مقدمه
در یادداشتی که خبرگزاری فارس از سوی سردار محمدرضا نقدی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه، منتشر کرده است، او با محور قرار دادن تجربههای تاریخی از جنگها و درگیریهای بزرگ جهانی استدلال میکند که سلاح هستهای بازدارنده به معنای واقعی نیست و کشورهای دارای این سلاح نیز به سادگی دستخوش فشارها و حملات میشوند. این نکته تا حد زیادی از منظر امنیتی و ژئوپولتیک مطرح میشود که به بحثهای رایج درباره بازدارندگی هستهای پاسخ میدهد. به گزارش خبرآنلاین، نویسنده این یادداشت بر این نکته تأکید میکند که امر سلاح هستهای صرفاً نمایش قدرت نیست و نتیجهای عملی در جهت حفظ امنیتی پایدار ندارد. در ادامه، روایت فشرده و ساختارمند از استدلالهای نقدی ارائه میشود و سپس به بررسی تجربههای تاریخی پرداخته میشود. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این گفتوگو از سوی فارس منتشر شده است و جابهجایی مفاهیم با دقت انجام شده تا چارچوبی خبری و تحلیلی شکل بگیرد.
چارچوب استدلالی نقدی
نقدی در این یادداشت بر پایه سه محور کلیدی استدلال میکند. محور نخست این است که سلاح هستهای تنها بر خلاف ادعای برخی طرفها، بازدارندگی قابل اعتماد را به شکل گسترده ارائه نمیدهد. او با مرور تجربههای تاریخی و رفتارهای متفاوت کشورهای صاحب سلاح هستهای، نشان میدهد که این سلاحها کمتر به مثابه ابزار بازدارنده کارآمد عمل کردهاند و در بسیاری از مواقع با هزینههای سنگین اجتماعی و بینالمللی همراه بودهاند. محور دوم به فیدبکهای جهانی و تعبیر ارادههای عمومی اشاره دارد؛ از نظر او هر عملیاتی که به استفاده از سلاحهای کشتار جمعی منجر شود، مشروعیت بینالمللی و حمایت مردمی را به شدت کاهش میدهد و به سرعت وجههٔ اخلاقی آن کشور را زیر السؤال میبرد. محور سوم نیز به رویکرد ایران و ضرورتهای راهبردی آن بازمیگردد: با وجود تهدیدات و فشارهای مختلف، ایران باید از راهبردی مستقل، هوشمند و مبتنی بر اصول ارزشمند اسلامی و ملی حرکت کند و از هرگونه تصمیمی که به سربرآوردن گزینههای خشونتی منجر شود، اجتناب کند.
تجربههای تاریخی که نقدی به آنها استناد میکند
- جنگ ویتنام با آمریکا: نقدی ادعا میکند این درگیری منجر به شکست فاحشِ ارتش آمریکا شد و خروج آن کشور از ویتنام را رقم زد. او این رویداد را به عنوان نمونهای از عدم بازدارندگیِ یک سلاحِ انبوه مطرح میکند تا ببینند که سلاحهای هستهای در نبردهای پرفشارِ جنگی نتیجهٔ قابل قبولی ارائه نمیدهند.
- جنگ افغانستان با آمریکا: به گفتهٔ نقدی، این درگیری منجر به فرار خفتبار دیپلماتیک و نظامی آمریکا از این کشور شد و از منظر او نشان میدهد باز هم سلاحهای سنگین در برابر ارادهٔ مردمی و جغرافیای سیاسی مقاوم نیستند.
- جنگ فلسطین در غزه: نقدی با اشاره به مقاومت فلسطینیان، تأکید میکند که درگیریهای گسترده با حضور سلاحهای کمخطر یا سنگین میتواند به شکلهای دیگری از مقاومت منجر شود که حتی با وجود تعاقبهای نظامی، نتیجهای قابلقبول برای طرف مقابل ندارد.
- جنگ اوکراین با روسیه: به باورش، این درگیری نیز نشان میدهد که هر چه سلاحهای مدرن تر باشد، با وجود هزینههای سنگین، باز هم به نتیجهٔ مطلوب نخواهد انجامید و طرف مقابل میتواند با ارادهٔ مردمی و استراتژیهای غیرمستقیم، موقعیت را تغییر دهد.
- جنگ پاکستان و هند: در این تحلیل، تنشهای همسایهای و ملاحظات جغرافیایی-جمعیتی تأکید میکند که سلاحهای کشتار جمعی، به تنهایی، امنیت پایداری به ارمغان نمیآورند.
- جنگ افغانستان با پاکستان: باز هم به عنوان نمونهای از بینتیجه بودنِ استفادهٔ گسترده از ابزارهای جنگافزارهای سنگین در صحنههای درگیری با ظرفیتهای منطقهای کنار میآید.
- حملات مجاهدان یمنی به ناوهای آمریکایی: نقدی میگوید این حملات، دستکم در برخی موارد، ناوهای آمریکا را وادار به فرار از منطقه کرده و نشان میدهد که قدرت واحدِ نظامیِ غربی علیه جریانهای منطقهای چگونه با مقاومت مواجه میشود.
- حملات ناوهای آمریکایی در خلیج فارس: در زمان دفاع مقدس و بعداً در منطقهٔ خلیج فارس، آمریکا با فشارهایی سنگین مواجه شده و به گونهای متفاوتِ پاسخها را تجربه کرده است.
- حملات ایران به پایگاههای آمریکا در عینالأسد و العدید: نقدی به این وقایع اشاره میکند تا نشان دهد که پاسخهای پاسخگوییِ ایران در برابر حملاتِ مستقیمِ دشمنان، به شکلِ تعیینکنندهای با هدفِ بازدارندگیِ طولانی طراحی میشود.
- دفاع هوشمندانه و پاسخهای جدی به تهدیدات غربی: او از این طریق میتواند ادعا کند که تا زمانی که دشمنان همچنان به ایجاد فشار و اتهامزنی ادامه میدهند، راهبردِ هوشمندانه و غیرخشونتآمیز همچنان میتواند کارساز باشد و از تبدیلشدنِ کشور به میدانِ نبردهای گسترده جلوگیری کند.
نتیجهگیری و پیام برای سیاست امنیتی ایران
در پایان، نقدی تأکید میکند که اگر هدف از داشتن سلاح هستهای فقط بازدارندگی است، تجربههای تاریخی نشان میدهد این مفهوم به شکلِ واحد کارایی مطلوبی ندارد. از نظر او، در جهانِ امروز که جهانِ رسانهای، ارادهٔ مردمی و فشارِ جهانی به شدت تأثیرگذار است، استفاده از سلاحهای کشتار جمعی نه تنها مشروعیت را از میان میبرد بلکه میتواند به شکلِ بلندمدت به ملتِ کشور صادرکننده نیز آسیب برساند. او نتیجه میگیرد که تا وقتی دشمنانی مانند نتانیاهو در میدان سیاست و دیپلماسی حضور دارند، هیچ نیازی به سلاح هستهای برای ایران وجود ندارد. نقدی در نهایت با استناد به آموزههای دینی و تاریخی میگوید: دشمنانِ جهانِ غربی با تکیه بر این اتهامها و اتهامزنیها در واقع اوضاع داخلی ایران را به هم میزنند تا به وسیلهٔ همین فضاها، به اهدافِ استعماری خود دست یابند، اما ملت ایران با هوشمندی و وحدت، از این دامها عبور خواهد کرد و به گفتهٔ او؛ و در نهایت آیندهای روشن برای کشور در مسیر عدالت و استقلال شکل میدهد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این تحلیل با نور و سیر تاریخیِ رویدادها تبیین میشود تا به عنوان یک ورودی خبری-تحلیلی در باب امنیت ملی و سیاستهای دفاعی ایران ارزیابی شود.
بهگزارش تیم محتوای آرشیو کامل.
