تحلیل فقهی: آیا درخواست یاری از امامان و پیامبران شرک محسوب می‌شود؟

مقدمه

مسأله یاری‌خواستن از امامان و پیامبران همواره یکی از پرسش‌های مربوط به فهم آیه «إیَّاکَ نَعْبُدُ وَإیَّاکَ نَسْتَعِینُ» بوده است. آیا این آیه به صراحت هر گونه تقاضای کمک از غیر خدا را نفی می‌کند یا تعبیرهای فقهی-تفسیرى می‌تواند به تشریح جایگاه استعانت از غیر خدا و معنای عبادت منتهی شود؟ در این گزارش با نگاهی فقهی-اسلامی به این سؤال می‌نگریم و با ارزیابی منابع دینی و دیدگاه ابن‌المومنی که در گفت‌وگو با پایگاه‌های فکری نقل شده، ضمن حفظ واقعیت‌های تاریخی بحث را بازخوانی می‌کنیم. به گزارش تیم آرشیو کامل، موضوع در این قالب به شکل تحلیل خبری-فنی و هم‌سو با رویکردهای علمی ارائه می‌شود تا از گزافه‌گویی و تبلیغ‌گری فاصله بگیرد.

در گزارش حاضر تلاش می‌شود تا زمینه‌های کلامی، فقهی و عملی بحث روشن شود و به صورت ساختاریافته به سوال مطرح شده پاسخ داده شود. در عین حال، از تعبیرهای ساده‌انگارانه پرهیز می‌شود تا حاشیه‌های اجرایی و اخلاقی موضوع نیز روشن گردد.

چارچوب آیه و مفهوم استعانت

آیه قرآن کریم با عبارت «إیَّاکَ نَعْبُدُ وَإیَّاکَ نَسْتَعِینُ» به دو بخش اصولی اشاره می‌کند: توحید ویژه در عبودیت و توسل به خدا در استعانت. در بسیاری از منابع فقهی و تفسیرى، این ترکیب به معنای این است که انسان با خدا پیوندی دو سویه دارد: او را می‌پرستد و تنها از او برای یاری درخواست می‌کند. با این حال، با دقت در متن آیه و قراین معنایی، روشن می‌شود که این بیان به مفهوم نفی تمام استعانت از غیر خدا نیست، بلکه به نفی تقرّب به غیر از خدا در قالب معبود و پروردگار مطلق انجام می‌شود. این نکته اهمیت دارد که غیر خدا به عنوان وسیله و ابزار برای انجام کارها می‌تواند وجود داشته باشد، بدون اینکه به منزله جایگزین پروردگار مطلق قلمداد شود.

در این مسیر، تفسیر درست از مفهوم «یاری‌خواهی» به تمایز میان عبودیت و استفاده از ابزارهای مخلوق می‌انجامد. به تعبیر برخی منابع، انسان در زندگی روزمره نیازمند همکاری با دیگران است و این همکاری… در کنار pure عبودیت الهی نمی‌تواند به معنای شرک باشد، مگر اینکه به پروردگار غیر قابل انکار تعبیر شود و از مسیر توحیدی خارج گردد. این نکته از منظر فقهی و کلامی به شدت مورد توجه است و به عنوان یکی از مباحث پایدار در فضای گفتگوهای دینی مطرح می‌شود.

گفت‌وگو با حجت‌الاسلام مومنی و تبیین شبهه

در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام کریم مومنى، پیرامون این سؤال که آیا استفاده از کمک از امامان یا پیامبران با آیه یادشده منافات دارد یا خیر، دیدگاه‌هایی بیان می‌شود که می‌تواند چارچوب بحث را روشن‌تر کند. وی با رویکردی دقیق و با تیسیر به توضیح می‌پردازد که اگر برداشت از آیه چنین باشد که استعانت از هر کسی غیر از خدا شرک است، این نتیجه به کل استعانت از پیامبران و ائمه را نیز دربرمی‌گیرد و در نتیجه حتی از انبیای الهی نیز نباید تقاضای کمک کرد. این برداشت، به گفته او، به کلّی انسان را از هر گونه کمک از غیر خدا محروم می‌کند و با واقعیت زندگی انسانی که از صفر تا مرزهای بیماری و نیاز با دیگران در تماس است، ناسازگار است.

وی همچنین تصریح می‌کند که هرچند آیه به طور صریح فقط از «یاری» می‌خواهد سؤالاتی ایجاد می‌شود، اما با توجه به رویکرد قرآن به توحید و به شیوه‌ای که به «ایاک نعبد» همراه با «ایاک نستعین» اشاره می‌کند، می‌توان مفهوم توحیدی را در کنار یاری از غیر خدا در قالب مخلوق دانست. به عبارت دیگر، دیدگاه مزبور می‌خواهد تفکیک بین عبادت، که تنها برای خداست، و استعانت از مخلوق به عنوان وسیله یا ابزار را روشن کند. به گزارش تیم آرشیو کامل، این بحث در چارچوب فقهی-کلامی ایران معمولاً به این شکل تبیین می‌شود که انجام کارها با کمک دیگران، چه پزشکی، چه انسانی یا حتی معنوی، در چارچوب توحید باقی می‌ماند و شرک به معنای پرستش غیر خدا نیست مگر اینکه غیر خدا به منزلۀ پروردگار مستقل یا جایگزین خدا تلقی شود.

در ادامه، مثالی تاریخی مطرح می‌شود: موسی(ع) با عصای بی‌جان به کارها می‌پرداخت و این نمونه نشان می‌دهد که استفاده از ابزارهای مخلوق به خودی خود ایه شرک نیست؛ بلکه آیا این ابزارها به عنوان عبودیت الهی یا به عنوان معبود جایگزین به کار گرفته می‌شوند؟ پاسخ با تأکید بر این نکته داده می‌شود که عبادت به خدا اختصاص دارد و استعانت می‌تواند به وسیله‌های مخلوق در مسیر خداوند و با نیت بندگی در برابر پروردگار باشد.

واقعیت‌های زندگی و مرزهای فقهی-اجتماعی

یکی از نکته‌های کلیدی بحث این است که زندگی انسان با همکاری و کمک دیگران شکل می‌گیرد. از تولد تا پایان عمر، انسان‌ها به والدین، مراقبان بهداشتی، پزشکان، دوستان و همکاران خود متکی‌اند. این واقعیت با نگاه توحیدی می‌تواند به این نتیجه منجر شود که استعانت از غیر خدا به منزله قطع رابطه با خدا نیست، بلکه اصلاح رویکرد به استفاده از ابزارها و منابع غیر الهی در چارچوب بندگی و عبودیت است. بنابراین، تفاوت حیاتی در این برداشت این است که غیر خدا را به عنوان معبود یا پروردگار مستقل در نظر نگرفته و به عنوان وسیله‌ای انسانی برای انجام کارها نگریسته شود. در این چارچوب، ائمه و پیامبران نیز می‌توانند به عنوان افراد معصومی باشند که در کنار هدایت الهی، از ابزارهای بشری بهره می‌برند و این بهره‌برداری به معنای جایگزینی پروردگار نیست.

بعلاوه، نکته اجرایی-اخلاقی مهم این است که پذیرش این رویکرد به معنای پذیرش هر نوع تقاضای کمک از غیر خدا در همه سطوح نمی‌شود. برای نمونه در مراقبت‌های پزشکی یا روندهای تشخیصی و درمانی، به دلیل وجود نیازهای بشری، استفاده از تخصص‌ها و منابع مادی و معنوی غیر خدا امری طبیعی و گریزناپذیر است؛ اما این امر به معنای عبور از مسیر عبودیت و توحید نیست، بلکه به معنای استفاده از امکانات ممکن در چارچوب فرامین الهی و با نیت بندگی است.

جمع‌بندی و نکته‌های اجرایی

در پایان، می‌توان نتیجه گرفت که مفهوم «ایاک نعبد و ایّاک نستعین» دارای ابعاد مختلفی است: از یک سو، توحید و پرستش فقط برای خداوند و نفی هر گونه شریک در پرورندگی، و از سوی دیگر، امکان استفاده از ابزارهای مخلوق به منظور انجام کارهای روزمره و حلّ مسائل با نیّت بندگی. این رویکرد با نگرشی که در گفت‌وگوی فقهی با حجت‌الاسلام مومنی بیان شده است، به صراحت از تفسیری که استعانت از هر غیر خدا را به معنای شرک تفسیر کند، جلوگیری می‌کند مگر اینکه به جایگاه پروردگار مستقل تقابل شود. به گزارش تیم آرشیو کامل، اصل بحث بر این است که هدف از استعانت، حفظ توحید در عبودیت است و استفاده از غیر خدا در قالب ابزار و وسیله‌ای نیست که به جای خدا بنشیند یا به عنوان معبود مستقل پدید آید.

تحلیل حقوقی-اجرایی و دینی

تأکید بر این نکته ضروری است که فقه اسلامی به ویژه در مباحث استدلالی شیعه، با تفاوت‌های اندک میان تفاسیر مختلف، معمولاً بر این باور استوار است که استعانت از غیر خدا باید با هدف بندگی و با نگاه به توحید انجام شود و در صورتی که به طور ثابت به جای خدا به عنوان پروردگار مستقل مطرح شود، رویکردی خلاف توحید تلقی می‌شود. اما این امر به معنای انکار تمامی نقش‌های بشری در زندگی نیست و القای اینکه انسان به طور کلی از هرگونه کمک غیر الهی بی‌نیاز است، به رغم واقعیت‌های زندگی انسان، نادرست است. نکته کلیدی این است که در هر مورد باید با بررسی نیّت، تأثیر و نتیجه، از منظر فقهی-اخلاقی قضاوت شود. در نهایت، این بحث می‌تواند به تقویت رویکردی مثبت و سازگار با زندگی مدرن کمک کند که در عین حفظ اصول توحیدی، از ابزارهای مخلوق به نحو مسئولانه استفاده کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا