سینمای ایران و تختی: دو روایت ماندگار در حافظه مخاطب

دو روایت درباره یک پهلوان؛ تختی در سینمای ایران

در سال‌های اخیر، ساخت دو فیلم درباره غلامرضا تختی، پهلوان تاریخ‌ساز ایران، به یکی از محورهای بحث درباره جایگاه سینمای ورزشی در کشور تبدیل شده است. این دو پروژه با رویکردها و زبان‌های روایی مختلف سعی داشتند تا جنبه‌های گوناگون زندگی و مرگ این قهرمان ملی را به نمایش بگذارند. کاوش در این دو روایت، ما را به چالش بن‌بست‌های تاریخی، فرهنگی و هنری می‌برد که همواره در تولید آثار بیوگرافیک و ورزشی در ایران وجود داشته است. به گزارش تیم آرشیو کامل، هدف از این بررسی، نشان دادن تفاوت‌های روایی و کارکردهای فرهنگی این دو اثر در کنار حفظ واقعیت‌های تاریخی است تا خواننده به درکی دقیق‌تر از جایگاه تختی در حافظه جمعی دست یابد.

جهان پهلوان تختی؛ روایتی که در مسیر پیش از انقلاب آغاز شد

فیلم «جهان پهلوان تختی» با سابقه‌ای از دهه‌های گذشته به عنوان یکی از نخستین پروژه‌های مهم درباره این پهلوان مطرح شد. بنا بود کارگردانی آن را علی حاتمی بر عهده بگیرد، اما درگذشت او مانع نهایی این پروژه شد. پس از آن، بهروز افخمی به عنوان کارگردان به ادامه کار پرداخت. این تلاش، دربردارندهٔ رویکردی اسطوره‌ای-یادگارمآبانه بود که می‌خواست وجهی تاریخی و فرهنگی از تختی را برای مخاطبان امروزی بازتولید کند. با وجود طرح‌های بلندپروازانه، این رویکرد با چالش‌های متعدد روبه‌رو شد؛ از جمله فشارهای اجرایی و زبانی که امکان بهره‌گیری از رویکردهای بیوگرافیک را دشوار می‌کرد. به گزارش تیم آرشیو کامل، مناقشات میان انتظارهای تاریخی و تمایل به جذابیت تماشاگران، این پروژه را در سازمان‌دهی و معرفی به مخاطبان مدرن با موانعی جدی روبه‌رو کرد.

غلامرضا تختی؛ روایتی جسورانه و تمرکز بر سرگذشت پهلوان

فیلم «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی، محصول سال ۱۳۹۷، با رویکردی نسبتاً جسورانه سعی کرد تا از چشم‌اندازی فراگیر، به زندگی این ورزشکار بپردازد. فیلم نه تنها به روایت زندگی روزمره او می‌پردازد، بلکه به بررسی فشارهـای اجتماعی و ورزشی، رابطهٔ تختی با جامعه و همچنین پرسش‌های پیرامون پایان زندگی او می‌پردازد. این رویکرد سبب شد که فیلم از برخی جنبه‌ها به نظر مخاطبان ورزشی شاید کمتر جذاب به نظر برسد، اما از منظر تحلیل روانی و اجتماعی، فضایی برای تفکر درباره تبعیض‌ها، فشارهای رسانه‌ای و پیچیدگی‌های قهرمان‌سازی ارائه کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این اثر با پرداختی تاریک‌تر و رویکردی پژوهشی- انسانی، سعی کرد تصویر دقیق‌تری از دوران زندگی تختی ارائه دهد و در عین حال مرگ او را به عنوان موضوعی قابل نقد مطرح کند.

دو روایت، دو زبان سینمایی، یک پرسش بنیانی

اگرچه هر دو فیلم از منظر تاریخی و فرهنگی به تختی می‌نگرند، رویکردهایشان تفاوت‌های چشمگیری دارد. یکی با رویکردی بیوگرافی- علمی و دیگری با رویکردی کاراگاهی- روایی، هر دو به نحوی در پی بازنموایی جنبه‌های گوناگون زندگی تختی هستند. برخی منتقدان نسبت به روایت اول که به شکل حماسی و اسطوره‌ای به زندگی تختی نگاه می‌کند، ابراز نگرانی کرده‌اند که این رویکرد ممکن است به جای بازنمایی واقعیت‌های تاریخی، تصویری مبهم از شخصیت ارائه دهد. در مقابل، روایت دوم با تمرکز بر زندگیِ فردی و تضادهای داخلیِ پهلوان، سعی دارد تا از مسیر پرسش‌گری و کشف حقیقت به مخاطب نزدیک‌تر شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفت‌وگوهای نقدی نشان می‌دهد که پویایی حافظه تاریخی ایران در برابر روایت‌های مختلف همچنان زنده است و هر دو لایهٔ هنری در این بحث سهمی دارند.

نخش و جایگاه نقد در سینمای ورزشی ایران

داستان تختی نه تنها درباره یک قهرمان ورزشی است بلکه درباره چگونگی نمایش تاریخ ورزش در ایران نیز روایت می‌شود. برخی منتقدان، از جمله کسانی که در سال‌های اخیر به بررسی فیلم‌های ورزشی پرداخته‌اند، بر این باورند که سازندگان باید میان حفظ حقیقت و ایجاد جذابیت هنری تعادلی برقرار کنند تا هم به واقعیت‌های زندگی این شخصیت احترام بگذارند و هم از منظر جذابیت دیداری و در دسترس بودن برای مخاطبان، نتیجه‌ای قابل قبول ارائه دهند. در این چارچوب، از دیدگاه برخی منتقدان، رویکردهای جسورانه و گاه ناپایدار ممکن است با واکنش‌های منفی مواجه شوند؛ اما آنها هم به ضرورتِ پرداخت به موضوعی مانند تختی اشاره می‌کنند که به تفکیک ابعاد فردی و اجتماعی او می‌پردازد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفتگوها نشان می‌دهد که فضای نقد سینمای ایران در حوزهٔ بیوگرافی ورزشی، هنوز با چالش‌های ساختاری و فرهنگی روبه‌رو است و باید به سلامت واقعیت و نیازهای مخاطب توجه کند.

آینده بیوگرافی ورزشی در سینمای ایران و درس‌هایی از تختی

دو روایت تختی که در دهه‌های اخیر ساخته شده‌اند، نشان می‌دهند که صنعت سینما در ایران با رویکردهای مختلفی برای نمایش زندگی چهره‌های ورزشی روبه‌روست. برخی از این رویکردها به سوی بازنمایی دقیق‌تر و پژوهشی‌تر حرکت کرده‌اند، در حالی که برخی دیگر به دنبال ایجاد اثری با ساختار روایی-درام و با رویکردی مشابه اسطوره‌سازی بوده‌اند. این گوناگونی، همچنان می‌تواند به تقویت پژوهش‌های تاریخی و نقدی در حوزهٔ فیلم‌های ورزشی کمک کند و به مخاطب‌ها اجازه می‌دهد تا از میان روایت‌های گوناگون، به درک عمیق‌تری از زندگی تختی و پیام‌های فرهنگی پیرامون او دست یابند. به گزارش تیم آرشیو کامل، آیندهٔ بیوگرافی ورزشی در ایران به تعامل بین تحقیق تاریخی، عدالت روایی و آزادی هنری وابسته است و می‌تواند با حفظ خطوط قرمز فرهنگی، به تولید آثار باکیفیت و تأثیرگذار منجر شود.

چه کسانی پاسخگوی حافظه تختی هستند؟ نظر مخاطبان و منتقدان

در این میان، پرسش کلیدی این است که مخاطبان کدام روایت را به عنوان منبعی معتبرتر برای حافظه تاریخی خود می‌پذیرند. برخی از مخاطبان به روایت زندگیِ عمیق‌تر و با رویکرد هم‌زیستی با زمانِ تختی تمایل دارند، در حالی که گروهی دیگر به نسخه‌ای با رویکرد تحلیل‌گرتر و پژوهشی‌تر علاقه‌مندند که به جزییات تاریخی و منابع مستند تکیه می‌کند. این تنوع پاسخ‌ها، نشان می‌دهد که حافظهٔ جمعی در ایران، همچون هر فرهنگ دیگری، با روایت‌های گوناگون به شکل پویا و چندلایه تعامل می‌کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این گفت‌وگوها می‌تواند به پویایی بیشتر در نقد و پژوهش درباره سینمای ورزشی کمک کند و زمینه‌ای برای مباحثات سازنده بین نسل‌های مختلف فراهم آورد.

نتیجه‌گیری و دعوت به گفت‌وگو

با وجود تفاوت‌های روایی و رویکردهای هنری، دو فیلم درباره تختی در کنار یکدیگر بخش مهمی از گفتمان تاریخی- فرهنگی ایران را تشکیل می‌دهند. هر یک از این آثار در جایگاه خود می‌تواند به بازشناسی ابعاد زندگی تختی و همچنین مباحث مربوط به بیوگرافی ورزشی در ایران کمک کند. در پایان این مرور، از مخاطبان گرامی دعوت می‌شود تا با بررسی این دو روایت و مقایسهٔ رویکردها، نظر خود را دربارهٔ کارآمدی هر روایت در حفظ و منتقل کردن تاریخ این پهلوان ابراز دارند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحث می‌تواند به شکل‌گیری گفت‌وگوی سازنده‌ای بین نسل‌های مختلف منجر شود و به ارتقای کیفی نقد سینمای ورزشی کمک کند.

تحلیل حقوقی-اجرایی درباره روایت‌های تختی

در چارچوب قوانین فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، تولید آثار بیوگرافی از چهره‌های تاریخی ورزشی باید با رعایت صحت تاریخی، حفظ کرامت فردی و اجتناب از تحریف صورت گیرد. مسئولیت این امر بر عهده کارگردانان، فیلمنامه‌نویسان و تهیه‌کنندگان است تا با توجه به ملاحظات اخلاقی و فرهنگی، از اغراق یا جهت‌گیری‌های تبلیغاتی خودداری کنند. رویکردهای پژوهشی- تاریخی و دقت در منابع، می‌تواند به تقویت اعتماد مخاطب و اعتبار اثر بیفزاید و از منظر حقوقی و نظارتی، به رعایت پروتکل‌های نمایش و سیاست‌های فرهنگی کشور کمک کند. از این منظر، مقایسهٔ دو روایت تختی می‌تواند به ارزیابی‌های مستمر در شوراهای نظارت فرهنگی و مجوزهای نمایش منبعی معتبر تبدیل شود و به ارتقای کیفیِ کار هنری منجر گردد. بنابراین مخاطبان باید به رویکردهای معتبر و مستند توجه کنند و از آثاری استقبال نمایند که تعادل میان حقیقت تاریخی و آزادی بیان را حفظ کرده باشند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا