دو محور اصلی در سخنان تازهٔ رئیسجمهور
در گفتوگوی اخیر با محوریت روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران، رئیسجمهور با تأکید بر تمایل به صلح و دستیابی به تفاهم با ایالات متحده، همزمان بر محدودیتها و چارچوبهای موجود در فرایند مذاکراتِ جهانی تأکید کرده است. این ترکیبِ شاهراهی از اشتیاق به توافق و واقعگرایی نسبت به ساختارهای بینالملل، نشان میدهد که ایران به رغم شیبی روشن به سمت گفتگو، از هرگونه تغییر در قالبهای مرسوم مذاکره حمایت نمیکند و به دنبال طراحی رویکردی است که بتواند خلاءهای دیپلماتیک را پر کند. در همین راستا، سخنان جدید نشان میدهد که صحبت از مذاکره صرفاً به معنای بازگشت به گفتوگو نیست، بلکه به معنای بازتعریف مفاهیم و چارچوبهای قدرت در منطقه است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این نکته که ایران آمادهٔ تفاهم است اما آمریکا با جنگ بر این تفاهم سایه میافکند، نشان میدهد که ماهیتِ منازعه از جنبهٔ حقوقی به جنبهٔ اخلاقی-سیاسی دگرگون شده است و این تغییر میتواند منجر به بازتعریفِ زبانِ دیپلماسی شود.
در ادامهٔ سخنان رئیسجمهور، رویکردِ جدی نسبت به موازنهٔ منطقهای و جایگاه ایران در این توازن به وضوح مطرح شد. به زبانِ سادهتر، منازعهٔ منطقهای دیگر تنها مسئلهٔ هستهای نیست؛ بلکه مسئلهٔ روابطِ قدرت و منطقِ تعامل با کشورهایی مانند اسرائیل و همچنین نحوهٔ برخورد با بازیگرانِ غیرایرانی در این حوزه است. این نکتهها به وضوح از تحولِ راهبردی خبر میدهد که باید در قالب یک «نقشهٔ راه دیپلماتیک» روشن و کارا قرار گیرد تا بتوان از فرسایشِ دیپلماسی جلوگیری کرد. در این چارچوب، جایگاه ایران در موازنهٔ قوا و نحوهٔ مدیریتِ حضورِ راهبردیِ کشور در منطقۀ غرب آسیا با شدت و دقت بیشتری بررسی میشود.
با این توضیح، یکی از نکاتِ کلیدیِ این گفتوگو، ورودِ مستقیمِ موضوع اسرائیل به محورِ مذاکرات و تبیینِ کارکردِ عملیاتِ دیپلماتیک است. در واقع، به نظر میرسد که آمریکا موضوعِ ایران و اسرائیل را بهعنوانِ یکی از ستونهای تعیینکننده در معادلهٔ امنیتیِ منطقهای میبیند و این امر، در نگاهِ سیاستگذاران داخلی نیز بازتاب داده شده است. در چنین زمینهای، تعبیرِ سخنانِ رئیسجمهور دربارهٔ اینکه «طرفِ مقابل به دنبالِ گرفتنِ همهٔ مؤلفههای قدرت ایران است»، میتواند بهعنوانِ یک «تحولِ راهبردی» تعبیر شود؛ یعنی اینکه فشار برای بازتعریفِ نقشهٔ امنیتیِ منطقه، نه تنها با هدفِ مهامِ هستهای، بلکه بهعنوانِ کلیدی برای بازتعریفِ جایگاهِ ایران در معادلهٔ بسطِ قدرت از منظرِ طرفهای مختلف دیده میشود. به گزارش تیم آرشیو کامل، این چارچوبِ تازه نشان میدهد که فرایندِ مذاکره، در صورتی که به یک نقشهٔ راهِ دیپلماتیکِ روشن بدل نشود، میتواند به فرسودگیِ دیپلماسی و کاهشِ کاراییِ ابزارِ دیپلماتیک منجر شود.
تبدیلِ منازعه از سطح حقوقی به سطح اخلاقی-سیاسی
یکی از محورهای اصلیِ بحث، جابهجاییِ سطحِ منازعه از چارچوبِ حقوقیِ مذاکره به سطحِ اخلاقی-سیاسیِ روابط بینالملل است. این انتقالِ معنایی، از منظرِ تحلیلگران به معنای از دست رفتنِ کارآییِ ابزارهای حقوقی و فنی است، و بهجای آن، اهمیتِ «روایتِ قدرت» و «تصورِ منطقِ طرف مقابل» بهطورِ جدی مطرح میشود. در این فضا، سیاستِ گفتوگو باید بهعنوانِ راهی برای تعریفِ روابطِ قدرت در منطقه تفسیر شود وگرنه بهصورتِ بیعملی در میآید. از این منظر، ایران باید بینِ ارائهٔ مصالحِ لازم برای گفتوگو و حفظِ جایگاهِ استراتژیکِ خود تعادل ایجاد کند تا در مذاکراتِ آینده امکانِ گریز از بازتولیدِ فشارهایِ نامشروعِ دیگران وجود داشته باشد. همچنین، با توجه به تحلیلهایِ کارشناسان، این شکلِ جدلِ زبانِ دیپلماتیک، میتواند به بازتعریفِ کارکردِ مذاکرات منجر شود که در نهایت، بهجایِ «گرفتنِ همهٔ امتیازها»، به «تعاملِ قِوامبخشِ منافع ملی» منجر گردد.
در این باره، دیدگاهِ موضعیِ ایران نسبت بهِ نقشِ کشورهایِ هممرز و همسو در منطقه، بهویژه در زمینهِٔ حفظِ هستهِٔ دیپلماسیِ غیر مستقیم، همواره مورد توجه بوده است. برخی تحلیلگران بر این باورند که این تغییرِ رویکرد، میتواند بهعنوانِ پاسخی منطقی به فشارهایِ صریح و یا پنهانِ بازیگرانِ فرامنطقهای باشد که خواستارِ کاهشِ فرصتِ مانورِ ایران در صحنهٔ بینالمللی هستند. بنابراین، اگر چه این تحول، گامی به سمتِ تقویتِ وحدتِ رویکردِ سیاسی است و امکانِ حفظِ کارآییِ ابزارِ دیپلماتیک را در قالبِ دوبارهِ طراحیِ استراتژیک فراهم میکند، اما باید با دقتِ بالا بهگونهای پیاده شود که منافعِ ملیِ ایران را در برابرِ تضعیفِ احتمالیِ دیپلماسیِ چندجانبه حفظ کند.
چارچوبِ جدیدِ آمریکا و تأثیر آن بر ایران
یکی از مباحثِ پرطرفدارِ این گفتوگو، ارزیابیِ چارچوبِ امنیتیِ غربِ آسیا در قالبِ گزارشِ امنیت ملیِ آمریکا (NSS 2025) است. گزارشِ مذکور، با اتکاء به تحلیلِِ روندهایِ منطقهای، پیشبینیِ برخوردِ شدیدِ قدرتهای منطقهای با حضورِ ایران را مطرح میکند و در این چارچوب، بهروشنی دریچهٔ بیشتری برایِ آزادیِ عملِ اسرائیل در مسیرِ اقداماتِ پیشگیرانه گشوده میشود. از منظرِ ایران، این تحلیل، در تبیینِ واقعیتِ ژئوپولتیکِ منطقه، میتواند بهعنوانِ یک منبعِ راهبردی جهتِ تنظیمِ پاسخهایِ دیپلماتیک و امنیتی به کار گرفته شود. در این چارچوب، برخی از بازیگرانِ عربی نیز به دنبالِ افزایشِ توانِ بازدارندگیِ خود هستند تا جایگزینِ حضورِ مستقیمِ آمریکا در منطقه را تقویت کنند. به این ترتیب، توازنِ منطقهای به شدت حساسِ مقابلِ ایران، به سمتِ سمتگیریِ سختافزاریِ بیشتری سوق پیدا میکند و فشار بر ایران برایِ محدودسازیِ توانِ موشکی و پهپادی و کاهشِ حضورِ منطقهای، از منظرِ قدرتِ قوا شدت مییابد. در این فضا، این سؤال مطرح میشود که چگونه میتوان با حفظِ هویتِ ملی و جلوگیری ازِ فرسایشِ دیپلماسی، از تعمیقِ شکافها و خشکیدنِ کانالهای گفتوگو جلوگیری کرد؟
نگاه به نقشِ اسرائیل و تصمیمگیریِ دیپلماتیک
به موازاتِ بحثِ بالا، نقشِ اسرائیل در معادلهٔ امنیتیِ منطقهای بهطورِ مشخصی درِ گفتوگو گشوده میشود. اشارهٔ رئیسجمهور به آزادیِ عملِ اسرائیل برای اقداماتی که به تعبیرِ برخی میتواند به «پایشِ جدی» یا «اقداماتِ پیشگیرانه» تعبیر شود، نشان ازِ مشروعیتِ فرافکنیِ سیاستِ امنیتیِ منطقهای دارد؛ بهعبارتی، این کشور بهعنوانِ یکی از بازیگرانِ اصلیِ منطقه، در چارچوبِ موازنهِٔ قدرتِ منطقهای در حالِ تغییر است. در این میان، ایران با حفظِ خطوطِ قرمزِ سیاست خارجی، باید بتواند با گفتوگوهایِ هوشمندانه و استفاده از ابزارهایِ قانونیِ داخلی، حضورِ خود را در صحنهِٔ بینالمللیِ منطقه حفظ کند و از طریقِ همکاریِ سازنده با همسایگانِ عرب و دیگرِ بازیگرانِ اثرگذار، به کاهشِ تنشها و جلوگیری ازِ رخدادِ بحرانهایِ غیرقابلِ برگشت بپردازد. این مسیر، اگرچه باِ ریسکهایِ اجرایی همراه است، اما با تدوینِ نقشهٔ راهِ دیپلماتیکِ روشن و همسو با قوانینِ جمهوری اسلامی ایران، امکانپذیر است. به گزارش تیم آرشیو کامل، این رویکرد میتواند چارچوبی برایِ مدیریتِ روابط با اسرائیل و سایرِ بازیگرانِ منطقهای فراهم آورد و از فرسایشِ فرصتهایِ گفتوگو جلوگیری کند.
نتیجه و چشمانداز کلان
آنچه در یک جمعبندی از سخنانِ رئیسجمهور دیده میشود، دو واقعیتِ بنیادین است: نخست، انتقالِ منازعه از حوزهِٔ حقوقی به حوزهِٔ اخلاقی-سیاسی و دوم، فقدانِ یک نقشهٔ راهِ دیپلماتیک که بتواند روابطِ خارجیِ ایران را در جهانی که روزبهروزِ آنارشیکتر میشود، مدیریت کند. این دو مولفه بهطورِ موازی میتوانند تعیینکنندهٔ مسیرِ آیندهٔ مذاکراتِ ایران با کشورهایِ شرق و غربِ جهان باشند؛ بهویژه در شرایطی که قدرتهای اصلیِ منطقهای و فرامنطقهای در حالِ بازتوزیعِ نیروها هستند. اگر راهبردِ دیپلماتیکِ روشن و کارامد برایِ مدیریتِ روابطِ خارجیِ ایران طراحی و اجرا نشود، احتمالِ فرسایشِ دیپلماسی و کاهشِ اثرِ قدرتِ ملی وجود خواهد داشت و این وضع، به نفعِ طرفِ مقابل است. به گزارش تیم آرشیو کامل، افقِ آینده بهخصوص در زمینهٔ امنیتِ منطقهای و توانِ بازدارندگیِ ایران، به شکلِ مستقیم با چگونگیِ طراحیِ این نقشهٔ راه ارتقاء مییابد و میتواند به حفظِ منافعِ ملی و تعادلِ قوا در منطقه منجر شود. در پایان، تعادلِ سیاسی-نظامیِ منطقه، بهنوعی با تصمیماتِ اجراییِ غیرسیاسی اما امنیتیِ مرتبط است و نیازمندِ تصمیمگیریِ ملاحظاتی است که هم از منظرِ حقوقیِ داخلی و هم از منظرِ قوانینِ بینالمللی، معتبر و مشروع باشد. این رویکرد، اگر بهدرستی اتخاذ شود، میتواند منجر به حفظِ امنیتِ ملی و جلوگیری ازِ فرسایشِِ توانِ داخلی شود، آنهم در جهانی که به سرعت در حالِ تغییر است.
تحلیل اجرایی-سیاسی با رعایتِ قوانینِ جمهوری اسلامی ایران
در چارچوبِ قوانینِ داخلی، توصیه میشود که هر گونه تحلیلِ سیاست خارجی با توجه به چارچوبهایِ قانونی و امنیتیِ کشور صورت پذیرد و از هرگونه دستهبندیِ سیاسیِ خارج از چارچوبِ قانونِ اساسی پرهیزشود. از منظرِ اجرایی، بهکارگیریِ چارچوبِ نقشهٔ راه دیپلماتیکِ روشن و منطبق باِ اصولِ عملیِ امنیتی-دیپلماتیک میتواند موجبِ حفظِ صداقتِ گفتوگو با طرفهای مذاکره، کاهشِ ریسکِ بنبستهایِ دیپلماتیک و حفظِ جایگاهِ ایران در معادلهٔ منطقهای شود. همچنین، استفاده ازِ زبانِ واقعگرایانه و مسئولانه در تبیینِ مواضعِ کشور، بهویژه در برابرِ فشارهایِ بیرونیِ نامشروع، میتواند به تقویتِ اعتمادِ بینالمللی و کاهشِ تنشهایِ غیرضروری بینجامد. بهطورِ عملی، اجرایِ این رویکرد مستلزمِ تشکیلِ کارگروههایِ هماهنگِ دیپلماتیک، با حضورِ نمایندگانِ نهادهایِ مختلفِ کشور و با محورِ حفظِ امنیتِ ملی و عزتِ ملی است. همچنین، نیاز است تا مذاکراتِ غیرمستقیم با دقتِ بیشتری مدیریت شود تا ازِ رساندنِ پیامِ دولتی بهصورتِِ تقلیلِ کاراییِ ابزارِ دیپلماتیک جلوگیری شود. این رویکرد میتواند به ایجادِ ثباتِ بلندمدت در روابطِ خارجیِ ایران کمک کند و از بهوجود آمدنِ فضایی که بهسودِِ اَشخاصِ ثالث باشد، جلوگیری نماید. در نهایت، حفظِ وحدتِ ملی و پایبندیِ بهِ اصولِ حقوقِ بینالملل، بهویژه در حوزهِٔ حقوقِ هستهای و امنیتِ منطقهای، عاملِ اصلیِ موفقیت در پیادهسازیِ چنین نقشهای است.
