نگاهی تاریخی به حضور روحانگیز در سینمای نخستین دهه قرن چهاردهم خورشیدی
در گستره تاریخ سینمای ایران، نامی به عنوان «روحانگیز» و صدای نامآشنای صدیقه سامینژاد جاودانه شده است. این شخصیت که به عنوان نخستین بازیگر زن ایران شناخته میشود، با اجرای درخشانش در نخستین فیلم خود، موفق شد جایگاهی بیبدیل در حافظه هنری کشورمان بیابد. فیلمی که به وضوح در سال ۱۳۱۲ ساخته شد و با عنوانی که کمتر دربارهٔ آن در عمق تاریخ سینما صحبت میشود، توانست نمایشی از حضور زنان در گیشهٔ سینما و صحنهٔ هنرهای نمایشی آن دوران به ارمغان آورد. به گزارش تیم آرشیو کامل، تصاویر قدیمی از این بازیگر زن ایران در دوران آغازین صحنههای سینمایی منتشر شده و به عنوان مدارکی تاریخی در دسترس علاقهمندان است. این گزارش با توجه به حفظ واقعیتهای تاریخی، بدون اضافهکردن جزئیاتٔ غیرمستند، به بررسی زمینههای اجتماعی، فرهنگی و هنری حضور روحانگیز در آن مرحله از تاریخ میپردازد.
در سالهای آغازین سدهٔ بیستم، ایران با چالشهای فرهنگی گستردهای روبهرو بود و رفتن به سالنهای نمایش برای عموم مردم، بهویژه زنان، با محدودیتهایی همراه بود. با وجود برخی محدودیتهای اجتماعی و قانونی، گروههایی از هنرمندان تصمیم گرفتند تا از طریق هنرهای نمایشی، پیامهای نوین را به جامعه منتقل کنند. در این فضا، صدیقه سامینژاد که با نام هنری روحانگیز شناخته میشود، بهعنوان نخستین بازیگر زن ایران در نخستین فیلم خود ظاهر شد. این فیلم با محوریت قصهای محلی و با بازیگریِ جسورانهٔ زنِ روستا یا اقلیمهای دورافتاده از آن دوره وارد تاریخ سینمای ایران شد و میگوئیم که این ورود با وجود محدودیتهای زمانی و محدود بودن ابزارهای فنی، گامی مهم در مسیر گسترش حضور زنان در قاب فیلمها بود. با این توضیح، تصاویر آرشیوی که از روحانگیز دیده میشود، بیش از هر چیز به عنوان گواهی تاریخی برای نسلهای آینده عمل میکنند تا فهم عمیقتری از فرایند شکلگیری هنر سینما در ایران به دست آید.
دو تصویر که اخیراً در منابع آرشیوی منتشر شدهاند و بهطور مستقیم با نام روحانگیز گره خوردهاند، نشاندهندهٔ صحنههایی از فیلمِ «دختر لر» است. این عنوان، از نظر تاریخی به دورهای اشاره دارد که سینمای ایران هنوز به شکلِ پختگیِ امروز در نیامده بود و بازیگران زن در کنار همکاران مرد نقشآفرینی میکردند. در این میان، هنرپیشهٔ جوانی با نام صدیقه سامینژاد با لقبِ روحانگیز، بهواسطهٔ اجرای روان و حضور قاطعش در قابهای قدیمی، توانست در ذهن مخاطبان باقی بماند. این واقعیت که نخستین حضورِ زنِ ایران در فیلمی بلند در همین سالها ثبت شد، نشان از پیچیدگیِ اجتماعی و تغییرِ تدریجیِ نگاه به نقش زنان در جامعه داشت. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تصاویر علاوه بر ارزش هنری، سندی تاریخی هستند که میتوانند برای پژوهشگران تاریخ سینما و مطالعات فرهنگی منبعی مهم باشند و نشان دهند چگونه تصویرِ زن در رسانههای تصویریِ ملی در دهههای نخست قرن بیستویکم رو به تغییر نهاده است.
برخی منابع تاریخی همواره به این پرسش پاسخ دادهاند که چه عواملی موجب شده بود که یک زن ایرانی بتواند در آن دوره در مرکز قابِ سینما قرار بگیرد. پاسخ این پرسش به ترکیبی از عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بازمیگردد: حضور زنان در فضاهای عمومی، بازنگری در مفاهیم سنتی از نقش زن در خانواده، و همچنین گشایشهایی که برخی کارگردانان و پدیدآورندگان اثر در عرصهٔ هنرهای نمایشی بهوجود آوردند. روحانگیز همچون چراغی در شب تار جنبشِ فرهنگی ایران روشن شد و نویدبخش مسیر پیشروی زنان هنرمند شد. در این بین، تغییرات فنی نیز در حرکت بودند؛ هرچند تجهیزاتِ فیلمبرداری در آن زمان ساده و دستساز بود، اما کارگردانان و بازیگران با خلاقیت و پشتکارِ بیشتر به تاثیرگذاری تصاویر کمک میکردند. این ترکیبِ عواملِ انسانی و فنی، عنصرِ تغییرپذیری را در سینمای ایران تقویت کرد و به ظهور نسلهای بعدی از بازیگران زن کمک کرد تا با جسارت بیشتری به مقابله با محدودیتهای اجتماعی بپردازند.
در طولِ سالهای اخیر، پژوهشگران و تاریخنگاران سینما به اهمیتِ حفظ تصاویر قدیمی و جشن دوبارهٔ این دست از آثار اشاره کردهاند. آرشیوهای تصویری، که به کمک موسیقی، لباسها و طراحی صحنهها، بازشناسی دورانِ گذشته را ممکن میسازد، همواره بهعنوان منبعی برای بازتولید حقیقتِ تاریخی مطرح بودهاند. انتشار این دو تصویر از روحانگیز در منابع خبری و آرشیویی، نهتنها به علاقهٔ عمومی برای دانستنِ تاریخ سینمای ایران پاسخ میدهد، بلکه به پژوهشگران نشان میدهد که چگونه روایتهای تصویریِ قدیمی میتواند بهعنوان ابزاری برای درک تحولات اجتماعی و فرهنگی عمل کند. به گفتهٔ خبرگزاری خبرآنلاین و با استناد به منابعی همچون فرادید، روایتْ بر پایهٔ گواهیهای تصویریِ معتبر استوار است و میتواند بهعنوان نمونهای از گونهٔ مستند تاریخی در مطالعات فرهنگی استفاده شود. این نکته، اهمیتِ حفظ و نگهداریِ پروندههای آرشیوی را بیش از پیش روشن میکند تا نسلی که با تاریخ خود آشنا نیست، بتواند بهآسانی به این مجموعهها دسترسی یابد و از آنها استفاده کند.
در پایان این بخش از این گزارش، باید یادآور شد که هر قدمی در حفظ و معرفیِ آثار قدیمیِ سینمای ایران، میتواند به توسعهٔ فرهنگِ پژوهشی و تقویتِ هویت ملی کمک کند. ارائهٔ تصاویرِ مرتبط با روحانگیز و بررسیِ جایگاهِ او در تاریخِ فیلمسازیِ ایران، یک یادآوری است: هر اثرِ هنریِ تاریخی، بهنوعی گواهِ زمانهٔ خود است و با حفظِ آنها، نسلهای آینده قادر خواهند بود نه تنها از دیدِ هنری، بلکه از منظرِ جامعهشناسی، سیرِ تحولِ ایران در سالهای نخستِ قرن بیستویکی از نزدیک دنبال کنند.
تحلیل و نگاه نقادانه به ابعاد اجرایی و چارچوبهای قانونی حفظ تاریخ سینمای ایران
حفظ و انتشار تصاویرِ قدیمیِ سینمای ایران، بهویژه آن دسته که با حضورِ زنان شکل گرفتهاند، با چالشهای اجرایی و قانونی متعددی روبهرو است. از یک سو، فراهمآوریِ نسخههای دیجیتال و استانداردسازیِ فرمتهای قدیمی برای نمایش در فضای امروزی، نیازمند سرمایهگذاریِ فنی و منابع انسانی است. از سوی دیگر، حفظِ حقوقِ مالکیتِ آثار و حفاظتِ محتوای تصویری، بهویژه در فضاهای مجازی و پلتفرمهای خبری، مستلزم رعایتِ ضوابطِ کپیرایت و حقوقِ تصویر است. این مسائل در کنار حساسیتهای فرهنگی و اجتماعیِ مربوط به بازنماییِ زنان در رسانهها، ایجاب میکند که تقاضاهای دسترسی، نشر و بازنمایی با دقت و با ملاحظاتِ نقدِ اجتماعی، اخلاقی و قانونی هدایت شوند. در چارچوبِ قوانین جمهوری اسلامی ایران، انتشارِ این تصاویر و بازنشرِ تاریخیِ آنها میتواند به شرطِ رعایتِ حقوقِ نشر، حفظِ کرامتِ شخصیتِ هنرمندان و اجتناب از هرگونه نقدِ توهینآمیز یا مغایر با مبانیِ دینی و فرهنگی، بهعنوان یک اقدامِ آموزشی-تاریخی پذیرفته شود. نکتهٔ کلیدی این است که مسئولانِ آرشیو، عکاسان، نویسندگان و پویشگران رسانهای باید با همپوشانیِ صحیحِ حقوقِ انتشار و حفظِ منافعِ عمومی، بهگونهای عمل کنند که تصویرِ زن در تاریخِ سینمای ایران بهطورِ مسئولانهای نمایش داده شود و از سوءِبرداشتهای احتمالی یا بهرهبرداریِ نامناسب از این تصاویر جلوگیری به عمل آید. در نهایت، تضمین شفافیتِ فرایندِ چاپ و انتشار، همراه با ارزیابیِ دقیقِ منبع و اعتبارِ تصویر، میتواند اعتمادِ عمومی را به منابعِ تاریخی تقویت کند و از این طریق، روایتِ تاریخِ سینماییِ ایران با عمق بیشتری به مخاطبان ارائه شود.
