بازتابهای غربی به فوت مهسا امینی و مقایسه با وقایع غزه
در واکنشهای سیاسی و رسانهای سالهای اخیر، رفتار غربیها با موارد شخصی که به عنوان نماد حقوق زنان مطرح میشود، همواره به نوعی شاخصی برای ارزیابی رویکردهای انسانی و سیاسی آنها تبدیل شده است. سعید جلیلی، دیروز در نقدی رسانهای، این رفتار را به صحنهای دوگانه تشبیه کرد: نخست، واکنشهای پرهیاهوی غرب به فوت یک زن ایرانی و سپس سکوت یا موضعی متفاوت نسبت به کشتار گسترده در غزه که به لحاظ انسانی نیز با معادلات حقوق بشر در تقابل است. او در یادداشت خود نوشته است: «همین سه سال پیش در همین کشور، وقتی که یک خانم درگذشت، واکنشهای گستردهای در سطح جهان شکل گرفت؛ واکنشهایی که از جانب گروههای مدافع حقوق زنان تا بالاترین مقامات سیاسی دیده میشد.» به گزارش تیم آرشیو کامل، این توجه رسانهای و دیپلماتیک به یک رویداد فردی، با فاصله زمانی کوتاه دیگر رخدادها را تحت الشعاع قرار داد.
اما با گذشت زمان و وقوع حملات گسترده به غزه و کشتارهای متعدد، این روایت تغییر کرد. جلیلی به وضوح اشاره کرد که در آن مقطع زمانی، برخی از کشورها که در کوران مرگ مهسا امینی با تمام ظرفیتهای سیاسی و رسانهای حضور داشتند، اکنون به شکل قابل توجهی با رویکردی متفاوت نسبت به بحران انسانی غزه روبهرو شدند. در اینجا او تفاوتی کلیدی میان دو صحنه مطرح کرده است: در یک مورد، نمایش رسانهای پرهیاهو و تعهد سیاسیِ بلندمدت، در مقابل صحنهای که تشدید خشونت و کشتار را به طور مستقیم یا غیرمستقیم تحمل میکند.
در ادامه، جلیلی به نکتهای اشاره کرد که میتواند به درک بهتر روابط بینالملل و رسانهها کمک کند: چگونه رویکرد کشورهای غربی نسبت به مسائل زنان و حقوق بشر با رویکرد آنان نسبت به بحرانهای نظامی و امنیتی در منطقه توازن پیدا میکند. او اضافه میکند که در برخی از مواقع، رفتارهای رسانهای غربیها در دو موضوع متفاوت، از منظر کارکرد دیپلماتیک و سیاسی، به صحنهای از نمایشهای همسو تبدیل میشود. این نوع تحلیلها، به ویژه در فضای خبری ایران و با توجه به گفتمانهای داخلی، میتواند رویکردهای مختلف را در برابر رویدادهای جهانی روشنتر سازد.
در روایت جلیلی، این دو مقطع زمانی با یکدیگر مقایسه میشود تا نشان دهد که چگونه رویکردهای رسانهای و سیاسی غربی میتواند با تغییر موقعیت عملیِ بحران، تغییر کرده و حتی به سوی همدلی یا همسویی با کانونهای قدرت در منطقه حرکت کند. در این شیوه، ملاحظات حقوق بشر و دفاع از حقوق زنان به عنوان شاخصی برای سنجش صداقت یا نفاق این کشورها مطرح میشود. او با تأکید بر این نکته که صدای غرب در قبال مرگ مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ با شدت و تنوعی بیسابقه شنیده شد، اظهار داشت که اکنون در بحران غزه، این صدا به شکل دیگری جلوه میکند؛ گاه سکوت و گاه حضور در کنار طرفی از درگیری که به گفتهٔ او، به طور عمده همچنان در معرض نقدهای بینالمللی قرار دارد.
به گزارش تیم آرشیو کامل، این روایت با زبانها و رسانههای مختلفی منعکس شد و در فضای داخلی ایران نیز بازتابهای گوناگونی به چشم خورد. برخی نشریات و تحلیلگران، با اشاره به تاریخچهای مشابه در دیگر نقاط جهان، از وجود تناقضی آشکار در رفتار غربیها سخن گفتند و این پرسش را مطرح کردند که آیا رویکردهای دوگانه در قبال حقوق بشر و امنیت انسانی، در نهایت به اعتماد عمومی آسیب میزند یا خیر؟ پاسخ به این پرسش، به چالشهای اساسی دیپلماسی و حرفهای رسانهای در دورهای پرتنش منجر میشود.
نقطهٔ عطف رویکردهای رسانهای و سیاسی غرب
در این بخش به بررسی روندهای رسانهای و سیاسی که در دو مقطع زمانی مطرح شد میپردازیم. نخست، در سالهای اخیر، رویکردهای غربی به فوت مهسا امینی با حضور در سطح عالیترین مقامات سیاسی و رسانهای آغاز شد. گزارشها حاکی از آن است که شبکههای خبری، رسانههای بینالمللی و دیپلماتهای ارشد، بهطور گسترده و با استفاده از زبانهای مختلف، به پوشش این رویداد پرداختند. تصاویر، گرافیکها و تحلیلهای حقوقی-اجتماعی از مرگ یک زن در ایران، در سطح جهانی بازتاب یافت و به نوعی به یک الگویی برای تحلیلهای بعدی تبدیل شد. در نقطه مقابل، بحران غزه که با فاجعههای انسانی و حملات شدید نظامی همراه است، به شکلی متفاوت پوشش داده شد. برخی از رسانههای غربی، با وجود ابعاد انسانی و حقوقی این بحران، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با پویاییهای نظامی و استراتژیک درگیر این منطقه روبهرو شدند و در برخی موارد، این پوشش به سمت همسوئی یا حتی رفتاری دوستانه با یکی از طرفهای درگیری میگرایید. این دو نمود، برای بسیاری از مخاطبان و تحلیلگران، به عنوان نشانهای از پیچیدگیهای تصمیمگیری رسانهای و دیپلماتیک در محیطهای گسترده جهانی تلقی میشود.
همچنان که این نکات مطرح میشود، جایگاه حقوق بشر و حقوق زنان به عنوان محورهای اساسی گفتوگوهای بینالمللی باقی میماند. بحث در مورد حقوق زنان، حضور فعال زنان در عرصههای اجتماعی و سیاسی، و نقش رسانه در هدایت یا بازتعریف این حقوق، از جمله موضوعاتی است که در تحلیلهای روزنامهنگاری و پژوهشهای سیاسی به دنبال پاسخ است. در این راستا، نکته کلیدی آن است که چگونه میتوان از رویکردهای دوگانهٔ کشورهای غربی فاصله گرفت و به شفافیت و صداقت در روایتهای خبری و دیپلماتیک دست یافت.
برای روشن شدن این تفاوت رویکردها، نمونهای از بندهای خبری که در سالهای اخیر در رسانههای بینالمللی منتشر شدهاند را میتوان بررسی کرد. برخی گزارشها نشان میدهد که در مواجهه با مرگ یک زن در یک کشور خاص، تمرکز رسانهها و توجه دیپلماتیک به شدت بالا میرفت، اما با وقوع بحرانها در مناطق دیگر، این تمرکز کاهش مییابد یا به گونهای دیگر نمود پیدا میکند. این پدیده را میتوان از منظر اخلاقی-حقوقی نیز سنجید: آیا عدالت و انصاف با معیارهای گوناگون در نقاط مختلف جهان ارزیابی میشود یا خیر؟ پاسخ به این پرسش میتواند به تحلیل عمیقتری از رویکردهای بینالمللی در زمینهٔ حقوق بشر و صدای زنان منجر شود.
در نهایت، آنچه کنشگران سیاسی و رسانهای نسبت به آن اتفاق نظر دارند، این است که هر رویدادی در ساحت بینالملل، با یک رشته از عوامل همزمانی، تاریخی و فرهنگی مواجه است که ممکن است تفسیرهای مختلفی از آن ارائه شود. این تفسیرها، البته باید همواره با رعایت اصول اخلاق حرفهای، صداقت در گزارش و احترام به حقوق بشر صورت بگیرد. در این چارچوب، مقایسهٔ دو مقطع زمانی از دید یک تحلیلگر میتواند به روشن شدن برخی از ابهامات کمک کند و فضای بحث را به سمت گفتوگوی سازنده هدایت نماید.
به گزارش تیم آرشیو کامل، این تحلیل تنها یک برداشتٔ شخصی از یک تحلیلگر نیست، بلکه بازتابی از مجموعهای از واکنشهای رسانهای و دیپلماتیک است که در قالب گزارشهای خبری و تفسیرهای سیاسی ظهور و بروز یافتهاند. در ادامه، به سه نکتهٔ کلیدی میپردازیم که ممکن است در فضای اندیشهٔ سیاسی و رسانهای کشورها تاثیرگذار باشد: نخست، اهمیت حفظ و تقویتِ رویکردهای حقوق بشری در هر دو حوزهٔ مدافعان حقوق زنان و نهادهای بینالمللی؛ دوم، ضرورت شفافیت در پوشش بحرانهای انسانی و پاسخگویی به مخاطبان در برابر روایتهای گوناگون؛ سوم، تاثیر سیاستهای رسانهای در شکلگیری تصویر عمومی از رویدادهای جهانی و اثر آن بر روابط بینالملل.
تحلیل نهایی و نکتههای حقوقی-اجرایی
در پایان، این گزارش سعی دارد نشان دهد که چگونه ترکیب خبر و تحلیل، میتواند به درک بهتری از رفتارهای کشورهای مختلف در برابر رویدادهای انسانی بدهد. از منظر حقوقی داخلی کشورها، به ویژه در جمهوری اسلامی ایران، رعایت اصول اخلاقی و قانونی در انتشار اخبار و تحلیلها از اهمیت بسزایی برخوردار است. همچنین، در سطح اجرایی، رسانهها باید با دقت در بیان واقعیتها، از هر گونه اغراق یا تفسیرهای غیرواقعی اجتناب کنند و تلاش کنند تا به واقعیتهای عینی تصویر شوند. در عین حال، باید توجه داشت که این نوع تحلیلها، به عنوان بخشی از رویکرد نقدی به سیاستهای جهان، میتواند به بهبود فهم مردم از وقایع بینالمللی کمک کند و زمینهساز گفتوگوی سازنده درون کشورها شود.
تحلیل حقوقی-اجرایی از خبر
در این بخش، با رعایت قوانین جمهوری اسلامی ایران، به بررسی جنبههای اجرایی و حقوقی خبر میپردازیم. رویکرد دوگانهٔ رسانهای و دیپلماسی غربی به مسائل زنان و بحرانهای انسانی، میتواند به بازتابی از منافع سیاسی منتهی شود که در نهایت بر حقوق بشر و امنیت ملی تاثیر میگذارد. از منظر جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت رسانهها تقویت آگاهی عمومی، حفظ منافع ملی و پرهیز از گشودن عرصهٔ تبلیغات منفی علیه کشورهای همسو یا مخالف است. بنابراین، انتظار میرود پوشش خبری از دو منظر اخلاقی و قانونی همسو با اصولی چون دقیق بودن، تعادل در بازنمایی طرفین، و اجتناب از هرگونه اغراق یا جهتدهی به سمت منافع سیاسی باشد. همچنین، در حوزهٔ اجرایی، سیاستهای رسانهای باید با شفافیت تفهیم شود تا مخاطبان بتوانند رویدادها را به شکل دقیق و بیطرفانه درک کنند و از هیجانات کاذب و گمانهزنیهای بیپایه دوری بجویند. این رویکرد نه تنها به حفظ کرامت انسانی کمک میکند، بلکه به تقویت اعتماد عمومی و سلامت فضای خبری کشور نیز میانجامد.
