مقدمه
به گزارش تیم آرشیو کامل، در روزهای اخیر با توقف یا کاهش فعالیت دو برنامهٔ محبوب خانوادگی در شبکههای ملی، شاهد جابهجایی قابل توجهی در فضای رسانهای به سمت پلتفرمهای اینترنتی و تولیدات تاکشویی هستیم که بیشتر تکیه بر گفتگو با چهرههای سرشناس و جنجالی دارند. این تغییر از یکسو نشان میدهد که محرکهای اقتصادی و نگهداشت مخاطب در فضای دیجیتال به سرعت در حال تغییر است و از سوی دیگر پرسشهای بنیادین دربارهٔ مسئولیت اجتماعی رسانه، کیفیت محتوا و سازوکارهای درآمدزایی را دوباره مطرح میکند. این خبر با بررسیهای دقیق تر از منظر اقتصاد رسانه و اخلاق حرفهای تدوین شده است تا تصویری روشنتر از روند جاری ارائه دهد.
عبور از قالبهای سنتی و تهییج مخاطب با استفاده از حاشیهها
در بازار مکارهٔ تولید محتوا، هر چه سطح هیجانآفرینی و حاشیهسازی بالاتر باشد، دستکم در کوتاه مدت میتواند به افزایش بازدید و درآمد منجر شود. از این منظر، فهرستی از نمونهها نشان میدهد که چه بسا برخی اجراهای قدیمی همچون برنامههای خانوادگی که کمتر به بازنگری از منظر اجتماعی و اخلاقی میپرداختند، به تدریج جای خود را به تاکشوهای اینترنتی بدهند که با اعمال قالبی مشابه اما با آزادی عمل بیشتر در حوزهٔ میزبانان و میهمانان، در مسیر جلب توجه مخاطب گام برمیدارند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این تغییرات تنها به دلیل جذابیت تقلید نشدهاند؛ بلکه بهدلیل تغییرِ معادلاتِ اقتصادیِ تبلیغات دیجیتال و استخراج درآمد از طریق بازدیدها و پاداشهای یوُتیوبی شکل میگیرند. در گزارشهای منتشر شده آمده است که تولیدکنندگان این گونه محتواها برای جذب مخاطب، از ترندهای جنجالی و سلبریتیمحور استفاده میکنند تا نرخ تعامل و مدت زمان تماشای ویدئوها را بالا نگه دارند. این روند، اگرچه میتواند پُربیننده باشد، اما پرسشهای اساسی دربارهٔ صحت اطلاعات، مسئولیت اجتماعی و آثار فرهنگیِ بلندمدت آن بر جامعه را نیز به همراه میآورد.
نمونههایی که در این گزارش به آنها اشاره میشود، نشان میدهد که شور و هیجانبرانگیزیِ گفتوگوهای سلبریتیها و پرداختهای میلیونیِ میزبانان میتواند بهسرعت به روایت غالب رسانهای تبدیل شود. در برخی مواقع، مواردی مثل گفتوگوهای پر حاشیه یا نمایش موقعیتهای نامتعارف از طریق پلتفرمهای آنلاین، برای دیده شدن و کسب درآمد، به نقطهٔ تمرکز برنامهها تبدیل میشود. این رویکرد، علاوه بر اثرگذاری بر تعیین مدلهای مصاحبه و روایت خبری، میتواند استانداردهای کیفی محتوا را زیر سوال ببرد و رقابت را به سمت معیارهای سطحی و زودگذر سوق دهد. به گزارش تیم آرشیو کامل، این مسئله در کنار نقشِ سرمایهگذاریهای تبلیغاتی و قراردادهای همکاری با چهرههای پرطرفدار، میتواند به چشماندازی از رسانههای جوانتر و پرهزینهتر اما با سطح عامیانهتر از درکِ واقعیتها منتهی شود.
تبیینِ رویکردهای حقوقی و اخلاقی در مواجهه با پدیدهٔ تاکشوهای اینترنتی
در این فضا، بحثِ مسئولیت اجتماعیِ رسانهها بیش از هر زمان دیگری مطرح میشود. برخی از کارشناسان و فعالان رسانهای نسبت به تمایل به استفاده از صحنههای جنجالی و پرداختهای سنگین به میهمانان برای ایجاد جذابیتِ تبلیغاتی هشدار میدهند. آنها تأکید میکنند که بازار تبلیغات دیجیتال و درآمدهای مربوط به بازدیدها، نباید به هر قیمت باعث فریب مخاطب یا عادیسازی رفتارهای ناهنجار شود. این موضوع از منظر حقوقی نیز حساس است؛ چرا که قوانین مرتبط با تولید محتوا، حفظ حقوق مخاطب، کنترل محتوا و جلوگیری از گسترش بیاعتمادی به رسانهها، همواره باید در نگاهِ مسئولان و تهیهکنندگان برنامه حفظ گردد. به گزارش خبرگزاریها و گزارشهای داخلی، برخی اقدامها در فضای آنلاین با واکنشهای منفی جامعه روبهرو شده و در برخی موارد، پلیس فتا یا مراجع نظارتی نسبت به حذف یا محدودیت محتوا دست به اقداماتی زدهاند. این روند نشان میدهد که سیاستگذاری رسانهای در کشور به سمت شفافیت و پاسخگویی حرکت میکند؛ هرچند در بلندمدت، حفظ توازن بین آزادیِ بیان و حمایت از ارزشهای اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی از اهمیت بالایی برخوردار است.
در این میان، برخی از نمونههای تاریخیِ رسانهایِ ملی نیز بهوضوح نشان میدهند که مسئولیتپذیری اجتماعیِ سازندگان، میتواند از طریق جلوگیری از ارائهٔ تریبون به رفتارهای ناهنجار یا جنجالی که ممکن است به گسترش قبیلهگرایی یا ناپاکی اخلاقی بینجامد، شکل بگیرد. به عنوان نمونه، اقدامهای اخیر در برخی برنامهها برای حذف بخشهایی که با ارزشهای خانوادگی و اجتماعی مطابقت نداشتند، نشان میدهد که رسانهها میکوشند تا با بازنگریِ محتوایی، سطحِ پذیرشِ عمومی را حفظ کنند. با این وجود، این روند همواره با چالشهایی همراه است؛ از جمله توازن بین آزادیِ بیان و حفظِ استانداردهایِ اخلاقیِ جامعه و همچنین حفظِ اعتمادِ مخاطبان نسبت به منابع خبری. این تحلیل بر اساسِ بررسیهای انجامشده و گزارشهای منتشرشده است و تأکید دارد که ادامهٔ این مسیر نیازمندِ گفتوگوی پویا بین نهادهایِ خبررسانی، نهادهایِ قانونی و مردم است تا هم اندازهگیریِ اثراتِ اقتصادی و هم حفظِ ارزشهایِ اجتماعی به شکلِ پایدار تحقق یابد.
باورهای اقتصادی و اثرات مالی بر ساختارِ رسانهای
یکی از نکاتِ کلیدی در این تحول، تغییر در مدلهای درآمدی است. بهگفتهٔ برخی فعالان رسانهای در فضای دیجیتال، درآمدهایِ میلیاردیِ از طریق بازدیدها و قراردادهایِ تبلیغاتیِ پنهان یا آشکار، به میهمانانِ برنامهها پرداخت میشود تا همکاری با این برنامهها را برای مدت زمان طولانی تضمین کند. این پدیده در گزارشهای داخلی به عنوان یکی از عواملِ پررونق شدن تاکشوهای اینترنتی مطرح شده است؛ جایی که میزبانان با وجودِ اختلافهای کیفیِ محتوا، بهخاطر دسترسی به منابعِ مالیِ بالا، به دعوتِ بیشتر و حفظِ فرصتهایِ تعامل با چهرههای پُرطرفدار تشویق میشوند. از منظر اقتصادِ رسانه، چنین فرایندی میتواند باعثِ رقابتِ ناسالم شود؛ جایی که کیفیتِ محتوا به قیمتِ طولانی بودنِ گفتگو و وجودِ مباحثِ جذابِ جنجالی تنزل میکند. در عین حال، این تغییرات میتواند به گسترشِ کارکردهایِ تبلیغاتیِ غیررسمی و گاه فراموششدنِ اخلاقِ حرفهای منجر شود. با وجودِ اینها، برخی از طرفدارانِ این مدل استدلال میکنند که با وجودِ فضای رقابتیتر و گستردهترِ دیجیتال، مخاطبانِ جوان تر از طریق محتوایِ جذاب و پاسخگو به انتظارهایشان دسترسی بیشتری به اطلاعاتِ گوناگون پیدا میکنند؛ اما این نکته تنها زمانی پایدار است که محتوا از نظرِ صحت و ارزشِ افزوده برای مخاطب دارایِ توجهِ سازنده باشد.
در این باره، منابعِ مختلف گزارش میکنند که برخی از میهمانانِ این تاکشوها در برابرِ پرداختهایِ قابلِ توجه به توجیهِ حضورهایِ طولانی و گفتگوهایِ جنجالی رضایت میدهند. این امر، به ویژه برای هنرمندانِ دورانِ ناپایدارِ سینمایی و تلویزیونی که با کاهشِ فرصتهایِ شغلی روبهرو هستند، میتواند بهعنوان یک منبعِ درآمدِ اضافی عمل کند. اما سوالِ مهم این است که آیا این مسیرِ درآمدی با امنیتِ اجتماعیِ فرد و جامعه سازگار است یا نه؟ پاسخِ این پرسش، به رویکردِ مسئولانه در تولیدِ محتوا و معیارهایِ اخلاقیِ رسانه بستگی دارد. در گزارشها اشاره شده است که برخی از مدیرانِ رسانهها و واحدهایِ تولید محتوا به دنبالِ حفظِ فاصلهِٔ مناسبِ میانِ سرگرمی و مسئولیتاندیشیِ اجتماعی هستند تا از ایجادِ اثراتِ منفیِ اجتماعی جلوگیری کنند. این رویکرد، اگر با شفافیتِ مالی و گزارشدهیِ روشن همراه باشد، میتواند به اعتمادِ عمومی و پایداریِ ارزشهایِ فرهنگی کمک کند.
نمونههای برجسته و بازتابهای عمومی
در این زمینه، اشاره به برخی نمونهها از میانِ گزارشها حائزِ اهمیت است. به خصوص در دورهای که برنامههایی مانند «نصفِ شب» و سایر نمایشهای پربیننده به دلیلِ رویکردهایِ تازه یا حذفِ برخی بخشها از پلتفرمهای مجازی، مواجه با تغییراتی شدند؛ این تغییرات با بازنشرِ مجددِ محتواها و بحثهایِ پیرامونیِ آنها در شبکههای اجتماعی همراه است. از سوی دیگر، اشاره به روایتهایی مانند برخوردهایِ متفاوت با مسائلِ اخلاقی و عرفی در صحنهٔ اجراها، نشان میدهد که جامعهٔ مخاطب با وجودِ فشارهایِ اقتصادی و فضایِ پرچالشِ اجتماعی، به دنبالِ محتوایِ باکیفیت و پاسخگو به پرسشهایِ اخلاقیِ جمعی است. در این میان، برخی گزارشها به درآمدهایِ میلیونیِ تولیدکنندگانِ محتوا از محلِ بازدیدها اشاره میکنند و توضیح میدهند که این پول بهطورِ مستقیم یا غیرِ مستقیم به ایجادِ فرصتهایِ شغلیِ جدید برایِ گروههایِ زیرِخطِ تولید میانجامد. با این وجود، این نکته نیز وجود دارد که چنین سرمایهگذاریها میتواند به شکلِ غیرشفاف یا نامتوازن انجام شود؛ در نتیجه نیاز بهِ نظارتِ مستقل و روشهایی برایِ شفافسازیِ فرآیندهایِ مالیِ مربوط بهِ تولیدِ محتوا بیش از پیش احساس میشود.
بازتابِ عمومی به خوبی نشان میدهد که مخاطبان به دنبالِ گفتوگوهایِ دارایِ عمقِ فکری، تحلیلهایِ دقیقِ اجتماعی و رویکردهایِ اخلاقیِ محتوا هستند. اگرچه برخی از طرفدارانِ این مدل، مزایایِ اقتصادی و امکانِ حفظِ شغل در دورانِ تحولاتِ رسانهای را برجسته میکنند، اما در مقابل، منتقدان تأکید میکنند که در بلندمدت، کاهشِ کیفیتِ محتوا و فرایندِ عادیسازیِ رفتارهای نامناسب میتواند به کاهشِ اعتمادِ عمومی نسبت به رسانهها منجر شود. این نکتهٔ کلیدی نشان میدهد که درکِ درستِ وضعیت، نیازمندِ بررسیِ چند جانبه و مشارکتِ فعالِ نهادهایِ نظارتی و کارشناسانِ حوزهٔ رسانه است تا از طریقِ سیاستگذاریِ هوشمند، بتوان توازنِ مناسبی بینِ جذابیتِ محتوا و حفظِ ارزشهایِ فرهنگیِ جامعه برقرار ساخت.
جمعبندی و نتیجهگیری
در پایان میتوان گفت که تعطیلیِ برخی برنامههایِ تلویزیونیِ خانوادگی و جایگزین شدنِ آنها با تاکشوهایِ اینترنتیِ پرمخاطب، بازتابدهندهٔ یک تغییرِ اساسی در مدلِ اقتصادِ رسانهای است. این تغییر، با وجودِ فرصتهایِ جدید برای درآمد و حضورِ گستردهٔ چهرهها، همچنین با چالشهایِ اخلاقی و اجتماعیِ مهمی روبهرو است. انتشارِ محتوا با معیارهایِ شفافیتِ مالی، پاسخگویی به مخاطب و حفظِ استانداردهایِ اخلاقیِ جامعه میتواند به پایداریِ رسانهها کمک کند. در عینِ حال، توجه بهِ محدودیتهایِ قانونی و چارچوبهایِ حقوقیِ جمهوری اسلامی ایران، بهخصوص در حوزهِٔ انتشارِ اطلاعاتِ حساس و حفظِ آرامشِ اجتماعی، از اهمیتِ بالایی برخوردار است. برای حفظِ تعادلِ میانِ آزادیِ بیان و حفظِ ارزشهایِ جامعه، پیوستگیِ بینِ نهادهایِ سیاستگذار، مدیرانِ رسانه و جامعهٔ مخاطب ضروری است. به گزارش تیم آرشیو کامل، پاسخِ پایداری به این پرسشها، در گروِ توسعهٔ فرهنگِ پژوهشمحور، شفافیتِ مالی و پاسخگوییِ مسئولانهٔ رسانههاست تا همگان بتوانند از فرصتهایِ رسانههای دیجیتال بهرهگیرند، بدونِ اینکه با آسیبهایِ اجتماعیِ ناخواسته مواجه شوند.
تحلیل حقوقی-اجتماعی
این تحلیل بر چهار محور متمرکز است: حقوقِ مخاطب و دسترسیِ شفاف به اطلاعات، مسئولیتِ اجتماعیِ رسانهها و چهرههایِ میزبان، توازنِ بینِ آزادیِ بیان و حفظِ ارزشهایِ فرهنگیِ جامعه، و ثباتِ اقتصادیِ فرایندهایِ تولید محتوا. بر اساسِ قوانینِ جمهوری اسلامی ایران، رسانهها باید از انتشارِ اطلاعاتِ کاذب یا رفتارهایِ مغایر با موازینِ اخلاقی و عرفی پرهیز کنند و به دنبالِ گسترشِ آگاهیِ صحیح در جامعه باشند. همچنین، هرگونه پرداختِ مستقیم یا غیرمستقیم به میهمانانِ برنامهها باید با شفافیتِ کامل و رعایتِ قوانینِ مالی و تبلیغاتی انجام پذیرد تا از هرگونهِ ابهامِ قانونی جلوگیری شود. در عینِ حال، با توجه بهِ فشارهای اقتصادیِ موجود، امکانِ استفادهٔ بهینه از پلتفرمهای دیجیتال وجود دارد، اما این امر تنها با وجودِ نظارتِ دقیق و استخراجِ گزارشهایِ منظمِ مالی محقق میشود. بهطورِ کل، رویکردِ سازنده به این مسئله آن است که بازارِ رسانهای با توجه بهِ اصولِ اخلاقی و قانونیِ کشور، به سمتِ شفافیتِ بیشتر و پاسخگوییِ اجتماعیِ عمیقتر حرکت کند و از مخاطبانِ خود در برابرِ سانسور یا گمراهیِ اطلاعات حمایت کند.
