سپندارمذگان: جشن زمین و زن در ایران باستان با روایت تازه

نخستین نگاه به سپندارمذگان با نگاهی تاریخ‌مند و رویکرد خبری

سپندارمذگان، یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی، با پنجمین روز از ماه اسفندارمذ در گاه‌شماری کهن آغاز می‌شد و نه تنها به عنوان جشنی برای به‌پا‌سختگی فصل و زمین بلکه به‌عنوان نمادی از نقش زن، زمین و باروری تفسیر می‌شد. در این گزارش با رویکردی تاریخی-فرهنگی به این آیین نگاه می‌کنیم تا معنای واقعیِ آن را در بستر تاریخ ایران باستان ملاحظه کنیم و از کلیشه‌های ساده‌انگارانه فاصله بگیریم. به گزارش تیم آرشیو کامل، سپندارمذگان صرفاً به جشن‌هایی با منش شبیه به مهمانی‌های شبانه تقلیل نمی‌یافت، بلکه پیوندی فرهنگی، کیهانی و اجتماعی بود که از منظر اخلاقی و تمدنی به آن نگاه می‌شد. در سطور پیش رو، نخست به ریشه‌های تاریخی و معنایی این جشن می‌پردازیم و سپس با مرور تقویم و بافت اجتماعی آن در دوران‌های مختلف، پیوستگی بین زمین، زن و نقش آیینی آن را روشن می‌کنیم.

ریشه‌شناسی و جایگاه واژگان در سپندارمذگان

واژه جشن در زبان‌های کهن ایران‌زمین ریشه‌ای پیچیده دارد. سپندارمذگان نام یکی از آیین‌های برجسته ایران باستان است که به صورت‌های «اسفندگان» یا «اسبندارمذگان» نیز آمده است. این نام از سپنتَه آرمَئیتی، ایزدبانویی که به معنای پاکی، فروتنی و بردباری است، گرفته می‌شود و سپندارمذ در باورهای دینی-اجتماعی جایگاهی ویژه به زمین و مادینه می‌داد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که زمین در این جهان‌بینی مقدس بود و سپندارمذ نگاهبان این بُعد از وجود انسان و جامعه بود. تاریخ نگاری‌های کهن نشان می‌دهد جشن سپندارمذگان نه تنها برای ایجاد همگرایی کشاورزان و پیروان آیین‌های دینی بود، بلکه تماشاگرِ پیوند میان فروتنی و باروری زمین و کرامت زنان به‌شمار می‌آمد. در این راستا، برخلاف تصوری که برخی از جشن‌های باستانی به آن می‌نگرند، سپندارمذگان یک آئین مذهبی-اخلاقی بود که هدفِ آن ستایش زمین و زنان و یادآوری باروری و نظم جهان است، نه صرفاً بزم و تفریح.

زمین و زنان در مرکز روایت سپندارمذگان

در سنت‌های کهن، زمین به عنوان مادری زایا در نظر گرفته می‌شد و زنان به عنوان نماد باروری و استمرار نسل دیده می‌شدند. این جشن، که با گرامی‌داشتِ زنان و سپاس‌گزاری از زمین همراه بود، به بیان فرهنگیِ جامعه ایرانی، مراد از «شادی» را به معنای تعالی معنوی و همبستگی اجتماعی تعبیر می‌کرد. در متون تاریخی، روایت‌های موثقی وجود دارد که از سپندارمذ به‌عنوان ایزدِ موکلِ زمین و پشتیبانِ زنان صالِح یاد می‌کند و نشان می‌دهد که این روز چگونه می‌توانست به عنوان «عید زنان» در نظر گرفته شود. در این چارچوب، هدیه دادن به زنان، نوعی نمادِ پاسداشت و کرامت بود و در برخی منابع نزاع و اختلاف به‌عنوان مراحلی از شیوه‌های اجتماعیِ آن زمان به چشم می‌خورد. با این حال، این تصویر در طول تاریخ بازخوانی شده و در دوران معاصر نیز با بازنگری‌های پژوهشی، به‌ویژه در نیمه قرن بیستم، دوباره به‌عنوان نمادی از زن و زمین بازنمایی شد.

تقویم باستانی و تبدیل به تقویم کنونی

در تقویم اوستایی و گاه‌شماری‌های ایرانی، پنجم اسفندارمذ با جشن سپندارمذگان هم‌زمان بود و در نهایت، گاه‌شماری رسمی با تفاوت‌های زمانی به شکل امروزی تبدیل شد. برخی پژوهشگران مدرن، مانند محمد نجاری، با استناد به گزارش‌های تاریخی، پنجم اسفند را زمان دقیق جشن در تقویم کنونی می‌دانند؛ هرچند اختلاف بر سر تبدیل تقویمی به معنای وجود جشن است و نه وجودِ خودِ آیین. این جشن، به دلیل پیوند عمیق با زمین و فرایند باروری، همواره با تغییرات تاریخی کارکردی مشخص داشت و در هر دوره با زبان و روایتی نو روایت می‌شد. در این زمینه، نام «اسفند» به خودی خود ریشه‌ای تاریخی دارد؛ از پارسی میانه به اوستایی و در نهایت به سپنتَه آرمَئیتی برمی‌گردد. این پیوستگی میان زبان و مذهب نشان می‌دهد که سپندارمذگان به‌عنوان جشنی باستانی، ریشه‌ای فلسفی و نمادین داشت که از طریق زمین و زنان به نظم اجتماعی و رازهای هستی اشاره می‌کرد.

قرائت‌های دوران معاصر و بازتولیدِ معنای جشن

در دهه‌های اخیر، سپندارمذگان با نگاه پژوهشیِ نوینی از منظر فرهنگی و تاریخی باز خوانی شده است. در سال 1341 خورشیدی، ابراهیم پورداوود پیشنهاد کرد پنجم اسفند به‌عنوان «روز پرستار» نام‌گذاری شود تا این جشن، به‌عنوان نمادی از صبر و مراقبتِ زنان در زندگی روزمره دیده شود. این پیشنهاد، با تکیه بر ارتباط میان سپندارمذگان و پرستاریِ مادری و مراقبت از زمین، در تقویم رسمی ثبت شد و هم‌اکنون به عنوان بخشی از گفتمانِ تاریخی-اجتماعی ایران، نقش خود را در یادآوری ارزش‌های زمینی و انسانی حفظ می‌کند. در این بخش نمی‌توان از اهمیتِ ارج‌گذاری به زنان و کارِ اجتماعیِ آنان در بستر تاریخ چشم‌پوشی کرد؛ اما باید توجه داشت که سپندارمذگان همچنان یک جشنِ باستانی است که در طول سده‌ها با روایت‌های مختلفِ فرهنگی و دینی تفسیر شده است. این رویکردِ چندلایه، به‌ویژه در رسانه‌های جمعی و مطالعات فرهنگی، به روشن شدن رابطه بین زمین، انسان و جنسیت کمک می‌کند و از سطح کلیشه‌های عصر حاضر فراتر می‌رود.

نقطه‌نظر اجتماعی-فرهنگی امروز

اگر به‌دنبال یک فهم اجتماعی از سپندارمذگان باشیم، باید به این نکته توجه کنیم که این جشن چه پیامدهای اخلاقی و اجتماعی برای جامعه دارد. این آیین، با تأکید بر زمین و مادینه، می‌کوشد تا ارزش‌هایی چون صبر، همکاری، مسئولیت ملی و حفظ منابع طبیعی را به مخاطبانِ امروزی یادآور شود. در عین حال، اهمیتِ بازشناسی معنای جشن از سرگرمی‌های سطحی را نیز دربر می‌گیرد تا نشان دهد که فرهنگِ کهن ایران باستان چگونه به عنوان زبانِ نمادینِ جهان‌بینیِ یک جامعه عمل کرده است. به بیان دیگر، سپندارمذگان می‌تواند کانونی باشد برای گفت‌وگو دربارهٔ رابطهٔ انسان با زمین، جایگاه زنان در جامعه و چگونگیِ بازتولیدِ این ارزش‌ها در سال‌های پیش رو. این رویکرد، برای مخاطبان خبری امروز که به دنبال تحلیل‌های عمیق و کارآمد هستند، امکان می‌دهد تا از مسیر روایتِ تاریخیِ جشن‌ها به سمت تحلیلِ عملیِ سیاست‌های اجتماعی و فرهنگی حرکت کنند. این شیوه می‌تواند به تقویتِ فهم جمعی از تاریخِ مردم‌سالاریِ کهن ایران و حفظِ پیوندِ بین گذشته و حال کمک کند.

تحلیل نقادانه از سپندارمذگان در ایران امروز

با وجود گرامی‌داشتِ زمین و زنان در سپندارمذگان، برآیند فهمِ امروز باید رویکردی متوازن در قبال تاریخ و وضعیت اجرایی جامعه داشته باشد. به‌عنوان یک جشن باستانیِ دارای بافتِ دینی و اجتماعی، سپندارمذگان می‌تواند به عنوان نمونه‌ای از همگانی‌سازیِ مفاهیمِ اخلاقیِ اسلامی-ایرانی در نظر گرفته شود که رعایتِ کرامتِ زن، حمایت از زمین و توجه به منابع طبیعی را در کنار حفظِ وحدتِ ملی تقویت می‌کند. اما این تحلیل نباید از پاره‌ای واقعیت‌های اجرایی فاصله بگیرد: تحققِ این مفاهیم به حضورِ فعالِ نهادهای مدنی و آموزشی نیاز دارد تا ارزش‌هایِ تاریخیِ جشن به شکلِ عملی در رفتار روزمره تبدیل شوند. همچنین، گزارش‌های تاریخیِ گوناگون نشان می‌دهند که گاه برداشت‌های نادرست از مفهومِ «جشن» منجر به تقلیلِ برخی ابعادِ معنویِ این آیین می‌شود؛ از این رو، بازخوانیِ آگاهانه با رویکردی علمی و اسلامی-ایرانیِ منطبق با قوانینِ جمهوری اسلامی ایران، می‌تواند به ایجاد توازن میان میراثِ فرهنگی و الزاماتِ اجتماعی کمک کند. در نهایت، سپندارمذگان به‌مثابه یک نمادِ فرهنگیِ پایدار می‌تواند به تقویتِ وجدانِ ملی در احترام به زمین و نقشِ زنان انجامیده و مسیرِ گفت‌وگوی فرهنگیِ بین نسل‌ها را هموار سازد.

به گزارش تیم آرشیو کامل، این مقاله با نگاهی جامع به تاریخچه و معنای سپندارمذگان نگاشته شده است تا فهمی دقیق و بی‌طرفانه از این جشن فراهم آورد و از سوی دیگر، با رویکردی نقدی به موضوعات اجرایی مرتبط با فرهنگ ایرانی بتنورد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا