانی به صحنه میرسد. این خبر با نگاهی به گزارشهای منتشر شده از ایلنا و با بازنویسی رویکرد روایت فتح نگاشته میشود تا مجموعهای خبری-تحلیلی درباره رویکرد اخیر این نهاد فرهنگی ارائه دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، «دو روز دیرتر» به بیان مفهومی متفاوت از مجموعههای معمول روایت فتح میپردازد و با تمرکز بر محور فرزندآوری، سعی دارد ترکیبی از جنبههای اجتماعی و فرهنگی را با ژانر کمدی درآمیزد. این رویکرد جدید، همانگونه که در گفتوگو با محسن شیرازی مطرح شده، تلاشی برای گشودن چارچوبهای گفتمانی است که فراتر از حوزه دفاع مقدس به مسایل روزمره جامعه میپردازد. در این راستا، بازتعریف گفتمانی روایت فتح با تأکید بر حضور در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دنبال میشود تا بتواند با رویکردی جامعتر به مسائل کشور پاسخ دهد.
این فیلم با تمرکز بر مسئله فرزندآوری، یکی از دغدغههای اصلی کشور در سالهای اخیر است که رهبران و مسئولان در سالهای گذشته بر آن تأکید داشتهاند اما معمولاً با رویکردی پیچیده و گاه غیرمستقیم مواجه شده است. در گفتوگوی منتشر شده، محسن شیرازی توضیح میدهد که بررسی تولیدات روایت فتح از منظر اقتصادی نیز در دستور کار قرار گرفته است. او با اشاره به این نکته که آثار دفاع مقدس به لحاظ اقتصادی بهطور مستقیم با چالشهای بودجهای روبهرو هستند، تأکید میکند که روایت فتح باید به سمت پروژههایی با منطق اقتصادی و بازگشتپذیری مالی گام بردارد و در عین حال از منظر اجتماعی نیز گفتمانهای تازهای را شکل دهد. این نگرش، به گفته او، موجب شد تا در قالب پروژهای با محوریت فرزندآوری، بازنگری در منظومه محتوایی این بنیاد صورت گیرد و گفتمانهایی با رویکرد اجتماعی، فرهنگی و حتی غیرسیاسی در کنار روایتهای دفاع مقدس به وجود آید.
یکی از محورهای اصلی گفتوگو، تخصیص بودجه و میزان اعتبار برای این پروژه بود. شیرازی به سرمایهگذاری مجلس برای این فیلم اشاره میکند و میگوید در ردیف بودجه سال ۱۴۰۱ برای تولید این اثر ۲۵ میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفته شد، اما سازمان برنامه و بودجه فقط ۷ میلیارد تومان اختصاص داد. او در ادامه از تلاشهای دکتر نادری و همچنین سید حسینی برای تخصیص منابع و پشتیبانی از این پروژه سخن میگوید. این توضیحات نشان میدهد که بازتعریف گفتمان روایت فتح تنها به معنای تولید محتوا نیست، بلکه به معنای ایجاد سازوکارهای مالی و مدیریتی جامعتری است که بتواند با تصویرسازی و روایتهای جدید، پایداری اقتصادی پروژههای فرهنگی را بهبود بخشد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحثها به شکل گستردهای در جلسات مختلف مطرح شد تا بتواند به یک مدل حکمرانی فرهنگی با رویکرد اقتصادی مطلوب برسد.
در ادامه گفتوگو، نویسنده و کارگردان همچنین توضیح میدهد که این تغییر رویکرد تنها به ساخت «دو روز دیرتر» محدود نیست و قبل از آن قرار بود پروژههایی مانند حماسه ارس با رویکردی متفاوت ساخته شود. با این وجود، با وجود چالشهای بودجهای و مشکلات اجرایی، نکته اصلی این است که روایت فتح به سمت ایجاد گفتمانی فراگیرتر حرکت کرده است. این گفتمان تازه، به اعتقاد او، نه تنها به روایت فتح امکان حضور در بابهای اجتماعی میدهد، بلکه به گفتمانهای عمومی و مردممحور نیز فرصت میدهد تا درباره موضوعاتی مانند خشکسالی، فرزندآوری و سلامت جامعه صحبت شود. این دیدگاه بهعنوان یکی از محورهای اصلی گفتوگو با مدیران بنیاد روایت فتح مطرح شد و به عنوان راهکاری برای خروج از رویکرد محدود دفاع مقدس شناخته میشود.
در این میان، منتقدان و پژوهشگران فرهنگی نیز بر این نکته تأکید میکنند که توسعه گفتمانهای تازه در حوزه فرهنگ و هنر، نیازمند چارچوبهای منطقی و شفاف اقتصادی است تا بتواند به تجربهای پایدار برای تولیدات فرهنگی تبدیل شود. از این منظر، بحثهای مطرحشده درباره نسبت هزینه و فایده در عرصه تولیدات فرهنگی، بهویژه در ساختارهایی چون فارابی و سایر نهادهای مؤثر در اقتصاد فرهنگ، اهمیت بیشتری پیدا میکند. عامل مهمی که شیرازی به آن اشاره میکند، این است که برای هر پروژه باید نسبت هزینه به فایده به دقت محاسبه و ارزیابی شود تا در نهایت به نتیجهای قابل دفاع برسد. او میگوید اگر چنین نسبتهایی در حاکمیت فرهنگی محقق نشود، ادامه روند کنونی ممکن است هزینههای بیشتری را در پی داشته باشد. در این راستا، نقش اندیشکدهها و سیاستگذاریهای فرهنگی بهعنوان محورهای همسو با اهداف علمی و اجرایی مورد اشاره است تا بتوان با همکاری دولت و نهادهای فرهنگی، گفتمانهای مبتنی بر واقعیتهای جامعه را شکل داد.
در پایان این گفتوگو، نکتهای که بهروشنی روشن میشود، این است که روایت فتح به دنبال ایجاد یک مدل حکمرانی فرهنگی است که به جای اتکا بر رویکردهای دفاع مقدس صرف، به سمت گفتمانهای اجتماعی و اقتصادی گام بردارد. این رویکرد بهویژه در زمینه فرزندآوری، کرونا و مسائلی مانند خشکسالی، بهعنوان محوری برای تولیدات فرهنگی مطرح شده است. با وجود چالشهای موجود، این رویکرد میتواند نشاندهنده آیندهای باشد که در آن ابزارهای فرهنگی کارکردی روشن و قابل ارزیابی دارند و از منظر هزینه-فایده نیز توجیهپذیر باشند. با این حال، برای رسیدن به چنین وضعیتی نیازمند بازنگری عمیق در مدل حکمرانی فرهنگی هستیم تا بتوانیم از بازیگریهای نامناسب جلوگیری کنیم و به سمت فرآیندهای شفاف، پاسخگو و اجرایی حاکمیتی حرکت کنیم. از اینرو، سوال اصلی این است که آیا در آیندهای نزدیک شاهد یک بازنگری اساسی در گفتوگوی دوطرفه دولت با مردم خواهیم بود تا سینمای ایران بتواند به عنوان یک ابزار کارآمد، هم سرگرمی ارائه دهد و هم نقش راهبردی در مسائل اجرایی و اجتماعی ایفا کند.
تحلیل حقوقی-اجرایی درباره حکمرانی فرهنگی
در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران، بودجههای فرهنگی در قالب بودجههای سنواتی و قوانین مربوطه تقسیم و شفافسازی میشوند و هر اختصاص بودجه باید با ضوابط روشن و حسابرسیپذیر همراه باشد. بررسی موردی مانند بودجه تخصیصی به پروژه «دو روز دیرتر» نشان میدهد که وجود نواقص در فرآیند اختصاص منابع میتواند به کاهش کارایی و یا تاخیر در پیشبرد پروژهها منجر شود. بنابراین لازم است نهادهای تصمیمگیرنده و مدیران فرهنگی با حفظ استقلال حرفهای، مسابقهپذیری و کارآمدی را در قالب استانداردهای مشخص برای تولید آثار فرهنگی دنبال کنند. از منظر قانون محاسبات عمومی و مقررات مربوط به شفافیت بودجه، هر پروژهای که از منابع عمومی استفاده میکند، موظف است گزارشهای دورهای و ارزیابی هزینه-فایده را ارائه دهد، تا هم مسئولان پاسخگو باشند و هم جامعه بتواند از نتایج اقتصادی و اجتماعی پروژهها آگاه باشد. در کنار این مسائل، ایجاد سازوکارهای رقابتی و سازنده در میان نهادهای فرهنگی مانند فارابی باید به گونهای باشد که قدرت تصمیمگیری متمرکز نشده و مجموعهای از ذینفعان بتوانند در فرایندهای تولید مشارکت فعال داشته باشند. اگر چنین سازوکارهایی محقق شوند، نه تنها از اتلاف منابع جلوگیری میشود، بلکه گفتمانهای تازه و کارآمدی نیز به وجود میآیند که میتوانند با مردم در تعامل باشند و در همان حال از چارچوبهای قانونی پیروی کنند. بنابراین، اتصال میان سیاستگذاری فرهنگی، بودجهریزی شفاف و تضمین پاسخگویی اجرایی، به ویژه در حوزههایی چون فرزندآوری و مسائلی که به زندگی روزمره مردم مربوط میشود، میتواند به نجات از بنبستهای اجرایی کمک کند و به گفتمانی مردمی و در عین حال قانونی منتهی شود. این رویکرد، به شرط رعایت قوانین و چارچوبها، میتواند به عنوان الگویی برای توسعه پروژههای فرهنگی در ایران در بلندمدت مدنظر قرار گیرد.
