ناگفتههای یک خبرگزاری درباره وضعیت موزههای ساری و میراث شهری
در نسخه تازهای از گزارشهای میدانی و تحلیلهای کارشناسان، شهر ساری به عنوان مرکز استان مازندران که سالها نقشی محوری در تاریخ، فرهنگ و زندگی اجتماعی منطقه ایفا کرده است، همچنان با نبود موزهای پایدار و مجهز مواجه است. این واقعیت نه تنها به خلاء در نگهداری آثار تاریخی که به فقدان بستری برای اتصال نسلهای حاضر و آینده با گذشته منجر میشود. مازندران با حدود 22 شهرستان و بیش از 60 شهر، به عنوان نگین فرهنگی و تاریخی شمال کشور شناخته میشود و هر ساله میلیونها گردشگر داخلی و خارجی را به سوی مقاصد طبیعی و تاریخی خود میکشاند. اما در ساری، گریز از این واقعیت به سادگی ممکن نیست.
این گزارش با استناد به گفتوگو با کارشناسان رسانه و مدیریت شهری و همچنین بررسیهای میدانی در بافتهای تاریخی شهر، به دنبال پاسخ این پرسش است که چرا مرکز استانی که پابهپای تاریخ خود میتواند نمونهای بارز از قابهای موزهمحور باشد، هنوز از وجود ساختمانی مرکزی برای نگهداری، نمایش و حفاظت از آثار تاریخی بیبهره است؟ آیا نبود موزه در ساری صرفاً یک بیتوجهی بلند مدت است یا نتیجه تصمیمگیریهای عقب افتاده در سطح شهری و استانی؟ به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، پاسخ به این پرسشها میتواند به درک بهتر از جایگاه میراث فرهنگی در سیاستگذاریهای شهری منتهی شود.
زمینه تاریخی ساری و نقش آن در ادوار مختلف
ساری، با تاریخچهای کهن، همواره در گذر زمان به عنوان یکی از مراکز حیات فرهنگی و ادبی مازندران مطرح بوده است. بناهای به جای مانده از دوران پادشاهان و سلاطین گذشته، محلههای تاریخی با فضاهای اجتماعی خاص خود نشان میدهند که چگونه شهر در طول قرنها با تغییر کاربریها، توسعه بافت شهری و گاه انبار و نگهداری ناپایدار آثار روبرو شده است. در این میان، برخی بناها مانند خانههای تاریخی و اماکن مرتبط با فضاهای خانوادگی و تجاری دوران قدیم همچنان در میان کوچههای شهر یادآور گذشتهاند؛ اما اغلب این آثار به دور از یک فضای حفاظتشده و نمایشگاهی مناسب ماندهاند. این وضعیت، نه تنها موجب از بین رفتن فرصتهای مطالعه و پژوهش میشود بلکه فرصتهای گردشگری فرهنگی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. دفاتر ارزیابی میراث فرهنگی و پژوهشگران شهرشناسی بارها به ضرورت وجود مکانی متمرکز برای نگهداری، ثبت و ارائه این آثار اشاره کردهاند.
چالشهای موجود در حفظ و ارائه آثار تاریخی ساری
- نبود فضای فیزیکی امن و کارآمد برای نگهداری منابع تاریخی ارزشمند.
- بیتوجهی به پیوستهای فرهنگی و هنری در برنامههای اداره شهر برای نگهداری آثار تاریخی.
- وجود انبارهای کتابخانهای و پاساژها به عنوان محلهای نگهداری غیرمتمرکز که دسترسی پژوهشگران و بازدیدکنندگان را محدود میکند.
- فقدان سازوکارهای پایدار برای بهرهبرداری از میراث فرهنگی به عنوان عامل درآمدزایی برای شهر.
در نگاه کارشناسان، این سه گانه ناتوانی در نگهداری، نمایش و توسعه گردشگری فرهنگی میتواند به هدر رفتن سرمایههای تاریخی منجر شود. اجرای طرحهای کوتاهمدت بدون پیوستهای علمی و فرهنگی، سطح درک عمومی از تاریخ را کمتر کرده و به تدریج حس مسئولیتپذیری را در میان مدیران شهری کاهش میدهد. به رغم وجود طرحها و گفتمانهای گذشته درباره ساماندهی برای نگهداری اسناد تاریخی و آثار فرهنگی، تا کنون گامهای ملموسی که بتواند منبعی پایدار برای حفاظت و آموزش مردم باشد برداشته نشده است.
«ساری بیموزه»: روایت کارشناسان و پژوهشهای محلی
بر پایه دیدگاههای دکتر حسین اسلامی، پژوهشگر حوزه ساریشناسی، مرکز مازندران دارای کتابها و آثار تاریخی فراوانی است که به دلیل نبود فضای مناسب برای نگهداری و نمایش، در مخزنها یا زیر انبارهای کتابخانهها و پاساژها خاک میخورند. این وضعیت نه تنها به دلیل فرسودگی فضاها، بلکه به دلیل نبود الزامات استاندارد حفاظت از آثار تاریخی، از بین رفتن قابلیتهای پژوهشی را به همراه دارد. از منظر مدیریت شهری و میراث فرهنگی، نبود یک موزه مرکزی میتواند به عنوان یک خلأ استراتژیک در اکوسیستم فرهنگی منطقه تلقی شود. در همین راستا، برخی مدیران سابق به طرحهایی جنبی درباره خروج پادگانها و استفاده از فضاهای تاریخی برای نگهداری اسناد تاریخی و آثار فرهنگی اشاره کردهاند، اما این طرحها به دلیل فقدان پشتیبانیهای لازم و نبود همکاریهای بینبخشی به نتیجه نرسیدهاند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این نکته نشان میدهد که لزوم یک نقشه راه جامع با پیوستهای گردشگری و فرهنگی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی بیموزه بودن ساری
بیموزه بودن مرکز استانی میتواند به شکلهای مختلفی بر زندگی شهری اثر بگذارد. از جمله این اثرات میتوان به کمبود فضاهای آموزشی و پژوهشی برای دانشآموزان و پژوهشگران محلی اشاره کرد که از دسترسی به منابع تاریخی بهرهمند نمیشوند. از منظر اقتصادی، فقدان یک فضای موزهای میتواند به کاهش فرصتهای سازماندهی رویدادهای فرهنگی، نمایشگاههای منطبق با تاریخ منطقه و جذب گردشگر با انگیزههای پژوهشی و تاریخی منجر شود. در نتیجه، درآمدهای پایدار برای شهر بهطور ناقص یا کمتر از سطح مطلوب ایجاد میشود و این امر میتواند بر بودجههای عمرانی و سرمایهگذاریهای فرهنگی اثر منفی بگذارد. همچنین، جامعه محلی از طریق فرایندهای آموزشی عمومی و مشارکتی در معرض کاهش آگاهیهای تاریخی و فرهنگی قرار میگیرد. این وضعیت، در کنار سایر چالشها، میتواند به فراموشی برخی از روایتهای محلی منجر شود و نسلهای آینده را از فهم تاریخ خود محروم کند.
راهکارها و منظرهای آینده برای حفظ و بهرهبرداری از میراث ساری
برای عبور از بنبست کنونی و ایجاد یک چشمانداز روشن برای نگهداری، نمایش و بهرهبرداری از آثار تاریخی ساری، پیشنهادهای زیر میتواند به عنوان محورهای کلیدی در دستور کار مدیران شهری و نهادهای میراثی مطرح شود:
- تدوین طرح جامع موزه و مرکز پژوهش تاریخی با مشارکت بخشهای فرهنگی، آموزشی و خصوصی به منظور حفاظت، پژوهش و نمایش دائمی آثار.
- ساخت فضاهای چندمنظوره که بتوانند نمایشگاهی فصلی و رویدادهای فرهنگی با محور تاریخ ساری و مازندران را میزبانی کنند و به صورت پایدار درآمدزایی کنند.
- هماهنگی بین سازمانهای میراث فرهنگی، کتابخانهها، دانشگاهها و بخش خصوصی برای ایجاد شبکه نگهداری و بهکارگیری فناوریهای نوین برای حفاظت و دسترسی به منابع تاریخی.
- برنامههای آموزشی عمومی با هدف افزایش آگاهی مردم درباره تاریخ شهر و نقش میراث فرهنگی در هویت شهری، با حضور پژوهشگران و هنرمندان محلی.
- ایجاد موزههای محلهای کوچک با پیوستهای فرهنگی، هنری و رویدادهای گردشگری تا از ظرفیتهای بومی برای جلب گردشگران داخلی و خارجی استفاده شود.
اگرچه برخی از طرحهای گذشته برای ساماندهی منابع تاریخی در دورههای مدیریت مختلف مطرح شدهاند، اما به دلیل نبود انسجام میان نهادهای شهری، میراثی و پارلمان محلی، این طرحها به نتیجه نرسیدهاند. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، اکنون زمان آن رسیده است که با رویکردی علمی، مشارکتی و فرهنگمحور، یک نقشه راه جامع برای ساری طراحی شود تا هم حفظ تاریخ انجام شود و هم به عنوان دارایی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهر کارکردی روشن بیابد.
نتیجهگیری: ساری نیازمند صحنهای دائمی برای میراث خود است
آنچه از این بررسی بر میآید، این است که نبود موزه در ساری نه تنها یک فقدان فضا بلکه یک فقدان سیاست استراتژیک است که میتواند در کوتاه مدت به فراموشی روایتهای محلی و در بلندمدت به کاهش فرصتهای گردشگری و پژوهش منجر شود. با این حال، فرصتهای زیادی برای بازتعریف نقش ساری در چارچوب میراث فرهنگی وجود دارد: از ایجاد شبکه موزههای محلهای تا طراحی رویدادهای فرهنگی با حضور هنرمندان بومی و در کنار آنها سرمایهگذاری از سوی بخش خصوصی. اجرای این مسیر میتواند به تقویت هویت شهری، افزایش آگاهی عمومی و بهبود درآمدهای پایدار شهر منجر شود. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل، این تغییر ممکن است با همکاری سازنده میان شهرداری، شورای اسلامی شهر، حوزههای میراث فرهنگی و دانشگاهها به واقعیت تبدیل شود.
یادداشت پایانی
این گزارش با هدف روشنسازی وضعیت و چارچوبهایی برای آینده نگارش شده است و بازتابدهنده دیدگاههای کارشناسان و منابع داخلی است که در این نسخه به صورت بازنویسی خبری ارائه میشود. برای علاقهمندان به تحقیقات بیشتر، میتواند بعنوان یک پایه پژوهشی برای بررسی سیاستهای میراث فرهنگی و شورای شهری در مازندران کاربردی باشد. به گزارش تیم محتوای آرشیو کامل.
